تبليغاتX
کردستان در اسناد خارجی
2007/9/14 14:32

سند وزارت امور خارجه ی بریتانیا درباره ی قاضی محمد و

 

جمهوری کردستان

 

در سال1942 مهاباد به مرکز فعالیت های ملی کردها در کردستان تبدیل شد و "قاضی محمد" نیز به عنوان رهبر این نهضت برگزیده شد. در ماه فوریه ی 1945 روس ها اجازه ندادند تعداد نیروهای ایرانی در منطقه ی مهاباد افزایش یابد. حزب "کومه له ی کورد-جمعیت کرد" با جدا شدن از حزب توده نقش مهمی در تحریک ملی گرایی کردها برای مقابله با ایران بازی کرد...پنج تن از سران کرد که پیش از این به همراه افسر روسی به باکو سفر کرده بودند در بازگشت"حزب دمکرات کردستان" را به رهبری "قاضی محمد" تاسیس کردند. چاپخانه ای در شهر"مهاباد" گشایش یافت تا روزنامه ی"نیشتمان" در آن تاسیس گردد.

 

FO371/52702persian Kurdistan 6april1946

 

در ماه زانویه ی 1946"کومه له ی نیشتمانی کورد" در شهر مهاباد جلسه ای تشکیل داد تاسیس جمهوری کردستان رسما اعلام و قاضی محمد به ریاست جمهوری برگزیده شد."حاجی بابا عیولو" نخست وزیر, "محمد خان شکاک" وزیر دفاع, "رشیدبگ هرکی" فرمانده ی کل نیروهای مسلح و "زیرو آقا" به فرماندهی نیروهای انتظامی برگزیده شدند... در همان جلسه, نصب پرچم کردستان در ادارات, ساختمان ها و نهادهای دولتی به تصویب رسید.

نیروهای انتظامی آرم"کوماری کوردستان-جمهوری کردستان" را بر سینه های خود نصب کردند... جمهوری کردستان همزمان با حکومت دمکرات آذربایجان در تبریز تاسیس شد...روس ها از دو حکومت تازه تاسیس دعوت کردند با یکدیگر همکاری کنند.پایتخت حکومت آذربایجان تبریز و رهبر آن "میرجعفر پیشه وری" بود. پیشه وری در نامه ای از قاضی محمد خواست که که یک حکومت منطقه ای کرد تحت حمایت او و روس ها در مهاباد تشکیل دهد اما قاضی محمد این درخواست را رد کرد و در پاسخ گفت: " ما خود با روس ها برای تاسیس یک دولت مستقل کرد به توافق رسیده ایم."

 

FO371/52702persian Kurdistan 6april1946

 

دولت کردستان از میاندوآب تا سردشت امتداد داشت.حکومت عراق, رهبر کرد اورامان "محمد رشید خان" را آزاد کرد اما نیروهای شوروی اجازه ندادند با جمهوری کردستان رابطه برقرار کند.

 

FO371/52702persian Kurdistan 6april1946

 

پس از مذاکرات طولانی سرانجام روس ها با سفر محمد رشید خان به مهاباد موافقت کردند. در مهاباد از سوی جمهوری کردستان نشان شرف و آزادی به وی اعطا و به عنوان فرمانده ی نیروهای مسلح مهاباد برگزیده شد...همچنین روس ها در ابتدا با حضور"ملا مصطفی بارزانی" در مهاباد و"شیخ احمد" مخالفت نمودند و ایشان را وادار به توقف در نقده نمودند. اکنون دولت ایران از سه سو با قاضی محمد, محمد رشید خان و ملا مصطفی در تقابل بود. کردها دیگر قایل به میاندوآب و سردشت هم نبودند بلکه ادعای حاکمیت بر ارومیه, خوی و ماکو را داشتند. بعدا با حکومت آذربایجان بر سر تعیین مرزهای دو جمهوری توافقاتی حاصل شد.

 

 FO371/52702persian Kurdistan 6april1946

 

...منابع بریتانیایی گزارش می دهند که روس ها نقش مهمی در تحریک کردها ی ترکیه, عراق و ایران برای تاسیس یک کشور مستقل داشته اند و جمهوری کردستان در مهاباد در واقع کانون اولیه ی تاسیس این کشور مستقل بوده است. در آوریل1946کردها به شهرهای "بانه","سقز" و "سردشت" هم یورش بردند.

 

FO371/52702from Tabriz to Tehran acting british concil 21feb 1946

 

ملا مصطفی و نیروهایش پس از پیوستن به نیروهای قاضی محمد تهاجم علیه سردشت را آغاز نمودند. در23 آوریل 1946رهبران کردستان و آذربایجان سومین قرارداد همکاری خود را در مجلس آذربایجان در تبریز منعقد نمودند. علاوه بر"قاضی محمد", "عبدالله گیلانی","عمر خان شریفی","محمد حسین سیف قاضی" وزیر سپاه ملی حکومت کردستان, "رشید بگ جهانگیری","زیروبگ بهادری" و "قاضی محمد خانازی" نماینده ی کردهای"شنو" حاضر بودند. نمایندگان آدربایجان نیز حاج میرزا علی شبستری, میرجعفر پیشه وری,صادق بادیجان و محمد بیربا بودند...در پایان کنفرانس مقرر شد موارد ذیل اجرا شود:

  1. تغییر نمایندگان طرفین در شهرهایی که لازم است.
  2. مشارکت کردهای مقیم آذربایجان و آذری های مقیم کردستان در امور حکومتی
  3. تشکیل هیات اقتصادی مشترک
  4. همکاری نظامی در شرایط حساس
  5. لزوم مواقت طرفین برای حضور مشترک در صورت اعلام مذاکرات در تهران
  6. فراهم آوردن تسهیلات لازم برای تدریس زبان های کردی و آذری در آذربایجان و کردستان
  7. اتخاذ موضع مشترک در برابر هرگونه خرابکاری دشمنان مشترک

در دسامبر1946قوای ارتش ایران با یورش به کردستان جمهوری کردستان را درهم شکستند...حکومت عراق از ایران خواست "ملا مصطفی" را به این کشور تحویل دهد...

روز31مارس1947مقامات ایران حکم اعدام قاضی محمد, سیف قاضی و صدر قاضی  را اجرا کردند و بدین ترتیب عمر جمهوری 11ماهه ی کردستان به پایان رسید.

 

FO371/61946from Tehran to FO 6feb 19747

 

منبع:کردستان و کرد در اسناد محرمانه ی بریتانیا(1),ترجمه ی بهزاد خوشحالی,1378,انتشارات نور علم

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

2007/8/30 13:29

         سند وزارت خارجه‌ي شوروي
                 

             مساله‌ي كرد

  دکتر افراساب هورامی /بهزاد خوشحالی

از: كميساري خلق به امورخارجه ( وزير خارجه‌ي اتحاد جماهير شوروي)
به : رفيق پتروف - كمينترن ، 4 جولاي 1924

وضعيت عمومي حاكم بر جهان ، مذاكرات ما با انگليسي‌ها در لندن ، تداوم قيام ملي در تركيه و وضعيت پيچيده‌ي حاكم بر ايران كه در حال تغيير به وضعيتي نوين در منطقه و جهان است ، به اتحاد جماهير شوروي اجازه نمي‌دهند كه با پشتيباني از نهضت ملي كردها و طرح مطالبات استقلال‌طلبانه‌ي ايشان ، خود را به مساله‌ي كردها سرگرم و مصالح جهاني خود را به مخاطره افكنيم . علاوه بر اين‌ها كمك به    ناسيوناليست‌ها كرد در تداوم مقاومت در برابر دولت‌هاي تركيه و ايران در خدمت منافع ما نخواهد بود چون پيش از همه چيز قيام مسلحانه‌ي كردها بر پيچيدگي كنوني وضعيت خاورميانه ، بيش از پيش خواهد افزود و عواقب ناگواري براي اين منطقه از جهان به بار خواهد آورد . اين را هم بايد اضافه كنم كه تشكيل دولت مستقل كرد ، درست در تضاد با منافع تركيه و ايران است . همچنين مي‌توان گفت ناسيوناليسم كردي فاقد يك بنياد اقتصادي مستقل است كه بتواند بر پايه‌ي آن ، دولت ملي خود را بنيان نهد . حال اگر برخي فرصت‌ها را هم براي كردها ( از جمله به حاشيه راندن تركيه ) مهيا كنيم باز هم نمي‌توان به تشكيل دولت كردي دل خوش داشت چرا كه بدون راضي نمودن نظر دولت انگليس در اين‌باره ، هيچ اقدامي نمي‌توان انجام داد و احياناً به توفيقي دست يافت .
حمايت از سران عشاير كرد همچنين به تيرگي روابط ترك‌ها و ايراني‌ها با ما منجر خواهد شد و به رويارويي غيرمستقيم آن‌ها با ما خواهد انجاميد . از سوي ديگر نبايد از تلاش‌هاي آشكار و پنهان انگليس در منطقه براي تاسيس دولت مستقل كردي غافل ماند به ويژه آن‌كه اگر اين دولت ، تحت قيموميت انگلستان قرار گيرد مورد توجه ويژه‌ي آن‌ها قرار خواهد گرفت . بنابراين منافع دولت اتحادجماهير شوروي ايجاب مي‌كند كه با پرهيز از موضع‌گيري‌هاي مستقيم ، مانع رودررويي كشور متبوع ما با دولت انگلستان شود .
بر اساس اصل رعايت توازن قوا ، در حال حاضر به هيچ‌وجه نبايد وارد يك رقابت تنگاتنگ با انگليس‌ها شد . همچنين به منظور پرهيز از ايجاد حس خصومت‌ورزي تركيه و ايران ، نبايد به پشتيباني از كردها برخاست اگرچه بي‌اعتنايي ما به آن‌ها ، كردها را به سوي انگلستان كشانده موجب شكست سياست‌هاي ما در خاورميانه خواهد شد . به همين خاطر پشتيباني ما از كردها ، علاوه بر آن‌كه سبب تشكيل جبهه‌ي متحد انگلستان - تركيه - ايران عليه ما خواهد شد اصل موازنه‌ي قوا را بر هم خواهد زد به همين خاطر نبايد براي حمايت از يك وضعيت مخاطره‌آميز با آينده‌اي مبهم ، ناسيوناليست‌هاي كرد را ياري و به سوي شرايطي شكننده گام برداريم . ناسيوناليسم آفريننده‌ي نيرويي است كه ما هيچ اعتقادي به آن نداريم . علاوه بر اين‌ها هيچ بعيد نيست كردها كه اكنون از ما درخواست همكاري و كمك مي‌كنند ناگهان مواضع خود را تغيير داده به انگليسي‌ها نزديك شوند
نبايد اين نكته را هم به فراموشي سپرد كه انگليسي‌ها بسيار خوب روي كردها كار كرده‌اند كه اين موجب تقويت اعتماد سران كرد به آن‌ها و دوري گزيني تدريجي از ما شده است .
بر اساس داشته‌هاي موجود مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه قيام مسلحانه‌ي كردها - پيروز يا شكست خورده - در نهايت به حساب انگليسي‌ها گذاشته خواهد شد . با در نظر گرفتن اين عوامل و با لحاظ نمودن تمام جزييات ، اكنون بايد كردها را تشويق به ترك قيام نموده و از تمامي توان خود براي دور نمودن آن‌ها از انگليسي‌ها استفاده كنيم . از اين‌رو مابر اين باوريم كه كردستان مستقل تنها در شرايطي محقق خواهد شد كه شرايط جهاني وارد يك دوران عدم توازن و ناپايداري شود ، بنابراين در شرايط ثبات نسبي فعلي ، كمك به انجام اين مساله در خدمت منافع هيچ‌يك از قدرت‌هاي منطقه و جهان نخواهد بود . .
همراه با سلام‌هاي كمونيستي

                                                        چيچيرين
  رونوشت:
رفقا : 1- پتروف 2- سورتيسنر 3- قره خان 4- شومياتسكي 5- پيتريس 6- بايگاني

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

2007/8/28 18:57

كردستان و كرد

در اسناد محرمانه ي بريتانيا

 

بهزاد خوشحالی

 

اشاره: این مجموعه در تلاش است با به تصویر کشیدن کردستان و کرد در اسناد محرمانه ی سایر کشورها, به تبیین نگاه این کشورها در مورد کردستان و کرد بپردازد.

 

بريتانيا و راهكارهاي گوناگون براي حل مسأله كرد

 

در سند شماره 254 كه تلگراف وزير خارجه «اريل كرزن» به «آدميرال سردي روبيك» نماينده سامي بريتانيا در استانبول به تاريخ 26 مارس 1920 است، چنين آمده است:

بازگشت به دو تلگراف پيشين (شماره 211 مورخ 28 ژانويه و شماره 306 مورخ 2 مارس)، سياستي كه در پيمان صلح دنبال مي‌كنيك آن است كه نمي‌خواهيم در كردستان، قيموميتي بريتانيايي يا فرانسوي يا منطقه‌اي با چند دولت كوچ و تحت الحمايه اروپا به وجود آوريم... ما مي‌خواهيم كردستاني خودگردان تأسيس كنيك كه مستقل از دولت عثماني و خارج از سلطه تركها باشد. براي سعادت كرد و آسوري و اقليتهاي مسيحي، بايد با نمايندگان كرد وارد گفتگو شد و نظر آنها را در مورد نوع حكومتي كه مي‌خواهند جويا شد چون انجام دادن هر اقدامي بدون رضايت اعضاي يك ملت، بسيار ناپسند است.

آيا شما موافق هستيد سيد عبدالقادر (شمديناني) يا كس ديگري به عنوان نماينده‌ي كردها از لندن ديدار كند؟ شريف پاشا هم اكنون در لندن بسر مي‌برد. اگر موافقت نماييد با او در مورد شرق و جنوب كردستان وارد گفتگو و مذاكره شويم.

پاسخ نماينده سامي بريتانيا در استانبول، «آدميرال دي روبيك» به شرح زير است:

از «آدميرال سرجي. دي روبيك» (قسطنطنيه)

شماره: 304

تاريخ: 29 مارس/1920

به سرورم اريل كرزن: وزير خارجه حكومت بريتانيا

اختلاف ديدگاههايي چند در مورد استقلال يا خودگرداني كردستان وجود دارد. در هر حال، عقيده واحدي ميان كردها وجود ندارد... بسياري از كردها ميل دارند حاكميتي مقتدر از بالا بر آنها فرمان براند، معدودي از آنها قائل به زعامت سران عشاير و مشايخ مذهبي هستند. ميان اين عده نيز اختلاف وجود دارد، اما همچنان كه اشاره نموديد مشايخ مذهبي هستند. ميان اين عده نيز اختلاف وجود دارد، اما همچنان كه اشاره نموديد جويا شدن نظر آنها نيز لازم مي‌نمايد... برخي روشنفكران كرد در خارج كردستان كه انديشه‌هاي منحصر به فردي دارند، در نشان دادن درجه‌ي نفوذ فكري- شخصيتي خود بر كردها زياده‌روي مي‌كنند. به عنوان نمونه، «شريف پاشا» در ميان كردها محبوبيت چنداني ندارد. او در ميان اعضاي (خانه كردها) نيز فاقد مقبوليت لازم است. در همان محفل، هستند كسان ديگري كه مي‌توانند نقش مؤثرتري در عمل نمودن آرزوهاي كرد ايفا كنند. به گمان من، ديدگاه برخي اعضاي (خانه كردها) شفاف‌تر است... بهترين اه براي فراخواني نمايندگان، دعوت شفاهي است... مناسب آن است كه حكومت عليه با ديدگاه روشنفكران مقيم كردستان نيز آشنا شود... به نظر من، گفنگو با مقامات فرانسه و اطلاع آنها از موضوع، به جهت جلوگيري از مشكلات بعدي نيز اهميت دارد. در نهايت، افتخار تأسيس يك كردستان مستقل، به بريتانياي كبير بازخواهد گشت.

Documents Of British Foreign Policy, 1919-1939. First, Vol. XIII, Turkey, Feb-Dec,1920

 

نامه‌ي ديگر نمايند‌ي سامي به «اريل كرزن» كه طي سند شماره 103 آمده به اين شرح است:

از نماينده سامي سرجي. دي روبيك (قسطنطنيه)

به وزرات خارجه بريتانيا ازيل كرزن

شماره: 861 تلگراف (E 44/11/9076)

قسطنطنيه 28 جولاي/1920

(تصوير اين تلگراف، با شماره‌ي 28 به بغداد ارسال شده است)

بازگشت به تلگرافي كه اخيراً فرستاده‌ام

آيا مي‌توانيد در مورد مسأله كردها و راهكارهاي حل آن كه اكنون، شيوه‌اي آشكار به خود گرفته است، اطلاعاتي در اختيارم قرار دهيد؟... «صدراعظم» با كردهاي ميانه‌رو (آنها كه قائل به حكم خودگرداني هستند) وارد گفتگو شده است. اما گمان مي‌رود بلشويسم، كردها را به خود مشغول كرده است... نهضت كمالي‌ها، افكار كهن را حذف نموده است... نظر «صدراعظم» نيز اين است: «اتونومي به كردستان اعطاء شده در پيمان نامه‌اي رسميت پيدا مي‌كند». خنثي نمودن اين همه دسيسه، كار آساني نيست... هنوز هم مشكلاتي وجود دارد كه پيش از اين در تلگراف 401 بدان اشاره نموده‌ام. به عقيده من، اجراي پيمان «سان رمو» بدون همكاري گرم فرانسه، كاي بس مشكل است، چون در حال حاضر، بسياري از كردها در حلقه‌ي نفوذ فرانسه قرار گرفته‌اند.

 Documents Of British Foreign Policy, 1919-1939. First  Series, Vol. XIII, Turkey, Feb-Dec,1920, P.108

 

گشت «ميجرنوييل» در كردستان و بازتابهاي آن

 

ضميمه‌ي نخست از سند شماره 549

خلاصه‌ي گفتگو‌هاي «مستر هوهلر» (منشي نمايند‌ي سامي بريتانيا در استانبول) و «ژنرال ماكوي» معاون «ژنرال هاربورد» كه در سپاه نظامي ايالت متحده خدمت مي‌كند.

ژنرال ماكوي از دوستان قديمي من است. او امروز صبح نزد من آمد. ماكوي گفت: مصطفي كمال، درباره‌ي منطقه‌ي «اورفا» مطالبي به من گفت. اين منطقه در شمال موصل قرار دارد. او همچنين در مورد تلاش جمعي از افسران بريتانيايي از جمله «ميجرنوييل» و «كلنل بيل» براي تأسيس يك «كردستان آزاد» مطالبي گفت. اين دو افسر نزديك بود در «ملاطيه» به اسارت گرفته شوند. من نيز فرصت را غنيمت شمرده مسأله را براي برادر آمريكايي خود باز كردم... به او گفتم: ما مانع احساسات ملي كسي نخواهيم شد... اما اين ملي گرايي كه آنها مي‌خواهند نصراني‌ها را از ميان بردارند، به هيچ وجه قابل قبول نيست... او (ژنرال ماكوي) گفت: اما تنها تعداد كمي از ارمني‌ها در آن سامان باقي مانده‌اند. از مطالب مندرج در روزنامه‌ها نيز اينگونه برمي‌آيد كه گويا مي‌خواهند ارمنستان جديدي تأسيس كنند. به او گفتم: «اورفا» و ديگر شهرها براساس پيمان آتش‌بس اشغال شده‌اند. در مورد تصميم حكومت عليه براي تأسيس يك كردستان آزاد نيز من بي‌اطلاعم... تا جايي كه اطلاع دارم اقدام آنها (نوييل و بيل) رسمي نبوده است چون پيش از آغاز مأموريت، از همراهان ايشان تعهد كتبي اخذ شد كه به هيچ وجه اقدامي عليه حكومت عثماني و عليه مصطفي كمال انجام ندهند... گمان مي‌رود نوييل به كردها عشق مي‌ورزد...

                                                                                                            تي.بي. هوهلر        

                                                                                                          14/10/1919

 

بريتانيا به مسأله كرد اهميت مي‌دهد

 

در پاورقي سند شماره‌ي 616، نامه‌ي «سردي روبيك» به «ايرل كرزن» وزير خارجه بريتانيا به شماره‌ي 271 مورخه 4 دسامبر 1919، چنين آمده است:

«روز 19 نوامبر، مذاكرات طولاني با وزير خارجه عثماني انجام دادم... به رشيد پاشا گفتم كه مي‌خواهم راجع به موضع بريتانيا در مورد كردها مطلبي را روشن كنم، چون سوء تفاهمي ميان دو طرف به وجود آمده كه نتيجه بازديد «ميجرنوييل» از ملاطيه» است.

«مستر ژيان» نيز در يادداشت‌هاي خود مي‌گويد: به رشيد پاشا گفتم: از زمان كه آتش بس، اعلام شده است، نماينده سامي ملاقتهاي روزانه متعددي با شخصيتهاي مختلف دارد. در رابطه با آنها (معقود اعضاي خانه كردها است) نيز موضع ما همواره سكوت بوده است و تا كنون در برابر خواستهاي آنها هيچ تعهدي نداده‌ايم. در مورد كردها نيز اگر چه همين كار را انجام داده‌ايم، اما به نظر ما آنها يك ملت هستند و به لحاظ ويژگيهاي قومي از ديگر ملل جهان متمايز مي‌شوند... نها حق دارند از حقوق ملي خود دفاع كنند... اما در مورد سرنوشت آنها بايد بگويم نماينده سامي چيزي نمي‌داند. حكومت عليه نيز تاكنون به نظري قطعي در مورد كردها و آينده‌ي ايشان دست نيافته است.

در همان يادداشت آمده است:

مسأله كرد از نظر حكومت عليه، بسيار مهم و مستلزم كاوشهاي دقيق است، چون كردها بخش اعظم گروه قومي مرزهاي شمال بغداد را تشكيل مي‌دهند، از اين رو بايد در مورد آينده‌ي كردها به بهترين راه حل ممكن دست يافت، چرا كه هر تغييري در آينده بين‌النهرين، از ديدگاه ما مهم و اساسي است... ما «ميجرنوييل» را جهت بررسي كردستان به برخي مناطق كردنشين فرستاديم تا اطلاعات جامعي از آنها تهيه و ارائه نمايد. به نظر من، در حال حاضر بهتر است با «خانه كردها» روابط مناسبي برقرار نماييم چرا كه در ميان نخبگان ايشان، افرادي با ذكاوت و داراي ديدگاههاي متعالي يافت مي‌شوند.

Documents Of British Foreign Policy,  Vol. Iv. First  Series, 1919. No. (616). PP 922-3

 

اهميت تحقيق در مورد كردستان توسط «ميجرنوييل»

 

«آدميرال سركالسورب» نماينده سامي بريتانيا در استانبول (سركالسورب، پيش از دي روبيك، اين مسئووليت را بر عهده داشت). نامه‌اي براي وزير خارجه بريتانيا «ايرل كرزن» ارسال نمود. شماره‌ي اين نامه، 1430 و تاريخ آن، 10 جولاي 1919 است. تصوير اين نامه نيز براي حاكم مدني بريتانا در بغداد ارسال شده است.

در اين نامه آمده است:

رابطه كردها و حكومت تركيه در بحراني‌ترين حالت ممكن بسر مي‌برد. تنها راه حل براي جلوگيري از گسست كامل، دنبال نمودن سياستي جهت تأسيس حكومت اقليت ارمني و تحميل آن به اكثريت كردهاست...

كالسورب در ادامه‌ي نامه‌ي خود، با نام بردن از «سيد عبدالقادر» و خاندان «بدرخانيان»، موافقت خود را با سفر نمايندگان كردهاي استانبول به كردستان و ديدار آنها با سران عشاير جنوب اعلان مي‌دارد به اين شرط كه ميجرنوييل آنها را همراهي ننمايد. هدف اصلي نامبرده از اين اقدام، دعوت كردهاي جنوب به آرامش و تشريح اوضاع وخيم شمال كردستان است.

كالسورب در ثايان نامه‌ي خود مي‌گويد: آنچه براي ما مهم است، بوجود آوردن مرزهاي آرام و امن براي بين‌النهرين است كه اين نيز با استقبال كرد و حكم خودگرداني كردستان، منافات ندارد.

Admiral Sir A. Calthrope (Consantinople), To Earl Curzon (Received July 11, No 1434, Constantinople, July 10, 1919)

 

نامه مستر هوهلر منشي اداره سامي بريتا در استانبول

به جون تيللي سرپرست وزارت خارجه بريتانيا

 

اين نامه كه با شماره 464 در اسناد وزارت خارجه بريتانيا ثبت شده در تاريخ21 جولاي1919 نگاشته شده است. نگارنده در نامه خود مي‌گويد: مساله‌اي كه تمام فكر و ذكر او را مشغول كرده است، مساله ملت كرد است... چند روز پيش، نوييل از بغداد به استانبول رسيد. او مردي فعال و باهوش است تنها گناه او عشق مافوق تصورش به كردهاست. ميجر نوييل، اكنون پيامبر كردهاست. از نظر او كردها نظير ندارند... مهربان، مهمان نواز و بخشنده هستند... نوييل هم سرانجام، لورنس كردستان خواهد شد.

Documents on British Foreign Policy, Vol Iv, First series, 1919 No (404)

 

بريتانيا و مساله ارمنستان

 

بخشي از يادداشتهاي روزانه «ميجرنوييل» بتاريخ 29 جولاي 1919 كه مبناي استنادات نماينده سامي بريتانيا در استانبول (كارلسورب) است، در سند شماره 469 آمده است:

«وضعيت موجود، به شيوه‌اي خطرناك، مرزهاي ارمنستان- تركيه را تهديد مي‌كند. ده‌هزار كرد، آماده‌ي قيام هستند چرا كه شايعات مربوط به تأسيس ارمنستان بزرگ در چارچوب مرزهاي كردستان، آتش نهضت ملي- ميهني كردها را شعله‌ور مي‌كند. در اين ميان، تركها نيز با طرح اين ادعا كه كردها مايل به همزيستي با تركها و تقويت جبهه اسلامي هستند، در تدارك توطئه و دسيسه‌اند:

Documents of the British Foregin Policy 1919-1939, First Series Vol, 1919 No (469) PP 704-705

بخش دوم

در جلسه 25 ژوئن 1919 نيز كه در خانه «كلتل ويلسون» برگزار شد، نخست وزير بريتانيا «لويد جورج» پرسيد: در صورت عدم حضور نيروهاي متفقين در خاورميانه، چه اقدامي براي ارمني‌ها انجام دهيم؟ اگر تركها نيز از منطقه عقب نشيني كنند، آنگاه ارمني‌ها در برابر كردها تنها مي‌مانند، بنابراين بهتر است بخشي از نيروهاي نظامي در آنجا باقي بمانند.

Ibid No. (428), PP.643-644

بدنبال پيشنهادات «كلنل ويلسون» در مورد آينده منطقه «آدميرال وايب» در نامه‌ي منتشر نشده‌ي مورخ 19 اگوست 1919 به «اريل كرزن» مي‌گويد:

اعتراضات جدي در مورد پيشنهادات «كلنل ويلسون» وجود دارد... چون اگر هر دو ايالت «وان» و «موش» در داخل دولت كردي آينده محاط شوند، آنگاه ضربه سنگيني بر پيكر ارمني‌ها وارد خواهد آمد، از اين‌رو در موافقت با پيشنهاد «ميجرنوييل» در گزارش 18 جولاي، يك راه‌حل ميانه مناسبترين خواهد بود... «نوييل» معتقد است پيش از همه چيز بايد با اتكا به نيروي نظامي، اصل تحت الحمايگي اجرا گردد... «آدميرال وايپ» نماينده سامي- موافق پيشنهادات نوييل است و از نتيجه طرحهاي «كلنل ويلسون» بيمناك... ايجاد چندين منطقه كردنشين در بين‌النهرين، تنها يك نتيجه دارد و آن، اين است كه راه را بر آرزوهاي مشروع ملت كرد خواهد بست.

Ibid No (498) P. 742

 در مورد راه حل ميانه پيشنهادي نوييل، كه اشارات چندي بدان رفت، نامبرده مي‌گويد:

دو ايالت «ترابوزان» و «ارزروم» دولتي ارمني تحت حمايت آمريكا تأسيس مي‌كنند. چهار ايالت ديگر نيز دولت كردستان تحت حمايت بريتانيا را بوجود مي‌آوردند. اين دو اقدام نيز مستلزم يك  نيمچه حاكميت تركي تحت نظارت اروپاست... بخشهايي از اين سند بشرح زير است :

For Convenience of Reference The Following Summariazation of the Proposais is Given: Trebizond and Erzerum Vilayets to form asingle Armenian State Under American Auspicies …….

Ibid No (545), PP. 814-815

 

همچنين نامه «سركراو» كه در تاريخ 12 اكتبر 1919 از پاريس به وزارت خارجه بريتانيا ارسال شده و طي سند شماره‌ي 545 منشر شده است بدين شرح است:

تصوير نامه‌اي كه نمايندگان كردها در كنگره صلح پاريس (ژنرال شريف و مستر فوربس آدامز) در مورد آرمان كردها ارسال نموده‌اند را به ضميمه تقديم مي‌كنم ... «شريف پاشا» گفته است «فوربس آدامز» از او خواسته يادداشتي تقديم كنگره نموده و مساله لزوم نظارت بريتانيا بر كردستان آينده را طرح نمايد ...

«مستر كراو» در ادامه نامه‌ي خود مي‌گويد: پذيرش قيوميت ارمنستان توسط آمريكا تأثيري بر مساله‌ي كردستان نخواهد گذارد. بنابراين در مقطع فعلي، بهتر است بريتانيا فارغ از تصميم آمريكا بخش اعظم كردستان را تحت الحمايه خود قرار دهد... شريف پاشا شفاهاً از من خواست موضوع «حمايت بريتانيا از اعضاي خانه كردهاي استانبول» را با هدف جلوگيري از برخورد مقامات عثماني با آنها به اطلاع نماينده سامي بريتانيا در استانبول برسانم... (گمان مي‌رود مستر كراو عضو هيأت بريتانيايي حاضر در كنگره‌ي صلح پاريس بوده است)

Ibid No (545),P (815)

 

 

وضعيت سياسي در كردستان

 

نامه شماره‌ «ب:4284» مستر شكبورگ از وزارت هند به لردهاردينگ

اين نامه در تاريخ 26 ژوئن 1919 به شماره 3299 منتشر شده است. در نامه آمده است:

بازگشت به تلگراف مورخه 9مي 1919، از سوي وزير خارجه به حاكم مدني در بغداد براي تأسيس ولايت موصل عربي و مناطق خودمختار كردنشين اختيار نام‌داره شد. اين مناطق خودمختار كه در اطراف ايالت عربي تأسيس مي‌شوند، داراي حاكم كرد و مشاوران سياسي بريتانيايي خواهند بود.

«مستر شكبورگ» در ادامه نامه‌ي خود مي‌گويد: توصيه‌هاي حاكم مدني بغداد در مورد كردستان، در تلگراف شماره 6666 پيشنهاد مي‌كرد حكومت بريتانيا مسؤوليت حمايت سياسي- نظامي مناطق كردنشين را برعهده گيرد... اين توصيه‌هاي حاكم مدني مشكلاتي چند ايجاد مي‌كرد. يكي آنكه پذيرش مسئووليت سياسي- نظامي در خاورميانه، مستلزم صرف هزينه‌هاي سنگين بود و ديگر آنكه گمان نمي‌رفت دولتهاي اروپايي قيموميت كردستان توسط بريتانيا را بپذيرند ...

در مورد بازگشت قدرت به تركها بعنوان يك راه حل بديل نيز، تلگراف شماره 456 مورخ13 جولاي مستر كارلسورب، حكايت از عدم موافقت با اين مساله داشت... مساله ديگر بررسي اين احتمال بود كه كردستان آينده به همسايه‌اي بالقوه خطرناك براي عراق، ارمنستان و مناطق كردنشين ايران تبديل شود. از ديدگاه مقامات بريتانيايي كردستان آينده، قواره سياسي ايران را تهديد مي‌كرد.

مستر شكبورگ در ادامه مي‌گويد: به هر حال گمان مي‌رود مستر مونتاگيو (وزير هند) در نهايت قائل به پذيرش پيشنهادات «كنل ويلسون» البته با تغييراتي چند- شود... مونتاگيو همچنين از نماينده سامي بريتانيا در استانبول خواست تحليل كاملي از اوضاع منطقه و راه‌حلهاي انتخابي ارائه نمايد

Ibid, No 545, 8(815)

سند شماره 584

اين سند، شرح مذاكرات «مستر ايرل كرزن» و «مسيو بيجون» فرانسوي است كه در تاريخ 12 نوامبر 1919 در محل وزارت خارجه بريتانيا انجام شد. در اين گفتگوها مستركرزن از همتاي فرانسوي خواست نظر رسمي و قطعي خود را در مورد مسائلي چون «ارزيابي وضعيت ارمنستان و آينده كردستان» اعلام نمايد.

Ibid, No(620) 1919, PP 925-928

 

 

معاهده‌ي كردها و ارمني‌ها

 

سند شماره 612 كه نامه «لردايرال كرزن» وزير خارجه بريتانيا به «آدميرال سردي روبيك» به شماره 1831 مورخ 10 دسامبر 1919 است، به يادداشت تفاهم 20 نوامبر پاريس اشاره مي‌كند كه توسط «بوغوس نوبار» نماينده‌ي ارمني‌ها و اوهانجيان نماينده جمهوري ارمنستان و شريف پاشا نماينده كردها به امضاء رسيده است... در اين نامه آمده است: نامبردگان در يادداشت خود گفته‌اند كه ارمني و كرد، خواسته‌هاي مشترك دارند و هدف آنها رهايي از سلطه‌ي عثماني با تأسيس ارمنستان بزرگ و كردستان مستقل تحت حمايت قدرتهاي بزرگ است. دو طرف، مساله خطوط مرزي را به كنگره صلح پاريس واگذار كرده‌اند.

«سردي روبيك» در تلگراف شماره 2135 مورخ 11 دسامبر 1919 مي‌گويد: اين بهترين خبري بود كه دريافت نمودم. فكر نمي‌كنم تاكنون خبري اين چنين مسرت بخش دريافت كرده باشم. به اعتقاد من، بايد همه‌ي توانايي ما مصروف اجراي اين يادداشت گردد.

«لرد كرزن» نيز در تلگراف شماره 1887 مورخ 20 دسامبر، دستگاههاي اداري- اجرايي را موظف نمود از هر گونه همكاري و مساعدت جهت تحكيم پيوندهاي كرد و ارمني دريغ ننمايند

«آدميرال سيرو وايپ» در نامه شماره 38 مورخ 8 ژانويه 1920 خطاب به مقامات وزارت خارجه بريتانيا گفت: هر چند تحكيم پيوندهاي كرد و ارمني بسيار مثبت ارزيابي مي‌شود، اما من در مورد عملي شدن پيمان نامه‌ي «شريف پاشا و نوبار پاشا» شك دارم... هر چند موضع «شريف پاشا» بسيار جوانمردانه است، اما نامبرده بدليل آنكه سالها در اروپا اقامت گزيده است، آگاهي چنداني از سرزمين مادري خود ندارد...

Documents on British Foreign Policy 1919-1939 First Series, Vol IV London, 1925

 

 

كنگره دسامبر 1919 بريتانيا و فرانسه در مورد تركيه

 

سند شماره 633

اين سند كه يكي از اسناد وزارت خارجه بريتانيا است به شيوه‌ي زير منشر شده است:

مذاكرات «انگلو- فرانسي» تا 23 دسامبر در كاخ وزارت امورخارجه ميان دو هيأت ادامه داشت. در اين جلسات، «كلنل گيبون» نيز هيأت بريتانيايي را همراهي مي‌كرد:

كردستان:

«لردكرزن» وزير خارجه بريتانيا با اشاره به يادداشت «مسيوبيرتيلو» درباره‌ي كردستان (سند شماره634) جلسه را آغاز نمود. در اين يادداشت، فرانسه پيشنهاد كرده بود بخشي از كردستان تحت حمايت قيوميتي قرار گيرد كه قرار است در مورد بين‌النهرين به اجرا درآيد. در مورد بخشهاي ديگر كردستان نيز مي‌توان يك اتحاد فدرالي براي عشاير كرد تحت سرپرستي انگليس و فرانسه پديد آورد بشرط آنكه سروري تركيه بر اين اتحاد فدرالي تضمين شود ...

«لردكرزن» پس از مطالعه يادداشت گفت: شگفت زده‌ام از اينكه حكمت بازگشت حكم سلطان عثماني- حتي بصورت ظاهري بر كردستان، چه مي‌تواند باشد؟ «كرزن» اين پيشنهاد و پيشنهاد مربوط به تجزيه كردستان را به اين صورت نپذيرفت. «مسيوبيرتيلو» در پاسخ گفت: ديگر تقسيم بندي‌ها نيز مانع يكپارچگي كردستان خواهند شد...

«لردكرزن» گفت: تقسيم مناطق كردنشين ميان فرانسه و انگليس هم بمصلحت نخواهد بود. طراحي يك اقدام گسترده مانند مساله كردستان، تنها با يك يادداشت عملي نخواهد شد... تعريف مرزهاي كردستان، مرزهاي ايالت موصل و جنوب كردستان، كاري بسيار مشكل است...

«لردكرزن» پيشنهاداتي طرح كرد و در پايان گفت: گمان مي‌كنم عملي شدن اين پيشنهادات، به سود طرفين (فرانسه و بريتانيا) باشد. خلاصه اين پيشنهادات به شرح زير است:

1-‌ از هر گونه اعمال قيموميت، چه انگليسي چه فرانسوي در سراسر كردستان صرفنظر شود. اين اقدام تنها در مورد يك بخش از جنوب كردستان، بمصلحت خواهد بود.

2-‌ لازم است سلطه تركها بر كردستان را پايان داد حتي اگر اقتدار ظاهري و سمبليك هم باشد.

3-‌ كردها مي‌توانند جداگانه با كمينه‌هاي آسوري و ارمني پيمان صلح امضا نمايند. حل مسأله‌ها كردها بدون توجه به ارمني‌ها بريتانيا و فرانسه را در مورد تأسيس دولت ارمني با مشكل مواجه خواهد كرد.

4-‌ تأسيس يك دولت واحد يا چند دولت منطقه‌اي كوچك توسط كردها را بايد به انتخاب خود آنها واگذارد.

5-‌ كردها بايد همواره خود را از امپراتوري عثماني دور نگاه دارند...

بخشهايي از سند شماره 634 كه حاوي يادداشت «مسيوبيرتيلو» به زبان فرانسوي است را مي‌آوريم: مساله آينده كردستان، از پيچيده‌ترين موضوعات مي‌باشد... محال است بتوان كردستان را به ارمنستان ضميمه نمود، چون ارمني‌ها اقليت و كردها اكثريت هستند... كردها مدنيت را بيشتر مي‌پسندند... صلاح‌الدين ايوبي كه يكي از جنگاوران بنام عصر خود بود، يكي از همين كردها بوده است... جغرافياي كردستان، طبيعت زمين و ويژگيهاي ساكنان كرد، آنها را به ملتي كاملاً متمايز در خاورميانه تبديل نموده است. بنابراين فرانسه و بريتانيا در مورد حل مساله كردها بايد بسيار دقيق و باحوصله عمل كنند... پيمان «سايكس- پيكو» كردستان را به دو منطقه تحت نفوذ فرانسه و بريتانيا تقسيم كرده است... دخالت اروپا در امور كردستان، امري حياتي است... موقتاً بايد موضوع فدراليزه شدن كردستان را تحت نظر اروپا دنبال نمود... حفظ اقتدار تركها در كردستان- هر چند سمبليك هم باشد- ضروري مي‌نمايد... انجمنهاي داخلي بايد تحت نظارت انگليس و فرانسه تشكيل شوند... مادامي كه مرزهاي ارمنستان و ايالت موصل مشخص نشوند، حل مساله كردستان، غيرممكن خواهد بود.

Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 First Series, Vol. Iv, London, 1952, No (633) No (634) PP.940

 

 

درخواستهاي ايران

 

سند شماره‌ي 825

درخواستهاي ايران، نخستين بار در سند شماره 825 آمده است. اين سند، نامه‌ي وزير خارجه‌ي بريتانيا «ايرل كرزن» است كه در تاريخ 25 اكتبر 1919 از لندن به عنوان «ايرل دربي» در پاريس ارسال شده است. در اين نامه، وزير خارجه بريتانيا با اشاره به سفر وزير خارجه ايران در كابينه‌ي وثوق‌الدوله (نصرت الدوله فيروز) مي‌گويد: وزير خارجه ايران ملتمسانه از من خواست موضع حكومت عليه را در دو مورد براي او روشن نمايم: نخست مسأله‌ي كردستان و دوم مسأله‌ي تركستان.

در ادامه‌ي نامه آمده است:

در مورد كردستان، «نصرت‌الدوله» وزير خارجه ايران گفت: سخن گفتن از «كردستان تركيه» يا «كردستان ايران» اشتباه است چون در واقع، همه‌ي آنها يك كردستان هستند آن چيزي هم كه شما به عنوان خطوط مرزي مي‌شناسيد، توهمي بيش نيست... اگر حكومت بريتانيا مسأله كردستان واحد را مطمح نظر قرار دهد، دولت ايران نيز پشتيباني خواهد كرد مشروط بر آنكه كشور متبوع وي نيز نقشي در كردستان آينده داشته باشد.

Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 Vol. Iv, No. (825). P.1924

 

سند شماره‌ي 825

در اين سند، تلگراف «لرد كرزن» وزير خارجه‌ي بريتانيا به «سربرسي كوكس» سفير اين كشور در تهران در نوامبر 1919 آمده است.

«كرزن» در اين تلگراف مي‌گويد:

«وزير امور خارجه ايران، يكبار ديگر به ملاقات من آمد و با تقدير نقشه‌اي كه ادعاهاي ارضي حكومت ايران را طرح و از كنگره صلح پاريس مي‌خواست آنها را مورد بررسي قرار دهد، مرا شگفت‌زده نمود...»

كرزن در ادامه مي‌گويد: دو حالت وجود دارد. حالت اول آن است كه ايران، مدعي اراضي كردنشين مرزهاي تركيه- ايران به طرف غرب درياچه اروميه و مناطق كردنشين امپراتوري عثماني خواهد شد. بخشهايي از اين سند، به شرح زير است:

The first Proposal was for the annexation of aconciderable Tract of Kurdis Territory Lying across Turco Persian Frontier To The west of The Kurdis Conuntry.

 

كرزن مي‌گويد: براي وزير ايراني توضيح دادم كه اراضي مورد ادعاي وي، متعلق به تركيه بوده‌اند، اما مقام ايراني برخواست‌هاي خود و اينكه مناطق مورد نظر، كردنشين هستند، پا فشاري كرد

Ibid, P(6-1225)

سند شماره‌ي 846

اين سند، يادداشت وزير امور خارجه‌ي ايران به لرد كرزن است كه در تاريخ13 نوامبر 1919 به عنوان مقام بريتانيايي و به زبان فرانسوي نگاشته شده است. محتواي اين سند، تكرار ادعاهاي ارضي ايران در مورد مناطق كردنشين عثماني و لزوم اعاده‌ي اين اراضي به خاك ايران است.

Ibid , No (846). P(30-1229)

سند شماره 849

اين سند، نامه‌ي وزير خارجه ايران خطاب به «لرد كرزن» است كه در تاريخ 17 نوامبر 1919 به لندن ارسال شده است. اين نامه هم به زبان فرانسوي نگاشته شده است. در بخش مربوط به كردها آمده است:

6-1- درباره‌ي كردها...

كردها به چند قبيله تقسيم شده‌اند. اين قبايل، هيچگاه مناسبات خوبي با يكديگر ندارند. قبيله‌ها فاقد قابليت لازم براي بوجود آوردن يك اتحاد سياسي هستند... بنابراين، تنها راه‌حل براي پايان دادن به مسأله‌ي كردها، انضمام آنها به ايران است، چون در ايران چندين عشيرت كرد از جمله مكري و گروس زندگي مي‌كنند كه قبلاً كوچرو بوده و اكنون ساكن شده‌اند. كردها هرگز تن به سلطه‌ي ارمني‌ها نخواهند داد... اجتماع قومي، مذهبي و زباني آنها به‌گونه‌اي است كه مي‌توانند در شرايط طبيعي با ايراني‌ها همزيستي مسالمت آميز داشته باشند (آيا اعتراف وزير ايراني به ويژگيهاي قومي، مذهبي و زباني بخصوص، دليلي بر مستقل بودن ملت كرد نيست؟ مترجم)

Ibid, No (849). P(8-1237)

سند شماره‌ي 853

اين سند، نامه‌ي سفير بريتانيا در تهران به (ايرل كرزن) وزير خارجه بريتانياست كه در تاريخ21 نوامبر 1919 ارسال و در23 همان ماه در لندن دريافت شده است...

«كوكس» در نامه‌ي خود مي‌گويد: خواهشمند است ضمن مطالعه‌ي گزارش، نظر خود را در مورد وضعيت موجود در شمال ايران اعلام نمائيد:

در آذربايجان غربي، «سمكوي كرد» به پشتيباني نيروئي ترك (!!!) و كمك‌هاي مادي و معنوي، مناطقي از شمال غرب ايران تا «خوي» را اشغال نموده است.

نامبرده در ادامه مي‌گويد: لازم است هر چه سريعتر كنسول انگليس در اروميه را از معركه خارج كنيم، چون بيم تعدي به جان او مي‌رود. بطور كلي وضعيت آذربايجان آشفته است...

Ibid. No (852) P(1241)

سند شماره‌ي 854

در تلگراف وزير خارجه بريتانيا «ايرل كرزن» به تاريخ 28 نوامبر 1919 آمده است:

وزير خارجه‌ي ايران به ملاقات من آمد تا در مورد موضوعات مورد نظر دولت متبوع خود، با من مذاكره نمايد. هر دو در مورد مسأله‌ي خطوط مرزي و پيشنهادات امير (وزير خارجه‌ي ايران) در مورد گسترش مرزهاي ايران به طرف غرب و الحاق مناطق كردنشين عثماني به ايران سخن گفتيم اما من به هيچ وجه نظر خود را در اين مورد بيان نداشتم. گمان مي‌رود مناطق شمال غربي ايران و كوههاي مرتفع آن هم‌اكنون تحت كنترل «سمكو» قرار دارند.

«كرزن» در تلگراف خود مي‌گويد: تصور نمي‌كنم ادعاهاي ايران و اقدامات آنها كردهاي ساكن در امپراتوري عثماني را به پذيرش حاكميت ايران راضي كند... در پايان به وزير خارجه ايران گفتم: در حال حاضر نمي‌توانم در مورد تغيير مرزها اظهار نظر كنم. اين كار مستلزم تحقيقات جغرافيايي و بررسي‌هاي بيشتر است با اين وجود ما از ياري رساندن به شما بسيار خرسند خواهيم شد...

Ibid No (854). PP.1247-8

سند شماره‌ي 878

در اين سند نامه‌اي ديگر از وزير خارجه بريتانيا به ثبت رسيده كه در تاريخ 5 ژانويه‌ 1920 به عنوان وزير خارجه‌ي ايران ارسال نموده است:

 به هر حال من آماده‌ام هر آنچه در توان داشته باشم مصروف ياري رساندن به حكومت شما در مورد مرزهاي غرب ايران كنم.

Ibid No (878). PP. 1273-4

 

كنگره‌ي لندن و مسأله‌ي كرد

 

در ماه فوريه 1920 در شهر لندن كنگره‌اي ميان متفقين برگزار شد. در سند شماره‌ي 12 وزارت خارجه بريتانيا چنين آمده است:

يكي از نشست‌هاي كنگره در بارگاه نخست‌وزير بريتانيا (داوينگ ستريت) در 17 فوريه و با حضور «لويد جرج» نخست‌وزير «لرد كرزن» وزير خارجه «مسيو كامبو» و «بيرتيلو» از فرانسه و نماينده‌گان ايتاليا و ژاپن برگزار شد... در اين جلسه، بررسي مسأله‌ي «موصل» ساعتها به طول انجاميد.

در ادامه‌ي سند آمده است:

چون «موصل» تحت سلطه‌ي «بريتانيا» و «فرانسه» نيست، مسأله‌ي بين‌النهرين نيز در گرو تعيين مرزهاي شمالي بود... در مورد كردستان نيز اين سئوال مطرح بود كه آيا همچنان به عنوان بخشي از حريم عثماني باقي بماند يا خير... چون «مسيوبيرتيلو» به هيچ وجه قائل به تقسيم مسئوليتها نبودند

Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 No. (12), Vol Vii First Series. P 103, 1920, London 1958

 

در بخش ديگري از سند شماره‌ي 12 آمده است:

«لرد كرزن» بر اين باور بود كه فرانسه، قيموميت «كليكيا» (جنوب تركيه نزديك مرزهاي شمال سوريه و درياي مديترانه) را خواهد پذيرفت، اما فرانسه خردمندانه شانه خالي كرد. سرانجام، اقدام فرانسه به اين منجر شد كه مرزهاي تركيه به مرز كردستان نزديك شود (هنگام تأسيس چارچوبي براي كردستان در تركيه، منطقه‌اي حائل وجود نداشت كه به وسيله‌ي آن، تركيه را جدا كرد) سئوال اصلي اين بود: آيا كردستان در امپراتوري تركيه باقي بماند يا مانند آذربايجان مستقل شود؟...

Ibid No (12),P 106 Voll, Vii

«مسيو بيرتيلو» در پايان گفت: مسأله‌ي كردستان، همچنان مورد بررسي خواهد بود... براين باورم كه «لرد كرزن» اعلاميه‌اي منتشر خواهد نمود.

Ibid No (12). Vol Vii P.108

 

گفتگوها در مورد پيمان صلح با تركيه

 

در سند شماره‌ي 18 آمده است:

«كرزن» گفت: گويا «بيرتيلو» بصورت غير رسمي به بريتانيا پيشنهاد نموده است قيموميت كردستان، يك قيموميت فرانسوي- بريتانيايي مي‌باشد، اما بريتانيا اين پيشنهاد را نمي‌پذيرد و قطع‌نامه‌اي هم امضاء نخواهد كرد... دليل نپذيرفتن اين درخواست نيز عدم تمايل بريتانيا به دخالت در امور كردستان است... به همين خاطر فرانسه و بريتانيا بر سر استقرار كردستان به توافق رسيدند...

در ادامه سند آمده است: «لرد كرزن» مايل است پس از مشورت با وزارت هند، چند پيشنهاد در اختيار متفقين قرار دهد تا بررسي و در نهايت، يكي از آنها تصويب شوند. اما در هر حال موضوع بازگشت قدرت تركها به كردستان، منتفي است، چون هر اقدامي در اين مورد به مصلحت نخواهد بود... در نهايت، «مسيو بيرتيلو» اين موضوع را پذيرفت كه حل مسأله‌ي كردستان متمم حل مسأله‌ي تمام تركيه باشد:

«لرد كرزن» بايد نقشه‌ي كردستان را تهيه و براي بررسي در برابر متفقين قرار دهد تا تصميم نهائي در مورد آن اتخاذ و در كنگره‌ي صلح به تأييد برسد.

Ibid No (18) Vol. Vii, PP 159-60

در سند شماره‌ي 20 نيز چنين آمده است:

... اما در مورد كردستان، وزارت خارجه بريتانيا سرگرم بررسي پيشنهادهاي مختلف براي ارائه‌ي راهكارهاي مناسب به كنگره است...

Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 ,First Series, Vol VII, P.138.

 

... ازم است وضعيت كردستان و مرزهاي آن به طور كامل مشخص و «لرد كرزن» نيز پيشنهاد خود را ارائه نمايد...

Ibid, P 185

كنگره‌ي لندن

 

سند شماره‌ي 29

اين سند، مشروح مذاكرات متفقين در كنگره‌ي لندن به تاريخ 26 فوريه 1920 است. در بخشي از اين مذاكرات، فرانسه و ايتاليا از ادعاهاي خود در كردستان و شرق دجله دست برداشتند... «مسيوكامبو» عضو فرانسوي با طرح سؤالي از اعضاء كنگره پرسيد: آيا محتواي اصلي موضوع، استقلال كردستان است يا خير؟ و آيا اين مسأله در كنگره حل شده است؟

«لرد كرزن» در پاسخ گفت: مسأله كردستان در نشست اعضاي كنگره لاينحل باقي مانده است... اما در كنگره‌ به اين نتيجه رسيده است كه «لرد كرزن»  و «مسيوبيرتيلو» تا وصل نتيجه‌ي نهايي به گفتگو بپردازند...

كرزن در ادامه مي‌گويد: نخست‌وزير بريتانيا «لويد جرج» در برابر كنگره به تشريح برخي خطوط اساسي كه امروز عصر قرار است در برابر مجلس نمايندگان بريتانيا ارائه كند، خواهد پرداخت. لويد جرج گفت: به تصميمات متفقين در مورد جدايي سرزمينهاي غير ترك امپراتوري عثماني يعني سرزمين اعراب، ارمني‌ها، سرياني‌ها و كردها خواهد پرداخت، چون مورد اخير (كردها) قطعاً ترك نيستند...

در همان سند به گفتگوهاي «مسيوبيرتيلو» و «كرزن» نيز اشاره شده است:

-‌ مسيو بيرتيلو: در اين مناطق، منابع طبيعي بسياري وجود دارند كه تحت كنترل بريتانيا هستند...

-‌ لرد كرزن: اما بريتانيا چيزي از كردستان برداشت نخواهد كرد...

-‌ مسيوبيرتيلو: كردستان براي مرزهاي ارمنستان، سرياني‌ها و كلدانيها اهميت بسياري دارد...

Ibid Vol VII, P 258, No (29)

سند 4149-371

در اين سند، اسامي شركت كنندگان در كنگره وزارت امور خارجه به تاريخ 17 آوريل 1919 آمده است:

1-‌ اريل كرزن كيدلستون: رئيس

2-‌ كلنل ويلسون: حاكم مدني بريتانيا در بغداد

3-‌ سرتوماس هولدرنيس: از وزات هند

4-‌ مسترج. شگبرا: از وزات هند

5-‌ ژنرال و. بارثولومبو: وزارت امور خارجه

6-‌ مسترج. كيدلستون: وزارت امور خارجه

7-‌ مستر آي. جونز: منشي

8-‌ ميجرهـ. يونگ

در اين سند مهم كه تحت عنوان «آينده اداره در بين‌النهرين» آمده است مي‌خوانيم:

نامه‌اي از «كلنل آرنولد ويلسون» به كنگره ارائه شده است كه پيش از اين در آوريل 1919 به وزارت هند ارسال شده بود. مطالب ديگري نيز به صورت ضميمه، پيوست شده است. مشروح مذاكرات انجام شده به شرح ذيل مي‌باشد:

كرزن (رئيس):

 

وضعيت بين‌النهرين كاملاً دگرگون شده است. اين دگرگوني ناشي از پيمان دو جانبه انگليس- فرانسه است كه در مورخه 8 نوامبر 1918 منعقد شد. پس از انعقاد اين پيمان، هيأت شرق (هيأت تحقيق بريتانيا در مورد شرق از وزارت هند كه مقر آن در لندن است) از حاكم مدني بغداد خواست كه ديدگاههاي خود را در كنگره بيان كند... در مورد آينده‌ي حكومت بين‌النهرين به «كرزن كيدلستون» اختيارات كافي داده شد تا پيشنهادهاي اوليه‌ي خود را ه مبتني بر حق تعيين سرنوشت (ملل ساكن) هستند، ارائه نمايد مشروط برآنكه اين پيشنهادات، تنها به صورت فرضيه باشند چون هنوز بررسي‌هاي طولاني و معيارهاي بسياري را بايد. تا وضعيت نهايي اداره اين سرزمينها روشن شوند... در طول ماههاي اخير امسال (1919) حاكم مدني بغداد در چندين نامه، ددگاه گروههاي مختلف قومي و عشيرتي منطقه را تشريح كرده‌اند... در 14 فوريه، وزارت هند، در نامه‌اي نظرات و پيشنهادات خود در مورد آينده‌ي منطقه را به روشني و با جزئيات تمام، تبيين كرده است... گفتگوهاي امروز ما هم با هدف تصميم‌گيري براي آينده اين سرزمين در چارچوب پيشنهادات و ديدگاههاي مذكور است. در اين مناطق، توانسته‌ايم ادارات شهرباني و شهرداري تأسيس كنيم. كلنل ويلسون از افسران سياسي نيز خواسته است ديدگاههاي خود را ارائه و اظهار نظر كنند. كلنل ويلسون، حتي از «سربرسي كوكس» خواسته است كه به بين‌النهرين بازگشته منصب نمايندگي سامي بريتانيا در بغداد را خود شخصاً عهده‌دار شوند. مشاراليه همنين پيشنهاد تقسيم مناطق كردنشين به چند استان و اداره‌ي هر يك توسط نمايندگان مستقل را مطرح نموده‌اند... غالب افسران سياسي نيز اين پيشنهاد را پسنديده‌اند اما «كلنل هاول» معتقد است كردستان، به استثناي موصل، به پنج استان تقسم شود... اكنون لازم است «كلنل ويلسون» نقشه‌ي نهايي خود را ارائه نمايد تا در جلسه امروز طرح و به تصويب نهايي برسد.

كلنل ويلسون:

 

«كلنل ويلسون» ضمن اشاره به نامه‌ي مورخ 6 آوريل 1919 خود به وزارت هند، با پيشنهاد «كلنل هاول» موافقت نمود. نامبرده در پاسخ يكي از سؤالات «كرزن» گفت:

تقسيمات اداري مورد نظر، مستلزم صدور قطعنامه‌ي كنگره‌ي صلح است... در مورد مرزبندي‌ها سه حالت وجود دارد... نخست: مرزهاي كنوني ايالت موصل قديم... دوم: مرزهايي كه از سوي هيأت بريتانيايي تقديم كنگره‌ي صلح شده و در امتداد درياچه‌ي «وان» و رود «دجله» قرار دارند... سوم: مرزهايي كه آمريكاييها پيشنهاد نموده‌اند. اگر آمريكا قيموميت ارمنستان را بپذيرد، آنگاه مرزها به سوي شمال كشيده خواهند شد.

ايالت موصل قديم كه در مورد اجراييات اداري، پيشنهادي راجع به آن طرح نشده است، سرزمين كردنشين در اين سوي خود دارد كه به سه بخش تقسيم مي‌شود... نخست: يك حريم كردي خالص كه در كنار مرزهاي ايران قرار دارد و شمار ساكنان آن، 150000 نفر است... دوم: حريمي كه مشتمل بر كفري و كركوك و آلتون كوپري و اربيل با جمعيتي بالغ بر 250000 نفر است... سوم: ايالت موصل كه جمعيت آن از 100000 نفر تجاوز نمي‌كند. دو سوم ساكنان موصل عرب و ثلث باقيمانده كرد و نصراني و... هستند. ند خانواده مقتدر كرد نيز ساكن اين ايالتند... در مورد مسأله اداره اين منطقه دو راه حل وجود دارد. نخست: يك كردستان خودمختار با مركزيت موصل كه داراي اكثريت بوده و آرمان نهايي كردهاست. دوم: تأسيس ايالت مستقل موصل و چند دولت خودمختار و كوچك كردي در اطراف آن (سليمانيه، رواندوز، آميدي، جزيره ابن عمر)... اين دولتهاي كوچك، رهبران بومي كرد و رايزن سياسي بريتانيايي خواهند داشت كه افسران سياسي، مستقيماً با بغداد ارتباط خواهند داشت...

رئيس:

 

در صورت انتخاب راه حل دوم، سرنوشت دياربكر، اورفا و جرابلس چه خواهد شد؟

كلنل ويلسون:

شخصاً مايل به انتخاب راه حل دوم نيستم چون در آن هنگام، ديگر پيوندي ميان دياربكر، اروفا و سليمانيه وجود نخواهد داشت... اداره‌ي منطقه دياربكر مستلزم هزينه نظامي بسيار خواهد بود... در صورتي كه بريتانيا ناگزير از اداره‌ي دياربكر و اورفا شود، بايد يك ايالت ديگر با مركزيت دياربكر به ايالتهاي پيشنهادي ديگر افزود... البته احتمال تأثيرپذيري موصل از اعتراضات مردمي دياربكر وجود دارد، اما چندان نيرومند نخواهد بود...

 

مستركيدلستون:

 

در ميان اكترناتيوهاي ممكن براي پذيرش مسئووليت حكمراني دياربكر و جزيره ابن عمر، نام اشخاصي چون ژنرال شريف پاشا، سيد عبدالقادر شمديناني و خاندان بدرخانيان ديده مي‌شود.

كلنل ويلسون:

اين افراد مقبوليت چنداني ندارند چون از كردستان بريده‌اند... من شخصاً مايل به بازگشت قدرت تركها به دياربكر هستم. «ويلسون» در پاسخ يكي از سؤالات كرزن گفت: راه حل دوم، از ديدگاه من ايده‌آل است.

 

سرهولدرنس:

 

در «برمه» نيز دولتهاي كوچكي وجود دارند كه نام هر يك از آنها «شان» است.

كلنل ويلسون:

تنها يك راه براي تأسيس كردستان مستقل تحت نظارت بريتانيا وجود دارد و آن، تأديه بدهي‌هاي عثماني توسط كردهاست كه از محل درآمد توتون تأمين مي‌شود... نگراني ديگري كه وجود دارد مانع تراشي رهبران كرد در كردستان خودمختار آينده بر سر راه جمع‌آوري ماليات است... از ديدگاه من نيز راه حل دوم. بهترين است...

 

سرهولدرنيس:

 

مسأله‌اي كه در مورد ماليات بدان اشاره شد، در هند نيز مشكلاتي به پا نمود....

كلنل ويلسون:

انتقال توتون به صورت قاچاق در ايران و در ادامه برگرداندن آن به بين‌النهرين بسيار آسان است.

 

سرهولدرنس:

 

در برابر خدمت بريتانيا، رهبران كردستان نيز بايد مسووليت تأديه بدهي را به عهده گيرند...

 

رئيس:

 

به جاي تصويب قانون در مورد توتون، مي‌توان كردها را به پرداخت مبالغي معين به خزانه مجاب نمود...

 

مسترشكبرا:

 

اما در مورد محتواي ياددداشت ميجرنوييل، كه پيش از اين اشاره شد...

 

رئيس:

 

برخي از ايالتهاي بين‌النهرين، تمايلي به جدايي از امپراتوري عثماني ندارند.

 

مستركيدلستون:

 

آيا اتحاد كردستان اهميتي دارد؟

روابط ما با ايران، اجازه نمي‌دهد درخواست كردهاي ايران را بپذيريم... دولتهاي خودمختار كردي پيشنهادي، بسياري مشكلا، از جمله شورش‌هاي ناخواسته را خنثي مي‌كنند.

 

رئيس:

 

در مورد موصل و ردستان، راه حل دوم مناسب‌تر است... من از اعتراض فرانسوي‌ها به تصميم اخير باكي ندارم... اعطلاي اختيارات به «ويلسون» از سوي كنگره براي اجراي پيشنهادات مورد نظر، عملي كاملاً بجاست...

در پايان جلسه به «كلنل ويلسون»، اختيار داده شد جهت تأسيس پنج استان، براساس پيشنهاد «كلنل هاول» اقدامات اوليه را انجام دهد. اين پنج استان. شامل چهار استان كردنشين به رهبري حاكمان كرد و رايزني افسران سياسي بريتانيا و يك استان عربي (موصل) خواهند بود.

Public Record, Office, (Foreign Office) 371-4149, H325 (Printed For The F.O. May 1919) (Inter- Departmental Conference on Middle Easten Affairs). April, 1919.

سند شماره‌ي 50

 

اين سند، در جلد هفتم اسناد سياسي وزارت خارجه بريتانيا آمده كه نامه‌ي نماينده سامي بريتانيا در استانبول به تاريخ 5 مارس 1920 است:

كميسيون عالي متفقين، به بررسي جزئيات دقيق طرحهاي سياسي مورد نظر در مورد استانبول پرداخت... متفقين، لازم است سلطان عثماني را به تأسيس ارمنستان مستقل و به رسميت شناختن كردستام مستقل مجاب نمايند.

Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 ,First Series, Vol VII, PP, 421-2, No, (50).

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

2007/8/28 18:55

كردستان و كرد

در اسناد محرمانه ي بريتانيا(2)

 

 

كنگره سان‌رمو

 

اين كنگره در آوريل 1920 و در شهر «سان‌رمو» با حضور نمايندگان متفقين برگزار شد. باستناد سند شماره 5 جلد هشتم از اسناد سياسي وزارت خارجه بريتانيا، ديدگاههاي هيأت بريتانيايي حاضر در نشست 19 آوريل 1920 بشرح زير ثبت شده است:

از طرف بريتانيا نخست‌وزير «مسترلويدجرج» و از سوي فرانسه، «مسيو ميليران» وهياتهاي همراه در جلسه حاضر بودند...

مستر لويد جرج پيشنهاد نمود كميسيون عالي، مساله‌ي كردستان را در دستور قرار دهد...

مستر لورد كرزن گفت: حال مساله‌‌ي كردستان، بسيار سخت است. كردستان، هم مرز ارمنستان و در عين حال مسكن سرياني‌ها، نصراني‌ها و كلدانيها نيز هست... پيشنهاد اوليه ما قيوميت كردستان بصورت انگلو ـ فرانسوي بوده است. جنوب كردستان بخشي از ايالت موصل را نيز پديد مي‌آورد كه قيوميت آن به بريتانياي كبير واگذار شده است... پيشنهادات مختلفي در مورد كردستان طرح شده است... هم اكنون بهتر آن است كه كردستان از تركيه جدا و بعنوان يك سرزمين خودمختار برسميت شناخته شود. در اين ميان، مشكل‌ترين موضوع، آگاهي كامل به خواست كردهاست... بالاخره ما متوجه نشديم كه نماينده واقعي كردها چه كسي است؟... «شريف‌پاشا» خود را نماينده كردها مي‌داند، اما كردها او را برسميت نمي‌شناسند... كردها مايل به قيوميت بريتانيايي هستند و بيگمان، قيوميت فرانسه را هم مي‌پذيرند. اين سرزمين، تا كنون بخشي از تركيه بوده است بنابراين، انفصال آن از تركيه بسيار سخت مي‌نمايد... بخشي از جنوب كردستان كه مشتمل بر مناطق كوهستان ايالت موصل است، اهميت فراواني براي مقاصد بريتانيا دارد.

پس از اين بيانات، «كرزن» پيشنهاد چهارماده‌اي خود را طرح نمود... به دنبال پيشنهادات «كرزن»، عضو هيات فرانسوي «مستر بيرتيلو» گفت: با پيشنهادات كرزن موافقم، اما راه حلهاي ارائه شده براي مساله كردستان در مقطع زماني فعلي، قطعي نمي‌نمايد، از اين رو بتعويق انداختن تصميم‌گيري نهايي بهتر است... نمايندگان كردها هم اكنون از لندن و پاريس، در حال مذاكره با مقامات سياسي هستند. نمايندگان سرياني‌ها و كلدانيها نيز براي وصول به اهداف خود حتي به «سان‌رمو» هم آمده‌اند... قيوميت مناطق كردنشين ايالت موصل توسط بريتانيا نيز مساله‌اي است كه در گرو توافق فرانسه است...

پس از بريتانيا و فرانسه، نماينده ايتاليا در كنفرانس (سناتور نيتي) درخواست نمود مساله كردستان فردا ادامه پيدا كند. «بيرتيلو» هم گفت: بنظر من بهتر است به دو روز ديگر موكول شود.

Documents of British foreign policy 1919 – 1939, first series, voll vii, 1920, London, 1958 (sanremo April 1920) No. 5

 

مقامات بريتانيا در دو كنگره داخلي در مورد مساله كردستان به گفتگو مي‌نشينند.

در كنگره آوريل 1920 لندن، افراد زير حضور داشتند:

1.    وزير خارجه ايرل كرزن (رئيس)

2.    ژنرال رادكيلف (وزارت جنگ)

3.    كلنل ليفتنات (وزارت جنگ)

4.    سرجرج بارستاو (وزارت ماليه)

5.    سرجون تيللي (وزارت خارجه)

6.    مستر فوريس آدام (وزارت خارجه)

7.    مستر اوليناف (وزارت خارجه)

8.    كاپيتان لاين (وزارت جنگ)

9.    اس‌. مونتاگيو (وزارت هند)

10.                      سر آرتور هرتزل (وزارت هند)

11.                      مستر سي‌. كاربت (وزارت هند)

12.                      سر هيوز ترينگارد (وزارت پرواز)

13.                      جانيير (وزارت پرواز)

14.                      ميجر اج‌. يونگ (منشي كنگره)

در نشست اين كنگره تحت عنوان «كردستان و سرزمين بين‌النهرين» آمده است:

«لردكرزن» گفت: اين، چهارمين كنگره در مورد كردستان است. در تمام نشستهاي پيشين، خطوط كلي، اهداف و برنامه‌هاي موردنظر از يك نشست به نشست ديگر فاقد هماهنگي و انسجام بوده‌اند. اين موضوع نيز متأثر از تغييرات و دگرگوني‌هاي سريع منطقه است نه قصور اعضاي كنگره.

نخستين پيشنهاد قابل توجه، ايجاد چند دولت كوچك خودمختار كردي در اطراف ايالت موصل بود... پيشنهاد بديل فرانسوي‌ها تقسيم كردستان به دو منطقه‌ي تحت نفوذ فرانسه و انگليس بود... در آخرين نشست «كنگره سان‌رمو» كه وزير هند در آن حضور داشت، كنگره از حكومت بريتانيا خواست تا با قطع نقاط اتصال خود با كردستان، در حوزه‌هاي دجله و فرات باقي بماند. بريتانيا نيز اين موضوع را پذيرفت و بستره مناسب براي گفتگو با چند تن از نمايندگان كرد و اطلاع از موضع آنها در مورد خودمختاري و يا استقلال كردستان فراهم آمد. بهمين خاطر، كميته تحقيق راهي استانبول و بغداد شد... نماينده‌ي سامي بريتانيا در بغداد بر اين باور است كه «شريف‌پاشا» نماينده واقعي مردم كردستان نيست و فاقد صلاحيت لازم براي سپردن وظايف سنگين (خومختاري كردستان) است... حاكم مدني بغداد نيز با تأييد اين اظهارات مدعي است كه در كردستان، شخصي وجود ندارد كه بنام ملت كرد سخن بگويد...

اكنون ما در وضعي بسر مي‌بريم كه در صورت تمايل، مي‌توانيم كردستان را ازتركيه جدا نماييم، اما در مورد انتخاب فردي قابل كه توانايي تاسيس دولتي خودمختار را داشته باشد، نمي‌توانيم با قاطعيت اظهارنظر نماييم...

«كلنل ويلسون» ضمن اظهار نارضايتي شديد از وضع ما در مورد جنوب كردستان گفته است ما اداره‌ي موصل، سليمانيه و اربيل را بعهده گرفته‌ايم، در صورتي كه از حمايت خود دست برداريم، نه تنها جنوب كردستان را از دست داده‌ايم ـ بلكه حتي با تهديد از دست رفتن نفوذ در ايران مواجه خواهيم شد... پيشنهادي از «نوري‌پاشا» (نوري‌سعيد) كه هم اكنون در لندن بسر مي‌برد، دريافت نموده‌ايم كه در آن، تمايل كردهاي كردستان به پذيرش حاكميت «الشريف‌عبدالله» پادشاه سابق اردن و برادر «ملك‌فيصل» در صورتي كه به رياست حكومت عربي در بغداد برگزيده شود ـ اظهار شده است... از ديدگاه ما حضور «ملك‌عبدالله» در عراق، كليد پيروزي ما نيز هست چرا كه نيت ما از اعزام نيرو به بصره حفظ حاكميت ابدي بر سرزمين بين‌النهرين نبوده است... در مورد كردستان نيز پيشنهادات من، شرايط مقتضي را براي چاره‌سر نمودن معضل كردستان فراهم خواهد آورد. از سوي ديگر وزارت هند نيز توصيه نموده است ارتباطات خود را با جنوب كردستان تعديل نماييم... حال سئوال اين است كه اگر ساكنان بين‌النهرين حكمراني «عبدالله» را پذيرفته و كردها نيز اظهار تمايل نمودند، آيا دليلي براي عدم پذيرش موضوع وجود خواهد داشت؟...

«آرتور هرتزل»: همچون «مسزبيل» يك امير عرب را براي حكمراني بين‌النهرين مي‌پسندند اما من تصور نمي‌كنم مقصود ايشان، «عبدالله» باشد...

 

مسترشكبر:

 

مستر مونتاگيو گفت در مورد آينده كردستان، اساسي‌ترين تلاش ما بايد حول محور دور كردن تركها از مساله كردستان دور بزند... حل موضوع كردستان به صورت جزء بجزء نيز بسيار مشكل است چون تمام اجزا بيكديگر پيوسته‌اند.

 

ايرل كرزن:

 

يكي از انتقادات وارد بر «دولت نيمه خومختار كردي» (Quasi – Autonomous kurdish State)  آن است كه رايزنان بريتانيا معتقدند فرانسوي‌ها نيز تمايل دارند دولت نيمه خودمختاري در شمال كردستان تاسيس كنند. درست است كه فرانسه، ظاهراً به پذيرش قيومت «كليكيا» راضي است، اما هدف اساسي اين كشور گسترش حوزه‌ي قدرت به شرق و بلعيدن غرب كردستان است... اما در حالت فعلي، اگر اعلام كنيم كه از منطقه خارج خواهيم شد، از فرانسه براي خود يك اپوزيسيون بوجود آورده‌ايم...

در مورد تركها هم بايد بگويم اگر آنها را در بازگشت به شمال كردستان، آزاد بگذاريم تنها براي آنكه آسوري‌ها بتوانند به مسكن خود بازگردند، تاوان سنگيني خواهيم پرداخت...

 

مونتاگيو:

 

بنابراين بهتر است به فرانسه اطلاع دهيم كه مساله كردستان بايد هر چه سريعتر حل و فصل شود...

 

كرزن:

 

نبايد فراموش كرد كه فرانسوي‌ها ممكن است در برابر راه حل كردستان مستقل، امتيازات بازرگاني بسياري طلب كنند، هر چند بازرگاني آنها در «كليكيا»، هم اكنون با مشكلات بسياري روبروست...

(P.R.O) (FO) 371 - 5068 , E3706/1/44 iNter --- Departmental conference on Mid , East . Affairs (Draft – Minutes of a Meeting held at the foreign office on april 13 th 1920

(P.R.O) (fo) 371 , 6343 – 4842  march 15, 1921

(P.R.O) (fo) 371, 6346 – 2262 (E342)

 

پروژه فانسيتات و طرحهاي پيشنهادي براي كردستان

.

1 ـ هياتي كه مقر آن در استانبول است با شركت نمايندگان حكومت بريتانيا، فرانسه و ايتاليا تشكيل شود تا پروژه‌اي طرح و در مدت شش ماه، بررسي، تاييد و اجرا شود. اين پروژه به مساله خودمختاري مناطقي كه غالب ساكنان آن كرد هستند و در شرق رود فرات، جنوب مرزهاي ارمنستان، شمال مرزهاي سوريه، غرب مرزهاي ايران ـ تركيه و سرزمين بين‌النهرين قرار دارند، اختصاص خواهد يافت.

اين پروژه همچنين حقوق اساسي آسوري‌ها، كلدانيها و اقليتهاي ملي و مذهبي منطقه را تدوين خواهد كرد، بهمين خاطر، هياتي مركب از نمايندگان بريتانيايي، فرانسوي، ايتاليايي، كرد و ايراني به مناطق كردنشين سفر خواهند كرد تا مساله‌ي لزوم دستكاري مرزهاي تركيه، در همسايگي ايران را مورد بررسي قرار دهند.

2 ـ لازم است حكومت تركيه ماده اول را بدون قيد و شرط قبول نمايد.

3 ـ اگر در مدت يكسال مشخص شود اكثريت ساكنان اين منطقه، تمايل به استقلال و جدايي از حكومت تركيه دارند، تركيه موظف به اطاعت از قطعنامه‌هاي هيات بوده ملزم به دست برداشتن از همه‌ي حقوق و امتيازات خود خواهد بود.

4 ـ متفقين، بهيچ وجه نبايد از تصميم ساكنان كردستان در مورد آينده خود ناخرسند بوده و در اين مورد اظهار نارضايتي نمايند...

Documents on the British foreign policy. 1919 – 1939 , first series , vol vill , 1920, pp 43 – 45

 

معاهده سه جانبه بريتانيا، فرانسه و ايتاليا

 

اين معاهده در مورخ 23 آوريل 1920 ميان سه كشور بريتانيا، فرانسه، ايتاليا منعقد شد. ضميمه نخست سند شماره 13 از جلد سوم اسناد وزارت خارجه بريتانيا به شرح اين معاهده اختصاص دارد:

ضميمه نخست از سند شماره 13

معاهده سه جانبه (خيلي محرمانه)

هرسه حكومت فرانسه، بريتانيا، ايتاليا انتظار دارند حكومت تركيه آنها را جهت دستيابي به اهدافشان ياري نمايند... به نظر متفقين توسعه و تعالي كردستان مستلزم استقلال اين سرزمين است بنابراين متفقين از هيچ اقدامي براي انجام اين مساله خودداري نخواهند كرد... از اين رو منافع ايتاليا در جنوب آناتولي، فرانسه در «كيليكيا» و غرب كردستان تا جزيره‌ي ابن‌عمر ومصالح بريتانيا در شرق دجله منجربه انعقاد معاهده‌اي سه جانبه شد كه مشتمل بر موارد ذيل است:

1-‌ دول هم‌پيمان كه داراي ديدگاهي مشترك در آينده‌ي منطقه هستند، جهت حفظ منافع خود و مصالح منطقه، اقدامات لازم را انجام خواهند داد...

2-‌ هرگاه حكومت كردستان بخواهد فعال‌سازي اراده‌ي امور داخلي خود از نيروي خارجي درخواست كمك كند، بريتانيا، فرانسه و ايتاليا به ياري آن خواهند شتافت...

3-‌ دول هم‌پيمان از اعطاي امتيازات بازرگاني و... به دولتها و اشخاص حقيقي حمايت نخواهند كرد...

4-‌ متفقين از هيچگونه اقدامي جهت همكاريهاي ديپلماتيك ميان يكديگر خودداري نخواهند كرد...

Ibid , (Ippendix T) to no – (13) (draft of tri partite agreement) , pp 141 – 142

 

سند شماره‌ي 8

 

اين سند، شرح يادداشتهايي است كه منشي هيات بريتانيايي درباره‌ي نشست اعضاي هيات عالي كنگره‌ي سان‌رمو بتاريخ 1920 تحت عنوان «كردستان» نگاشته است:

... رئيس هيات ايتاليايي، سينيور نيتين گفت: هيات بريتانيايي مايل بود در مورد كردستان، طرحي چهار ساده‌اي به هيات عالي ارائه نمايد.

عضو هيات فرانسوي، مسيو برتيلو گفت: مسئله مرزهاي كردستان چندان مهم نيست، ما با طرح اين چهار ماده موافقيم اما هيچ اقدامي را در مورد به خطر افتادن حقوق اقتصادي فرانسه تحمل نخواهيم كرد.

پس از گفتگوهاي كوتاه در مورد اين طرح هيات عالي با موارد ذيل موافقت نمود:

1)‌ پذيرش موادي كه هيأت بريتانيايي در مورد كردستان پيشنهاد نموده است.

2)‌ هرگاه هيأت تصميم‌گيري در مورد كردستان نتواند به نتيجه‌اي قطعي دست‌يابد، آنگاه مسأله به سرام دول متبوع ارجاع خواهد شد.

Ibid, P 77.

يادداشت سرفواندهي كل در مورد وضعيت تركيه

 

سند شماره 23

اين سند در جلد 13 اسناد سياسي وزارت خارجه بريتانيا آمده است كه نامه وزارت جنگ بريتانيا بتاريخ 15 مارس 1920 است. در بخش نخست اين يادداشت آمده است:

.

-‌ تأثيرات كلي:

 

الف: تأثير سياسي: توازن سياسي بسود كماليستهاي ملي‌گرا تغيير كرده بود. نهضت كمالي تبديل به يك جريان نيرومند سياسي شده است...

ب: ملتهاي ديگر (كردها): ملي‌گرايي كردها در عين شدت فاقد انسجام و هماهنگي است. از اين رو تركها تلاش مي‌كنند از آن به بهترين شيوه‌ي ممكن سوء استفاده كرده و در مسيري قرار دهند كه باب طبع آنهاست... كردها نيز اگرچه بر مشروعيت خلافت عثماني صحه مي‌گذارند، اما يك حزب نيرومند در ميان آنها وجود دارد كه براي استقلال كردستان تلاش مي‌كند... تحريك كردها از سوي يك نيروي خارجي منتفي است... گمان نمي‌رود كردها از ادعاي استقلال خود بسود كمالي‌ها دست بردارند... در صورتي كه درخواستهاي خود را با اتكاء به نظامي گري عملي نماييم، مشكل بتوان تركيه را به پذيرش التزامات راضي نمود...

التزامات و شروطي كه براي تركيه تعيين شده‌اند:

ج-‌ تركيه بايد از همه ادعاهاي خود در مورد كردستان دست بردارد...

د-‌ به رسميت شناختن ارمنستان...

Documents of the British foreign Policy, 1919-1939, first Series, n 20, Vol XIII, No (23)

 

سند شماره 144

اين سند، نامه‌ي نماينده سامي بريتانيا در قسطنطنيه «آدميرال دي روبيك» به «ايرل كرزن» است كه بتاريخ 28 سپتامبر 1920 نگاشته شده است دي روبيك با اشاره به يادداشت «ريان» درباره‌ي نهضت ملي آناتولي كه در تاريخ 23 سپتامبر ارسال شده است مي‌گويد:

ما هم اكنون با دو موضوع عمده روبرو هستيم: پيمان صلح و مسأله كردها...

در مورد مسائل مربوط به پيمان صلح، به نتايج مناسبي دست يافتيم، اما معضل كردها همچنان پابرجاست. شايد باشند سياستمداراني كه اهميت چنداني براي اين موضوع قائل نشوند... گروههاي بسياري متأثر از شعارهاي مصطفي كمال، از ديدگاههاي او تأثير پذيرفته‌اند... اما گروههاي ديگري نيز وجود دارند كه حداقل دو نقطه مشترك دارند: يكي آرمان تأسيس كشور مستقل و ديگري خصومت با تركهاي كمالي. با وجود اين نقاط اختلاف بسياري نيز وجود دارد... اگر بريتانياي كبير بتواند از فرصتهاي موجود بنحو احسن استفاده نمايد آنگاه مي‌توان جبهه‌اي واحد از كردها عليه نهضت كمالي و بلشويكها گشود... كردها اكنون بدليل آنكه در پيمان «سور» اهميت چنداني براي آنها قائل نشده‌ايم بسيار خشمگين هستند كه عمده‌ي اين تحريكات به قلمرو تحت نفوذ فرانسوي‌ها باز مي‌گردد... از سوي ديگر كردها در مورد آينده‌ي مرزهاي خود با ارمنستان بسيار نگرانند. آنها هرگز راضي به پذيرش قيمومت ارمني‌ها نخواهند بود... نبايد فراموش كرد كه اساسي‌ترين پيشنهاد در مورد آينده روابط كردستان و بريتانيا، عقب نشيني منظم نيروهاي بريتانيا از كردستان است.

سند شماره (71) (5068) وزارت امور خارجه بريتانيا

(2486/11/44) مورخ 30 مارس 1920

اين سند، نامه وزير خارجه بريتانيا به حاكم مدني بغداد بتاريخ 23 مارس 1920 است. وزير خارجه در اين نامه مي‌گويد:

حكومت بريتانيا بار ديگر مساله كردستان را در اولويت سياستگزاري خود قرار داده است به اميد آنكه پيشنهادهاي جديد جايگزين راه‌حلهاي پيشنهادي پيشين گردند... ضرورت عقب نشيني منظم نظامي و كاهش التزامات سياسي كاملاً احساس مي‌شود... حكومت بريتانيا آماده است در صورت رضايت كردها به جدايي از تركها بندهايي ديگر به پيمان صلح اضافه كند و حمايتهاي معنوي خود را در راه دستيابي به ارمان ملي كردها افزون نمايد... مشكل اصلي، ناهماهنگي به تمام معني كردها در طرح ادعاهاي مورد نظر است. ما واقعاً نمي‌دانيم كردها در نهايت، چه مي‌خواهند... كردها فاقد يك نماينده‌ي واقعي و همه پسند هستند و به همين خاطر، كنگره در موضع سردرگمي بسر مي‌برد... يكي از پيشنهادهاي مطروحه، دعوت از «شريف پاشا» براي حضور در كنگره و استماع نظرات اوست. نامبرده هم اكنون در لندن بسر مي‌برد. پيشنهاد ديگر، دعوت از يكي از اعضاي بلند پايه خانه كردها در استانبول است... ديدگاه خانه كردها در استانبول، تأسيس يك كردستان مستقل و تداوم حضور بريتانيا در جنوب كردستان است.

سند شماره (95) (608) يا (271) (419) (2099)

در نامه وزارت خارجه بريتانيا به حاكم مدني بغداد در مورخه 22 نوامبر 1919 آمده است:

مسأله تعيين خط مشي سياسي ما در كردستان، با جديت تمام دنبال مي‌شود. براي شروع كار پنج نكته اساسي را در نظر گرفته‌ايم:

1-‌ بدلايل سياسي و نظامي، بهتر است مرزهاي ميان دو رود (دجله و فرات) محدود باشد.

2-‌ تا جايي كه مقدور است از عمليات نظامي ارتش بريتانيا در منطقه پرهيز و احتمال بروز بحران كاهش يابد.

3-‌ حكومت بريتانيا از پذيرش هر گونه تعهدي بر پايه اصل تحت الحمايگي در مورد كردستان خودداري ورزد.

4- حكومتي كه قيمومت ارمنستان را مي‌پذيرد، از امتداد مرزهاي ارمنستان به سوي جنوب پرهيز نمايد.

5-‌ هيچگاه احتمال بازگشت قدرت تركها به كردستان ناديده گرفته نشود...

«ميجر نوييل» براي حل مسأله كردستان، سه نكته اساسي را يادآوري مي‌كند:

1-‌ پايان دادن به سلطه تركيه بر كردستان

2-‌ ممانعت از تجزيه كردستان

3-‌ تعريف سرحدات كردستان بگونه‌اي كه مرزهاي سياسي منطبق بر مرزهاي قومي و نژادي باشند...

از ديدگاه ميجر نوييل، اگر كردها به آمال ملي خود دست يابند، در آينده دوستان خوبي براي بريتانيا خواهند بود و به نفوذ تركها در خاورميانه پايان خواهند داد. از نظرگاه او تجزيه كردستان، دشمني ملت كرد را با بريتانيا برانگيخته و دست تركها را براي سلطه مجدد بر كردستان، باز خواهد كرد. ميجر معتقد است به رسميت شناختن استقلال كردستان در شمال و پذيرش اقتدار سياسي بدرخانيان از سوي بريتانيا، ايده‌آل ‌ترين راه حل موجود است.

 

نامه‌ي سربرسي كوكس به وزارت خارجه بريتانيا در تاريخ7 دسامبر 1917

 

سربرسي كوكس در نامه خود به وزارت خارجه بريتانيا مي گويد:

هنگامي كه در مارس 1917 بغداد را فتح نموديم، ساكنان كردستان بر اين باور بودند كه ما توانايي دسترسي به مرزهاي تركيه و ايجاد تغييرات مقتضي را داريم. عشاير كرد نيز فرصت را براي اثبات هويت ملي و دستيابي به حكم خودگرداني مناسب مي‌ديدند...

Fo 371/3407 (XCA/3785) (From Civil Commissioner, Baghdad, To India office) Dated 7th December 1917

 

كنگر دواير رسمي بريتانيا درباره‌ي خاورميانه

 

در سند شماره (371) (4198) (07115) راجع به مسائل مطروحه در كنگره سپتامبر 1919 در مورد كردستان آمده است:

در نشست بيست و نهم كنگره دواير رسمي بريتانيا در خاورميانه در مورد كردستان، مطالب ذيل به بحث گذارده شد:

نخست: بموجب پيمان دو جانبه حكومت بريتانيا و فرانسه، نيروهاي بريتانيا ملزم به بازگشت به پشت خطوط مورد توافق شده‌اند كه از رودخانه‌ي فرات به طرف راست و به سوي «خاپورسو» و «جوغجوغ سو» تا دره‌ي «عراد» و از آنجا به سوي رودخانه «دجله» به طرف غرب تا جزيره ابن‌عمر و «تيل» امتداد دارند. (اين نخستين بار است كه در يكي از اسناد بريتانيا حدود مرزهاي كردستان، دقيقاً مشخص مي‌گردند - مترجم)

دوم: ميجر نوييل و كلنل بيل، خود را براي سفر به كردستان و بررسي وضع منطقه تحت كنترل بريتانيا آماده نموده‌اند.

Fo 371/4198 (HM 07115), Secret, Inter Departmental Conferena on Middle Eeasteyn Affairs additional Note, Situation in Kurdistan, 1919

 

در ادامه اين سند آمده است:

مسأله نخست كه بايد در مورد آن به نتيجه قاطعي دست يافت، موضوعي است كه به عقب‌نشيني نيروهاي بريتانيا از خطوط مورد نظر مي‌انجامد. هنوز روشن نيست كه آيا با عقب نشيني نيروهاي بريتانيا از منطقه، حوزه‌ي نفوذ فرانسه، نقاط خلأ را خواهد پوشاند؟... اگر چنين اتفاق بيفتد، آنگاه تمام تلاشها براي تأسيس يك دولت خودمختار كردي تحت قيمومت يك كشور اروپايي، عقيم خواهد ماند... پس بايد به اين نكته توجه كافي نمود كه لازم است حكومت بريتانيا با ارائه نقشي قدرتمندتر، اهميت بيشتري براي كردها و ارمني‌ها در غرب اين خط حائل قائل شود... اما نقش اصلي در اين ميان به عهده‌ي نماينده‌ي سامي در استانبول است، فرمانده‌ي نظامي منطقه بين‌النهرين و يا فرماندهي نيروهاي بريتانياي كبير در فرانسه؟

اگر كنگره‌ي صلح پاريس، در مورد آينده‌ي كردستان قطعنامه‌اي جامع به تصويب نرساند، آنگاه مشكل اصلي ما تعيين خط مشي سياسي بريتانيا در برخورد دوگانه با كردها و ارمني‌هاست. در حال حاضر، بايد به اين سؤال پاسخ داد كه آيا بهتر نيست با تقديم ديدگاههاي مورد نظر به كنگره‌ي صلح پاريس، مقدمات تأمين خواسته‌هاي بريتانيا را در منطقه فراهم آورد و پيشا پيش در اين راه گام برداشت؟... به احتمال فراوان، قيمومت بين‌النهرين به بريتانيا واگذار خواهد شد... احتمال آنكه كنگره‌ي صلح با تعيين دقيق مرزها براي خود ايجاد دردسر نمايد نيز بسي ضعيف است، به همين خاطر پيشنهادهاي متفاوتي در مورد آينده مرزهاي بين‌النهرين و كردستان ارائه شده است... در مورد خط آهن كركوك- كفري نيز اگر حكومت عليه بودجه لازم را در اختيار بگذارد، كار تأسيس آن، هر چه سريعتر آغاز خواهد شد. هدف اصلي در اين ميان نيز همانا موصل است نه دفاع از مناطق كردنشين، اگرچه گمان مي‌رود تأسيس راه آهن كفري- كركوك براي حكومت بريتانيا التزام عملي در دفاع از مناطق كردنشين ايجاد خواهد كرد.

تلگراف حاكم مدني «ويلسون» به وزارت خارجه (22 جولاي 1919)

در اين تلگراف آمده است:

طوايف مسيحي شرق در كردستان، ما را يگانه منجي خود مي‌پندارند، اما كردها تاكنون موضع بي‌طرفي اتخاذ كرده‌اند. برخي رهبران كرد مانند اسماعيل خان سمكو و سيد طه شمزيني كه با ميجرنوييل در ارتباطند، منتظر اشاره‌اي كوچك هستند تا به ما بپيوندند...

Fo 371/4149 (H 325) (107933), from Baghdod, 22 july 1919

 

سند شماره (371) (4193) (169456) (3050)

در سند وزارت خارجه بريتانيا بتاريخ 10 ژانويه 1920 آمده است:

در نشست سوم كنگره‌ي دواير رسمي راجع به خاورميانه كه در 17 نوامبر 1919 برگزار شد و ميجرنوييل در جلسات آن حضور داشت مقدر شد حكومت بريتانيا به حضور خود در مناطق كردنشين پايان داده و از تأسيس خط آهن كركوك- كفري منصرف گردد...

Fo 371/4193 (169456) (3050) (XC/A/4008) (Confidentiol) Second Additiond Noteon the Situation in Kurdistan, jan loth 1920.

 

مرزهاي پيشنهادي كلنل ويلسون براي كردستان

 

حاكم مدني بريتانيا ژنو 1919 در نامه‌اي خطاب به وزارت خارجه بريتانيا مرزهاي كردستان را بترتيب زير تعيين مي‌كند:

بدلايل اقتصادي و استراتژيك و بمنظور دستيابي به مسيري مناسب در كوهستان براي دولت عراق، بهتر است «سليمانيه»، «رانيه» و «كوي سنجاق» در حوزه اداري ولايت بين‌النهرين قرار گيرند و «اربيل» متمم ايالت «موصل» شود. هنگامي كه در ششم ژوئن با بزرگان «اربيل» ملاقات نمودم. مشاراليهم نارضايتي شديد خود را از الحاق به كردستان ابراز داشتند. جداي از اينها «اربيل» در مسير خط آهن موصل- بغداد قرار مي‌گيرد... بنابراين بايد اربيل را چون «اكري» از حوزه اداري كردستان مستثني نمود. همچنين بايد «دهوك» و «زاخو» را در ايالت بين‌النهرين قرار داد، اما «آميدي» نه ...

كلنل ويلسون بر تأسيس سرحد جغرافيايي- اقتصادي در كردستان پافشار مي‌كند

در سند شماره 3947/ 163477 مورخ 28 نوامبر 1919، كلنل ويلسون در تلگراف خود به وزارت خارجه بريتانيا بر تأسيس خط آهن «كفري- كركوك» تاكيد مي‌نمايد:

... كاملاً در جريان هستيد كه خط آهن بغداد- موصل از منطقه‌اي بي‌آب و علف و بياباني عبور مي‌كند. جداي از منطقه حدفاصل بغداد- سامرا ، اين خط جهت آمد و شد ميان بغداد و «حلب»، تأسيس شده است. اكنون براي توسعه منطقه ، بهترين راه حل ، تأسيس خط آهني است كه از شهرهاي خانقين ، كفري ، كركوك- آلتون كه‌پري ، اربيل ، موصل گذر مي‌كند. از اين خط ، شاخه‌اي نيز به‌سوي مسير سليمانيه- رانيه كشيده مي‌شود... اگر موصل جدا شود يا مرزهاي عراق در «زاب بزرگ» پايان پذيرد، مي‌توان با امتداد اين خط آهن به سوي شمال، مسير تكريت به زاب كوچك و از آنجا به آلتون كوپري و رانيه را نيز كاملاً پوشش داد. بدينترتيب علاوه بر تسلط كافي بر كردها، ارمني‌ها نيز در دسترس ما قرار خواهند گرفت تا در زمان مقتضي به ياري ايشان بشتابيم. مسيري كه معرفي كرده‌ام از اراضي بسيار حاصلخيز كردستان عبور مي‌كند... همچنين مي‌توان اين خط را به سوي شمال شرق نيز امتداد داد... تأسيس اين خط آهن به شيوه‌اي خودكار كردستان، ارمنستان و شمال غرب ايران را در تيررس كامل ما قرار خواهد داد... از ديدگاه من، تأسيس اين خط آهن آنچنان اهميت دارد كه جهت وصل به آن، حتي مي‌توان فعلاً از تأسيس خط آهن خانقين- كرمانشاه چشم پوشيد... اگر زاب كوچك بعنوان سرحد مرزي شناخته شود، اهميت اين خط آهن، باز هم افزون خواهد شد... براي آنكه منطقه‌ي سليمانيه نيز بعنوان يك مركز كردنشين ثبات پيدا كند، تأسيس جاده اتومبيل‌رو از خانقين و در امتداد رودخانه‌ي سيروان- دياله به سوي دشت شهرزور و سليمانيه بسيار بصرفه است. در اهميت تأسيس اين جاده همان بس كه پيش از جنگ امپراتوري عثماني از قبل خريد توتون، و دادوستد احشام سالانه مبلغي حدود 000/100 ليره بجيب مي‌زد...

 

تأكيد چندباره‌ي ميجر نوييل درباره‌ي تهديدات تركها عليه كردها و ارمنيان

 

در سند شماره 168038 مورخ 19 دسامبر 1919، گزارش ميجرنوييل به شرح ذيل ثبت شده است:

تركها براي تداوم سلطه‌ي خود بر مناطق شرقي، بهترين ابزار را در ايجاد اختلاف و تعميق آن ميان كردها و ارمني‌ها مي‌دانند... كردها و ارمنيان اگر دست در دست يكديگر متحد شوند، خواهند توانست تركها را از سرزمين خود بيرون برانند... تركها با استفاده از ابزار مذهب و تبليغ آيين مشترك، كردهاي خوش باور را فريب داده آنها را عليه ارمني‌ها مي‌شورانند... در اين ميان بسياري از كردهاي روشنفكر و تحصيل كرده كه با اين خدعه دشمن ترك آشنايند، از سرزمين آبا و اجدادي رانده شده‌اند تا نتوانند با تنوير افكار عمومي كردها توطئه تركها را عقيم گذارند... با وجود سياست بازي‌هاي عثماني، كردها در وجود خود مضومت شديدي نسبت به تركها احساس مي كنند و اين مهمترين جنبه از نتايج سفر من در طول چهار ماه گذشته بوده است...

سند شماره 168763

اين سند كه در تاريخ 8 ژانويه 1920 ثبت شده است نامه نماينده سامي بريتانيا در استانبول خطاب به وزارت امور خارجه بريتانيا است:

مقامات ترك تلگرافهاي بسياري از عشاير كرد دريافت كرده‌اند بدين مضمون كه كردها تمايلي به جدايي از تركيه ندارند... سران ترك تلاش بسيار بخرج داده‌اند تا با ادعاي مزدوري جدايي طلبان كرد و وابستگي آنها به بريتانيا افكار عمومي كردها را نسبت به آنها خدشه‌دار كنند...

 

بريتانيا و ايجاد ارتباط با كردها

 

در سند شماره (371) (3407) (10115) وزارت خارجه بريتانيا با عنوان «روابط بريتانيا با عشاير جنوب كردستان» آمده است:

پيش از آنكه به بحث در مورد عشاير كرد ساكن جنوب «زاب كوچك» بپردازيم، بهتر است نگاهي كلي به تاريخ عشايري بيفكنيم كه تا تابستان 1914 تحت سلطه امپراتوري عثماني بودند... با آغاز سال 1908، تصويب قوانين جديد و قدرت يافتن «اتحاد و ترقي»، نارضايي عمومي ملتهاي تحت سلطه امپراتوري عثماني، به جرقه‌هاي اوليه نابودي امپراتوري وحشت تبديل شد. تشديد نارضاييها در بغداد، شكوه‌هاي دائمي كردها و قيام سالار الدوله در سالهاي 1913-1911، حكومت ترك را به اتخاذ تدابير شديد عليه مليتهاي غير ترك وا داشت.

نيرومندترين عشاير كرد ساكن جنوب زاب كوچك، عشاير «هه‌مه‌وه‌ند» و «جاف» بودند. عشيرت «هه‌مه‌وه‌ند» ساكنان اطراف سليمانيه و عشيرت «جاف»، اقوام كوچ‌رو اطراف سيروان (دياله) از «صالحيه- كفري» تا مريوان بودند. جداي از اين دو عشيرت، «باجه‌لاني»ها را هم مي‌توان يك نژاد سياسي ساكن منطقه نام برد. «باجه‌لاني»ها بخشي در ايران و بخشي در تركيه زندگي مي‌كنند. بخشي تركيه نشين اين عشيرت در «خانقين» و متمايل به «مصطفي پاشا باجلاني» هستند... تركهاي جوان از همان آغاز كار با اتخاذ موضعي غير اصولي عليه «شيخ سعيد حفيد قره‌داغي» كه از بزرگان سليمانيه و سادات برزنجي بود، عشيرت «هه‌مه‌وه‌ند» را به دشمني با خود برانگيختند. شيخ سعيد در ژانويه 1909 در حركتي مشكوك و در شرايطي كه دوران تبعيد را مي‌گذراند در شهر موصل كشته شد. قيام عشيرت «هه‌مه‌وه‌ند» در واكنش به مرگ رهبر آييني، منجر به تعدي آنها به روستاهاي ترك‌نشين شمالي شد كه تا سال1910 ادامه يافت. وساطت والي بغداد در اين سال و پذيرش شرايط از سوي تركها، «هه‌مه‌وه‌ند» را آرام كرد اما پشت‌گوش انداختن درخواستهاي «هه‌مه‌وه‌ند» از سوي «ناظم پاشا» آتش قيام را مجدداً شعله‌ور نمود كه اين يكي تا سال 1912 ادامه پيدا كرد. سياست تركها در تشكيل پاسداران مرزي كه سپاهياني شبيه سپاه حميديه بودند، اوضاع منطقه را موقتاً آرام نمود... با آغاز جنگ جهاني اول، «هه‌مه‌وه‌ند» بار ديگر عليه عثماني قيام كرد.

در مورد عشيرت «جاف» نيز بايد گفت مقامات دولت عثماني در سال 1910 ماليات سنگيني بر اين عشيرت وضع نمودند. چنين وضعيتي- يعني پرداخت ماليات به دولت- كه در تاريخ عشيرت جاف سابقه نداشت، به سرپيچي ايشان انجاميد. تركها با خدعه‌چيني، «محمود پاشا بگزاده» را به موصل فراخوانده و او را بازداشت نمودند. «بگزاده» بمدت يكسال در زندان بسر برد اما ضعف مفرط امپراتوري عثماني و گسترش دامنه نارضايي «جاف»، مقامات ترك را ناگزير از آزادي او كرد. «مصطفي پاشا باجلاني» نيز هيچگاه ميانه خوبي با عثماني نداشت. او مدتي در استانبول، عمر به تبعيد گذراند و در سال 1912 نيز چند ماهي در بغداد زنداني شد.

با آغاز جنگ، كردها كه از سالهاي ستم عثماني، ماليات سنگين و تحقير بزرگان آييني خود توسط تركها به تنگ آمده بودند، فرصت را براي رهايي مغتنم شمردند و سر به قيام برداشتند... تركها نيز براي خنثي نمودن تهديد كردها ابتدا سپاهي غيرنظامي موسوم به «شعوبيه» از كردها تأسيس نمودند، اما اين حربه نيز موثر نيفتاد... از آن زمان تاكنون، كردها حتي يك گلوله به سوي ما شليك نكرده‌اند... دليل اصلي خنثي شدن توطئه تركها در برانگيختن دشمني كردها با بريتانيا فتواي مجتهدين كرد در مورد ترك خصومت كردها با نظاميان بريتانيا و اعلان تركيه- دشمن ديرينه كردها- بعنوان آغازگر جنگ است...

روس‌ها نيز بعنوان نيروي چهارم، اگرچه ابتدائاً انتظار مي‌رفت با استقبال كردها روبرو نكردند، اما سالهاي طولاني ستم عثماني، كردها را به حمايت از روس‌ها تحريض كرد...

در بهار 1914 عشاير «هه‌مه‌وه‌ند»، «دزه‌يي» و «جاف» ابتدا به ياري روس‌ها برخاستند اما بمحض آنكه شايع شد روس‌ها با اشغال هر منطقه، مشكلات بسياري از نظر تأمين تداركات براي ساكنان فراهم مي‌آوردند، اين عشاير از ادامه همكاري سرباز زدند. تعدي به مردم رواندز در سالهاي 1916-1915 و غارت خانقين در 1916 از سوي نيروهاي روس صحت اين شايعات را تأييد نمود...

هنگامي كه نيروهاي ما در مارس1917 وارد بغداد شدند، كردها با اطمينان خاطر از ادامه فتوحات ما تا مرزهاي تركيه و امكان اعطاي خودمختاري از سوي متفقين، راه را براي پيشروي نيروهاي ما باز و از اعطاي كمك به تركها بويژه در محورهاي عملياتي «صلاحيه- كفري» خودداري كردند.

در آوريل 1917 پس از ملاقات با سران روس در قصر شيرين، اداره‌ي امور خانقين به «مصطفي پاشا باجلاني» سپرده شد هنگامي كه تهديد تجاوز روس‌ها به مناطق كردنشين جدي شد، فرمانده افسران سياسي سپاه «D» در 21 مارس پيشنهاد كرد خط حائل نيروهاي بريتانيا- روسيه از شهرك «بدره» سبوي «مندلي» و از آنجا به سوي «قزل رباط» در امتداد «حمرين» تا «شريميه» كشيده شود... اين پيشنهاد بدليل آنكه مفاد پيمان همكاري روسيه- بريتانيا- فرانسه را زير پا مي‌گذارد، رد شد. تنها قرار شد اداره مناطق اشغالي جنوب زاب كوچك به افسران سياسي سپاه «D» سپرده شود...

لازم به ذكر است كه تصميمات فوف‌الذكر تا 16 مي به اطلاع فرماندهان جز نرسيده بود، بهمين خاطر ماجراي غارت خانقين از سوي روسها بوقوع پيوست. روسها اين شهر را در ماه آوريل اشغال كرده بودند...

 

آرنولد توين‌بي و پيشنهادات او در مورد آينده كردستان

 

آرنولد توين‌بي در تاريخ 27/1/1919 مي‌نويسد:

ما پيشنهاد مي‌كنيم حقوق زير به كردها اعطا شود:

1-‌ اتحاد كنفدرالي آزاد براي جنوب كردستان

2-‌ برسميت شناختن حقوق كردها و كليه اقليتها در ارمنستان جديد (كشوري كه قرار است بزودي تأسيس شود) توينبي در ادامه مي‌گويد: از ديدگاه جغرافيايي، محال است بتوان دولتي تأسيس كرد كه همه كردها را در بر گيرد، چون در اين حالت، دولت كردي مورد بحث، شامل اقليتهاي ملي ديگر نيز خواهد بود از يكسو و از سوي ديگر اسباب برهم زدن آشتي اقليمي براي ايران خواهد بود.

Fo 371/608 (11/289) (11446) (784) Peace Congress Jan 5th 1919

 

 

هيأت «كميته كردستان» درخواستهاي خود را طرح مي‌كند

 

نامه مورخ 5/1/1919 نماينده سامي «آدميرال كالسورب» كه در سند شماره 608 وزارت امور خارجه بريتانيا ثبت شده است بشرح ذيل مي‌باشد:

بازگشت به تلگراف شماره37 مورخ 5 ژانويه... مفتخرم نسخه‌اي از يادداشت كميته كردستان را كه اخيراً در «استانبول» و برياست «شيخ عبدالقادر» بزرگ خاندان شمديني تشكيل شده است به ضميمه تقديم نمايم... هيأت مذكور از سوي «مستر رايان» رسماً مورد استقبال قرار گرفت... رايان متعهد شده بود درخواستهاي كميته را به لندن منعكس نمايد اما خود از هر گونه اظهار نظري خودداري كرده بود... هيأت بر اكثريت كردنشين مناطق شرقي تركيه تأكيد مي‌كرد و اعضاي آن از انعقاد يك پيمان بين‌المللي بسود كردها اظهار ترديد مي كردند... اعضاي هيأت مصراً بر روابط خوب كردها و ارمنيان پافشاري و اختلافات كوچك را نتيجه خدعه‌چيني و سياست تفرقه‌آميز تركها مي‌دانستند. آنها همچنين به روابط مناسب و درخور توجه خود با سنطوري‌ها اشاره نمودند آنها حتي فردي نصراني بنام «عبدالاحد داوود» را بعنوان مترجم به همراه آورده بودند كه مطالب را يادداشت مي‌نمود اما نماينده سامي در اينكه نامبرده نماينده واقعي آسوري‌ها و كلداني‌ها باشد، مردد است... يادداشت هيأت مذكور در تعيين مناطق خودمختار شفاف نبود و تنها به شهرهاي با اكثريت كردنشين اشاره شده است. در يادداشت هيأت مذكور همچنين به مناطق مرزي غرب ايران تا ايالت لرستان در جنوب به عنوان بخشي از مناطق مورد نظر اشاره رفته است... هيأت، تعيين خطوط مرزي را بعهده كنگره صلح پاريس نهاده است... آنها همچنين درخواست خود را براي اعزام هيأت نمايندگي كرد به پاريس در يادداشت آورده‌اند...

مسئوول بريتانيايي در ادامه مي‌گويد:

كردها يك نژاد مستقل هستند و نبايد از خواستهاي بحق آنها گذشت. ما بايد سرانجام راه حلي قطعي براي كردستان و ارمنستان بيابيم. اهميت ندادن به آينده كردستان و ارمنستان، مشكلات بسياري براي آينده منطقه ايجاد خواهد كرد... كردها از جمعيت اتحاد و ترقي و فريبي كه بر آنها اعمال نمود، سخت ناراحت بودند. يكي از آنها با شاره به كتاب والي ترك در بغداد (جاويد پاشا) به 700 تن از كردهايي اشاره مي‌كند كه اجباراً براي جنگ با انگليسي‌ها به بصره اعزام شدند.

Fo 371/608 (95) (3087) (feace Congress) (Politica) Turkey, December 1919

 

در يادداشت رهبر كردها نيز آمده است:

سران كرد، همواره تكيه‌گاه امن خلفا، شاهان و سلاطين اسلامي بوده‌اند، اما هر دو دولت عثماني و ايران، كردستان را تنها بخاطر منافع خود، ناعادلانه تجزيه نمودند.... اتحاد كرد با عثماني و ايران، همواره بخاطر رفع تهديد روس‌ها از ممالك اسلامي بوده است، بهمين خاطر روس‌ها كينه‌ي بسياري از ملت كرد بدل دارند... اكنون كه با انقلاب اكتبر 1917، تهديد روس‌ها دفع شده است، كردها قرباني مطامع همسايگان شده‌اند... كردها اين قابليت را دارند كه سرنوشت خود را بدست خويشتن تعيين كنند...

در ادامه يادداشت مسوول بريتانيايي آمده است:

در ميان كردها روشنفكران قابلي وجود دارند... جمعيت كردها كمتر از5 ميليون نفر نيست... آنها از بريتانيا مي‌خواهند براي تأسيس سرزميني مستقل به ياريشان بشتابد.

امضا كنندگان اين يادداشت عبارتند از:

شيخ عبدالقادر شمديناني        رئيس

امير بدرخان زاده                 معاون

شيخ عبيدالله سيد طاهر

مصطفي پاشا بابان‌زاده

عبدالاحد داوود                مترجم (كلداني)

ملا سعيد

ملا علي رضا

 

موضع بريتانيا در مورد شيخ عبدالقادر و خاندان بدرخانيان

 

در سند شماره (608) (95) (8307) كنگره صلح تركيه و خاورميانه مورخ 25 آوريل 1919 به غير قابل اعتماد بودن شيخ عبدالقادر و كميته‌ي كردستان اشاره شده است. در ادامه اين سند، «كالسورب» ضمن بي‌اساس خواندن وابستگي شيخ عبدالقادر به تركها مي‌گويد:

هيچ سندي در مورد وابستگي شيخ عبدالقادر و خانواده بدرخانيان به تركيه وجود ندارد. تمام تلاش آنها قانع نمودن بريتانيا به درخواستهاي كميته است. اما در مورد سليمان نظيف والي موصل بايد بگويم نامبرده مطلقاً جاسوس و وابسته‌ي تركهاست...

به گمان من «عبدالله جودت» با همان كشتي كه «شيخ عبدالقادر» در آن سفر مي‌كند، به پاريس خواهد رفت... به باور من كردهاي درسيم- كه شيعه هستند- در كنار ديگر كردها بدنبال تحقق آرمانهاي ملي هستند...

سند شماره 564/1289

در اين سند كه در مورخ 20 آوريل 1919 توسط نماينده سامي بريتانيا در استانبول ارسال شده است

آمده است:

بازگشت به تلگراف نماينده سامي شماره11 مورخ5 ژانويه بعرض مي رساند:

سه نسخه از يادداشت كميته‌ي كردستان به ضميمه تقديم مي‌شود.

در اين نامه همچنين آمده است:

(شماره‌ي1 نوشته نشده است)

2- نسخه‌اي از يادداشت فوق براي شريف پاشا در پاريس ارسال شود.

3-‌ آدميرال وايپ با استقبال از هيأت كردي، آنها را بكار مي‌پذيرفت. سيد عبد القادر افندي رهبر كميته‌ي كردستان هم اكنون رياست كابينه دولت عثماني را نيز برعهده دارد، از اينرو گمان مي‌رود اين بار مسئله‌ي كردها صورت جديدتري به خود بگيرد.

4- آدميرال وايپ به كميته‌ي كردستان قول داد درخواستهاي ايشان را به لندن منتقل نمايد.

5-‌ آدميرال وايپ از عبدالقادر افندي در مقام رئيس كميته كردستان و وزير كابينه عثماني خواسته است كردها را از واكنشهاي غيرطبيعي بازدارد.

6-‌ اين ملاقات پيش از پخش شايعاتي بود كه عبدالقادر را در رهبري جمعيت تازه تأسيس كردهاي ضد بريتانيا در مظان اتهام قرار مي‌دهد.

7-‌ آدميرال كالسورب هيچ يك از شايعات موجود را باور نمي‌كند.

1- Drive, G.R Kurdistan and Kurds, Mun Carmel polestine, 1919

2- Fo 371/608 (95) (9991) (Peace Congress 1919) (Turkey)(Future of kurdistan) 15 May 1919

 

عشاير كرد و شكايت 6 مارس 1919 

 

اين سند، شكايت عشاير كرد از حكومت تركيه و درخواست تأسيس يك حكومت ملي براي كردهاست.

متن نامه بشرح زير است:

به جناب ژنرال ماك اندرو

سرزمين آبا و اجدادي پنج عشيرت كرد (كيتكانلي)، (بيجانلي)، (شيخانلي)، (آلون) و (اومرات) هنوز هم تحت سلطه‌ي تركها هستند. امضا كنندگان نامه ذيل به نمايندگي از عشاير خود از دولت عليه انگليس مي‌خواهند با بيرون راندن افسران ترك، حكومتي ملي براي كردها تأسيس نمايند.

رهبر كيتكانلي- بصراوي

رهبر بيجانلي- محمد پسر عبدي

رهبر شيخانلي- شيخ نول

رهبر آلون- حاجي مصطفي

رهبر اومرات- حسن

Fo 371/608 (9382) May 8 th 1919

Ibid (4403) Cherif Political officer 6th, May 1919

 

 

مقامات بريتانيا فاقد آگاهي كافي در مورد شخصيتهاي برجسته كردستان هستند

 

گزارش كاپيتان ميلز به فرمانده‌ي كل بريتانيا در تاريخ9 آوريل1919 آمده است:

گزارش حاضر، مجموعه اطلاعات جمع‌آوري شده راجع به رهبران نهضت ملي كرد است كه به صورت خلاصه تقديم مي‌گردد.

اعضاي كميته‌ي كرد در استانبول:

شيخ عبدالقادر شمديناني

امين عالي بدرخان

سليمان نظيف

دكتر عبدالله جودت

1-‌ شيخ عبدالقادر: عموي سيد طه نهري است... دوران تبعيد وي در دمشق40 سال به طول انجاميده است (اين مدت4 سال بوده است نه 40 سال- م). او هم اكنون عضو و رهبر كميته‌ي معمرين است.

2-‌ امين عالي بدرخان: اطلاعات چنداني در مورد او بدست نيامده است... او از خاندان قدرتمند حريم جزيره است... اعضاي اين خاندان20 سال پيش به استانبول تبعيد شدند...

3-‌ سليمان نظيف: پيش از اين، والي موصل بوده و متهم به افراط بسيار در امور اجرائي است... هم‌اكنون در استانبول زندگي مي‌كند و از نويسندگان روزنامه «الحادثه» است.

پيش از آغاز جنگ دو حزب «يه‌كيتي» و «پيكه‌وه بوون» در «ماردين» و «دياربكر» فعاليت مي‌كردند. «يه‌كيتي» متأثر از «اتحاد و ترقي» و «پيكه‌وه بوون» يك نيروي اپوريسيون بود. از آغاز نهضت، «يه‌كيتي» نقش موثري برعهده گرفته و از مجموعه اشخاص متنفذ تشكيل مي‌شود. در اينجا به ذكر اسامي برخي از آنها مي‌پردازيم:

در دياربكر: مصطفي بگ، زلفي بگ، عادل بگ، شرف بن آلمه، حقي افندي بگ، دكتر جودت، مسلم محمد

در ماردين: قادر بگ، حاجي عبدالرحمان، آلتواس (رئيس شهرباني- متوفي)، نصيبين (متوفي)، قادر بگ (دوباره آمده است).

زلفي بگ و عادل بگ برادرند دكتر جودت يكي از دوستان والي پيشين است. هنگامي كه درصدد بازداشت او برآمديم، خود را كشت... مسلم محمد، اهل موصل است و بدليل تنگ دستي به ديار بكر رفته است... او هم اكنون مردي ثروتمند است... رهبران كرد بدليل تنفر از يكديگر، هيچگاه نتوانسته‌اند به موضعي واحد دست پيدا كنند مگر در مواردي بسيار استثنائي...

هم اكنون رئيس عشيرت «هافيركي»، «علي باتي» و زعيم عشيرت «شرناخ»، «عبدالرحمان» رهبران اصلي قيام هستند... در10 مارس يكي از با نفوذترين ساكنان «مديات» بنام «ع-ق» به سران عشاير «هافيركي، شرناخ و صلاحيه» پيشنهاد كرد با هدف تشكيل جبهه‌اي واحد كنگره‌اي در «مديات» تشكيل دهند (عشيرت صلاحيه مركب از400 سوار مسلح هستند كه در حدفاصل جزيره و مديات سكونت دارند) هر سه رئيس عشيرت يعني علي باتي، عبدالرحمان و رمضان، اخيراً كنفدراسيوني غيره متحد تشكيل داده‌اند (!!!)... اطلاعات ما در مورد اهالي شهر «سيفريك» ناقص است عشيرت بالا دست در اين شهر،«قراكيت»ها هستند كه دوازده هزار سوار مسلح دارند... رهبر آنها «عبدالقادر آدرغ» با اسماعيل پسر ابراهيم در اواسط ماه فوريه در دياربكر بازداشت و هم اكنون نيز در آنجا بسر مي‌برند... در همان شهر، مردي به نام «قصاب شيخو» حكم‌دار عشيرت كرد است. نام برده چنين وانمود مي‌كند روساي ساير عشاير با او همراه‌ند... جداي از اينها دو عشيرت «بوجاق» و «هوشين» نيز در شهر «سيفريك» ساكن‌اند. اين سه عشيرت در عين قرابت، رابطه‌ي نزديكي با عشيرت «ميللي» نيز دارند. «قساب شيخو» كه در هنگام جنگ، افسر نيروي ميلشيا بوده بسيار ثروتمند است.

Pro (AIR) (20-721) (5132) (B.A.J Millos to G.H.Q.I) 9 th April, 1919

 

نماينده سامي بر اين باور است كه راه حل مسأله‌ي كردها نظامي نيست

 

نماينده سامي بريتانيا «آدميرال كالسورب» در نامه‌اي به فرمانده‌ي نظاميان بريتانيا و مصر ديدگاههاي خود را در مورد راه حل‌هاي موجود براي مسأله‌ي كردها طرح نمود:

 استانبول... 2 مي 1919

بازگشت به تلگرافهاي شماره‌ي674 و 715 مورخ26 آوريل1919 از دايره‌ي سياسي به ژنرال فرمانده‌ي نيروهاي بريتانيا در مصر

گزارش هاي موجود حكايت از آن دارند كه وضعيت ناهموار كردستان تنها مستعد راه حل‌هاي سياسي است و تحركات نظامي تحت هيچ شرايطي به مصلحت نخواهد بود... در شرايط كنوني، حكومت عليه بريتانيا سه راه پيشرو دارد:

1-          بي‌اعتانائي به رويدادهائي كه در خارج از مناطق اشغالي به وقوع مي‌پيوندند و عدم پذيرش مسئوليت در قبال آنها

2-‌ استفاده از حكومت تركيه و هدايت آن در مسيرهاي مورد تأيد زير نظر بريتانيا

3-‌ استفاده از كردهائي كه مايل به همكاري با ما هستند

پيشنهادهاي اول و دوم با دو بازتاب متفاوت روبرو خواهند گشت... نخست حيات مسيحيان منطقه با تهديد مواجه خواهد شد... دوم رويدادهاي خارج از منطقه تحت نفوذ ما بر مناطق اشغالي حكومت عليه تأثير خواهند گذارد...

به هر حال، افق چندان روشني در برابر ما وجود ندارد بويژه در مورد انتخاب راه حل دوم.

اما در مورد راه حل سوم، من در اينجا توجه شما را به گزارش ميجرنوييل جلب نمايم... در وضعيت كنوني نبايد كردها را به چشم گذشته نگريست... از ديدگاه من ايجاد ارتباط با عبدالقادر يا پسرش و يا يكي از بدرخانيان در مصر بسيار مفيد خواهد بود... در اين مورد، ابتدا بايد موضع خود را در مورد آينده اداري كردستان براي زعماي كرد روشن و به آنها بفهمانيم بريتانيا هيچ تمايلي به حضور دائمي در كردستان ندارد... خانه كردهاي استانبول، مقرر نموده نمايندگاني جهت مذاكره با رؤساي عشاير به مناطق كردنشين اعزام نمايد... كردها علاقه‌ي بسياري به جدائي از تركيه دارند اما بيم قدرت گرفتن ارمني‌ها ايشان را دچار ترديد مي‌نمايد خواهشمندم پس از بررسي راههاي موجود، ما را در جريان قرار دهيم... چند نسخه از اين نامه را براي وزارت خارجه بريتانيا، والي مصرو... ارسال نموده‌ام.

Pro Fo 608/95/68701/ME/44 Admiral Calthorp.

Constantinople. May 2, 1919

 

«كلنل ويلسون» از آمادگي خود براي حل مساله كردها مي‌گويد

 

قائم مقام حاكم مدني بريتانيا «كلنل ويلسون» در واكنش به پيشنهادات نماينده سامي بريتانيا در استانبول، تلگراف‌هائي بعنوان وزارت خارجه ارسال نمود... در اين دو تلگراف، مطالبي چند راجع به ملاقات با «شيخ طه نهري» آمده است... نامه‌ي نخست ويلسون در سند شماره (608) (95) (11315) مورخ 2 مي 1919 وزارت خارجه ثبت شده است:

(5353) اين نامه در پاسخ به نامه‌ي مورخ2 مي نماينده سامي در استانبول نگاشته مي‌شود... از هنگامي كه مراجعت نموده‌ام... فرصت چنداني نداشتم... او در استانبول بسر مي‌برد... پس از بررسي گزارش‌هاي ميجرنوييل و گفتگوهاي بسيار با شيخ طه نهري... (اين سند، به همين صورت آمده است او جملات آن بصورت مقطع و پراكنده نوشته شده است- مترجم)

من با پيشنهادات نماينده‌ سامي در استانبول موافقم... عبدالقادر دور زماني از كردستان دور بوده است... روابط عبدالقادر با شيخ طاهر نهري به قدري نامناسب است كه در برگيرنده‌ي منافعي براي ما نيست... بهتر است از نامبرده در استانبول استفاده شود. اما بدرخانيان در مقطع كنوني واجد پتانسيلهاي مناسبي هستند. پيشنهاد مي‌كنم با دو برادر (جلادت بدرخان و كامران بدرخان كه در معيت نوييل از استانبول به حلب رفتند- مترجم) و همچنين «احمد ثريا» پيوندهاي ويژه برقرار كنيم... بعداً با يكديگر به غرب كردستان عزيمت نمايند... مذاكرات صلح پاريس نيز چنين اجازه‌اي به ما مي‌دهند...

من نيز با عملي شدن پيشنهاد سوم مندرج در تلگرام مورخ 1 مي نماينده‌ سامي موافقم... بدون آنكه قيموميت بريتانيا بر مناطق كردنشين اطراف موصل را بپذيريم... تا بدانيم اوضاع آينده به كدام سو مي‌روند... بنابراين لازم است راه‌حلي اساسي براي مسأله كرد پيدا شود... بنابراين من خواستار قدرت اجرايي بيشتري در اين مورد هستم... به جاي حكومت بريتانيا در كليه مناطق شرقي رود فرات، البته با موافقت ميجرنوييل و تحت نظر فرمانده‌ي نيروهاي موصل و استانبول با همكاري مقامات ترك در منطقه و منطبق بر قطعنامه‌هاي كنگره صلح...

Ibid, (11315) (Turkey Me) (Civil Commission to fo) (May 12 th 1919) (Repeated to Cairo)

 

گفتگوي كلنل ويلسون با شيخ طه نهري

 

نامه‌ي دوم كلنل ويلسون، متن گفتگوهاي ويلسون و شيخ طه نهري است كه در سند شماره (10827)(5554) مورخ 12 مي 1919 ثبت شده است... در اين نامه آمده است:

شيخ طه عموي عبدالقادر شمديناني و ششمين پسر شيخ عبيدا... نهري است كه در سالهاي 1880-1876 به ايران يورش برد... شيخ طه از شهرك «نهري» تركيه به بغداد آمد... افسران سياسي بريتانيا او را مردي متنفذ در مركز و شرق كردستان مي‌دانند...

شيخ طه گفت: هدف او از عزيمت به بغداد، گفتگو در مورد يك كردستان مستقل تحت قيموميت بريتانياست كه كردها در ايران را نيز شامل شود... به او گفتم نبايد در مورد كردها در ايران، هيچ انتظاري از دولت عليه داشت... او از اين مسأله بسيار ناراحت شد و گفت بدون حضور بريتانيا هم ما سرانجام به آرزوهاي خود خواهيم رسيد... به هر حال شيخ طه با پيشنهادات ما موافقت نمود و آمادگي خود را براي تأسيس يك نظام اداري منسجم آنگونه كه وزير هند پيشنهاد كرده است- اعلام كرد. شيخ طه در پايان راجع به چند موضوع، پيشنهاداتي طرح نمود.

1-‌ مسأله عفو عمومي در مورد حوادث دوران جنگ

2-‌ عدم حمايت يك طرفه از يكي از سران كرد و تأسيس چند قواره اتونومي يكسان

3-‌ كردستان، تحت سلطه اقليتهاي ديني قرار نگيرد و مسيحيان منطقه مجدداًَ اسكان داده شوند.

4-‌ حكومت بريتانيا چون يك دوست واقعي به ياري كردها بشتابد.

سند شماره 9382

سند شماره 9382 مورخ 7 مي 1919 با اشاره به تلگراف شماره 657 مورخ 2 مي پيشنهادات ديگري آمده است. مستر فوريي ب. آدم نيز در 8 مي با اشاره به اين سند مي‌گويد:

با در نظر گرفتن موارد زير مي‌توان بر بسياري از موانع موجود در مورد مسأله كردستان غلبه كرد.

1-‌ نام ديگري غير از «ارمنستان» بر دولت ارمني آينده گذارد.

2-‌ در حالي كه شش ايالت تركيه در شرق، تحت قيموميت قرار گيرند، بايد آزادي‌هاي مدني و آييني براي تمام ساكنان و اقليتها فراهم آيد.

در ادامه اين نامه آمده است: مهمترين تهديد در آينده، جدايي ايالتهايي چون «دياربكر» است كه بيم سلطه‌ي بيگانگان بر آنها مي‌رود. كردها با ابراز تمايل نسبت به جدايي از عثماني به اتحاد عقيدتي مناسبي ديت يافته‌اند... جمعيت اتحاد و ترقي نيز تبليغات سنگيني به راه انداخته است در پايان نامه آمده است:

خواهشمندم در اين مورد راهنمايي‌هاي لازم به عمل آوريد...

 

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

2007/8/28 18:54

كردستان و كرد

در اسناد محرمانه ي بريتانيا(3)

 

 

روابط كردها و ارمني‌ها

 

در سند شماره‌ي 20747 مورخ 20 نوامبر 1919 نامه هيأت مشترك كرد و ارمني خطاب به كنگره صلح پاريس ثبت شده است:

پاريس، 20 نوامبر 1919

جناب رئيس

خرسنديم از اينكه نوانسته‌ايم خلاصه‌اي از يادداشت نمايندگان كرد و ارمني به عنوان كنگره پاريس را تقديم كنيم. جنابعالي ملاحظه مي‌فرماييد كه عليرغم تبليغات مسموم دشمنان، كردها و ارمني‌ها پيمان صلحي امضاء كرده‌اند تا در كنار يكديگر اهداف ملي خود را به آينده رهنمون شوند. احترامهاي گرم ما را بپذيريد.

رئيس هيأت كردي

رئيس هيأت ملي ارمني

بوغوس نوبار

به كنگره آشتي

شريف

هيأت متحد ارمني                  12 خيابان ويلسون پاريس

هيأت متحد ارمني                  12 خيابان ويلسون پاريس       20 نوامبر 1919

(در مورد عدم درج نام و آدرس شريف پاشا در سند، مورخين بر اين باورند كه مسائل امنيتي، عامل اين موضوع بوده است. مترجم)

متن قطعنامه كرد- ارمن

ما امضاء كنندگان زير نمايندگان خلق ارمني و كرد هستيم. مفتخريم با گاهي كنگره صلح برسانيم دو ملت براي دستيابي به رهايي و آزادي داراي مواضع مشترك هستند، بويژه در مورد رهايي ملت ارمني از سلطه عثماني. ما از كنگره مي‌خواهيم كه با تكيه بر مبناي ملي، كردها و ارمني‌ها را در تأسيس ارمنستان متحد و كردستان مستقل ياري نمايد.

نماينده كردستان                 بوغوس نوبا      د. اوهانجانيان

شريف                           رئيس هيأت              رئيس جمهور موقت ارمنستان

رياست هيأت كردي           ملي ارمني

در كنگره‌ي صلح

Ibid, (10837) from political 12 May, 1919 Repeated to Cairo.. etc C 5354

Ibid, (20747) cherif pash and Boghos Nobar, November, 20 th, 1919

Ibid, (9382) (Turkeyme) (Situation in Kurdista) May 7 th 1919

 

 

نشست كلنل فرينج با بزرگان ملت كرد

 

سند شماره (5615) (389) (144-1124443) مورخ 5 آگوست 1919 نامه كلنل فرينج از قاهره به وزارت خارجه بريتانيا است.

كلنل فرينج مي‌گويد

عارف پاشا مارديني و احمد ثريا بگ درخاني كه نمايندگان ملت كرد هستند، ميهمان من بودند. «سيد كاملي پاشا» نيز ايشان را همراهي مي‌كرد. «عارف پاشا» از من خواست به آگاهي حكومت بريتانيا برسانم كه «كميته كرد» قاهره خواستار كمكهاي اداري كردها براي تأسيس قواره‌اي كردي است.

آنها قيمومت بريتانيا را بر خود پذيرفتند... بنظر من اعمال چنين قيمومتي بصورت محدود، مناسب است... اما كردها براي تأسيس اين كردستان خودمختار، بسيار عجله دارند... «عارف پاشا» با قيموميت موافق نبود و ادعا مي‌كرد كردها غير از بريتانيا به هيچ قدرت ديگري اجازه دخالت در امور كردستان را نخواهند داد... كردها موافق حضور ارمني‌ها در دولت آينده كردي هستند. از نظر ما ارمني‌ها دوستان خوب ملت كرد هستند... اتحاد تمام عشاير كرد با يكديگر دشوار است...

من گفتم خواستهاي ايشان را به اطلاع دولت بريتانيا خواهم رساند... هيچ تعهدي به نمايندگان كرد ندارم... من تنها شنونده بودم و گاهي سئوال مي‌كردم. «احمد ثريا بدرخان» در تدارك سفر به استانبول است. خوشحال خواهم شد اگر مانعي در راه سفر او ايجاد ننماييد. عارف پاشا نيز پس از بازگشت «ثريا» به «ماردين» سفر خواهد كرد.

Ibid, (5615) (112443) Me 44 A (Political Colonel French - Egypt- Cairo) Aug 5th 1919 (No 398)

 

نارضايي برخي سران كرد از شايعه الحاق كردستان به ارمنستان

 

در تلگراف بزرگان كرد در سند شماره 12551 مورخ 13 ژوئن 1919 ثبت شده است. اين سند همچنين حاوي نسخه‌اي از نامه‌ي نماينده‌ي سامي «آدميرال وايپ» به شماره 824 مورخ 22 مي و دو تلگراف صدراعظم بتاريخ 18 آوريل و25 همان ماه است:

تلگراف بزرگان ارز روم

با تذسف فراوان، نارضايي شديد خود را نسبت به الحاق كردستان به ارمنستان اعلام مي‌دهد. الحاق منطقه‌‌اي كه 97% آن مسلمان هستند به سرزميني غير مسلمان، خلاف واقعيات سياسي است. بنابراين ما ترجيح مي‌دهيم در كنار امپراتوري عثماني به حيات خود ادامه دهيم...

امضا كنندگان

مينا‌زاده مصطفي، اسماعيل بگزاده محمد محمود، كوچك آقازاده خليل، قادر زاده محمد نوري ازكيفي، شيخ زاده محمد بهجت، عزيززاده حاجي احمد، آلبيق زاده علي، مرفيس زاده قهرمان صبري، رئيس شهرباني حسني، اولاج زاده فهمي، لال زاده محمد، زازه‌جي زاده سليمان، حاجي حافظ شاكر، رشيد بگ احمد، محمدتورسون، هوپ‌زاده حسيني، حاجي رسول آقا محمد علي، خليل حسين حلمي، يباب احمد كمال، صبري سعدا...، حاجي احمد اسماعيل، حقي مصطفي تلگراف «دياربكر» به صدراعظم نيز در سند شماره

(5373) ثبت شده است:

از زمان اعطاي حق تعيين سرنوشت به خلقها، ما ساكنان درياربكر و اطراف به اتحاد خود با امپراتوري عثماني افتخار مي‌كنيم. ما در مورد آينده‌ي خود بسيار نگرانيم. جداي از عشاير كرد كه تاكنون سرشمار نشده‌اند، شمار ساكنان ترك و كرد مسلمان 5889990 نفر در ازاء 33649 غيرمسلمان است... كنگره صلح پاريس الزاماً بايد تمام ملل را به يكسان بنگرد. اكثريت را تحت سلطه اقليت درآوردن، هيچگاه مسأله كردستان را حل نخواهد كرد... صلح مورد نظر كنگره هرگز پايدار نخواهد بود... خواهشمند است در خواست ما را براي باقي مانندن در كنار امپراتوري عثماني به اطلاع كنگره برسانيد...

امضا كنندگان

نماينده شيوخ: زكي، عبدالقادر، عمر

نماينده علما: محمد كامل، سيف ا...، عبدالعزيز خالصي، عبدالرحمن، محمود

نماينده اشراف: رافي، سعيد، حقي، صبري، عارف، احمد، نيازي، اشرف، اسماعيل، فاهرا، عارفي، محمد، محمود، حميد...

نماينده سايرين: احمد، احمد شكري، توفيق، علي...

PRO (Fo/608) (12551) (Turker me) (12 th June, 1919).

 

وزير خارجه بريتانيا و كردستان

 

نامه‌هاي شماره 12031 و 3127 و 177668 (خاورميانه/44) مواضع وزير خارجه بريتانيا در مورد مسأله كردستان است:

بازگشت به نامه مورخ 10 مي به شماره 69345/خاورميانه/44 وزير هند اطلاع داد «كلنل ويلسون» اراضي كردنشين را بطور دقيق مشخص ننموده است... اميدوارم در تحقيقات بعدي روشن‌تر به جزييات بپردازيد... مستر مونتاگيو نظرات ديگري دارند...

اما در مورد چگونگي برخورد با مسأله كردستان، هر اقدامي كه انجام شود، بايد موقتي باشد... مسترمونتاگيو پيشنهاد كرده است «لرد كرزن» با اعطاي اختيارات به «كلنل ويلسون»، او را در برخي تصميم‌گيري‌ها آزاد بگذارد... اما در مورد برادران «بدرخانيان»، مونتاگيو نظر خاصي ندارد و تنها به استناد سخنان ويلسون، نقش مثبتي براي آنها قائل است... «لرد كرزن»، مانعي بر سرراه اقدامات ديپلماتيك احساس نمي‌كند...

بدنبال اين نامه، نامه ديگري با عنوان C.U.A و به شماره 12331/11386/29 مي 1919 به ثبت رسيده است:

نامه شماره 3588 مورخ 22 مي 1919 جنابعالي در مورد كردستان دريافت شد...

«لرد كرزن» موافق است. به جهت اهميت تعيين منطقه جغرافيايي با اكثريت كردنشين، لازم است هر چه سريعتر پيشنهادهاي «مستر مونتاگيو» عملي شوند... «كرزن» بر اين باور است كه راهنمايي «ويلسون» در مقطع كنوني، بسيار موثر خواهد بود... «ويلسون» ملزم به همكاري با نماينده سامي بريتانيا در استانبول بوده بدون موافقت وي هيچ اقدامي انجام ندهد... اقدامات انجام شده در هر مرحله نيز بايد به اطلاع فرمانده نظاميان بريتانيا در مصر برسد...

1-    Ibid, 12031/3172/1776 861, me 44/India office white hall, 22 th may,1919 immediater

2-    S.W.1/ 12331/ 11386/ 29 th May. 1919

3-    12175/ 1135, from Secretary of State to Civil Commissionev Baghdad, 5 th June 1919, Repeated To Viceroy, foreign dept, priority A

 

اعطاي اختيارات ويژه به «كلنل ويلسون» در مورد كردستان

در سند شماره 12176/1135 مورخ5 ژوئن 1919 آمده است:

بازگشت به تلگراف شماره 5352 مورخ 2 مي... به شما در مورد مسائل كردستان، اختيارات ويژه داده شده است مشروط برآنكه با نماينده سامي در استانبول مشورت و فرمانده‌ي مصر را نيز در جريان اقدامات انجام شده قرار دهيد... تعيين مناطق با اكثريت كردنشين، حائز اهميت فراوان است... اطفاً تلگراف مورخ 21 مي را بدقت بررسي نموده اعلام فرماييد آيا باز هم با الحاق «دياربكر» و «اورفا» به عراق مخالفيد؟... در مورد بدرخانيان نيز تصميم نهايي بر عهده جنابعالي و نماينده سامي است.

در سند ديگري به شماره 13140 مورخ 13 ژوئن 1919 با عنوان «آينده ارمنستان و كردستان» آمده است:

1-‌ بازگشت به تلگراف مورخ 5 ژوئن و21 مي

2-‌ نقشه اتنوگرافي تركيه آسيايي كه وزارت جنگ به شماره 2901 چاپ نموده است، مناطق جغرافيايي با اكثريت كردنشين را مشخص كرده است. اين نقشه توسط جمعيت سلطنتي جغرافيا تهيه شده است.

3-‌ در مرزهاي شرقي اين منطقه نيز اكثريت كردنشين كدگذاري شده‌اند

4-‌ مرزهاي جنوب را مي‌توان از جنوب غربي كوه قنديل تا شماره (13-11) با مقياس 1=1000000 و از آنجا به ملتقاي عرض 37 و طول44 و عرض37 و طول43 امتداد داد.

5-‌ به باور من مرز جنوبي حريم كردنشين، شمال جزيره ابن‌عمر و شمال نصيبين را درنورديده و از شمال «رأس العين» در امتداد عرض 37 به «بيره جك» خواهد رسيد، از آنجا بسوي شمال فرات رفته سپس مرز ايالت «خربوت» را به سوي «معموره عزيز»، «بتليس» و «وان» پشت سر خواهد گذارد. بدينترتيب، ارزنجان و ارزروم، خارج از اين محدوده قرار خواهند گرفت.

6-‌ در اين محدوده كه ايالت «دياربكر» در »آن قراردارد، چند منطقه ارمني‌نشين وجود دارد كه جمعيت آنها بسيار اندك است. بنابراين، نمي‌توان امتيازي براي آنها قائل شد... اما در مورد ديگر مناطق ارمني، اي كاش ايالت متحده آمريكا، با حمايتهاي خود، موقعيت مناسبي براي رشد ساكنان ارمني ترابوزان و ارزروم ايجاد مي‌كرد... اداره‌ي اين دو ايالت براي اكثريت ارمني كار دشواري نيست...

7-‌ كردستان در مقطع كنوني، متأثر از دو ديدگاه سياسي است... نخست حزبي كه بدنبال حل مساله كرد و طرفدار بريتانياست... حزب ديگر طرفدار تركها و دشمن مسيحيان است... هر يك از اين دو حزب، در صورت دريافت كمكهاي خارجي مي‌توانند موازنه قدرت را بسود خود تغيير دهند... از اين دو حزب، تنها مي‌توانيم يكي را انتخاب كنيم. اگر قرار باشد تركيه مجدداً بر منطقه تسلط يابد، آنگاه مسأله تشكيل دولت كرد و ارمني منتفي خواهد شد.

8-‌ هر چند كردها اكثريت ساكنان منطقه را تشكيل مي‌دهند، هرچند بسيار شجاع و جنگاورند و هرچند احساسات ملي‌گرايانه آنها بسيار قوي است، اما اختلافات دروني و عدم يكپارچگي بدليل وجود كوههاي سربفلك كشيده ويژگيهاي ذاتي آنها را بي‌اثر مي‌نمايد. تنها يك سيستم اداري بيگانه با مركزيت «بتليس» يا «وان» مي‌تواند هماهنگي لازم را در ميان كردها ايجاد نمايد...

كردها اگرچه راضي به حاكميت مسيحيان نيستند، اما در ميان تمام كشورهاي بيگانه تنها قائل به پذيرش قيمومت بريتانيا هستند... جمع‌آوري اطلاعات و صدور قطعنامه‌هاي گوناگون تنها بمنظور دفع وقت، ديگر گره گشا نيست.

9-‌ تمام پيشنهادات ارائه شده را مي‌توان بترتيب زير خلاصه نمود:

دو ايالت «ترابوزان» و «ارزروم» يك دولت ارمني بوجود  مي‌آورند كه تحت قيمومت آمريكا خواهد بود... چهارايالت «دياربكر»، «نلعزيرند»، «وان» و «بتليس» دولت كردي تحت حمايت بريتانيا را تشكيل خواهند داد... تنها راه حل جانشين بازگشت قدرت تركيه به منطقه با نظارت يك كشور اروپايي خواهد بود.

10-‌ بارديگر تكرار مي‌كنم تداوم حضور ما در كردستان، مصلحت نيست...

11-‌ پيشنهاد مي‌كنم روز20 ژوئن ديداري از «حلب» داشته باشم تا بتوانم ميجرنوييل را ملاقات كنم با ديدن او به ديدگاه جامعتري دست پيدا خواهم كرد.

12-‌ مطالب مطروحه‌ي فوق، خلاصه مسائل مربوط به كردستان بودند. پيشنهادهاي تازه در واقع، يعني پذيرش غيررسمي يك دولت كردي تحت حمايت بريتانياست و يگانه راه حل جايگزين، بازگشت اقتدار تركيه به منطقه است.

13140, Political officer, Baghdad, Comd, by. I.O, 13 th.

June 1919, Future of Armenia and Kurdistan.

 

رهبر كميته كردستان، يكبار ديگر به ديدار نماينده سامي مي‌رود

 

رهبر كميته كردستان و رئيس ميني دولت عثماني، شيخ عبدالقادر شمديناني روز 12مي يكبارديگر با نماينده‌ سامي رفت:

«دولت بريتانيا حكومت عثماني را براي بازگشت صدها هزار تن از كردهاي تبعيدي و آواره دوران جنگ تحت فشار قرار دهد»

12468/3836   Turker, Constantinople, 4 th June 1919

 

گزارش ميجرنوييل در مورد ايالت دياربكر

 

متن نامه «كلنل ويلسون» به شرح زير است:

بازگشت به تلگراف مورخ11 مي، ميجرنوييل گزارش خود در مورد ايالت دياربكر را تكميل و تا15 ژوئن در حلب خواهد بود...

چند نسخه از اين گزارش براي ادارات مربوطه بريتانيا در خاورميانه ارسال شده و اهميت تحقيقي بسياري دارد، از اين رو بايد بعنوان زيربناي سياستگزاري بريتانيا در آينده منطقه مورد استفاده قرار گيرد... نوييل پيشنهاد مي‌كند مقام ديگري جانشين او شود تا بتواند تحقيقات خود را در ايالات «سيعرت» «بتليس» «وان» و «ارزروم» با اهداف زير ادامه دهد.

1-‌تخمين جمعيت ساكنان منطقه پس از جنگ

2-‌ وضعيت كنوني اقتصادي اين شهرها و شناسايي مسيرهاي تجاري بين‌النهرين

3-‌ بررسي جنايات و خرابكاري‌هاي انجام شده

4-‌ احساس و موضع كردها در برابر آرزو و امال ملي كرد

5-‌ تحولات و نتايج تأسيس يك دولت ارمني در كردستان مركزي

6-‌ موضع كردها در برابر بريتانيا در جنوب شرق كردستان و مسأله بازگشت آسوري‌ها

7-‌ مسأله بازگشت كردهاي آواره و تبعيدي به موطنشان

من شخصاً با ادامه تحقيقات نوييل موافقم. اميدوارم مقامات بالا نيز موافقت نمايند...

12789/6290 4 th June 1919 Repea fed to CairoAleppo for Noel

 

يك گزارش مهم در مورد شمال غرب كردستان

 

سند شماره 4568/91479/14677 مورخ 7 جولاي 1919 گزارش كاپيتان سي.ايل. ولي با عنوان «نهضت ملي كرد» است. همين سند حاوي نسخه‌اي از نامه ژنرال كلايتون به شماره C.E.O (157) است:

ستاد كل

سپاه مصر

6 ژوئن/1919

مفتخرم نسخه‌اي از گزارش «كاپيتان سي ايل وولي» در مورد مناطق كردنشين را به استحضار برسانم.

                                                                                                        امضا

                                                                                                جي. ايف كلايتون

                                                                                             فرمانده افسران سياسي

هنگام ديدار از منطقه با روساي عشاير «ميللي»، «زازا»، «كاراوار»، «كيتكان»، «بزازي»، «آلون» و روحانيون و فرماندهان حكومت و افسران سپاه تركيه و كشاورزان، مفصلاً گفتگو كرده‌ام... اگرچه كمتر فرصت بازديد از مناطق كردنشين را بدست آوردم، اما در همين مدت كوتاه به تحليلهاي جالب توجهي دست پيدا كردم... احساسات ملي كردها بسيار نيرومند است... حتي كشاورزاني كه سربفرمان روساي عشاير هستند، چنين ويژگيهاي بارزي در خود دارند. از اين رو بايد هويت ملي كردها را بعنوان ماهيتي ريشه‌دار به رسميت شناخته حق تشكيل يك دولت كرد را براي ايشان قائل شد... در اينجا تحليلها و نتايج خود را مفصلاً ارائه مي‌نمايم...

*خاك كردستان

كردستان سرزميني است كه از فارس و تفليس تا آدانا (جنوب غرب آناتولي) و از ترايوزان و ملاطيه بسوي روانداز كشيده مي‌شود. بدينترتيب، كردستان شامل شش ايالت خواهد شد كه موسوم به ايالت ارمني است. بخشي از كردستان نيز در روسيه و شمال ايران قرار دارد... جمعيت كردستان را حدود 13 ميليون نفر تخمين مي‌زنند. بكاربردن واژه «ايالات ارمني» اشتباه است چرا كه 95% ساكنان اين شش ايالت كرد، 10% ترك و بقيه غيرمسلمان هستند... كشورهاي بزرگ مي‌توانند با آمارگيري‌هاي جامع، صمت ادعاهاي مرا دريابند. در بخش وسيعي از منطقه، كردها بجز زبان كردي، زبان ديگري نمي‌شناسند... اين كردها ساكنان كهن منطقه و مردماني باهوش هستند. در زيركي و آگاهيهاي سياسي آنها همين بس كه يكي از كردهاي ساكن «سيفريك»، از سياستهاي دوره «گلادستون» در مورد روابط كردها و انگليسيها تحليلهاي كارشناسانه ارائه مي‌كرد. او از گزنفون سخن بميان آورده كردها را ساكنان اصلي آسياي صغير مي‌دانست...

كردها استقلال طلب بوده تمايلي به ادامه‌ي همكاري با عثماني ندارند. آنها خواهان يك حكومت مستقل كرد هستند كه نمايندگان آن از طريق انتخابات برگزيده شده و كشور آينده آنها تحت قيمومت يك دولت اروپايي باشد...

رئيس عشيرت «ميللي» يعني «محمود بگ» مي گويد: هرگاه حكومت كردي تشكيل شود، بسياري از كارمندان ارمني در ادارات دولتي بكار گمارده خواهند شد چون آنها بر اثر دريافت كمكهاي خارجي و تأسيس مدارس، آگاهي‌هاي بيشتري دارند... كردها نيز پس از پشت سرگذاردن دوران آموزش، به موقعيتهاي بالاتر ارتقاء مي‌يابند... كردها مخالفتي با ارمني‌ها ندارند. پيش از اين، برخي عشاير كرد به مشاركت در قتل عام ارمنيان- آنهم بر اثر تحريك عثماني‌ها- متهم بودند، اما اغلب قبايل كرد با پناه دادن ارمني‌ها ايشان را از آسيب‌هاي جدي مصون داشته‌اند. براساس اطلاعات من عشاير «ميللي»، «آلون»، «بزازي» و «كيتكان» شمار بسياري از ارمني‌ها را پناه داده و آزادي‌هاي فراواني به آنها اعطاء كرده‌اند... «ميللي»ها نيز نزد ارمنيان، از محبوبيت والايي برخوردارند...

هفته‌نامه «كوردستان» در آخرين شماره‌ي خود نوشته است شمار قربانيان كرد در حريم وان و «بتليس» از مرز چهارهزار تن گذشته است. باوجود اين كردها عاقلانه تلاش مي‌كنند از شكافتن زخمهاي كهن بپرهيزند... بطور كلي كردها طرفدار تأسيس يك حكومت مستقل كرد با نمايندگي اقليتها و مشاركت آنها در اركان حكومتي هستند... بديهي است كه بدليل اكثريت جمعيتي كرد، حكومت آينده‌ي منطقه نيز ماهيتي كردي خواهد داشت...

كردها با پيروي از رهبران خود، بدنبال فرصتي هستند تا احساسات دروني خود را از قوه به فعل درآورند و در آينده حكومت خود مشاركت كنند...

در اين ميان، عشاير كوچكي چون «آلون» و «كيتكان» نيز بدليل نزديكي به اعراب، خواستار الحاق به يك حكومت عربي هستند، اما عشيرت «بزازي» متمايل به كشور كردي هستند... بزازي‌ها در صورت عملي نشدن كشور آينده‌ي كردي، خواهان باقيماندن در كنار تركيه هستند... با حركت بسوي شمال، حس استقلال طلبي و تمايل به تشكيل يك دولت كردي، تشديد مي‌شود. كردها در اين مناطق، مخالف دخالت بيگانه هستند... ساكنان شهرها مايل به تجارت آزاد و رونق بازرگاني بدور از سلطه عوامل بيگانه هستند... اين در حالي است كه طبقات بالا است، در بدست گرفتن بدون قيد و شرط امور، احساس ناتواني مي‌كنند... كردها نسبت به فرانسوي‌ها احساس خوشايندي ندارند، چون داستانهايي از حضور ناموفق آنها در بيروت شنيده‌اند... كردها حكومت فرانسه را تكيه‌گاه سياسي قابل اعتمادي نمي‌دانند... سران كرد با تأسيس چند دولت براساس اشتراكات قومي موافقند، اما «خليل» يكي از سران «ميللي» مي‌گويد: بنظر من ديدگاههاي تئوريك «وودرو ويلسون» در عين جذابيت، كمتر عملي مي‌نمايد. يك افسر كرد نيز مي‌گفت: چندين جنگ جهاني ديگر بوقوع خواهد پيوست، اما آينده بسود بلشويكهاست... در نهايت، تمام كردها قائل به تصميم‌گيري كنگره صلح بودند و از تشكيل يك دادگاه استيناف بين المللي براي رسيدگي به اتهام حكومتهاي متجاوز حمايت مي‌كردند. از نظر كردها تعيين حدود و قدرت در شرايط تحت الحمايگي، امري لازم بود.

شيوه‌هاي حكومت

اگرچه بسياري از مسائل مطروحه در حوزه شخصي دور مي‌زد، اما برداشت من از كردها حاكميت سيستم پدرسالاري بود كه ريشه در تاريخ اين ملت دارد و آسيب‌هاي فراواني به اين ملت وارد نموده است.

در مجموع اغلب كردها با تأسيس يك حكومت كردي تحت حمايت بيگانه موافق و از مشاركت ارمني‌ها در دولت آينده حمايت مي‌كردند.

سران امارتهانيز يكي «عبدالوهاب بدرخان بگ» و ديگري «محمود بگ» فرزند ابراهيم پاشا ميللي هستنند...

بهنگام گفتگوها «محمود بگ» رئيس عشيرت ميللي گفت: هرچند «بدرخاني‌»ها بزرگترند، اما عشيرت ما قويتر است... او در مورد پدرش سخن گفت و راجع به عشاير هوادار «ميللي» يعني «قزلباش در سيم» و... مطالبي به زبان آورد. نامبرده در پايان گفت: تصميم نهايي بعهده متفقين است و آنها مي‌دانند ملت، چه كسي را انتخاب خواهد كرد؟ من در برابر راي مردم، سرتعظيم فرود مي‌آورم...

«مستر فوريس‌آدام» در همان سند مي‌گويد:

اين گزارش بسيار مهم است، اما مرزهاي جنوبي ارمنستان، همچنانكه از سوي هيأتهاي آمريكايي و بريتانيايي تعيين شده‌اند، از شمال محل سكونت عشاير «ميللي» مي‌گذرد كه در شرق و جنوب شرقي دياربكر  قرار دارد...

اگر اين حدود و مرزهاي مورد نظر فرانسه در مورد بين‌النهرين و سوريه به رسميت شناخته شوند، آنگاه اين منطقه كردنشين در حوزه‌ي قيمومت فرانسه (در سوريه) قرار خواهد گرفت...

«مستر روبرت فانسيتارت» نيز در همان سند اشاره مي‌كند:

با ديدگاههاي مطروحه «مسترآدام» در سند مورخ 8/8/1919 موافقم...

در نامه‌ي ديگري از «فانسيتارت» بعنوان «مستربوكلر» آمريكايي بتاريخ 11 جولاي 1919 با اشاره به گزارش «وولي» آمده است: «از اين نامه بوي خوش‌بيني به مشام مي‌رسد»

14677/91479/4568, Turkey and me, Kurdistan National Movement, 7 th July 1919

 

وزير هند خواستار تأسيس دو مركز براي امور كرد و ارمني شد

 

در سند شماره 3398/174858/25434 مورخ 17 اكتبر1918، تلگراف وزير هند به حاكم مدني در28 اكتبر 1918 آمده است:

وضعيت جديد كه پس از توافق «سربرسي كوكس» و «شريف پاشا» در فرانسه حاصل شده است، شرايط مناسبي را براي انعقاد قطعنامه‌اي ميان اكثريت مسلمانان كرد و اقليت ارمني فراهم آورده است... كردها و ارمني‌ها داراي حقوقي برابر هستند... بنابراين پيشنهاد مي‌كنم هيأتي از كردها و ارمني‌ها با مركزيت لندن و پاريس تحت سرپرستي بريتانيا تشكيل شود...

 

ديدگاههاي هوكارث

 

سند شماره 3385/ 19249 مورخ 20 نوامبر 1918 يادداشت‌هاي دي.جي. هوكارث راجع به آسياي غربي است:

6-‌ ارمنستان، مجموعه ايالاتي است كه اكثريت جمعيت آن را كردهاي نيرومند تشكيل مي‌دهند. بدون راضي كردن كردها تأسيس ارمنستان امكانپذير نخواهد بود...

7-‌ شمال بين‌النهرين: اين قسمت را مي‌توان بطور كامل جدا و حكومتي با مركزيت موصل يا اورفا تأسيس كرد. سؤال اين است: اين كشور چقدر به شمال كشيده شود؟ آن، مسأله‌اي است كه به كردها مربوط است. از آنجا كه كردها روش و عادات اعراب را بيشتر مي‌پسندند، احتمال پيوستن آنها به يك كشور عربي در آينده بيشتر است.

                                                                                                            فرمانده

                                                                                                     دي. جي. هوكارث

                                                                                                فرمانده كل- وزارت جنگ

            M.I.2

PRO Fo 371/3398/174858/25434 , October 17 1918 (784)

 

حاكم سياسي بريتانيا در بغداد ، نقشه جنوب كردستان را پيشنهاد مي‌كند

 

در همان مجموعه از اسناد3407/3785/1/ سي. ايكس/ 15/10/1918، تلگراف شماره 8744 حاكم سياسي به وزارت خارجه بريتانيا ديده مي‌شود:

به جهت تحولات منطقه، لازم مي‌دانيم حكومت بريتانيا را از وضعيت كنوني جنوب كردستان آگاه نماييم... عشاير ساكن شرق زاب كوچك، مايل به جدايي از عثماني و پذيرش قيمومت بريتانيا هستند... عشاير كوچ‌رو مانند «دزه‌يي» و «جاف» نيز مايل به همكاري با انگليس هستند...

مصالح سياسي و استراتژيك حكم مي‌كنند زاب كوچك بعنوان مرز انتخاب شود بگونه‌اي آلتون كوپري و سليمانيه و پنجوين در داخل مي‌روده‌ي مورد نظر واقع گردند. حريم سليمانيه و حلبچه از امكانات بالقوه‌اي براي رشد برخوردارند... عوامل توليد اين دو منطقه براي صنعت و رفاه عراق بسيار مهمند. از اين عوامل، مي‌توان نفت، زغال سنگ از مواد اوليه حياتي هستند

1-    Ibid, 3385 / 191249 , November, 20, 1918

2-    3407, 17437, XC/A/ 3785, 8744

 

شيخ محمود از بريتانيا مي‌خواهد كردستان را از ليست ملل آزاد شده خارج نكند

 

در سند شماره 3407/ 182011/69427/9351 مورخ اول نوامبر 1918، نامه حاكم سياسي به وزارت خارجه بريتانيا با عنوان «امور جنوب كردستان» آمده است: افسر سياسي در «كفري»، در تاريخ اول نوامبر 1918 در گزارشي اطلاع داده است كه دوتن از اشراف كه نماينده‌ي «شيخ محمود» هستند با مراجعه به نامبرده، نامه‌ي شيخ را تسليم او كرده و ضمن پافشاري بسيار بر عقايد خود، از حكومت بريتانيا خواسته‌اند كردستان را از ليست ملل آزاد شده خارج نمايد. شيخ محمود در اين نامه گفته است اگر از سوي حكومت عثماني بازداشت نمي‌شد، از هيچ تلاشي براي رهايي كردستان فروگذار نمي‌كرد...

شيخ محمود يكي از بزرگان سليمانيه است كه در اين اواخر از سوي عثماني‌ها بعنوان قائم مقام منطقه برگزيده شد... نامبرده يكي از بزرگترين روساي عشاير كردستان است... «ميجرنوييل» در روزهاي آتي، همراه اين دو تن به سليمانيه عزيمت خواهد كرد...

3407/ 182011/69427/9351, XC/ A/ 3785

 

ديدگاههاي آرنولد توينبي در مورد كردستان و ارمنستان

 

آرنولد توينبي در مورد مسائل كردستان و ارمنستان مي‌گويد:

اگر حريم «دياربكر» را جدا و به بين‌النهرين ضميمه كنيم، آنگاه جمعيت كردهاي بين‌النهرين بيشتر خواهد شد. در اين حالت، بسهولت مي‌توان مسأله كردها را در ارمنستان چاره‌سر نمود... هرگاه فرانسويان قائل به قيمومت «كيليكيا» شوند، كردها بين ايران، بين‌النهرين و كيليكيا تقسيم خواهند شد...

در سند شماره 3407 / 17037/ 19 نوامبر 1918، ديدگاههاي توينبي ثبت شده‌اند:

التزامات حكومت بريتانيا در برابر مناطق مورد اشاره كه در تلگراف شماره 8744 بغداد آمده است:

الف- بريتانيا در برابر «ملك حسين» متعهد است مناطق مورد نظر را به دولت آينده عربي منضم نمايد

(Independent Arab Area)

نامه «سرمك ماهون» به حسين (24/10/1915)

ب-‌ معاهده‌ي همكاري انگلو- فرانسه مورخ 16/5/1916 متضمن تقسيم مناطق تحت نفوذ به دو حريم A و B است.

اين معاهده- لااقل در بين‌النهرين- ضمانت اجرا ندارد. ملك حسين نيز هنوز آنچنان نيرومند نشده است كه بتواند از تصميمات آتي سرپيچي نمايد... بهمين خاطر، ما آزادانه مي‌توانيم طرحي ارائه كنيم كه منطبق بر آمال ساكنان منطقه باشد...

آينده‌ي كردستان، وابسته به آينده‌ي موصل است... اگر بين‌النهرين همچنان تقسيم نشده باقي بماند، معاهده ملك حسين و فرانسه بر سر عراق به جزيره ابن‌عمر نيز تسري خواهد يافت... اگر اتحاد مجدد بين‌النهرين عملي شود و حكومت عربي تحت قيمومت بريتانيا تشكيل شود، تأسيس كردستان خودمختار، بسيار به سهولت عملي خواهد شد (مانند هند و منطقه شمال غرب)... اخيراً نظير چنين پيشنهادي از سوي «شريف پاشا» ارائه شده است...

كردستاني با اين ويژگيها نه تنها جنوب زاب كوچك را شامل خواهد شد، بلكه مناطق «رواندز»، «كلاري» و «بوتان» را تا سرحدات مرزي ارمنستان آينده در برخواهد گرفت... كردها و آسوري‌هاي مسيحي ساكن اين منطقه در زمان جنگ، متحمل آسيب‌هاي بسيار شده‌اند... آسوري‌ها يكبار در سال 1915 و بارديگر در سال 1918 و هنگامي كه تركها به سوي كردستان و غرب ايران پيشروي نمودند، با مرگ دست و پنجه نرم كردند...

 

لازم است آسوري‌ها را به موطنشان بازگرداند و حكومتي چنان مقتدر تأسيس كرد كه مانع برخورد مسلمانان و آسوري‌ها شود. كردها و آسوري‌ها در دو سوي مرز ايران و تركيه ساكنند... آسوري‌ها بخش عمده‌ي جمعيت اروميه را تشكيل مي‌دهند... در تهاجم 1915-1914 تركها به آذربايجان، آسوري‌ها ناگزير از مهاجرت به قفقاز شدند... يكي از دولتهاي بيگانه بايد مسؤوليت حمايت از آسوري‌هاي حكاري را برعهده گيرد... از سوي ديگر نبايد در انديشه جدا كردن اروميه از ايران بود كه در هنگام جنگ، بيطرفي اختيار كرده است... يك راه حل موثر واگذاري اداره امور كردستان به ايران با مركزيت اروميه و اعطاي حكم خودگرداني به كردها تحت قيمومت يك كشور خارجي است...

توينبي در ادامه پيشنهادات خود را بترتيب زير طرح مي‌نمايد:

الف-‌ تسهيل شرايط براي عمران حريم اروميه

ب-‌ اتحاد نسطوري‌ها در دو سوي مرز

ج-‌ دادن اطمينان خاطر به ايران در مورد مرزهاي ايران- تركيه

د-‌ تثبيت موقعيت بريتانيا در بين‌النهرين

ايجاد هماهنگي ميان كردها، ايرانيان و آسوري‌ها پيش از عملي شدن پيشنهادات فوق، الزامي است «مستركيدستون» با اظهار نظر در مورد پيشنهادات «توينبي» مي‌گويد:

ارائه پيشنهادات گوناگون بسيار مفيد بوده دست ما را براي انتخاب اصلح بازخواهد گذاشت. بهتر است با متفقين و آمريكا نيز مشورت نمود... الحاق مناطق مطروحه فوق به ايران، در عمل چندان هم ساده نخواهد بود...

مستر «كي. او» نيز در مورد پيشنهادات «توينبي» مي‌گويد:

من با اظهارات «مستركيدستون» موافقم

مستر «بي. سي» نيز مي‌گويد:

پيشنهادات «توينبي» جالب و عملي است.

3407/174037/69427 (XC/A /3785) (October, 18, 1918)

 

توينبي به انتقادات «سرمارك سايكس» پاسخ مي‌دهد‌

 

توينبي در تاريخ 25/10/1918 در نامه‌اي به انتقادات «سرمارك سايكس» پاسخ داد:

نمي دانم چرا «سرمارك سايكس» با ديدگاههاي من مخالفت مي‌ورزد... انتقادات او بشرح زير است:

1-‌ «مارك»، ايران و روسيه را از دستور مذاكرات خارج كرده است... در حال حاضر، شايد نتوان وارد اين بحث شد، اما به محض آنكه ايران ادعاهاي ارضي خود را در مورد مرزهاي ايران- تركيه طرح نمايد، آنگاه مي‌توان مسأله كردستان و اروميه را طرح نمود.

2-‌ نسطوري‌ها (آسوريان): «سرسايكس» مي‌خواهد لبنان ديگري از نسطوري‌هاي «حكاري» و «جوله ميرگ» و تحت حاكميت «مارشمعون» بسازد و آنها را مستقل سازد. «سرسايكس» نمي‌خواهد نسطوري‌هاي اروميه و حكاري، اتحاديه‌اي بوجود آورند. با اين وجود، مسأله عمران اقتصادي اروميه جايگاه والايي نزد «سرسايكس» دارد.

3-‌ مرزهاي كردستان: «سايكس» پس از آنكه در نقشه پيشنهادي خود، كردستان ايران را از دستور خارج و حكاري را نيز مستثني نمود، مرز كردستان را در امتداد دجله (به استثناي موصل) تا دو سوي كوه «حمرين» امتداد مي‌دهد كه اين بمعناي تخلف آشكار از پيمان تشكيل يك حريم عربي با ملك حسين است... راه حل نهايي، گنجاندن كردستان در چارچوب يك كنفدراسيون عربي است...

4-‌ ارمنستان: سرمارك سايكس پيشنهاد مي‌كند الف) يك حريم ارمني در كيليكيا تشكيل شود و ب) يك حريم كرد- ارمني در شمال شرق ا