سند وزارت امور خارجه ی بریتانیا درباره ی قاضی محمد و
جمهوری کردستان
در سال1942 مهاباد به مرکز فعالیت های ملی کردها در کردستان تبدیل شد و "قاضی محمد" نیز به عنوان رهبر این نهضت برگزیده شد. در ماه فوریه ی 1945 روس ها اجازه ندادند تعداد نیروهای ایرانی در منطقه ی مهاباد افزایش یابد. حزب "کومه له ی کورد-جمعیت کرد" با جدا شدن از حزب توده نقش مهمی در تحریک ملی گرایی کردها برای مقابله با ایران بازی کرد...پنج تن از سران کرد که پیش از این به همراه افسر روسی به باکو سفر کرده بودند در بازگشت"حزب دمکرات کردستان" را به رهبری "قاضی محمد" تاسیس کردند. چاپخانه ای در شهر"مهاباد" گشایش یافت تا روزنامه ی"نیشتمان" در آن تاسیس گردد.
FO371/52702persian
در ماه زانویه ی 1946"کومه له ی نیشتمانی کورد" در شهر مهاباد جلسه ای تشکیل داد تاسیس جمهوری کردستان رسما اعلام و قاضی محمد به ریاست جمهوری برگزیده شد."حاجی بابا عیولو" نخست وزیر, "محمد خان شکاک" وزیر دفاع, "رشیدبگ هرکی" فرمانده ی کل نیروهای مسلح و "زیرو آقا" به فرماندهی نیروهای انتظامی برگزیده شدند... در همان جلسه, نصب پرچم کردستان در ادارات, ساختمان ها و نهادهای دولتی به تصویب رسید.
نیروهای انتظامی آرم"کوماری کوردستان-جمهوری کردستان" را بر سینه های خود نصب کردند... جمهوری کردستان همزمان با حکومت دمکرات آذربایجان در تبریز تاسیس شد...روس ها از دو حکومت تازه تاسیس دعوت کردند با یکدیگر همکاری کنند.پایتخت حکومت آذربایجان تبریز و رهبر آن "میرجعفر پیشه وری" بود. پیشه وری در نامه ای از قاضی محمد خواست که که یک حکومت منطقه ای کرد تحت حمایت او و روس ها در مهاباد تشکیل دهد اما قاضی محمد این درخواست را رد کرد و در پاسخ گفت: " ما خود با روس ها برای تاسیس یک دولت مستقل کرد به توافق رسیده ایم."
FO371/52702persian
دولت کردستان از میاندوآب تا سردشت امتداد داشت.حکومت عراق, رهبر کرد اورامان "محمد رشید خان" را آزاد کرد اما نیروهای شوروی اجازه ندادند با جمهوری کردستان رابطه برقرار کند.
FO371/52702persian
پس از مذاکرات طولانی سرانجام روس ها با سفر محمد رشید خان به مهاباد موافقت کردند. در مهاباد از سوی جمهوری کردستان نشان شرف و آزادی به وی اعطا و به عنوان فرمانده ی نیروهای مسلح مهاباد برگزیده شد...همچنین روس ها در ابتدا با حضور"ملا مصطفی بارزانی" در مهاباد و"شیخ احمد" مخالفت نمودند و ایشان را وادار به توقف در نقده نمودند. اکنون دولت ایران از سه سو با قاضی محمد, محمد رشید خان و ملا مصطفی در تقابل بود. کردها دیگر قایل به میاندوآب و سردشت هم نبودند بلکه ادعای حاکمیت بر ارومیه, خوی و ماکو را داشتند. بعدا با حکومت آذربایجان بر سر تعیین مرزهای دو جمهوری توافقاتی حاصل شد.
FO371/52702persian
...منابع بریتانیایی گزارش می دهند که روس ها نقش مهمی در تحریک کردها ی ترکیه, عراق و ایران برای تاسیس یک کشور مستقل داشته اند و جمهوری کردستان در مهاباد در واقع کانون اولیه ی تاسیس این کشور مستقل بوده است. در آوریل1946کردها به شهرهای "بانه","سقز" و "سردشت" هم یورش بردند.
FO371/52702from
ملا مصطفی و نیروهایش پس از پیوستن به نیروهای قاضی محمد تهاجم علیه سردشت را آغاز نمودند. در23 آوریل 1946رهبران کردستان و آذربایجان سومین قرارداد همکاری خود را در مجلس آذربایجان در تبریز منعقد نمودند. علاوه بر"قاضی محمد", "عبدالله گیلانی","عمر خان شریفی","محمد حسین سیف قاضی" وزیر سپاه ملی حکومت کردستان, "رشید بگ جهانگیری","زیروبگ بهادری" و "قاضی محمد خانازی" نماینده ی کردهای"شنو" حاضر بودند. نمایندگان آدربایجان نیز حاج میرزا علی شبستری, میرجعفر پیشه وری,صادق بادیجان و محمد بیربا بودند...در پایان کنفرانس مقرر شد موارد ذیل اجرا شود:
- تغییر نمایندگان طرفین در شهرهایی که لازم است.
- مشارکت کردهای مقیم آذربایجان و آذری های مقیم کردستان در امور حکومتی
- تشکیل هیات اقتصادی مشترک
- همکاری نظامی در شرایط حساس
- لزوم مواقت طرفین برای حضور مشترک در صورت اعلام مذاکرات در تهران
- فراهم آوردن تسهیلات لازم برای تدریس زبان های کردی و آذری در آذربایجان و کردستان
- اتخاذ موضع مشترک در برابر هرگونه خرابکاری دشمنان مشترک
در دسامبر1946قوای ارتش ایران با یورش به کردستان جمهوری کردستان را درهم شکستند...حکومت عراق از ایران خواست "ملا مصطفی" را به این کشور تحویل دهد...
روز31مارس1947مقامات ایران حکم اعدام قاضی محمد, سیف قاضی و صدر قاضی را اجرا کردند و بدین ترتیب عمر جمهوری 11ماهه ی کردستان به پایان رسید.
FO371/61946from
منبع:کردستان و کرد در اسناد محرمانه ی بریتانیا(1),ترجمه ی بهزاد خوشحالی,1378,انتشارات نور علم
سند وزارت خارجهي شوروي
مسالهي كرد
دکتر افراساب هورامی /بهزاد خوشحالی
از: كميساري خلق به امورخارجه ( وزير خارجهي اتحاد جماهير شوروي)
به : رفيق پتروف - كمينترن ، 4 جولاي 1924
وضعيت عمومي حاكم بر جهان ، مذاكرات ما با انگليسيها در لندن ، تداوم قيام ملي در تركيه و وضعيت پيچيدهي حاكم بر ايران كه در حال تغيير به وضعيتي نوين در منطقه و جهان است ، به اتحاد جماهير شوروي اجازه نميدهند كه با پشتيباني از نهضت ملي كردها و طرح مطالبات استقلالطلبانهي ايشان ، خود را به مسالهي كردها سرگرم و مصالح جهاني خود را به مخاطره افكنيم . علاوه بر اينها كمك به ناسيوناليستها كرد در تداوم مقاومت در برابر دولتهاي تركيه و ايران در خدمت منافع ما نخواهد بود چون پيش از همه چيز قيام مسلحانهي كردها بر پيچيدگي كنوني وضعيت خاورميانه ، بيش از پيش خواهد افزود و عواقب ناگواري براي اين منطقه از جهان به بار خواهد آورد . اين را هم بايد اضافه كنم كه تشكيل دولت مستقل كرد ، درست در تضاد با منافع تركيه و ايران است . همچنين ميتوان گفت ناسيوناليسم كردي فاقد يك بنياد اقتصادي مستقل است كه بتواند بر پايهي آن ، دولت ملي خود را بنيان نهد . حال اگر برخي فرصتها را هم براي كردها ( از جمله به حاشيه راندن تركيه ) مهيا كنيم باز هم نميتوان به تشكيل دولت كردي دل خوش داشت چرا كه بدون راضي نمودن نظر دولت انگليس در اينباره ، هيچ اقدامي نميتوان انجام داد و احياناً به توفيقي دست يافت .
حمايت از سران عشاير كرد همچنين به تيرگي روابط تركها و ايرانيها با ما منجر خواهد شد و به رويارويي غيرمستقيم آنها با ما خواهد انجاميد . از سوي ديگر نبايد از تلاشهاي آشكار و پنهان انگليس در منطقه براي تاسيس دولت مستقل كردي غافل ماند به ويژه آنكه اگر اين دولت ، تحت قيموميت انگلستان قرار گيرد مورد توجه ويژهي آنها قرار خواهد گرفت . بنابراين منافع دولت اتحادجماهير شوروي ايجاب ميكند كه با پرهيز از موضعگيريهاي مستقيم ، مانع رودررويي كشور متبوع ما با دولت انگلستان شود .
بر اساس اصل رعايت توازن قوا ، در حال حاضر به هيچوجه نبايد وارد يك رقابت تنگاتنگ با انگليسها شد . همچنين به منظور پرهيز از ايجاد حس خصومتورزي تركيه و ايران ، نبايد به پشتيباني از كردها برخاست اگرچه بياعتنايي ما به آنها ، كردها را به سوي انگلستان كشانده موجب شكست سياستهاي ما در خاورميانه خواهد شد . به همين خاطر پشتيباني ما از كردها ، علاوه بر آنكه سبب تشكيل جبههي متحد انگلستان - تركيه - ايران عليه ما خواهد شد اصل موازنهي قوا را بر هم خواهد زد به همين خاطر نبايد براي حمايت از يك وضعيت مخاطرهآميز با آيندهاي مبهم ، ناسيوناليستهاي كرد را ياري و به سوي شرايطي شكننده گام برداريم . ناسيوناليسم آفرينندهي نيرويي است كه ما هيچ اعتقادي به آن نداريم . علاوه بر اينها هيچ بعيد نيست كردها كه اكنون از ما درخواست همكاري و كمك ميكنند ناگهان مواضع خود را تغيير داده به انگليسيها نزديك شوند .
نبايد اين نكته را هم به فراموشي سپرد كه انگليسيها بسيار خوب روي كردها كار كردهاند كه اين موجب تقويت اعتماد سران كرد به آنها و دوري گزيني تدريجي از ما شده است .
بر اساس داشتههاي موجود ميتوان نتيجهگيري كرد كه قيام مسلحانهي كردها - پيروز يا شكست خورده - در نهايت به حساب انگليسيها گذاشته خواهد شد . با در نظر گرفتن اين عوامل و با لحاظ نمودن تمام جزييات ، اكنون بايد كردها را تشويق به ترك قيام نموده و از تمامي توان خود براي دور نمودن آنها از انگليسيها استفاده كنيم . از اينرو مابر اين باوريم كه كردستان مستقل تنها در شرايطي محقق خواهد شد كه شرايط جهاني وارد يك دوران عدم توازن و ناپايداري شود ، بنابراين در شرايط ثبات نسبي فعلي ، كمك به انجام اين مساله در خدمت منافع هيچيك از قدرتهاي منطقه و جهان نخواهد بود . .
همراه با سلامهاي كمونيستي
چيچيرين
رونوشت:
رفقا : 1- پتروف 2- سورتيسنر 3- قره خان 4- شومياتسكي 5- پيتريس 6- بايگاني
كردستان و كرد
در اسناد محرمانه ي بريتانيا
بهزاد خوشحالی
اشاره: این مجموعه در تلاش است با به تصویر کشیدن کردستان و کرد در اسناد محرمانه ی سایر کشورها, به تبیین نگاه این کشورها در مورد کردستان و کرد بپردازد.
بريتانيا و راهكارهاي گوناگون براي حل مسأله كرد
در سند شماره 254 كه تلگراف وزير خارجه «اريل كرزن» به «آدميرال سردي روبيك» نماينده سامي بريتانيا در استانبول به تاريخ 26 مارس 1920 است، چنين آمده است:
بازگشت به دو تلگراف پيشين (شماره 211 مورخ 28 ژانويه و شماره 306 مورخ 2 مارس)، سياستي كه در پيمان صلح دنبال ميكنيك آن است كه نميخواهيم در كردستان، قيموميتي بريتانيايي يا فرانسوي يا منطقهاي با چند دولت كوچ و تحت الحمايه اروپا به وجود آوريم... ما ميخواهيم كردستاني خودگردان تأسيس كنيك كه مستقل از دولت عثماني و خارج از سلطه تركها باشد. براي سعادت كرد و آسوري و اقليتهاي مسيحي، بايد با نمايندگان كرد وارد گفتگو شد و نظر آنها را در مورد نوع حكومتي كه ميخواهند جويا شد چون انجام دادن هر اقدامي بدون رضايت اعضاي يك ملت، بسيار ناپسند است.
آيا شما موافق هستيد سيد عبدالقادر (شمديناني) يا كس ديگري به عنوان نمايندهي كردها از لندن ديدار كند؟ شريف پاشا هم اكنون در لندن بسر ميبرد. اگر موافقت نماييد با او در مورد شرق و جنوب كردستان وارد گفتگو و مذاكره شويم.
پاسخ نماينده سامي بريتانيا در استانبول، «آدميرال دي روبيك» به شرح زير است:
از «آدميرال سرجي. دي روبيك» (قسطنطنيه)
شماره: 304
تاريخ: 29 مارس/1920
به سرورم اريل كرزن: وزير خارجه حكومت بريتانيا
اختلاف ديدگاههايي چند در مورد استقلال يا خودگرداني كردستان وجود دارد. در هر حال، عقيده واحدي ميان كردها وجود ندارد... بسياري از كردها ميل دارند حاكميتي مقتدر از بالا بر آنها فرمان براند، معدودي از آنها قائل به زعامت سران عشاير و مشايخ مذهبي هستند. ميان اين عده نيز اختلاف وجود دارد، اما همچنان كه اشاره نموديد مشايخ مذهبي هستند. ميان اين عده نيز اختلاف وجود دارد، اما همچنان كه اشاره نموديد جويا شدن نظر آنها نيز لازم مينمايد... برخي روشنفكران كرد در خارج كردستان كه انديشههاي منحصر به فردي دارند، در نشان دادن درجهي نفوذ فكري- شخصيتي خود بر كردها زيادهروي ميكنند. به عنوان نمونه، «شريف پاشا» در ميان كردها محبوبيت چنداني ندارد. او در ميان اعضاي (خانه كردها) نيز فاقد مقبوليت لازم است. در همان محفل، هستند كسان ديگري كه ميتوانند نقش مؤثرتري در عمل نمودن آرزوهاي كرد ايفا كنند. به گمان من، ديدگاه برخي اعضاي (خانه كردها) شفافتر است... بهترين اه براي فراخواني نمايندگان، دعوت شفاهي است... مناسب آن است كه حكومت عليه با ديدگاه روشنفكران مقيم كردستان نيز آشنا شود... به نظر من، گفنگو با مقامات فرانسه و اطلاع آنها از موضوع، به جهت جلوگيري از مشكلات بعدي نيز اهميت دارد. در نهايت، افتخار تأسيس يك كردستان مستقل، به بريتانياي كبير بازخواهد گشت.
Documents Of British Foreign Policy, 1919-1939. First, Vol. XIII,
نامهي ديگر نمايندي سامي به «اريل كرزن» كه طي سند شماره 103 آمده به اين شرح است:
از نماينده سامي سرجي. دي روبيك (قسطنطنيه)
به وزرات خارجه بريتانيا ازيل كرزن
شماره: 861 تلگراف (E 44/11/9076)
قسطنطنيه 28 جولاي/1920
(تصوير اين تلگراف، با شمارهي 28 به بغداد ارسال شده است)
بازگشت به تلگرافي كه اخيراً فرستادهام
آيا ميتوانيد در مورد مسأله كردها و راهكارهاي حل آن كه اكنون، شيوهاي آشكار به خود گرفته است، اطلاعاتي در اختيارم قرار دهيد؟... «صدراعظم» با كردهاي ميانهرو (آنها كه قائل به حكم خودگرداني هستند) وارد گفتگو شده است. اما گمان ميرود بلشويسم، كردها را به خود مشغول كرده است... نهضت كماليها، افكار كهن را حذف نموده است... نظر «صدراعظم» نيز اين است: «اتونومي به كردستان اعطاء شده در پيمان نامهاي رسميت پيدا ميكند». خنثي نمودن اين همه دسيسه، كار آساني نيست... هنوز هم مشكلاتي وجود دارد كه پيش از اين در تلگراف 401 بدان اشاره نمودهام. به عقيده من، اجراي پيمان «سان رمو» بدون همكاري گرم فرانسه، كاي بس مشكل است، چون در حال حاضر، بسياري از كردها در حلقهي نفوذ فرانسه قرار گرفتهاند.
Documents Of British Foreign Policy, 1919-1939. First Series, Vol. XIII,
گشت «ميجرنوييل» در كردستان و بازتابهاي آن
ضميمهي نخست از سند شماره 549
خلاصهي گفتگوهاي «مستر هوهلر» (منشي نمايندي سامي بريتانيا در استانبول) و «ژنرال ماكوي» معاون «ژنرال هاربورد» كه در سپاه نظامي ايالت متحده خدمت ميكند.
ژنرال ماكوي از دوستان قديمي من است. او امروز صبح نزد من آمد. ماكوي گفت: مصطفي كمال، دربارهي منطقهي «اورفا» مطالبي به من گفت. اين منطقه در شمال موصل قرار دارد. او همچنين در مورد تلاش جمعي از افسران بريتانيايي از جمله «ميجرنوييل» و «كلنل بيل» براي تأسيس يك «كردستان آزاد» مطالبي گفت. اين دو افسر نزديك بود در «ملاطيه» به اسارت گرفته شوند. من نيز فرصت را غنيمت شمرده مسأله را براي برادر آمريكايي خود باز كردم... به او گفتم: ما مانع احساسات ملي كسي نخواهيم شد... اما اين ملي گرايي كه آنها ميخواهند نصرانيها را از ميان بردارند، به هيچ وجه قابل قبول نيست... او (ژنرال ماكوي) گفت: اما تنها تعداد كمي از ارمنيها در آن سامان باقي ماندهاند. از مطالب مندرج در روزنامهها نيز اينگونه برميآيد كه گويا ميخواهند ارمنستان جديدي تأسيس كنند. به او گفتم: «اورفا» و ديگر شهرها براساس پيمان آتشبس اشغال شدهاند. در مورد تصميم حكومت عليه براي تأسيس يك كردستان آزاد نيز من بياطلاعم... تا جايي كه اطلاع دارم اقدام آنها (نوييل و بيل) رسمي نبوده است چون پيش از آغاز مأموريت، از همراهان ايشان تعهد كتبي اخذ شد كه به هيچ وجه اقدامي عليه حكومت عثماني و عليه مصطفي كمال انجام ندهند... گمان ميرود نوييل به كردها عشق ميورزد...
تي.بي. هوهلر
14/10/1919
بريتانيا به مسأله كرد اهميت ميدهد
در پاورقي سند شمارهي 616، نامهي «سردي روبيك» به «ايرل كرزن» وزير خارجه بريتانيا به شمارهي 271 مورخه 4 دسامبر 1919، چنين آمده است:
«روز 19 نوامبر، مذاكرات طولاني با وزير خارجه عثماني انجام دادم... به رشيد پاشا گفتم كه ميخواهم راجع به موضع بريتانيا در مورد كردها مطلبي را روشن كنم، چون سوء تفاهمي ميان دو طرف به وجود آمده كه نتيجه بازديد «ميجرنوييل» از ملاطيه» است.
«مستر ژيان» نيز در يادداشتهاي خود ميگويد: به رشيد پاشا گفتم: از زمان كه آتش بس، اعلام شده است، نماينده سامي ملاقتهاي روزانه متعددي با شخصيتهاي مختلف دارد. در رابطه با آنها (معقود اعضاي خانه كردها است) نيز موضع ما همواره سكوت بوده است و تا كنون در برابر خواستهاي آنها هيچ تعهدي ندادهايم. در مورد كردها نيز اگر چه همين كار را انجام دادهايم، اما به نظر ما آنها يك ملت هستند و به لحاظ ويژگيهاي قومي از ديگر ملل جهان متمايز ميشوند... نها حق دارند از حقوق ملي خود دفاع كنند... اما در مورد سرنوشت آنها بايد بگويم نماينده سامي چيزي نميداند. حكومت عليه نيز تاكنون به نظري قطعي در مورد كردها و آيندهي ايشان دست نيافته است.
در همان يادداشت آمده است:
مسأله كرد از نظر حكومت عليه، بسيار مهم و مستلزم كاوشهاي دقيق است، چون كردها بخش اعظم گروه قومي مرزهاي شمال بغداد را تشكيل ميدهند، از اين رو بايد در مورد آيندهي كردها به بهترين راه حل ممكن دست يافت، چرا كه هر تغييري در آينده بينالنهرين، از ديدگاه ما مهم و اساسي است... ما «ميجرنوييل» را جهت بررسي كردستان به برخي مناطق كردنشين فرستاديم تا اطلاعات جامعي از آنها تهيه و ارائه نمايد. به نظر من، در حال حاضر بهتر است با «خانه كردها» روابط مناسبي برقرار نماييم چرا كه در ميان نخبگان ايشان، افرادي با ذكاوت و داراي ديدگاههاي متعالي يافت ميشوند.
Documents Of British Foreign Policy, Vol. Iv. First Series, 1919. No. (616). PP 922-3
اهميت تحقيق در مورد كردستان توسط «ميجرنوييل»
«آدميرال سركالسورب» نماينده سامي بريتانيا در استانبول (سركالسورب، پيش از دي روبيك، اين مسئووليت را بر عهده داشت). نامهاي براي وزير خارجه بريتانيا «ايرل كرزن» ارسال نمود. شمارهي اين نامه، 1430 و تاريخ آن، 10 جولاي 1919 است. تصوير اين نامه نيز براي حاكم مدني بريتانا در بغداد ارسال شده است.
در اين نامه آمده است:
رابطه كردها و حكومت تركيه در بحرانيترين حالت ممكن بسر ميبرد. تنها راه حل براي جلوگيري از گسست كامل، دنبال نمودن سياستي جهت تأسيس حكومت اقليت ارمني و تحميل آن به اكثريت كردهاست...
كالسورب در ادامهي نامهي خود، با نام بردن از «سيد عبدالقادر» و خاندان «بدرخانيان»، موافقت خود را با سفر نمايندگان كردهاي استانبول به كردستان و ديدار آنها با سران عشاير جنوب اعلان ميدارد به اين شرط كه ميجرنوييل آنها را همراهي ننمايد. هدف اصلي نامبرده از اين اقدام، دعوت كردهاي جنوب به آرامش و تشريح اوضاع وخيم شمال كردستان است.
كالسورب در ثايان نامهي خود ميگويد: آنچه براي ما مهم است، بوجود آوردن مرزهاي آرام و امن براي بينالنهرين است كه اين نيز با استقبال كرد و حكم خودگرداني كردستان، منافات ندارد.
Admiral Sir A. Calthrope (Consantinople), To Earl Curzon (Received July 11, No 1434, Constantinople, July 10, 1919)
نامه مستر هوهلر منشي اداره سامي بريتا در استانبول
به جون تيللي سرپرست وزارت خارجه بريتانيا
اين نامه كه با شماره 464 در اسناد وزارت خارجه بريتانيا ثبت شده در تاريخ21 جولاي1919 نگاشته شده است. نگارنده در نامه خود ميگويد: مسالهاي كه تمام فكر و ذكر او را مشغول كرده است، مساله ملت كرد است... چند روز پيش، نوييل از بغداد به استانبول رسيد. او مردي فعال و باهوش است تنها گناه او عشق مافوق تصورش به كردهاست. ميجر نوييل، اكنون پيامبر كردهاست. از نظر او كردها نظير ندارند... مهربان، مهمان نواز و بخشنده هستند... نوييل هم سرانجام، لورنس كردستان خواهد شد.
Documents on British Foreign Policy, Vol Iv, First series, 1919 No (404)
بريتانيا و مساله ارمنستان
بخشي از يادداشتهاي روزانه «ميجرنوييل» بتاريخ 29 جولاي 1919 كه مبناي استنادات نماينده سامي بريتانيا در استانبول (كارلسورب) است، در سند شماره 469 آمده است:
«وضعيت موجود، به شيوهاي خطرناك، مرزهاي ارمنستان- تركيه را تهديد ميكند. دههزار كرد، آمادهي قيام هستند چرا كه شايعات مربوط به تأسيس ارمنستان بزرگ در چارچوب مرزهاي كردستان، آتش نهضت ملي- ميهني كردها را شعلهور ميكند. در اين ميان، تركها نيز با طرح اين ادعا كه كردها مايل به همزيستي با تركها و تقويت جبهه اسلامي هستند، در تدارك توطئه و دسيسهاند:
Documents of the British Foregin Policy 1919-1939, First Series Vol, 1919 No (469) PP 704-705
بخش دوم
در جلسه 25 ژوئن 1919 نيز كه در خانه «كلتل ويلسون» برگزار شد، نخست وزير بريتانيا «لويد جورج» پرسيد: در صورت عدم حضور نيروهاي متفقين در خاورميانه، چه اقدامي براي ارمنيها انجام دهيم؟ اگر تركها نيز از منطقه عقب نشيني كنند، آنگاه ارمنيها در برابر كردها تنها ميمانند، بنابراين بهتر است بخشي از نيروهاي نظامي در آنجا باقي بمانند.
Ibid No. (428), PP.643-644
بدنبال پيشنهادات «كلنل ويلسون» در مورد آينده منطقه «آدميرال وايب» در نامهي منتشر نشدهي مورخ 19 اگوست 1919 به «اريل كرزن» ميگويد:
اعتراضات جدي در مورد پيشنهادات «كلنل ويلسون» وجود دارد... چون اگر هر دو ايالت «وان» و «موش» در داخل دولت كردي آينده محاط شوند، آنگاه ضربه سنگيني بر پيكر ارمنيها وارد خواهد آمد، از اينرو در موافقت با پيشنهاد «ميجرنوييل» در گزارش 18 جولاي، يك راهحل ميانه مناسبترين خواهد بود... «نوييل» معتقد است پيش از همه چيز بايد با اتكا به نيروي نظامي، اصل تحت الحمايگي اجرا گردد... «آدميرال وايپ» نماينده سامي- موافق پيشنهادات نوييل است و از نتيجه طرحهاي «كلنل ويلسون» بيمناك... ايجاد چندين منطقه كردنشين در بينالنهرين، تنها يك نتيجه دارد و آن، اين است كه راه را بر آرزوهاي مشروع ملت كرد خواهد بست.
Ibid No (498) P. 742
در مورد راه حل ميانه پيشنهادي نوييل، كه اشارات چندي بدان رفت، نامبرده ميگويد:
دو ايالت «ترابوزان» و «ارزروم» دولتي ارمني تحت حمايت آمريكا تأسيس ميكنند. چهار ايالت ديگر نيز دولت كردستان تحت حمايت بريتانيا را بوجود ميآوردند. اين دو اقدام نيز مستلزم يك نيمچه حاكميت تركي تحت نظارت اروپاست... بخشهايي از اين سند بشرح زير است :
For Convenience of Reference The Following Summariazation of the Proposais is Given:
Ibid No (545), PP. 814-815
همچنين نامه «سركراو» كه در تاريخ 12 اكتبر 1919 از پاريس به وزارت خارجه بريتانيا ارسال شده و طي سند شمارهي 545 منشر شده است بدين شرح است:
تصوير نامهاي كه نمايندگان كردها در كنگره صلح پاريس (ژنرال شريف و مستر فوربس آدامز) در مورد آرمان كردها ارسال نمودهاند را به ضميمه تقديم ميكنم ... «شريف پاشا» گفته است «فوربس آدامز» از او خواسته يادداشتي تقديم كنگره نموده و مساله لزوم نظارت بريتانيا بر كردستان آينده را طرح نمايد ...
«مستر كراو» در ادامه نامهي خود ميگويد: پذيرش قيوميت ارمنستان توسط آمريكا تأثيري بر مسالهي كردستان نخواهد گذارد. بنابراين در مقطع فعلي، بهتر است بريتانيا فارغ از تصميم آمريكا بخش اعظم كردستان را تحت الحمايه خود قرار دهد... شريف پاشا شفاهاً از من خواست موضوع «حمايت بريتانيا از اعضاي خانه كردهاي استانبول» را با هدف جلوگيري از برخورد مقامات عثماني با آنها به اطلاع نماينده سامي بريتانيا در استانبول برسانم... (گمان ميرود مستر كراو عضو هيأت بريتانيايي حاضر در كنگرهي صلح پاريس بوده است)
Ibid No (545),P (815)
وضعيت سياسي در كردستان
نامه شماره «ب:4284» مستر شكبورگ از وزارت هند به لردهاردينگ
اين نامه در تاريخ 26 ژوئن 1919 به شماره 3299 منتشر شده است. در نامه آمده است:
بازگشت به تلگراف مورخه 9مي 1919، از سوي وزير خارجه به حاكم مدني در بغداد براي تأسيس ولايت موصل عربي و مناطق خودمختار كردنشين اختيار نامداره شد. اين مناطق خودمختار كه در اطراف ايالت عربي تأسيس ميشوند، داراي حاكم كرد و مشاوران سياسي بريتانيايي خواهند بود.
«مستر شكبورگ» در ادامه نامهي خود ميگويد: توصيههاي حاكم مدني بغداد در مورد كردستان، در تلگراف شماره 6666 پيشنهاد ميكرد حكومت بريتانيا مسؤوليت حمايت سياسي- نظامي مناطق كردنشين را برعهده گيرد... اين توصيههاي حاكم مدني مشكلاتي چند ايجاد ميكرد. يكي آنكه پذيرش مسئووليت سياسي- نظامي در خاورميانه، مستلزم صرف هزينههاي سنگين بود و ديگر آنكه گمان نميرفت دولتهاي اروپايي قيموميت كردستان توسط بريتانيا را بپذيرند ...
در مورد بازگشت قدرت به تركها بعنوان يك راه حل بديل نيز، تلگراف شماره 456 مورخ13 جولاي مستر كارلسورب، حكايت از عدم موافقت با اين مساله داشت... مساله ديگر بررسي اين احتمال بود كه كردستان آينده به همسايهاي بالقوه خطرناك براي عراق، ارمنستان و مناطق كردنشين ايران تبديل شود. از ديدگاه مقامات بريتانيايي كردستان آينده، قواره سياسي ايران را تهديد ميكرد.
مستر شكبورگ در ادامه ميگويد: به هر حال گمان ميرود مستر مونتاگيو (وزير هند) در نهايت قائل به پذيرش پيشنهادات «كنل ويلسون» البته با تغييراتي چند- شود... مونتاگيو همچنين از نماينده سامي بريتانيا در استانبول خواست تحليل كاملي از اوضاع منطقه و راهحلهاي انتخابي ارائه نمايد
Ibid, No 545, 8(815)
سند شماره 584
اين سند، شرح مذاكرات «مستر ايرل كرزن» و «مسيو بيجون» فرانسوي است كه در تاريخ 12 نوامبر 1919 در محل وزارت خارجه بريتانيا انجام شد. در اين گفتگوها مستركرزن از همتاي فرانسوي خواست نظر رسمي و قطعي خود را در مورد مسائلي چون «ارزيابي وضعيت ارمنستان و آينده كردستان» اعلام نمايد.
Ibid, No(620) 1919, PP 925-928
معاهدهي كردها و ارمنيها
سند شماره 612 كه نامه «لردايرال كرزن» وزير خارجه بريتانيا به «آدميرال سردي روبيك» به شماره 1831 مورخ 10 دسامبر 1919 است، به يادداشت تفاهم 20 نوامبر پاريس اشاره ميكند كه توسط «بوغوس نوبار» نمايندهي ارمنيها و اوهانجيان نماينده جمهوري ارمنستان و شريف پاشا نماينده كردها به امضاء رسيده است... در اين نامه آمده است: نامبردگان در يادداشت خود گفتهاند كه ارمني و كرد، خواستههاي مشترك دارند و هدف آنها رهايي از سلطهي عثماني با تأسيس ارمنستان بزرگ و كردستان مستقل تحت حمايت قدرتهاي بزرگ است. دو طرف، مساله خطوط مرزي را به كنگره صلح پاريس واگذار كردهاند.
«سردي روبيك» در تلگراف شماره 2135 مورخ 11 دسامبر 1919 ميگويد: اين بهترين خبري بود كه دريافت نمودم. فكر نميكنم تاكنون خبري اين چنين مسرت بخش دريافت كرده باشم. به اعتقاد من، بايد همهي توانايي ما مصروف اجراي اين يادداشت گردد.
«لرد كرزن» نيز در تلگراف شماره 1887 مورخ 20 دسامبر، دستگاههاي اداري- اجرايي را موظف نمود از هر گونه همكاري و مساعدت جهت تحكيم پيوندهاي كرد و ارمني دريغ ننمايند
«آدميرال سيرو وايپ» در نامه شماره 38 مورخ 8 ژانويه 1920 خطاب به مقامات وزارت خارجه بريتانيا گفت: هر چند تحكيم پيوندهاي كرد و ارمني بسيار مثبت ارزيابي ميشود، اما من در مورد عملي شدن پيمان نامهي «شريف پاشا و نوبار پاشا» شك دارم... هر چند موضع «شريف پاشا» بسيار جوانمردانه است، اما نامبرده بدليل آنكه سالها در اروپا اقامت گزيده است، آگاهي چنداني از سرزمين مادري خود ندارد...
Documents on British Foreign Policy 1919-1939 First Series, Vol IV
كنگره دسامبر 1919 بريتانيا و فرانسه در مورد تركيه
سند شماره 633
اين سند كه يكي از اسناد وزارت خارجه بريتانيا است به شيوهي زير منشر شده است:
مذاكرات «انگلو- فرانسي» تا 23 دسامبر در كاخ وزارت امورخارجه ميان دو هيأت ادامه داشت. در اين جلسات، «كلنل گيبون» نيز هيأت بريتانيايي را همراهي ميكرد:
كردستان:
«لردكرزن» وزير خارجه بريتانيا با اشاره به يادداشت «مسيوبيرتيلو» دربارهي كردستان (سند شماره634) جلسه را آغاز نمود. در اين يادداشت، فرانسه پيشنهاد كرده بود بخشي از كردستان تحت حمايت قيوميتي قرار گيرد كه قرار است در مورد بينالنهرين به اجرا درآيد. در مورد بخشهاي ديگر كردستان نيز ميتوان يك اتحاد فدرالي براي عشاير كرد تحت سرپرستي انگليس و فرانسه پديد آورد بشرط آنكه سروري تركيه بر اين اتحاد فدرالي تضمين شود ...
«لردكرزن» پس از مطالعه يادداشت گفت: شگفت زدهام از اينكه حكمت بازگشت حكم سلطان عثماني- حتي بصورت ظاهري بر كردستان، چه ميتواند باشد؟ «كرزن» اين پيشنهاد و پيشنهاد مربوط به تجزيه كردستان را به اين صورت نپذيرفت. «مسيوبيرتيلو» در پاسخ گفت: ديگر تقسيم بنديها نيز مانع يكپارچگي كردستان خواهند شد...
«لردكرزن» گفت: تقسيم مناطق كردنشين ميان فرانسه و انگليس هم بمصلحت نخواهد بود. طراحي يك اقدام گسترده مانند مساله كردستان، تنها با يك يادداشت عملي نخواهد شد... تعريف مرزهاي كردستان، مرزهاي ايالت موصل و جنوب كردستان، كاري بسيار مشكل است...
«لردكرزن» پيشنهاداتي طرح كرد و در پايان گفت: گمان ميكنم عملي شدن اين پيشنهادات، به سود طرفين (فرانسه و بريتانيا) باشد. خلاصه اين پيشنهادات به شرح زير است:
1- از هر گونه اعمال قيموميت، چه انگليسي چه فرانسوي در سراسر كردستان صرفنظر شود. اين اقدام تنها در مورد يك بخش از جنوب كردستان، بمصلحت خواهد بود.
2- لازم است سلطه تركها بر كردستان را پايان داد حتي اگر اقتدار ظاهري و سمبليك هم باشد.
3- كردها ميتوانند جداگانه با كمينههاي آسوري و ارمني پيمان صلح امضا نمايند. حل مسألهها كردها بدون توجه به ارمنيها بريتانيا و فرانسه را در مورد تأسيس دولت ارمني با مشكل مواجه خواهد كرد.
4- تأسيس يك دولت واحد يا چند دولت منطقهاي كوچك توسط كردها را بايد به انتخاب خود آنها واگذارد.
5- كردها بايد همواره خود را از امپراتوري عثماني دور نگاه دارند...
بخشهايي از سند شماره 634 كه حاوي يادداشت «مسيوبيرتيلو» به زبان فرانسوي است را ميآوريم: مساله آينده كردستان، از پيچيدهترين موضوعات ميباشد... محال است بتوان كردستان را به ارمنستان ضميمه نمود، چون ارمنيها اقليت و كردها اكثريت هستند... كردها مدنيت را بيشتر ميپسندند... صلاحالدين ايوبي كه يكي از جنگاوران بنام عصر خود بود، يكي از همين كردها بوده است... جغرافياي كردستان، طبيعت زمين و ويژگيهاي ساكنان كرد، آنها را به ملتي كاملاً متمايز در خاورميانه تبديل نموده است. بنابراين فرانسه و بريتانيا در مورد حل مساله كردها بايد بسيار دقيق و باحوصله عمل كنند... پيمان «سايكس- پيكو» كردستان را به دو منطقه تحت نفوذ فرانسه و بريتانيا تقسيم كرده است... دخالت اروپا در امور كردستان، امري حياتي است... موقتاً بايد موضوع فدراليزه شدن كردستان را تحت نظر اروپا دنبال نمود... حفظ اقتدار تركها در كردستان- هر چند سمبليك هم باشد- ضروري مينمايد... انجمنهاي داخلي بايد تحت نظارت انگليس و فرانسه تشكيل شوند... مادامي كه مرزهاي ارمنستان و ايالت موصل مشخص نشوند، حل مساله كردستان، غيرممكن خواهد بود.
Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 First Series, Vol. Iv,
درخواستهاي ايران
سند شمارهي 825
درخواستهاي ايران، نخستين بار در سند شماره 825 آمده است. اين سند، نامهي وزير خارجهي بريتانيا «ايرل كرزن» است كه در تاريخ 25 اكتبر 1919 از لندن به عنوان «ايرل دربي» در پاريس ارسال شده است. در اين نامه، وزير خارجه بريتانيا با اشاره به سفر وزير خارجه ايران در كابينهي وثوقالدوله (نصرت الدوله فيروز) ميگويد: وزير خارجه ايران ملتمسانه از من خواست موضع حكومت عليه را در دو مورد براي او روشن نمايم: نخست مسألهي كردستان و دوم مسألهي تركستان.
در ادامهي نامه آمده است:
در مورد كردستان، «نصرتالدوله» وزير خارجه ايران گفت: سخن گفتن از «كردستان تركيه» يا «كردستان ايران» اشتباه است چون در واقع، همهي آنها يك كردستان هستند آن چيزي هم كه شما به عنوان خطوط مرزي ميشناسيد، توهمي بيش نيست... اگر حكومت بريتانيا مسأله كردستان واحد را مطمح نظر قرار دهد، دولت ايران نيز پشتيباني خواهد كرد مشروط بر آنكه كشور متبوع وي نيز نقشي در كردستان آينده داشته باشد.
Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 Vol. Iv, No. (825). P.1924
سند شمارهي 825
در اين سند، تلگراف «لرد كرزن» وزير خارجهي بريتانيا به «سربرسي كوكس» سفير اين كشور در تهران در نوامبر 1919 آمده است.
«كرزن» در اين تلگراف ميگويد:
«وزير امور خارجه ايران، يكبار ديگر به ملاقات من آمد و با تقدير نقشهاي كه ادعاهاي ارضي حكومت ايران را طرح و از كنگره صلح پاريس ميخواست آنها را مورد بررسي قرار دهد، مرا شگفتزده نمود...»
كرزن در ادامه ميگويد: دو حالت وجود دارد. حالت اول آن است كه ايران، مدعي اراضي كردنشين مرزهاي تركيه- ايران به طرف غرب درياچه اروميه و مناطق كردنشين امپراتوري عثماني خواهد شد. بخشهايي از اين سند، به شرح زير است:
The first Proposal was for the annexation of aconciderable Tract of Kurdis Territory Lying across Turco Persian Frontier To The west of The Kurdis Conuntry.
كرزن ميگويد: براي وزير ايراني توضيح دادم كه اراضي مورد ادعاي وي، متعلق به تركيه بودهاند، اما مقام ايراني برخواستهاي خود و اينكه مناطق مورد نظر، كردنشين هستند، پا فشاري كرد
Ibid, P(6-1225)
سند شمارهي 846
اين سند، يادداشت وزير امور خارجهي ايران به لرد كرزن است كه در تاريخ13 نوامبر 1919 به عنوان مقام بريتانيايي و به زبان فرانسوي نگاشته شده است. محتواي اين سند، تكرار ادعاهاي ارضي ايران در مورد مناطق كردنشين عثماني و لزوم اعادهي اين اراضي به خاك ايران است.
Ibid , No (846). P(30-1229)
سند شماره 849
اين سند، نامهي وزير خارجه ايران خطاب به «لرد كرزن» است كه در تاريخ 17 نوامبر 1919 به لندن ارسال شده است. اين نامه هم به زبان فرانسوي نگاشته شده است. در بخش مربوط به كردها آمده است:
6-1- دربارهي كردها...
كردها به چند قبيله تقسيم شدهاند. اين قبايل، هيچگاه مناسبات خوبي با يكديگر ندارند. قبيلهها فاقد قابليت لازم براي بوجود آوردن يك اتحاد سياسي هستند... بنابراين، تنها راهحل براي پايان دادن به مسألهي كردها، انضمام آنها به ايران است، چون در ايران چندين عشيرت كرد از جمله مكري و گروس زندگي ميكنند كه قبلاً كوچرو بوده و اكنون ساكن شدهاند. كردها هرگز تن به سلطهي ارمنيها نخواهند داد... اجتماع قومي، مذهبي و زباني آنها بهگونهاي است كه ميتوانند در شرايط طبيعي با ايرانيها همزيستي مسالمت آميز داشته باشند (آيا اعتراف وزير ايراني به ويژگيهاي قومي، مذهبي و زباني بخصوص، دليلي بر مستقل بودن ملت كرد نيست؟ مترجم)
Ibid, No (849). P(8-1237)
سند شمارهي 853
اين سند، نامهي سفير بريتانيا در تهران به (ايرل كرزن) وزير خارجه بريتانياست كه در تاريخ21 نوامبر 1919 ارسال و در23 همان ماه در لندن دريافت شده است...
«كوكس» در نامهي خود ميگويد: خواهشمند است ضمن مطالعهي گزارش، نظر خود را در مورد وضعيت موجود در شمال ايران اعلام نمائيد:
در آذربايجان غربي، «سمكوي كرد» به پشتيباني نيروئي ترك (!!!) و كمكهاي مادي و معنوي، مناطقي از شمال غرب ايران تا «خوي» را اشغال نموده است.
نامبرده در ادامه ميگويد: لازم است هر چه سريعتر كنسول انگليس در اروميه را از معركه خارج كنيم، چون بيم تعدي به جان او ميرود. بطور كلي وضعيت آذربايجان آشفته است...
Ibid. No (852) P(1241)
سند شمارهي 854
در تلگراف وزير خارجه بريتانيا «ايرل كرزن» به تاريخ 28 نوامبر 1919 آمده است:
وزير خارجهي ايران به ملاقات من آمد تا در مورد موضوعات مورد نظر دولت متبوع خود، با من مذاكره نمايد. هر دو در مورد مسألهي خطوط مرزي و پيشنهادات امير (وزير خارجهي ايران) در مورد گسترش مرزهاي ايران به طرف غرب و الحاق مناطق كردنشين عثماني به ايران سخن گفتيم اما من به هيچ وجه نظر خود را در اين مورد بيان نداشتم. گمان ميرود مناطق شمال غربي ايران و كوههاي مرتفع آن هماكنون تحت كنترل «سمكو» قرار دارند.
«كرزن» در تلگراف خود ميگويد: تصور نميكنم ادعاهاي ايران و اقدامات آنها كردهاي ساكن در امپراتوري عثماني را به پذيرش حاكميت ايران راضي كند... در پايان به وزير خارجه ايران گفتم: در حال حاضر نميتوانم در مورد تغيير مرزها اظهار نظر كنم. اين كار مستلزم تحقيقات جغرافيايي و بررسيهاي بيشتر است با اين وجود ما از ياري رساندن به شما بسيار خرسند خواهيم شد...
Ibid No (854). PP.1247-8
سند شمارهي 878
در اين سند نامهاي ديگر از وزير خارجه بريتانيا به ثبت رسيده كه در تاريخ 5 ژانويه 1920 به عنوان وزير خارجهي ايران ارسال نموده است:
به هر حال من آمادهام هر آنچه در توان داشته باشم مصروف ياري رساندن به حكومت شما در مورد مرزهاي غرب ايران كنم.
Ibid No (878). PP. 1273-4
كنگرهي لندن و مسألهي كرد
در ماه فوريه 1920 در شهر لندن كنگرهاي ميان متفقين برگزار شد. در سند شمارهي 12 وزارت خارجه بريتانيا چنين آمده است:
يكي از نشستهاي كنگره در بارگاه نخستوزير بريتانيا (داوينگ ستريت) در 17 فوريه و با حضور «لويد جرج» نخستوزير «لرد كرزن» وزير خارجه «مسيو كامبو» و «بيرتيلو» از فرانسه و نمايندهگان ايتاليا و ژاپن برگزار شد... در اين جلسه، بررسي مسألهي «موصل» ساعتها به طول انجاميد.
در ادامهي سند آمده است:
چون «موصل» تحت سلطهي «بريتانيا» و «فرانسه» نيست، مسألهي بينالنهرين نيز در گرو تعيين مرزهاي شمالي بود... در مورد كردستان نيز اين سئوال مطرح بود كه آيا همچنان به عنوان بخشي از حريم عثماني باقي بماند يا خير... چون «مسيوبيرتيلو» به هيچ وجه قائل به تقسيم مسئوليتها نبودند
Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 No. (12), Vol Vii First Series. P 103, 1920, London 1958
در بخش ديگري از سند شمارهي 12 آمده است:
«لرد كرزن» بر اين باور بود كه فرانسه، قيموميت «كليكيا» (جنوب تركيه نزديك مرزهاي شمال سوريه و درياي مديترانه) را خواهد پذيرفت، اما فرانسه خردمندانه شانه خالي كرد. سرانجام، اقدام فرانسه به اين منجر شد كه مرزهاي تركيه به مرز كردستان نزديك شود (هنگام تأسيس چارچوبي براي كردستان در تركيه، منطقهاي حائل وجود نداشت كه به وسيلهي آن، تركيه را جدا كرد) سئوال اصلي اين بود: آيا كردستان در امپراتوري تركيه باقي بماند يا مانند آذربايجان مستقل شود؟...
Ibid No (12),P 106 Voll, Vii
«مسيو بيرتيلو» در پايان گفت: مسألهي كردستان، همچنان مورد بررسي خواهد بود... براين باورم كه «لرد كرزن» اعلاميهاي منتشر خواهد نمود.
Ibid No (12). Vol Vii P.108
گفتگوها در مورد پيمان صلح با تركيه
در سند شمارهي 18 آمده است:
«كرزن» گفت: گويا «بيرتيلو» بصورت غير رسمي به بريتانيا پيشنهاد نموده است قيموميت كردستان، يك قيموميت فرانسوي- بريتانيايي ميباشد، اما بريتانيا اين پيشنهاد را نميپذيرد و قطعنامهاي هم امضاء نخواهد كرد... دليل نپذيرفتن اين درخواست نيز عدم تمايل بريتانيا به دخالت در امور كردستان است... به همين خاطر فرانسه و بريتانيا بر سر استقرار كردستان به توافق رسيدند...
در ادامه سند آمده است: «لرد كرزن» مايل است پس از مشورت با وزارت هند، چند پيشنهاد در اختيار متفقين قرار دهد تا بررسي و در نهايت، يكي از آنها تصويب شوند. اما در هر حال موضوع بازگشت قدرت تركها به كردستان، منتفي است، چون هر اقدامي در اين مورد به مصلحت نخواهد بود... در نهايت، «مسيو بيرتيلو» اين موضوع را پذيرفت كه حل مسألهي كردستان متمم حل مسألهي تمام تركيه باشد:
«لرد كرزن» بايد نقشهي كردستان را تهيه و براي بررسي در برابر متفقين قرار دهد تا تصميم نهائي در مورد آن اتخاذ و در كنگرهي صلح به تأييد برسد.
Ibid No (18) Vol. Vii, PP 159-60
در سند شمارهي 20 نيز چنين آمده است:
... اما در مورد كردستان، وزارت خارجه بريتانيا سرگرم بررسي پيشنهادهاي مختلف براي ارائهي راهكارهاي مناسب به كنگره است...
Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 ,First Series, Vol VII, P.138.
... ازم است وضعيت كردستان و مرزهاي آن به طور كامل مشخص و «لرد كرزن» نيز پيشنهاد خود را ارائه نمايد...
Ibid, P 185
كنگرهي لندن
سند شمارهي 29
اين سند، مشروح مذاكرات متفقين در كنگرهي لندن به تاريخ 26 فوريه 1920 است. در بخشي از اين مذاكرات، فرانسه و ايتاليا از ادعاهاي خود در كردستان و شرق دجله دست برداشتند... «مسيوكامبو» عضو فرانسوي با طرح سؤالي از اعضاء كنگره پرسيد: آيا محتواي اصلي موضوع، استقلال كردستان است يا خير؟ و آيا اين مسأله در كنگره حل شده است؟
«لرد كرزن» در پاسخ گفت: مسأله كردستان در نشست اعضاي كنگره لاينحل باقي مانده است... اما در كنگره به اين نتيجه رسيده است كه «لرد كرزن» و «مسيوبيرتيلو» تا وصل نتيجهي نهايي به گفتگو بپردازند...
كرزن در ادامه ميگويد: نخستوزير بريتانيا «لويد جرج» در برابر كنگره به تشريح برخي خطوط اساسي كه امروز عصر قرار است در برابر مجلس نمايندگان بريتانيا ارائه كند، خواهد پرداخت. لويد جرج گفت: به تصميمات متفقين در مورد جدايي سرزمينهاي غير ترك امپراتوري عثماني يعني سرزمين اعراب، ارمنيها، سريانيها و كردها خواهد پرداخت، چون مورد اخير (كردها) قطعاً ترك نيستند...
در همان سند به گفتگوهاي «مسيوبيرتيلو» و «كرزن» نيز اشاره شده است:
- مسيو بيرتيلو: در اين مناطق، منابع طبيعي بسياري وجود دارند كه تحت كنترل بريتانيا هستند...
- لرد كرزن: اما بريتانيا چيزي از كردستان برداشت نخواهد كرد...
- مسيوبيرتيلو: كردستان براي مرزهاي ارمنستان، سريانيها و كلدانيها اهميت بسياري دارد...
Ibid Vol VII, P 258, No (29)
سند 4149-371
در اين سند، اسامي شركت كنندگان در كنگره وزارت امور خارجه به تاريخ 17 آوريل 1919 آمده است:
1- اريل كرزن كيدلستون: رئيس
2- كلنل ويلسون: حاكم مدني بريتانيا در بغداد
3- سرتوماس هولدرنيس: از وزات هند
4- مسترج. شگبرا: از وزات هند
5- ژنرال و. بارثولومبو: وزارت امور خارجه
6- مسترج. كيدلستون: وزارت امور خارجه
7- مستر آي. جونز: منشي
8- ميجرهـ. يونگ
در اين سند مهم كه تحت عنوان «آينده اداره در بينالنهرين» آمده است ميخوانيم:
نامهاي از «كلنل آرنولد ويلسون» به كنگره ارائه شده است كه پيش از اين در آوريل 1919 به وزارت هند ارسال شده بود. مطالب ديگري نيز به صورت ضميمه، پيوست شده است. مشروح مذاكرات انجام شده به شرح ذيل ميباشد:
كرزن (رئيس):
وضعيت بينالنهرين كاملاً دگرگون شده است. اين دگرگوني ناشي از پيمان دو جانبه انگليس- فرانسه است كه در مورخه 8 نوامبر 1918 منعقد شد. پس از انعقاد اين پيمان، هيأت شرق (هيأت تحقيق بريتانيا در مورد شرق از وزارت هند كه مقر آن در لندن است) از حاكم مدني بغداد خواست كه ديدگاههاي خود را در كنگره بيان كند... در مورد آيندهي حكومت بينالنهرين به «كرزن كيدلستون» اختيارات كافي داده شد تا پيشنهادهاي اوليهي خود را ه مبتني بر حق تعيين سرنوشت (ملل ساكن) هستند، ارائه نمايد مشروط برآنكه اين پيشنهادات، تنها به صورت فرضيه باشند چون هنوز بررسيهاي طولاني و معيارهاي بسياري را بايد. تا وضعيت نهايي اداره اين سرزمينها روشن شوند... در طول ماههاي اخير امسال (1919) حاكم مدني بغداد در چندين نامه، ددگاه گروههاي مختلف قومي و عشيرتي منطقه را تشريح كردهاند... در 14 فوريه، وزارت هند، در نامهاي نظرات و پيشنهادات خود در مورد آيندهي منطقه را به روشني و با جزئيات تمام، تبيين كرده است... گفتگوهاي امروز ما هم با هدف تصميمگيري براي آينده اين سرزمين در چارچوب پيشنهادات و ديدگاههاي مذكور است. در اين مناطق، توانستهايم ادارات شهرباني و شهرداري تأسيس كنيم. كلنل ويلسون از افسران سياسي نيز خواسته است ديدگاههاي خود را ارائه و اظهار نظر كنند. كلنل ويلسون، حتي از «سربرسي كوكس» خواسته است كه به بينالنهرين بازگشته منصب نمايندگي سامي بريتانيا در بغداد را خود شخصاً عهدهدار شوند. مشاراليه همنين پيشنهاد تقسيم مناطق كردنشين به چند استان و ادارهي هر يك توسط نمايندگان مستقل را مطرح نمودهاند... غالب افسران سياسي نيز اين پيشنهاد را پسنديدهاند اما «كلنل هاول» معتقد است كردستان، به استثناي موصل، به پنج استان تقسم شود... اكنون لازم است «كلنل ويلسون» نقشهي نهايي خود را ارائه نمايد تا در جلسه امروز طرح و به تصويب نهايي برسد.
كلنل ويلسون:
«كلنل ويلسون» ضمن اشاره به نامهي مورخ 6 آوريل 1919 خود به وزارت هند، با پيشنهاد «كلنل هاول» موافقت نمود. نامبرده در پاسخ يكي از سؤالات «كرزن» گفت:
تقسيمات اداري مورد نظر، مستلزم صدور قطعنامهي كنگرهي صلح است... در مورد مرزبنديها سه حالت وجود دارد... نخست: مرزهاي كنوني ايالت موصل قديم... دوم: مرزهايي كه از سوي هيأت بريتانيايي تقديم كنگرهي صلح شده و در امتداد درياچهي «وان» و رود «دجله» قرار دارند... سوم: مرزهايي كه آمريكاييها پيشنهاد نمودهاند. اگر آمريكا قيموميت ارمنستان را بپذيرد، آنگاه مرزها به سوي شمال كشيده خواهند شد.
ايالت موصل قديم كه در مورد اجراييات اداري، پيشنهادي راجع به آن طرح نشده است، سرزمين كردنشين در اين سوي خود دارد كه به سه بخش تقسيم ميشود... نخست: يك حريم كردي خالص كه در كنار مرزهاي ايران قرار دارد و شمار ساكنان آن، 150000 نفر است... دوم: حريمي كه مشتمل بر كفري و كركوك و آلتون كوپري و اربيل با جمعيتي بالغ بر 250000 نفر است... سوم: ايالت موصل كه جمعيت آن از 100000 نفر تجاوز نميكند. دو سوم ساكنان موصل عرب و ثلث باقيمانده كرد و نصراني و... هستند. ند خانواده مقتدر كرد نيز ساكن اين ايالتند... در مورد مسأله اداره اين منطقه دو راه حل وجود دارد. نخست: يك كردستان خودمختار با مركزيت موصل كه داراي اكثريت بوده و آرمان نهايي كردهاست. دوم: تأسيس ايالت مستقل موصل و چند دولت خودمختار و كوچك كردي در اطراف آن (سليمانيه، رواندوز، آميدي، جزيره ابن عمر)... اين دولتهاي كوچك، رهبران بومي كرد و رايزن سياسي بريتانيايي خواهند داشت كه افسران سياسي، مستقيماً با بغداد ارتباط خواهند داشت...
رئيس:
در صورت انتخاب راه حل دوم، سرنوشت دياربكر، اورفا و جرابلس چه خواهد شد؟
كلنل ويلسون:
شخصاً مايل به انتخاب راه حل دوم نيستم چون در آن هنگام، ديگر پيوندي ميان دياربكر، اروفا و سليمانيه وجود نخواهد داشت... ادارهي منطقه دياربكر مستلزم هزينه نظامي بسيار خواهد بود... در صورتي كه بريتانيا ناگزير از ادارهي دياربكر و اورفا شود، بايد يك ايالت ديگر با مركزيت دياربكر به ايالتهاي پيشنهادي ديگر افزود... البته احتمال تأثيرپذيري موصل از اعتراضات مردمي دياربكر وجود دارد، اما چندان نيرومند نخواهد بود...
مستركيدلستون:
در ميان اكترناتيوهاي ممكن براي پذيرش مسئووليت حكمراني دياربكر و جزيره ابن عمر، نام اشخاصي چون ژنرال شريف پاشا، سيد عبدالقادر شمديناني و خاندان بدرخانيان ديده ميشود.
كلنل ويلسون:
اين افراد مقبوليت چنداني ندارند چون از كردستان بريدهاند... من شخصاً مايل به بازگشت قدرت تركها به دياربكر هستم. «ويلسون» در پاسخ يكي از سؤالات كرزن گفت: راه حل دوم، از ديدگاه من ايدهآل است.
سرهولدرنس:
در «برمه» نيز دولتهاي كوچكي وجود دارند كه نام هر يك از آنها «شان» است.
كلنل ويلسون:
تنها يك راه براي تأسيس كردستان مستقل تحت نظارت بريتانيا وجود دارد و آن، تأديه بدهيهاي عثماني توسط كردهاست كه از محل درآمد توتون تأمين ميشود... نگراني ديگري كه وجود دارد مانع تراشي رهبران كرد در كردستان خودمختار آينده بر سر راه جمعآوري ماليات است... از ديدگاه من نيز راه حل دوم. بهترين است...
سرهولدرنيس:
مسألهاي كه در مورد ماليات بدان اشاره شد، در هند نيز مشكلاتي به پا نمود....
كلنل ويلسون:
انتقال توتون به صورت قاچاق در ايران و در ادامه برگرداندن آن به بينالنهرين بسيار آسان است.
سرهولدرنس:
در برابر خدمت بريتانيا، رهبران كردستان نيز بايد مسووليت تأديه بدهي را به عهده گيرند...
رئيس:
به جاي تصويب قانون در مورد توتون، ميتوان كردها را به پرداخت مبالغي معين به خزانه مجاب نمود...
مسترشكبرا:
اما در مورد محتواي ياددداشت ميجرنوييل، كه پيش از اين اشاره شد...
رئيس:
برخي از ايالتهاي بينالنهرين، تمايلي به جدايي از امپراتوري عثماني ندارند.
مستركيدلستون:
آيا اتحاد كردستان اهميتي دارد؟
روابط ما با ايران، اجازه نميدهد درخواست كردهاي ايران را بپذيريم... دولتهاي خودمختار كردي پيشنهادي، بسياري مشكلا، از جمله شورشهاي ناخواسته را خنثي ميكنند.
رئيس:
در مورد موصل و ردستان، راه حل دوم مناسبتر است... من از اعتراض فرانسويها به تصميم اخير باكي ندارم... اعطلاي اختيارات به «ويلسون» از سوي كنگره براي اجراي پيشنهادات مورد نظر، عملي كاملاً بجاست...
در پايان جلسه به «كلنل ويلسون»، اختيار داده شد جهت تأسيس پنج استان، براساس پيشنهاد «كلنل هاول» اقدامات اوليه را انجام دهد. اين پنج استان. شامل چهار استان كردنشين به رهبري حاكمان كرد و رايزني افسران سياسي بريتانيا و يك استان عربي (موصل) خواهند بود.
Public Record, Office, (Foreign Office) 371-4149, H325 (Printed For The F.O. May 1919) (Inter- Departmental Conference on Middle Easten Affairs). April, 1919.
سند شمارهي 50
اين سند، در جلد هفتم اسناد سياسي وزارت خارجه بريتانيا آمده كه نامهي نماينده سامي بريتانيا در استانبول به تاريخ 5 مارس 1920 است:
كميسيون عالي متفقين، به بررسي جزئيات دقيق طرحهاي سياسي مورد نظر در مورد استانبول پرداخت... متفقين، لازم است سلطان عثماني را به تأسيس ارمنستان مستقل و به رسميت شناختن كردستام مستقل مجاب نمايند.
Documents of British Foreign Policy, 1919-1939 ,First Series, Vol VII, PP, 421-2, No, (50).
كردستان و كرد
در اسناد محرمانه ي بريتانيا(2)
كنگره سانرمو
اين كنگره در آوريل 1920 و در شهر «سانرمو» با حضور نمايندگان متفقين برگزار شد. باستناد سند شماره 5 جلد هشتم از اسناد سياسي وزارت خارجه بريتانيا، ديدگاههاي هيأت بريتانيايي حاضر در نشست 19 آوريل 1920 بشرح زير ثبت شده است:
از طرف بريتانيا نخستوزير «مسترلويدجرج» و از سوي فرانسه، «مسيو ميليران» وهياتهاي همراه در جلسه حاضر بودند...
مستر لويد جرج پيشنهاد نمود كميسيون عالي، مسالهي كردستان را در دستور قرار دهد...
مستر لورد كرزن گفت: حال مسالهي كردستان، بسيار سخت است. كردستان، هم مرز ارمنستان و در عين حال مسكن سريانيها، نصرانيها و كلدانيها نيز هست... پيشنهاد اوليه ما قيوميت كردستان بصورت انگلو ـ فرانسوي بوده است. جنوب كردستان بخشي از ايالت موصل را نيز پديد ميآورد كه قيوميت آن به بريتانياي كبير واگذار شده است... پيشنهادات مختلفي در مورد كردستان طرح شده است... هم اكنون بهتر آن است كه كردستان از تركيه جدا و بعنوان يك سرزمين خودمختار برسميت شناخته شود. در اين ميان، مشكلترين موضوع، آگاهي كامل به خواست كردهاست... بالاخره ما متوجه نشديم كه نماينده واقعي كردها چه كسي است؟... «شريفپاشا» خود را نماينده كردها ميداند، اما كردها او را برسميت نميشناسند... كردها مايل به قيوميت بريتانيايي هستند و بيگمان، قيوميت فرانسه را هم ميپذيرند. اين سرزمين، تا كنون بخشي از تركيه بوده است بنابراين، انفصال آن از تركيه بسيار سخت مينمايد... بخشي از جنوب كردستان كه مشتمل بر مناطق كوهستان ايالت موصل است، اهميت فراواني براي مقاصد بريتانيا دارد.
پس از اين بيانات، «كرزن» پيشنهاد چهارمادهاي خود را طرح نمود... به دنبال پيشنهادات «كرزن»، عضو هيات فرانسوي «مستر بيرتيلو» گفت: با پيشنهادات كرزن موافقم، اما راه حلهاي ارائه شده براي مساله كردستان در مقطع زماني فعلي، قطعي نمينمايد، از اين رو بتعويق انداختن تصميمگيري نهايي بهتر است... نمايندگان كردها هم اكنون از لندن و پاريس، در حال مذاكره با مقامات سياسي هستند. نمايندگان سريانيها و كلدانيها نيز براي وصول به اهداف خود حتي به «سانرمو» هم آمدهاند... قيوميت مناطق كردنشين ايالت موصل توسط بريتانيا نيز مسالهاي است كه در گرو توافق فرانسه است...
پس از بريتانيا و فرانسه، نماينده ايتاليا در كنفرانس (سناتور نيتي) درخواست نمود مساله كردستان فردا ادامه پيدا كند. «بيرتيلو» هم گفت: بنظر من بهتر است به دو روز ديگر موكول شود.
Documents of British foreign policy 1919 – 1939, first series, voll vii, 1920, London, 1958 (sanremo April 1920) No. 5
مقامات بريتانيا در دو كنگره داخلي در مورد مساله كردستان به گفتگو مينشينند.
در كنگره آوريل 1920 لندن، افراد زير حضور داشتند:
1. وزير خارجه ايرل كرزن (رئيس)
2. ژنرال رادكيلف (وزارت جنگ)
3. كلنل ليفتنات (وزارت جنگ)
4. سرجرج بارستاو (وزارت ماليه)
5. سرجون تيللي (وزارت خارجه)
6. مستر فوريس آدام (وزارت خارجه)
7. مستر اوليناف (وزارت خارجه)
8. كاپيتان لاين (وزارت جنگ)
9. اس. مونتاگيو (وزارت هند)
10. سر آرتور هرتزل (وزارت هند)
11. مستر سي. كاربت (وزارت هند)
12. سر هيوز ترينگارد (وزارت پرواز)
13. جانيير (وزارت پرواز)
14. ميجر اج. يونگ (منشي كنگره)
در نشست اين كنگره تحت عنوان «كردستان و سرزمين بينالنهرين» آمده است:
«لردكرزن» گفت: اين، چهارمين كنگره در مورد كردستان است. در تمام نشستهاي پيشين، خطوط كلي، اهداف و برنامههاي موردنظر از يك نشست به نشست ديگر فاقد هماهنگي و انسجام بودهاند. اين موضوع نيز متأثر از تغييرات و دگرگونيهاي سريع منطقه است نه قصور اعضاي كنگره.
نخستين پيشنهاد قابل توجه، ايجاد چند دولت كوچك خودمختار كردي در اطراف ايالت موصل بود... پيشنهاد بديل فرانسويها تقسيم كردستان به دو منطقهي تحت نفوذ فرانسه و انگليس بود... در آخرين نشست «كنگره سانرمو» كه وزير هند در آن حضور داشت، كنگره از حكومت بريتانيا خواست تا با قطع نقاط اتصال خود با كردستان، در حوزههاي دجله و فرات باقي بماند. بريتانيا نيز اين موضوع را پذيرفت و بستره مناسب براي گفتگو با چند تن از نمايندگان كرد و اطلاع از موضع آنها در مورد خودمختاري و يا استقلال كردستان فراهم آمد. بهمين خاطر، كميته تحقيق راهي استانبول و بغداد شد... نمايندهي سامي بريتانيا در بغداد بر اين باور است كه «شريفپاشا» نماينده واقعي مردم كردستان نيست و فاقد صلاحيت لازم براي سپردن وظايف سنگين (خومختاري كردستان) است... حاكم مدني بغداد نيز با تأييد اين اظهارات مدعي است كه در كردستان، شخصي وجود ندارد كه بنام ملت كرد سخن بگويد...
اكنون ما در وضعي بسر ميبريم كه در صورت تمايل، ميتوانيم كردستان را ازتركيه جدا نماييم، اما در مورد انتخاب فردي قابل كه توانايي تاسيس دولتي خودمختار را داشته باشد، نميتوانيم با قاطعيت اظهارنظر نماييم...
«كلنل ويلسون» ضمن اظهار نارضايتي شديد از وضع ما در مورد جنوب كردستان گفته است ما ادارهي موصل، سليمانيه و اربيل را بعهده گرفتهايم، در صورتي كه از حمايت خود دست برداريم، نه تنها جنوب كردستان را از دست دادهايم ـ بلكه حتي با تهديد از دست رفتن نفوذ در ايران مواجه خواهيم شد... پيشنهادي از «نوريپاشا» (نوريسعيد) كه هم اكنون در لندن بسر ميبرد، دريافت نمودهايم كه در آن، تمايل كردهاي كردستان به پذيرش حاكميت «الشريفعبدالله» پادشاه سابق اردن و برادر «ملكفيصل» در صورتي كه به رياست حكومت عربي در بغداد برگزيده شود ـ اظهار شده است... از ديدگاه ما حضور «ملكعبدالله» در عراق، كليد پيروزي ما نيز هست چرا كه نيت ما از اعزام نيرو به بصره حفظ حاكميت ابدي بر سرزمين بينالنهرين نبوده است... در مورد كردستان نيز پيشنهادات من، شرايط مقتضي را براي چارهسر نمودن معضل كردستان فراهم خواهد آورد. از سوي ديگر وزارت هند نيز توصيه نموده است ارتباطات خود را با جنوب كردستان تعديل نماييم... حال سئوال اين است كه اگر ساكنان بينالنهرين حكمراني «عبدالله» را پذيرفته و كردها نيز اظهار تمايل نمودند، آيا دليلي براي عدم پذيرش موضوع وجود خواهد داشت؟...
«آرتور هرتزل»: همچون «مسزبيل» يك امير عرب را براي حكمراني بينالنهرين ميپسندند اما من تصور نميكنم مقصود ايشان، «عبدالله» باشد...
مسترشكبر:
مستر مونتاگيو گفت در مورد آينده كردستان، اساسيترين تلاش ما بايد حول محور دور كردن تركها از مساله كردستان دور بزند... حل موضوع كردستان به صورت جزء بجزء نيز بسيار مشكل است چون تمام اجزا بيكديگر پيوستهاند.
ايرل كرزن:
يكي از انتقادات وارد بر «دولت نيمه خومختار كردي» (Quasi – Autonomous kurdish State) آن است كه رايزنان بريتانيا معتقدند فرانسويها نيز تمايل دارند دولت نيمه خودمختاري در شمال كردستان تاسيس كنند. درست است كه فرانسه، ظاهراً به پذيرش قيومت «كليكيا» راضي است، اما هدف اساسي اين كشور گسترش حوزهي قدرت به شرق و بلعيدن غرب كردستان است... اما در حالت فعلي، اگر اعلام كنيم كه از منطقه خارج خواهيم شد، از فرانسه براي خود يك اپوزيسيون بوجود آوردهايم...
در مورد تركها هم بايد بگويم اگر آنها را در بازگشت به شمال كردستان، آزاد بگذاريم تنها براي آنكه آسوريها بتوانند به مسكن خود بازگردند، تاوان سنگيني خواهيم پرداخت...
مونتاگيو:
بنابراين بهتر است به فرانسه اطلاع دهيم كه مساله كردستان بايد هر چه سريعتر حل و فصل شود...
كرزن:
نبايد فراموش كرد كه فرانسويها ممكن است در برابر راه حل كردستان مستقل، امتيازات بازرگاني بسياري طلب كنند، هر چند بازرگاني آنها در «كليكيا»، هم اكنون با مشكلات بسياري روبروست...
(P.R.O) (FO) 371 - 5068 , E3706/1/44 iNter --- Departmental conference on Mid , East . Affairs (Draft – Minutes of a Meeting held at the foreign office on april 13 th 1920
(P.R.O) (fo) 371 , 6343 – 4842 march 15, 1921
(P.R.O) (fo) 371, 6346 – 2262 (E342)
پروژه فانسيتات و طرحهاي پيشنهادي براي كردستان
.
1 ـ هياتي كه مقر آن در استانبول است با شركت نمايندگان حكومت بريتانيا، فرانسه و ايتاليا تشكيل شود تا پروژهاي طرح و در مدت شش ماه، بررسي، تاييد و اجرا شود. اين پروژه به مساله خودمختاري مناطقي كه غالب ساكنان آن كرد هستند و در شرق رود فرات، جنوب مرزهاي ارمنستان، شمال مرزهاي سوريه، غرب مرزهاي ايران ـ تركيه و سرزمين بينالنهرين قرار دارند، اختصاص خواهد يافت.
اين پروژه همچنين حقوق اساسي آسوريها، كلدانيها و اقليتهاي ملي و مذهبي منطقه را تدوين خواهد كرد، بهمين خاطر، هياتي مركب از نمايندگان بريتانيايي، فرانسوي، ايتاليايي، كرد و ايراني به مناطق كردنشين سفر خواهند كرد تا مسالهي لزوم دستكاري مرزهاي تركيه، در همسايگي ايران را مورد بررسي قرار دهند.
2 ـ لازم است حكومت تركيه ماده اول را بدون قيد و شرط قبول نمايد.
3 ـ اگر در مدت يكسال مشخص شود اكثريت ساكنان اين منطقه، تمايل به استقلال و جدايي از حكومت تركيه دارند، تركيه موظف به اطاعت از قطعنامههاي هيات بوده ملزم به دست برداشتن از همهي حقوق و امتيازات خود خواهد بود.
4 ـ متفقين، بهيچ وجه نبايد از تصميم ساكنان كردستان در مورد آينده خود ناخرسند بوده و در اين مورد اظهار نارضايتي نمايند...
Documents on the British foreign policy. 1919 – 1939 , first series , vol vill , 1920, pp 43 – 45
معاهده سه جانبه بريتانيا، فرانسه و ايتاليا
اين معاهده در مورخ 23 آوريل 1920 ميان سه كشور بريتانيا، فرانسه، ايتاليا منعقد شد. ضميمه نخست سند شماره 13 از جلد سوم اسناد وزارت خارجه بريتانيا به شرح اين معاهده اختصاص دارد:
ضميمه نخست از سند شماره 13
معاهده سه جانبه (خيلي محرمانه)
هرسه حكومت فرانسه، بريتانيا، ايتاليا انتظار دارند حكومت تركيه آنها را جهت دستيابي به اهدافشان ياري نمايند... به نظر متفقين توسعه و تعالي كردستان مستلزم استقلال اين سرزمين است بنابراين متفقين از هيچ اقدامي براي انجام اين مساله خودداري نخواهند كرد... از اين رو منافع ايتاليا در جنوب آناتولي، فرانسه در «كيليكيا» و غرب كردستان تا جزيرهي ابنعمر ومصالح بريتانيا در شرق دجله منجربه انعقاد معاهدهاي سه جانبه شد كه مشتمل بر موارد ذيل است:
1- دول همپيمان كه داراي ديدگاهي مشترك در آيندهي منطقه هستند، جهت حفظ منافع خود و مصالح منطقه، اقدامات لازم را انجام خواهند داد...
2- هرگاه حكومت كردستان بخواهد فعالسازي ارادهي امور داخلي خود از نيروي خارجي درخواست كمك كند، بريتانيا، فرانسه و ايتاليا به ياري آن خواهند شتافت...
3- دول همپيمان از اعطاي امتيازات بازرگاني و... به دولتها و اشخاص حقيقي حمايت نخواهند كرد...
4- متفقين از هيچگونه اقدامي جهت همكاريهاي ديپلماتيك ميان يكديگر خودداري نخواهند كرد...
Ibid , (Ippendix T) to no – (13) (draft of tri partite agreement) , pp 141 – 142
سند شمارهي 8
اين سند، شرح يادداشتهايي است كه منشي هيات بريتانيايي دربارهي نشست اعضاي هيات عالي كنگرهي سانرمو بتاريخ 1920 تحت عنوان «كردستان» نگاشته است:
... رئيس هيات ايتاليايي، سينيور نيتين گفت: هيات بريتانيايي مايل بود در مورد كردستان، طرحي چهار سادهاي به هيات عالي ارائه نمايد.
عضو هيات فرانسوي، مسيو برتيلو گفت: مسئله مرزهاي كردستان چندان مهم نيست، ما با طرح اين چهار ماده موافقيم اما هيچ اقدامي را در مورد به خطر افتادن حقوق اقتصادي فرانسه تحمل نخواهيم كرد.
پس از گفتگوهاي كوتاه در مورد اين طرح هيات عالي با موارد ذيل موافقت نمود:
1) پذيرش موادي كه هيأت بريتانيايي در مورد كردستان پيشنهاد نموده است.
2) هرگاه هيأت تصميمگيري در مورد كردستان نتواند به نتيجهاي قطعي دستيابد، آنگاه مسأله به سرام دول متبوع ارجاع خواهد شد.
Ibid, P 77.
يادداشت سرفواندهي كل در مورد وضعيت تركيه
سند شماره 23
اين سند در جلد 13 اسناد سياسي وزارت خارجه بريتانيا آمده است كه نامه وزارت جنگ بريتانيا بتاريخ 15 مارس 1920 است. در بخش نخست اين يادداشت آمده است:
.
- تأثيرات كلي:
الف: تأثير سياسي: توازن سياسي بسود كماليستهاي مليگرا تغيير كرده بود. نهضت كمالي تبديل به يك جريان نيرومند سياسي شده است...
ب: ملتهاي ديگر (كردها): مليگرايي كردها در عين شدت فاقد انسجام و هماهنگي است. از اين رو تركها تلاش ميكنند از آن به بهترين شيوهي ممكن سوء استفاده كرده و در مسيري قرار دهند كه باب طبع آنهاست... كردها نيز اگرچه بر مشروعيت خلافت عثماني صحه ميگذارند، اما يك حزب نيرومند در ميان آنها وجود دارد كه براي استقلال كردستان تلاش ميكند... تحريك كردها از سوي يك نيروي خارجي منتفي است... گمان نميرود كردها از ادعاي استقلال خود بسود كماليها دست بردارند... در صورتي كه درخواستهاي خود را با اتكاء به نظامي گري عملي نماييم، مشكل بتوان تركيه را به پذيرش التزامات راضي نمود...
التزامات و شروطي كه براي تركيه تعيين شدهاند:
ج- تركيه بايد از همه ادعاهاي خود در مورد كردستان دست بردارد...
د- به رسميت شناختن ارمنستان...
Documents of the British foreign Policy, 1919-1939, first Series, n 20, Vol XIII, No (23)
سند شماره 144
اين سند، نامهي نماينده سامي بريتانيا در قسطنطنيه «آدميرال دي روبيك» به «ايرل كرزن» است كه بتاريخ 28 سپتامبر 1920 نگاشته شده است دي روبيك با اشاره به يادداشت «ريان» دربارهي نهضت ملي آناتولي كه در تاريخ 23 سپتامبر ارسال شده است ميگويد:
ما هم اكنون با دو موضوع عمده روبرو هستيم: پيمان صلح و مسأله كردها...
در مورد مسائل مربوط به پيمان صلح، به نتايج مناسبي دست يافتيم، اما معضل كردها همچنان پابرجاست. شايد باشند سياستمداراني كه اهميت چنداني براي اين موضوع قائل نشوند... گروههاي بسياري متأثر از شعارهاي مصطفي كمال، از ديدگاههاي او تأثير پذيرفتهاند... اما گروههاي ديگري نيز وجود دارند كه حداقل دو نقطه مشترك دارند: يكي آرمان تأسيس كشور مستقل و ديگري خصومت با تركهاي كمالي. با وجود اين نقاط اختلاف بسياري نيز وجود دارد... اگر بريتانياي كبير بتواند از فرصتهاي موجود بنحو احسن استفاده نمايد آنگاه ميتوان جبههاي واحد از كردها عليه نهضت كمالي و بلشويكها گشود... كردها اكنون بدليل آنكه در پيمان «سور» اهميت چنداني براي آنها قائل نشدهايم بسيار خشمگين هستند كه عمدهي اين تحريكات به قلمرو تحت نفوذ فرانسويها باز ميگردد... از سوي ديگر كردها در مورد آيندهي مرزهاي خود با ارمنستان بسيار نگرانند. آنها هرگز راضي به پذيرش قيمومت ارمنيها نخواهند بود... نبايد فراموش كرد كه اساسيترين پيشنهاد در مورد آينده روابط كردستان و بريتانيا، عقب نشيني منظم نيروهاي بريتانيا از كردستان است.
سند شماره (71) (5068) وزارت امور خارجه بريتانيا
(2486/11/44) مورخ 30 مارس 1920
اين سند، نامه وزير خارجه بريتانيا به حاكم مدني بغداد بتاريخ 23 مارس 1920 است. وزير خارجه در اين نامه ميگويد:
حكومت بريتانيا بار ديگر مساله كردستان را در اولويت سياستگزاري خود قرار داده است به اميد آنكه پيشنهادهاي جديد جايگزين راهحلهاي پيشنهادي پيشين گردند... ضرورت عقب نشيني منظم نظامي و كاهش التزامات سياسي كاملاً احساس ميشود... حكومت بريتانيا آماده است در صورت رضايت كردها به جدايي از تركها بندهايي ديگر به پيمان صلح اضافه كند و حمايتهاي معنوي خود را در راه دستيابي به ارمان ملي كردها افزون نمايد... مشكل اصلي، ناهماهنگي به تمام معني كردها در طرح ادعاهاي مورد نظر است. ما واقعاً نميدانيم كردها در نهايت، چه ميخواهند... كردها فاقد يك نمايندهي واقعي و همه پسند هستند و به همين خاطر، كنگره در موضع سردرگمي بسر ميبرد... يكي از پيشنهادهاي مطروحه، دعوت از «شريف پاشا» براي حضور در كنگره و استماع نظرات اوست. نامبرده هم اكنون در لندن بسر ميبرد. پيشنهاد ديگر، دعوت از يكي از اعضاي بلند پايه خانه كردها در استانبول است... ديدگاه خانه كردها در استانبول، تأسيس يك كردستان مستقل و تداوم حضور بريتانيا در جنوب كردستان است.
سند شماره (95) (608) يا (271) (419) (2099)
در نامه وزارت خارجه بريتانيا به حاكم مدني بغداد در مورخه 22 نوامبر 1919 آمده است:
مسأله تعيين خط مشي سياسي ما در كردستان، با جديت تمام دنبال ميشود. براي شروع كار پنج نكته اساسي را در نظر گرفتهايم:
1- بدلايل سياسي و نظامي، بهتر است مرزهاي ميان دو رود (دجله و فرات) محدود باشد.
2- تا جايي كه مقدور است از عمليات نظامي ارتش بريتانيا در منطقه پرهيز و احتمال بروز بحران كاهش يابد.
3- حكومت بريتانيا از پذيرش هر گونه تعهدي بر پايه اصل تحت الحمايگي در مورد كردستان خودداري ورزد.
4- حكومتي كه قيمومت ارمنستان را ميپذيرد، از امتداد مرزهاي ارمنستان به سوي جنوب پرهيز نمايد.
5- هيچگاه احتمال بازگشت قدرت تركها به كردستان ناديده گرفته نشود...
«ميجر نوييل» براي حل مسأله كردستان، سه نكته اساسي را يادآوري ميكند:
1- پايان دادن به سلطه تركيه بر كردستان
2- ممانعت از تجزيه كردستان
3- تعريف سرحدات كردستان بگونهاي كه مرزهاي سياسي منطبق بر مرزهاي قومي و نژادي باشند...
از ديدگاه ميجر نوييل، اگر كردها به آمال ملي خود دست يابند، در آينده دوستان خوبي براي بريتانيا خواهند بود و به نفوذ تركها در خاورميانه پايان خواهند داد. از نظرگاه او تجزيه كردستان، دشمني ملت كرد را با بريتانيا برانگيخته و دست تركها را براي سلطه مجدد بر كردستان، باز خواهد كرد. ميجر معتقد است به رسميت شناختن استقلال كردستان در شمال و پذيرش اقتدار سياسي بدرخانيان از سوي بريتانيا، ايدهآل ترين راه حل موجود است.
نامهي سربرسي كوكس به وزارت خارجه بريتانيا در تاريخ7 دسامبر 1917
سربرسي كوكس در نامه خود به وزارت خارجه بريتانيا مي گويد:
هنگامي كه در مارس 1917 بغداد را فتح نموديم، ساكنان كردستان بر اين باور بودند كه ما توانايي دسترسي به مرزهاي تركيه و ايجاد تغييرات مقتضي را داريم. عشاير كرد نيز فرصت را براي اثبات هويت ملي و دستيابي به حكم خودگرداني مناسب ميديدند...
Fo 371/3407 (XCA/3785) (From Civil Commissioner, Baghdad, To India office) Dated 7th December 1917
كنگر دواير رسمي بريتانيا دربارهي خاورميانه
در سند شماره (371) (4198) (07115) راجع به مسائل مطروحه در كنگره سپتامبر 1919 در مورد كردستان آمده است:
در نشست بيست و نهم كنگره دواير رسمي بريتانيا در خاورميانه در مورد كردستان، مطالب ذيل به بحث گذارده شد:
نخست: بموجب پيمان دو جانبه حكومت بريتانيا و فرانسه، نيروهاي بريتانيا ملزم به بازگشت به پشت خطوط مورد توافق شدهاند كه از رودخانهي فرات به طرف راست و به سوي «خاپورسو» و «جوغجوغ سو» تا درهي «عراد» و از آنجا به سوي رودخانه «دجله» به طرف غرب تا جزيره ابنعمر و «تيل» امتداد دارند. (اين نخستين بار است كه در يكي از اسناد بريتانيا حدود مرزهاي كردستان، دقيقاً مشخص ميگردند - مترجم)
دوم: ميجر نوييل و كلنل بيل، خود را براي سفر به كردستان و بررسي وضع منطقه تحت كنترل بريتانيا آماده نمودهاند.
Fo 371/4198 (HM 07115), Secret, Inter Departmental Conferena on Middle Eeasteyn Affairs additional Note, Situation in Kurdistan, 1919
در ادامه اين سند آمده است:
مسأله نخست كه بايد در مورد آن به نتيجه قاطعي دست يافت، موضوعي است كه به عقبنشيني نيروهاي بريتانيا از خطوط مورد نظر ميانجامد. هنوز روشن نيست كه آيا با عقب نشيني نيروهاي بريتانيا از منطقه، حوزهي نفوذ فرانسه، نقاط خلأ را خواهد پوشاند؟... اگر چنين اتفاق بيفتد، آنگاه تمام تلاشها براي تأسيس يك دولت خودمختار كردي تحت قيمومت يك كشور اروپايي، عقيم خواهد ماند... پس بايد به اين نكته توجه كافي نمود كه لازم است حكومت بريتانيا با ارائه نقشي قدرتمندتر، اهميت بيشتري براي كردها و ارمنيها در غرب اين خط حائل قائل شود... اما نقش اصلي در اين ميان به عهدهي نمايندهي سامي در استانبول است، فرماندهي نظامي منطقه بينالنهرين و يا فرماندهي نيروهاي بريتانياي كبير در فرانسه؟
اگر كنگرهي صلح پاريس، در مورد آيندهي كردستان قطعنامهاي جامع به تصويب نرساند، آنگاه مشكل اصلي ما تعيين خط مشي سياسي بريتانيا در برخورد دوگانه با كردها و ارمنيهاست. در حال حاضر، بايد به اين سؤال پاسخ داد كه آيا بهتر نيست با تقديم ديدگاههاي مورد نظر به كنگرهي صلح پاريس، مقدمات تأمين خواستههاي بريتانيا را در منطقه فراهم آورد و پيشا پيش در اين راه گام برداشت؟... به احتمال فراوان، قيمومت بينالنهرين به بريتانيا واگذار خواهد شد... احتمال آنكه كنگرهي صلح با تعيين دقيق مرزها براي خود ايجاد دردسر نمايد نيز بسي ضعيف است، به همين خاطر پيشنهادهاي متفاوتي در مورد آينده مرزهاي بينالنهرين و كردستان ارائه شده است... در مورد خط آهن كركوك- كفري نيز اگر حكومت عليه بودجه لازم را در اختيار بگذارد، كار تأسيس آن، هر چه سريعتر آغاز خواهد شد. هدف اصلي در اين ميان نيز همانا موصل است نه دفاع از مناطق كردنشين، اگرچه گمان ميرود تأسيس راه آهن كفري- كركوك براي حكومت بريتانيا التزام عملي در دفاع از مناطق كردنشين ايجاد خواهد كرد.
تلگراف حاكم مدني «ويلسون» به وزارت خارجه (22 جولاي 1919)
در اين تلگراف آمده است:
طوايف مسيحي شرق در كردستان، ما را يگانه منجي خود ميپندارند، اما كردها تاكنون موضع بيطرفي اتخاذ كردهاند. برخي رهبران كرد مانند اسماعيل خان سمكو و سيد طه شمزيني كه با ميجرنوييل در ارتباطند، منتظر اشارهاي كوچك هستند تا به ما بپيوندند...
Fo 371/4149 (H 325) (107933), from Baghdod,
سند شماره (371) (4193) (169456) (3050)
در سند وزارت خارجه بريتانيا بتاريخ 10 ژانويه 1920 آمده است:
در نشست سوم كنگرهي دواير رسمي راجع به خاورميانه كه در 17 نوامبر 1919 برگزار شد و ميجرنوييل در جلسات آن حضور داشت مقدر شد حكومت بريتانيا به حضور خود در مناطق كردنشين پايان داده و از تأسيس خط آهن كركوك- كفري منصرف گردد...
Fo 371/4193 (169456) (3050) (XC/A/4008) (Confidentiol) Second Additiond Noteon the Situation in
مرزهاي پيشنهادي كلنل ويلسون براي كردستان
حاكم مدني بريتانيا ژنو 1919 در نامهاي خطاب به وزارت خارجه بريتانيا مرزهاي كردستان را بترتيب زير تعيين ميكند:
بدلايل اقتصادي و استراتژيك و بمنظور دستيابي به مسيري مناسب در كوهستان براي دولت عراق، بهتر است «سليمانيه»، «رانيه» و «كوي سنجاق» در حوزه اداري ولايت بينالنهرين قرار گيرند و «اربيل» متمم ايالت «موصل» شود. هنگامي كه در ششم ژوئن با بزرگان «اربيل» ملاقات نمودم. مشاراليهم نارضايتي شديد خود را از الحاق به كردستان ابراز داشتند. جداي از اينها «اربيل» در مسير خط آهن موصل- بغداد قرار ميگيرد... بنابراين بايد اربيل را چون «اكري» از حوزه اداري كردستان مستثني نمود. همچنين بايد «دهوك» و «زاخو» را در ايالت بينالنهرين قرار داد، اما «آميدي» نه ...
كلنل ويلسون بر تأسيس سرحد جغرافيايي- اقتصادي در كردستان پافشار ميكند
در سند شماره 3947/ 163477 مورخ 28 نوامبر 1919، كلنل ويلسون در تلگراف خود به وزارت خارجه بريتانيا بر تأسيس خط آهن «كفري- كركوك» تاكيد مينمايد:
... كاملاً در جريان هستيد كه خط آهن بغداد- موصل از منطقهاي بيآب و علف و بياباني عبور ميكند. جداي از منطقه حدفاصل بغداد- سامرا ، اين خط جهت آمد و شد ميان بغداد و «حلب»، تأسيس شده است. اكنون براي توسعه منطقه ، بهترين راه حل ، تأسيس خط آهني است كه از شهرهاي خانقين ، كفري ، كركوك- آلتون كهپري ، اربيل ، موصل گذر ميكند. از اين خط ، شاخهاي نيز بهسوي مسير سليمانيه- رانيه كشيده ميشود... اگر موصل جدا شود يا مرزهاي عراق در «زاب بزرگ» پايان پذيرد، ميتوان با امتداد اين خط آهن به سوي شمال، مسير تكريت به زاب كوچك و از آنجا به آلتون كوپري و رانيه را نيز كاملاً پوشش داد. بدينترتيب علاوه بر تسلط كافي بر كردها، ارمنيها نيز در دسترس ما قرار خواهند گرفت تا در زمان مقتضي به ياري ايشان بشتابيم. مسيري كه معرفي كردهام از اراضي بسيار حاصلخيز كردستان عبور ميكند... همچنين ميتوان اين خط را به سوي شمال شرق نيز امتداد داد... تأسيس اين خط آهن به شيوهاي خودكار كردستان، ارمنستان و شمال غرب ايران را در تيررس كامل ما قرار خواهد داد... از ديدگاه من، تأسيس اين خط آهن آنچنان اهميت دارد كه جهت وصل به آن، حتي ميتوان فعلاً از تأسيس خط آهن خانقين- كرمانشاه چشم پوشيد... اگر زاب كوچك بعنوان سرحد مرزي شناخته شود، اهميت اين خط آهن، باز هم افزون خواهد شد... براي آنكه منطقهي سليمانيه نيز بعنوان يك مركز كردنشين ثبات پيدا كند، تأسيس جاده اتومبيلرو از خانقين و در امتداد رودخانهي سيروان- دياله به سوي دشت شهرزور و سليمانيه بسيار بصرفه است. در اهميت تأسيس اين جاده همان بس كه پيش از جنگ امپراتوري عثماني از قبل خريد توتون، و دادوستد احشام سالانه مبلغي حدود 000/100 ليره بجيب ميزد...
تأكيد چندبارهي ميجر نوييل دربارهي تهديدات تركها عليه كردها و ارمنيان
در سند شماره 168038 مورخ 19 دسامبر 1919، گزارش ميجرنوييل به شرح ذيل ثبت شده است:
تركها براي تداوم سلطهي خود بر مناطق شرقي، بهترين ابزار را در ايجاد اختلاف و تعميق آن ميان كردها و ارمنيها ميدانند... كردها و ارمنيان اگر دست در دست يكديگر متحد شوند، خواهند توانست تركها را از سرزمين خود بيرون برانند... تركها با استفاده از ابزار مذهب و تبليغ آيين مشترك، كردهاي خوش باور را فريب داده آنها را عليه ارمنيها ميشورانند... در اين ميان بسياري از كردهاي روشنفكر و تحصيل كرده كه با اين خدعه دشمن ترك آشنايند، از سرزمين آبا و اجدادي رانده شدهاند تا نتوانند با تنوير افكار عمومي كردها توطئه تركها را عقيم گذارند... با وجود سياست بازيهاي عثماني، كردها در وجود خود مضومت شديدي نسبت به تركها احساس مي كنند و اين مهمترين جنبه از نتايج سفر من در طول چهار ماه گذشته بوده است...
سند شماره 168763
اين سند كه در تاريخ 8 ژانويه 1920 ثبت شده است نامه نماينده سامي بريتانيا در استانبول خطاب به وزارت امور خارجه بريتانيا است:
مقامات ترك تلگرافهاي بسياري از عشاير كرد دريافت كردهاند بدين مضمون كه كردها تمايلي به جدايي از تركيه ندارند... سران ترك تلاش بسيار بخرج دادهاند تا با ادعاي مزدوري جدايي طلبان كرد و وابستگي آنها به بريتانيا افكار عمومي كردها را نسبت به آنها خدشهدار كنند...
بريتانيا و ايجاد ارتباط با كردها
در سند شماره (371) (3407) (10115) وزارت خارجه بريتانيا با عنوان «روابط بريتانيا با عشاير جنوب كردستان» آمده است:
پيش از آنكه به بحث در مورد عشاير كرد ساكن جنوب «زاب كوچك» بپردازيم، بهتر است نگاهي كلي به تاريخ عشايري بيفكنيم كه تا تابستان 1914 تحت سلطه امپراتوري عثماني بودند... با آغاز سال 1908، تصويب قوانين جديد و قدرت يافتن «اتحاد و ترقي»، نارضايي عمومي ملتهاي تحت سلطه امپراتوري عثماني، به جرقههاي اوليه نابودي امپراتوري وحشت تبديل شد. تشديد نارضاييها در بغداد، شكوههاي دائمي كردها و قيام سالار الدوله در سالهاي 1913-1911، حكومت ترك را به اتخاذ تدابير شديد عليه مليتهاي غير ترك وا داشت.
نيرومندترين عشاير كرد ساكن جنوب زاب كوچك، عشاير «ههمهوهند» و «جاف» بودند. عشيرت «ههمهوهند» ساكنان اطراف سليمانيه و عشيرت «جاف»، اقوام كوچرو اطراف سيروان (دياله) از «صالحيه- كفري» تا مريوان بودند. جداي از اين دو عشيرت، «باجهلاني»ها را هم ميتوان يك نژاد سياسي ساكن منطقه نام برد. «باجهلاني»ها بخشي در ايران و بخشي در تركيه زندگي ميكنند. بخشي تركيه نشين اين عشيرت در «خانقين» و متمايل به «مصطفي پاشا باجلاني» هستند... تركهاي جوان از همان آغاز كار با اتخاذ موضعي غير اصولي عليه «شيخ سعيد حفيد قرهداغي» كه از بزرگان سليمانيه و سادات برزنجي بود، عشيرت «ههمهوهند» را به دشمني با خود برانگيختند. شيخ سعيد در ژانويه 1909 در حركتي مشكوك و در شرايطي كه دوران تبعيد را ميگذراند در شهر موصل كشته شد. قيام عشيرت «ههمهوهند» در واكنش به مرگ رهبر آييني، منجر به تعدي آنها به روستاهاي تركنشين شمالي شد كه تا سال1910 ادامه يافت. وساطت والي بغداد در اين سال و پذيرش شرايط از سوي تركها، «ههمهوهند» را آرام كرد اما پشتگوش انداختن درخواستهاي «ههمهوهند» از سوي «ناظم پاشا» آتش قيام را مجدداً شعلهور نمود كه اين يكي تا سال 1912 ادامه پيدا كرد. سياست تركها در تشكيل پاسداران مرزي كه سپاهياني شبيه سپاه حميديه بودند، اوضاع منطقه را موقتاً آرام نمود... با آغاز جنگ جهاني اول، «ههمهوهند» بار ديگر عليه عثماني قيام كرد.
در مورد عشيرت «جاف» نيز بايد گفت مقامات دولت عثماني در سال 1910 ماليات سنگيني بر اين عشيرت وضع نمودند. چنين وضعيتي- يعني پرداخت ماليات به دولت- كه در تاريخ عشيرت جاف سابقه نداشت، به سرپيچي ايشان انجاميد. تركها با خدعهچيني، «محمود پاشا بگزاده» را به موصل فراخوانده و او را بازداشت نمودند. «بگزاده» بمدت يكسال در زندان بسر برد اما ضعف مفرط امپراتوري عثماني و گسترش دامنه نارضايي «جاف»، مقامات ترك را ناگزير از آزادي او كرد. «مصطفي پاشا باجلاني» نيز هيچگاه ميانه خوبي با عثماني نداشت. او مدتي در استانبول، عمر به تبعيد گذراند و در سال 1912 نيز چند ماهي در بغداد زنداني شد.
با آغاز جنگ، كردها كه از سالهاي ستم عثماني، ماليات سنگين و تحقير بزرگان آييني خود توسط تركها به تنگ آمده بودند، فرصت را براي رهايي مغتنم شمردند و سر به قيام برداشتند... تركها نيز براي خنثي نمودن تهديد كردها ابتدا سپاهي غيرنظامي موسوم به «شعوبيه» از كردها تأسيس نمودند، اما اين حربه نيز موثر نيفتاد... از آن زمان تاكنون، كردها حتي يك گلوله به سوي ما شليك نكردهاند... دليل اصلي خنثي شدن توطئه تركها در برانگيختن دشمني كردها با بريتانيا فتواي مجتهدين كرد در مورد ترك خصومت كردها با نظاميان بريتانيا و اعلان تركيه- دشمن ديرينه كردها- بعنوان آغازگر جنگ است...
روسها نيز بعنوان نيروي چهارم، اگرچه ابتدائاً انتظار ميرفت با استقبال كردها روبرو نكردند، اما سالهاي طولاني ستم عثماني، كردها را به حمايت از روسها تحريض كرد...
در بهار 1914 عشاير «ههمهوهند»، «دزهيي» و «جاف» ابتدا به ياري روسها برخاستند اما بمحض آنكه شايع شد روسها با اشغال هر منطقه، مشكلات بسياري از نظر تأمين تداركات براي ساكنان فراهم ميآوردند، اين عشاير از ادامه همكاري سرباز زدند. تعدي به مردم رواندز در سالهاي 1916-1915 و غارت خانقين در 1916 از سوي نيروهاي روس صحت اين شايعات را تأييد نمود...
هنگامي كه نيروهاي ما در مارس1917 وارد بغداد شدند، كردها با اطمينان خاطر از ادامه فتوحات ما تا مرزهاي تركيه و امكان اعطاي خودمختاري از سوي متفقين، راه را براي پيشروي نيروهاي ما باز و از اعطاي كمك به تركها بويژه در محورهاي عملياتي «صلاحيه- كفري» خودداري كردند.
در آوريل 1917 پس از ملاقات با سران روس در قصر شيرين، ادارهي امور خانقين به «مصطفي پاشا باجلاني» سپرده شد هنگامي كه تهديد تجاوز روسها به مناطق كردنشين جدي شد، فرمانده افسران سياسي سپاه «D» در 21 مارس پيشنهاد كرد خط حائل نيروهاي بريتانيا- روسيه از شهرك «بدره» سبوي «مندلي» و از آنجا به سوي «قزل رباط» در امتداد «حمرين» تا «شريميه» كشيده شود... اين پيشنهاد بدليل آنكه مفاد پيمان همكاري روسيه- بريتانيا- فرانسه را زير پا ميگذارد، رد شد. تنها قرار شد اداره مناطق اشغالي جنوب زاب كوچك به افسران سياسي سپاه «D» سپرده شود...
لازم به ذكر است كه تصميمات فوفالذكر تا 16 مي به اطلاع فرماندهان جز نرسيده بود، بهمين خاطر ماجراي غارت خانقين از سوي روسها بوقوع پيوست. روسها اين شهر را در ماه آوريل اشغال كرده بودند...
آرنولد توينبي و پيشنهادات او در مورد آينده كردستان
آرنولد توينبي در تاريخ 27/1/1919 مينويسد:
ما پيشنهاد ميكنيم حقوق زير به كردها اعطا شود:
1- اتحاد كنفدرالي آزاد براي جنوب كردستان
2- برسميت شناختن حقوق كردها و كليه اقليتها در ارمنستان جديد (كشوري كه قرار است بزودي تأسيس شود) توينبي در ادامه ميگويد: از ديدگاه جغرافيايي، محال است بتوان دولتي تأسيس كرد كه همه كردها را در بر گيرد، چون در اين حالت، دولت كردي مورد بحث، شامل اقليتهاي ملي ديگر نيز خواهد بود از يكسو و از سوي ديگر اسباب برهم زدن آشتي اقليمي براي ايران خواهد بود.
Fo 371/608 (11/289) (11446) (784) Peace Congress
هيأت «كميته كردستان» درخواستهاي خود را طرح ميكند
نامه مورخ 5/1/1919 نماينده سامي «آدميرال كالسورب» كه در سند شماره 608 وزارت امور خارجه بريتانيا ثبت شده است بشرح ذيل ميباشد:
بازگشت به تلگراف شماره37 مورخ 5 ژانويه... مفتخرم نسخهاي از يادداشت كميته كردستان را كه اخيراً در «استانبول» و برياست «شيخ عبدالقادر» بزرگ خاندان شمديني تشكيل شده است به ضميمه تقديم نمايم... هيأت مذكور از سوي «مستر رايان» رسماً مورد استقبال قرار گرفت... رايان متعهد شده بود درخواستهاي كميته را به لندن منعكس نمايد اما خود از هر گونه اظهار نظري خودداري كرده بود... هيأت بر اكثريت كردنشين مناطق شرقي تركيه تأكيد ميكرد و اعضاي آن از انعقاد يك پيمان بينالمللي بسود كردها اظهار ترديد مي كردند... اعضاي هيأت مصراً بر روابط خوب كردها و ارمنيان پافشاري و اختلافات كوچك را نتيجه خدعهچيني و سياست تفرقهآميز تركها ميدانستند. آنها همچنين به روابط مناسب و درخور توجه خود با سنطوريها اشاره نمودند آنها حتي فردي نصراني بنام «عبدالاحد داوود» را بعنوان مترجم به همراه آورده بودند كه مطالب را يادداشت مينمود اما نماينده سامي در اينكه نامبرده نماينده واقعي آسوريها و كلدانيها باشد، مردد است... يادداشت هيأت مذكور در تعيين مناطق خودمختار شفاف نبود و تنها به شهرهاي با اكثريت كردنشين اشاره شده است. در يادداشت هيأت مذكور همچنين به مناطق مرزي غرب ايران تا ايالت لرستان در جنوب به عنوان بخشي از مناطق مورد نظر اشاره رفته است... هيأت، تعيين خطوط مرزي را بعهده كنگره صلح پاريس نهاده است... آنها همچنين درخواست خود را براي اعزام هيأت نمايندگي كرد به پاريس در يادداشت آوردهاند...
مسئوول بريتانيايي در ادامه ميگويد:
كردها يك نژاد مستقل هستند و نبايد از خواستهاي بحق آنها گذشت. ما بايد سرانجام راه حلي قطعي براي كردستان و ارمنستان بيابيم. اهميت ندادن به آينده كردستان و ارمنستان، مشكلات بسياري براي آينده منطقه ايجاد خواهد كرد... كردها از جمعيت اتحاد و ترقي و فريبي كه بر آنها اعمال نمود، سخت ناراحت بودند. يكي از آنها با شاره به كتاب والي ترك در بغداد (جاويد پاشا) به 700 تن از كردهايي اشاره ميكند كه اجباراً براي جنگ با انگليسيها به بصره اعزام شدند.
Fo 371/608 (95) (3087) (feace Congress) (Politica) Turkey, December 1919
در يادداشت رهبر كردها نيز آمده است:
سران كرد، همواره تكيهگاه امن خلفا، شاهان و سلاطين اسلامي بودهاند، اما هر دو دولت عثماني و ايران، كردستان را تنها بخاطر منافع خود، ناعادلانه تجزيه نمودند.... اتحاد كرد با عثماني و ايران، همواره بخاطر رفع تهديد روسها از ممالك اسلامي بوده است، بهمين خاطر روسها كينهي بسياري از ملت كرد بدل دارند... اكنون كه با انقلاب اكتبر 1917، تهديد روسها دفع شده است، كردها قرباني مطامع همسايگان شدهاند... كردها اين قابليت را دارند كه سرنوشت خود را بدست خويشتن تعيين كنند...
در ادامه يادداشت مسوول بريتانيايي آمده است:
در ميان كردها روشنفكران قابلي وجود دارند... جمعيت كردها كمتر از5 ميليون نفر نيست... آنها از بريتانيا ميخواهند براي تأسيس سرزميني مستقل به ياريشان بشتابد.
امضا كنندگان اين يادداشت عبارتند از:
شيخ عبدالقادر شمديناني رئيس
امير بدرخان زاده معاون
شيخ عبيدالله سيد طاهر
مصطفي پاشا بابانزاده
عبدالاحد داوود مترجم (كلداني)
ملا سعيد
ملا علي رضا
موضع بريتانيا در مورد شيخ عبدالقادر و خاندان بدرخانيان
در سند شماره (608) (95) (8307) كنگره صلح تركيه و خاورميانه مورخ 25 آوريل 1919 به غير قابل اعتماد بودن شيخ عبدالقادر و كميتهي كردستان اشاره شده است. در ادامه اين سند، «كالسورب» ضمن بياساس خواندن وابستگي شيخ عبدالقادر به تركها ميگويد:
هيچ سندي در مورد وابستگي شيخ عبدالقادر و خانواده بدرخانيان به تركيه وجود ندارد. تمام تلاش آنها قانع نمودن بريتانيا به درخواستهاي كميته است. اما در مورد سليمان نظيف والي موصل بايد بگويم نامبرده مطلقاً جاسوس و وابستهي تركهاست...
به گمان من «عبدالله جودت» با همان كشتي كه «شيخ عبدالقادر» در آن سفر ميكند، به پاريس خواهد رفت... به باور من كردهاي درسيم- كه شيعه هستند- در كنار ديگر كردها بدنبال تحقق آرمانهاي ملي هستند...
سند شماره 564/1289
در اين سند كه در مورخ 20 آوريل 1919 توسط نماينده سامي بريتانيا در استانبول ارسال شده است
آمده است:
بازگشت به تلگراف نماينده سامي شماره11 مورخ5 ژانويه بعرض مي رساند:
سه نسخه از يادداشت كميتهي كردستان به ضميمه تقديم ميشود.
در اين نامه همچنين آمده است:
(شمارهي1 نوشته نشده است)
2- نسخهاي از يادداشت فوق براي شريف پاشا در پاريس ارسال شود.
3- آدميرال وايپ با استقبال از هيأت كردي، آنها را بكار ميپذيرفت. سيد عبد القادر افندي رهبر كميتهي كردستان هم اكنون رياست كابينه دولت عثماني را نيز برعهده دارد، از اينرو گمان ميرود اين بار مسئلهي كردها صورت جديدتري به خود بگيرد.
4- آدميرال وايپ به كميتهي كردستان قول داد درخواستهاي ايشان را به لندن منتقل نمايد.
5- آدميرال وايپ از عبدالقادر افندي در مقام رئيس كميته كردستان و وزير كابينه عثماني خواسته است كردها را از واكنشهاي غيرطبيعي بازدارد.
6- اين ملاقات پيش از پخش شايعاتي بود كه عبدالقادر را در رهبري جمعيت تازه تأسيس كردهاي ضد بريتانيا در مظان اتهام قرار ميدهد.
7- آدميرال كالسورب هيچ يك از شايعات موجود را باور نميكند.
1- Drive, G.R Kurdistan and Kurds, Mun Carmel polestine, 1919
2- Fo 371/608 (95) (9991) (Peace Congress 1919) (
عشاير كرد و شكايت 6 مارس 1919
اين سند، شكايت عشاير كرد از حكومت تركيه و درخواست تأسيس يك حكومت ملي براي كردهاست.
متن نامه بشرح زير است:
به جناب ژنرال ماك اندرو
سرزمين آبا و اجدادي پنج عشيرت كرد (كيتكانلي)، (بيجانلي)، (شيخانلي)، (آلون) و (اومرات) هنوز هم تحت سلطهي تركها هستند. امضا كنندگان نامه ذيل به نمايندگي از عشاير خود از دولت عليه انگليس ميخواهند با بيرون راندن افسران ترك، حكومتي ملي براي كردها تأسيس نمايند.
رهبر كيتكانلي- بصراوي
رهبر بيجانلي- محمد پسر عبدي
رهبر شيخانلي- شيخ نول
رهبر آلون- حاجي مصطفي
رهبر اومرات- حسن
Fo 371/608 (9382) May 8 th 1919
Ibid (4403) Cherif Political officer 6th, May 1919
مقامات بريتانيا فاقد آگاهي كافي در مورد شخصيتهاي برجسته كردستان هستند
گزارش كاپيتان ميلز به فرماندهي كل بريتانيا در تاريخ9 آوريل1919 آمده است:
گزارش حاضر، مجموعه اطلاعات جمعآوري شده راجع به رهبران نهضت ملي كرد است كه به صورت خلاصه تقديم ميگردد.
اعضاي كميتهي كرد در استانبول:
شيخ عبدالقادر شمديناني
امين عالي بدرخان
سليمان نظيف
دكتر عبدالله جودت
1- شيخ عبدالقادر: عموي سيد طه نهري است... دوران تبعيد وي در دمشق40 سال به طول انجاميده است (اين مدت4 سال بوده است نه 40 سال- م). او هم اكنون عضو و رهبر كميتهي معمرين است.
2- امين عالي بدرخان: اطلاعات چنداني در مورد او بدست نيامده است... او از خاندان قدرتمند حريم جزيره است... اعضاي اين خاندان20 سال پيش به استانبول تبعيد شدند...
3- سليمان نظيف: پيش از اين، والي موصل بوده و متهم به افراط بسيار در امور اجرائي است... هماكنون در استانبول زندگي ميكند و از نويسندگان روزنامه «الحادثه» است.
پيش از آغاز جنگ دو حزب «يهكيتي» و «پيكهوه بوون» در «ماردين» و «دياربكر» فعاليت ميكردند. «يهكيتي» متأثر از «اتحاد و ترقي» و «پيكهوه بوون» يك نيروي اپوريسيون بود. از آغاز نهضت، «يهكيتي» نقش موثري برعهده گرفته و از مجموعه اشخاص متنفذ تشكيل ميشود. در اينجا به ذكر اسامي برخي از آنها ميپردازيم:
در دياربكر: مصطفي بگ، زلفي بگ، عادل بگ، شرف بن آلمه، حقي افندي بگ، دكتر جودت، مسلم محمد
در ماردين: قادر بگ، حاجي عبدالرحمان، آلتواس (رئيس شهرباني- متوفي)، نصيبين (متوفي)، قادر بگ (دوباره آمده است).
زلفي بگ و عادل بگ برادرند دكتر جودت يكي از دوستان والي پيشين است. هنگامي كه درصدد بازداشت او برآمديم، خود را كشت... مسلم محمد، اهل موصل است و بدليل تنگ دستي به ديار بكر رفته است... او هم اكنون مردي ثروتمند است... رهبران كرد بدليل تنفر از يكديگر، هيچگاه نتوانستهاند به موضعي واحد دست پيدا كنند مگر در مواردي بسيار استثنائي...
هم اكنون رئيس عشيرت «هافيركي»، «علي باتي» و زعيم عشيرت «شرناخ»، «عبدالرحمان» رهبران اصلي قيام هستند... در10 مارس يكي از با نفوذترين ساكنان «مديات» بنام «ع-ق» به سران عشاير «هافيركي، شرناخ و صلاحيه» پيشنهاد كرد با هدف تشكيل جبههاي واحد كنگرهاي در «مديات» تشكيل دهند (عشيرت صلاحيه مركب از400 سوار مسلح هستند كه در حدفاصل جزيره و مديات سكونت دارند) هر سه رئيس عشيرت يعني علي باتي، عبدالرحمان و رمضان، اخيراً كنفدراسيوني غيره متحد تشكيل دادهاند (!!!)... اطلاعات ما در مورد اهالي شهر «سيفريك» ناقص است عشيرت بالا دست در اين شهر،«قراكيت»ها هستند كه دوازده هزار سوار مسلح دارند... رهبر آنها «عبدالقادر آدرغ» با اسماعيل پسر ابراهيم در اواسط ماه فوريه در دياربكر بازداشت و هم اكنون نيز در آنجا بسر ميبرند... در همان شهر، مردي به نام «قصاب شيخو» حكمدار عشيرت كرد است. نام برده چنين وانمود ميكند روساي ساير عشاير با او همراهند... جداي از اينها دو عشيرت «بوجاق» و «هوشين» نيز در شهر «سيفريك» ساكناند. اين سه عشيرت در عين قرابت، رابطهي نزديكي با عشيرت «ميللي» نيز دارند. «قساب شيخو» كه در هنگام جنگ، افسر نيروي ميلشيا بوده بسيار ثروتمند است.
Pro (AIR) (20-721) (5132) (B.A.J Millos to G.H.Q.I) 9 th April, 1919
نماينده سامي بر اين باور است كه راه حل مسألهي كردها نظامي نيست
نماينده سامي بريتانيا «آدميرال كالسورب» در نامهاي به فرماندهي نظاميان بريتانيا و مصر ديدگاههاي خود را در مورد راه حلهاي موجود براي مسألهي كردها طرح نمود:
استانبول... 2 مي 1919
بازگشت به تلگرافهاي شمارهي674 و 715 مورخ26 آوريل1919 از دايرهي سياسي به ژنرال فرماندهي نيروهاي بريتانيا در مصر
گزارش هاي موجود حكايت از آن دارند كه وضعيت ناهموار كردستان تنها مستعد راه حلهاي سياسي است و تحركات نظامي تحت هيچ شرايطي به مصلحت نخواهد بود... در شرايط كنوني، حكومت عليه بريتانيا سه راه پيشرو دارد:
1- بياعتانائي به رويدادهائي كه در خارج از مناطق اشغالي به وقوع ميپيوندند و عدم پذيرش مسئوليت در قبال آنها
2- استفاده از حكومت تركيه و هدايت آن در مسيرهاي مورد تأيد زير نظر بريتانيا
3- استفاده از كردهائي كه مايل به همكاري با ما هستند
پيشنهادهاي اول و دوم با دو بازتاب متفاوت روبرو خواهند گشت... نخست حيات مسيحيان منطقه با تهديد مواجه خواهد شد... دوم رويدادهاي خارج از منطقه تحت نفوذ ما بر مناطق اشغالي حكومت عليه تأثير خواهند گذارد...
به هر حال، افق چندان روشني در برابر ما وجود ندارد بويژه در مورد انتخاب راه حل دوم.
اما در مورد راه حل سوم، من در اينجا توجه شما را به گزارش ميجرنوييل جلب نمايم... در وضعيت كنوني نبايد كردها را به چشم گذشته نگريست... از ديدگاه من ايجاد ارتباط با عبدالقادر يا پسرش و يا يكي از بدرخانيان در مصر بسيار مفيد خواهد بود... در اين مورد، ابتدا بايد موضع خود را در مورد آينده اداري كردستان براي زعماي كرد روشن و به آنها بفهمانيم بريتانيا هيچ تمايلي به حضور دائمي در كردستان ندارد... خانه كردهاي استانبول، مقرر نموده نمايندگاني جهت مذاكره با رؤساي عشاير به مناطق كردنشين اعزام نمايد... كردها علاقهي بسياري به جدائي از تركيه دارند اما بيم قدرت گرفتن ارمنيها ايشان را دچار ترديد مينمايد خواهشمندم پس از بررسي راههاي موجود، ما را در جريان قرار دهيم... چند نسخه از اين نامه را براي وزارت خارجه بريتانيا، والي مصرو... ارسال نمودهام.
Pro Fo 608/95/68701/ME/44 Admiral Calthorp.
«كلنل ويلسون» از آمادگي خود براي حل مساله كردها ميگويد
قائم مقام حاكم مدني بريتانيا «كلنل ويلسون» در واكنش به پيشنهادات نماينده سامي بريتانيا در استانبول، تلگرافهائي بعنوان وزارت خارجه ارسال نمود... در اين دو تلگراف، مطالبي چند راجع به ملاقات با «شيخ طه نهري» آمده است... نامهي نخست ويلسون در سند شماره (608) (95) (11315) مورخ 2 مي 1919 وزارت خارجه ثبت شده است:
(5353) اين نامه در پاسخ به نامهي مورخ2 مي نماينده سامي در استانبول نگاشته ميشود... از هنگامي كه مراجعت نمودهام... فرصت چنداني نداشتم... او در استانبول بسر ميبرد... پس از بررسي گزارشهاي ميجرنوييل و گفتگوهاي بسيار با شيخ طه نهري... (اين سند، به همين صورت آمده است او جملات آن بصورت مقطع و پراكنده نوشته شده است- مترجم)
من با پيشنهادات نماينده سامي در استانبول موافقم... عبدالقادر دور زماني از كردستان دور بوده است... روابط عبدالقادر با شيخ طاهر نهري به قدري نامناسب است كه در برگيرندهي منافعي براي ما نيست... بهتر است از نامبرده در استانبول استفاده شود. اما بدرخانيان در مقطع كنوني واجد پتانسيلهاي مناسبي هستند. پيشنهاد ميكنم با دو برادر (جلادت بدرخان و كامران بدرخان كه در معيت نوييل از استانبول به حلب رفتند- مترجم) و همچنين «احمد ثريا» پيوندهاي ويژه برقرار كنيم... بعداً با يكديگر به غرب كردستان عزيمت نمايند... مذاكرات صلح پاريس نيز چنين اجازهاي به ما ميدهند...
من نيز با عملي شدن پيشنهاد سوم مندرج در تلگرام مورخ 1 مي نماينده سامي موافقم... بدون آنكه قيموميت بريتانيا بر مناطق كردنشين اطراف موصل را بپذيريم... تا بدانيم اوضاع آينده به كدام سو ميروند... بنابراين لازم است راهحلي اساسي براي مسأله كرد پيدا شود... بنابراين من خواستار قدرت اجرايي بيشتري در اين مورد هستم... به جاي حكومت بريتانيا در كليه مناطق شرقي رود فرات، البته با موافقت ميجرنوييل و تحت نظر فرماندهي نيروهاي موصل و استانبول با همكاري مقامات ترك در منطقه و منطبق بر قطعنامههاي كنگره صلح...
Ibid, (11315) (
گفتگوي كلنل ويلسون با شيخ طه نهري
نامهي دوم كلنل ويلسون، متن گفتگوهاي ويلسون و شيخ طه نهري است كه در سند شماره (10827)(5554) مورخ 12 مي 1919 ثبت شده است... در اين نامه آمده است:
شيخ طه عموي عبدالقادر شمديناني و ششمين پسر شيخ عبيدا... نهري است كه در سالهاي 1880-1876 به ايران يورش برد... شيخ طه از شهرك «نهري» تركيه به بغداد آمد... افسران سياسي بريتانيا او را مردي متنفذ در مركز و شرق كردستان ميدانند...
شيخ طه گفت: هدف او از عزيمت به بغداد، گفتگو در مورد يك كردستان مستقل تحت قيموميت بريتانياست كه كردها در ايران را نيز شامل شود... به او گفتم نبايد در مورد كردها در ايران، هيچ انتظاري از دولت عليه داشت... او از اين مسأله بسيار ناراحت شد و گفت بدون حضور بريتانيا هم ما سرانجام به آرزوهاي خود خواهيم رسيد... به هر حال شيخ طه با پيشنهادات ما موافقت نمود و آمادگي خود را براي تأسيس يك نظام اداري منسجم آنگونه كه وزير هند پيشنهاد كرده است- اعلام كرد. شيخ طه در پايان راجع به چند موضوع، پيشنهاداتي طرح نمود.
1- مسأله عفو عمومي در مورد حوادث دوران جنگ
2- عدم حمايت يك طرفه از يكي از سران كرد و تأسيس چند قواره اتونومي يكسان
3- كردستان، تحت سلطه اقليتهاي ديني قرار نگيرد و مسيحيان منطقه مجدداًَ اسكان داده شوند.
4- حكومت بريتانيا چون يك دوست واقعي به ياري كردها بشتابد.
سند شماره 9382
سند شماره 9382 مورخ 7 مي 1919 با اشاره به تلگراف شماره 657 مورخ 2 مي پيشنهادات ديگري آمده است. مستر فوريي ب. آدم نيز در 8 مي با اشاره به اين سند ميگويد:
با در نظر گرفتن موارد زير ميتوان بر بسياري از موانع موجود در مورد مسأله كردستان غلبه كرد.
1- نام ديگري غير از «ارمنستان» بر دولت ارمني آينده گذارد.
2- در حالي كه شش ايالت تركيه در شرق، تحت قيموميت قرار گيرند، بايد آزاديهاي مدني و آييني براي تمام ساكنان و اقليتها فراهم آيد.
در ادامه اين نامه آمده است: مهمترين تهديد در آينده، جدايي ايالتهايي چون «دياربكر» است كه بيم سلطهي بيگانگان بر آنها ميرود. كردها با ابراز تمايل نسبت به جدايي از عثماني به اتحاد عقيدتي مناسبي ديت يافتهاند... جمعيت اتحاد و ترقي نيز تبليغات سنگيني به راه انداخته است در پايان نامه آمده است:
خواهشمندم در اين مورد راهنماييهاي لازم به عمل آوريد...
كردستان و كرد
در اسناد محرمانه ي بريتانيا(3)
روابط كردها و ارمنيها
در سند شمارهي 20747 مورخ 20 نوامبر 1919 نامه هيأت مشترك كرد و ارمني خطاب به كنگره صلح پاريس ثبت شده است:
پاريس، 20 نوامبر 1919
جناب رئيس
خرسنديم از اينكه نوانستهايم خلاصهاي از يادداشت نمايندگان كرد و ارمني به عنوان كنگره پاريس را تقديم كنيم. جنابعالي ملاحظه ميفرماييد كه عليرغم تبليغات مسموم دشمنان، كردها و ارمنيها پيمان صلحي امضاء كردهاند تا در كنار يكديگر اهداف ملي خود را به آينده رهنمون شوند. احترامهاي گرم ما را بپذيريد.
رئيس هيأت كردي
رئيس هيأت ملي ارمني
بوغوس نوبار
به كنگره آشتي
شريف
هيأت متحد ارمني 12 خيابان ويلسون پاريس
هيأت متحد ارمني 12 خيابان ويلسون پاريس 20 نوامبر 1919
(در مورد عدم درج نام و آدرس شريف پاشا در سند، مورخين بر اين باورند كه مسائل امنيتي، عامل اين موضوع بوده است. مترجم)
متن قطعنامه كرد- ارمن
ما امضاء كنندگان زير نمايندگان خلق ارمني و كرد هستيم. مفتخريم با گاهي كنگره صلح برسانيم دو ملت براي دستيابي به رهايي و آزادي داراي مواضع مشترك هستند، بويژه در مورد رهايي ملت ارمني از سلطه عثماني. ما از كنگره ميخواهيم كه با تكيه بر مبناي ملي، كردها و ارمنيها را در تأسيس ارمنستان متحد و كردستان مستقل ياري نمايد.
نماينده كردستان بوغوس نوبا د. اوهانجانيان
شريف رئيس هيأت رئيس جمهور موقت ارمنستان
رياست هيأت كردي ملي ارمني
در كنگرهي صلح
Ibid, (10837) from political
Ibid, (20747) cherif pash and Boghos Nobar, November, 20 th, 1919
Ibid, (9382) (Turkeyme) (Situation in Kurdista) May 7 th 1919
نشست كلنل فرينج با بزرگان ملت كرد
سند شماره (5615) (389) (144-1124443) مورخ 5 آگوست 1919 نامه كلنل فرينج از قاهره به وزارت خارجه بريتانيا است.
كلنل فرينج ميگويد
عارف پاشا مارديني و احمد ثريا بگ درخاني كه نمايندگان ملت كرد هستند، ميهمان من بودند. «سيد كاملي پاشا» نيز ايشان را همراهي ميكرد. «عارف پاشا» از من خواست به آگاهي حكومت بريتانيا برسانم كه «كميته كرد» قاهره خواستار كمكهاي اداري كردها براي تأسيس قوارهاي كردي است.
آنها قيمومت بريتانيا را بر خود پذيرفتند... بنظر من اعمال چنين قيمومتي بصورت محدود، مناسب است... اما كردها براي تأسيس اين كردستان خودمختار، بسيار عجله دارند... «عارف پاشا» با قيموميت موافق نبود و ادعا ميكرد كردها غير از بريتانيا به هيچ قدرت ديگري اجازه دخالت در امور كردستان را نخواهند داد... كردها موافق حضور ارمنيها در دولت آينده كردي هستند. از نظر ما ارمنيها دوستان خوب ملت كرد هستند... اتحاد تمام عشاير كرد با يكديگر دشوار است...
من گفتم خواستهاي ايشان را به اطلاع دولت بريتانيا خواهم رساند... هيچ تعهدي به نمايندگان كرد ندارم... من تنها شنونده بودم و گاهي سئوال ميكردم. «احمد ثريا بدرخان» در تدارك سفر به استانبول است. خوشحال خواهم شد اگر مانعي در راه سفر او ايجاد ننماييد. عارف پاشا نيز پس از بازگشت «ثريا» به «ماردين» سفر خواهد كرد.
Ibid, (5615) (112443) Me 44 A (Political Colonel French -
نارضايي برخي سران كرد از شايعه الحاق كردستان به ارمنستان
در تلگراف بزرگان كرد در سند شماره 12551 مورخ 13 ژوئن 1919 ثبت شده است. اين سند همچنين حاوي نسخهاي از نامهي نمايندهي سامي «آدميرال وايپ» به شماره 824 مورخ 22 مي و دو تلگراف صدراعظم بتاريخ 18 آوريل و25 همان ماه است:
تلگراف بزرگان ارز روم
با تذسف فراوان، نارضايي شديد خود را نسبت به الحاق كردستان به ارمنستان اعلام ميدهد. الحاق منطقهاي كه 97% آن مسلمان هستند به سرزميني غير مسلمان، خلاف واقعيات سياسي است. بنابراين ما ترجيح ميدهيم در كنار امپراتوري عثماني به حيات خود ادامه دهيم...
امضا كنندگان
مينازاده مصطفي، اسماعيل بگزاده محمد محمود، كوچك آقازاده خليل، قادر زاده محمد نوري ازكيفي، شيخ زاده محمد بهجت، عزيززاده حاجي احمد، آلبيق زاده علي، مرفيس زاده قهرمان صبري، رئيس شهرباني حسني، اولاج زاده فهمي، لال زاده محمد، زازهجي زاده سليمان، حاجي حافظ شاكر، رشيد بگ احمد، محمدتورسون، هوپزاده حسيني، حاجي رسول آقا محمد علي، خليل حسين حلمي، يباب احمد كمال، صبري سعدا...، حاجي احمد اسماعيل، حقي مصطفي تلگراف «دياربكر» به صدراعظم نيز در سند شماره
(5373) ثبت شده است:
از زمان اعطاي حق تعيين سرنوشت به خلقها، ما ساكنان درياربكر و اطراف به اتحاد خود با امپراتوري عثماني افتخار ميكنيم. ما در مورد آيندهي خود بسيار نگرانيم. جداي از عشاير كرد كه تاكنون سرشمار نشدهاند، شمار ساكنان ترك و كرد مسلمان 5889990 نفر در ازاء 33649 غيرمسلمان است... كنگره صلح پاريس الزاماً بايد تمام ملل را به يكسان بنگرد. اكثريت را تحت سلطه اقليت درآوردن، هيچگاه مسأله كردستان را حل نخواهد كرد... صلح مورد نظر كنگره هرگز پايدار نخواهد بود... خواهشمند است در خواست ما را براي باقي مانندن در كنار امپراتوري عثماني به اطلاع كنگره برسانيد...
امضا كنندگان
نماينده شيوخ: زكي، عبدالقادر، عمر
نماينده علما: محمد كامل، سيف ا...، عبدالعزيز خالصي، عبدالرحمن، محمود
نماينده اشراف: رافي، سعيد، حقي، صبري، عارف، احمد، نيازي، اشرف، اسماعيل، فاهرا، عارفي، محمد، محمود، حميد...
نماينده سايرين: احمد، احمد شكري، توفيق، علي...
PRO (Fo/608) (12551) (Turker me) (12 th June, 1919).
وزير خارجه بريتانيا و كردستان
نامههاي شماره 12031 و 3127 و 177668 (خاورميانه/44) مواضع وزير خارجه بريتانيا در مورد مسأله كردستان است:
بازگشت به نامه مورخ 10 مي به شماره 69345/خاورميانه/44 وزير هند اطلاع داد «كلنل ويلسون» اراضي كردنشين را بطور دقيق مشخص ننموده است... اميدوارم در تحقيقات بعدي روشنتر به جزييات بپردازيد... مستر مونتاگيو نظرات ديگري دارند...
اما در مورد چگونگي برخورد با مسأله كردستان، هر اقدامي كه انجام شود، بايد موقتي باشد... مسترمونتاگيو پيشنهاد كرده است «لرد كرزن» با اعطاي اختيارات به «كلنل ويلسون»، او را در برخي تصميمگيريها آزاد بگذارد... اما در مورد برادران «بدرخانيان»، مونتاگيو نظر خاصي ندارد و تنها به استناد سخنان ويلسون، نقش مثبتي براي آنها قائل است... «لرد كرزن»، مانعي بر سرراه اقدامات ديپلماتيك احساس نميكند...
بدنبال اين نامه، نامه ديگري با عنوان C.U.A و به شماره 12331/11386/29 مي 1919 به ثبت رسيده است:
نامه شماره 3588 مورخ 22 مي 1919 جنابعالي در مورد كردستان دريافت شد...
«لرد كرزن» موافق است. به جهت اهميت تعيين منطقه جغرافيايي با اكثريت كردنشين، لازم است هر چه سريعتر پيشنهادهاي «مستر مونتاگيو» عملي شوند... «كرزن» بر اين باور است كه راهنمايي «ويلسون» در مقطع كنوني، بسيار موثر خواهد بود... «ويلسون» ملزم به همكاري با نماينده سامي بريتانيا در استانبول بوده بدون موافقت وي هيچ اقدامي انجام ندهد... اقدامات انجام شده در هر مرحله نيز بايد به اطلاع فرمانده نظاميان بريتانيا در مصر برسد...
1- Ibid, 12031/3172/1776 861, me 44/India office white hall, 22 th may,1919 immediater
2- S.W.1/ 12331/ 11386/ 29 th May. 1919
3- 12175/ 1135, from Secretary of State to Civil Commissionev Baghdad, 5 th June 1919, Repeated To Viceroy, foreign dept, priority A
اعطاي اختيارات ويژه به «كلنل ويلسون» در مورد كردستان
در سند شماره 12176/1135 مورخ5 ژوئن 1919 آمده است:
بازگشت به تلگراف شماره 5352 مورخ 2 مي... به شما در مورد مسائل كردستان، اختيارات ويژه داده شده است مشروط برآنكه با نماينده سامي در استانبول مشورت و فرماندهي مصر را نيز در جريان اقدامات انجام شده قرار دهيد... تعيين مناطق با اكثريت كردنشين، حائز اهميت فراوان است... اطفاً تلگراف مورخ 21 مي را بدقت بررسي نموده اعلام فرماييد آيا باز هم با الحاق «دياربكر» و «اورفا» به عراق مخالفيد؟... در مورد بدرخانيان نيز تصميم نهايي بر عهده جنابعالي و نماينده سامي است.
در سند ديگري به شماره 13140 مورخ 13 ژوئن 1919 با عنوان «آينده ارمنستان و كردستان» آمده است:
1- بازگشت به تلگراف مورخ 5 ژوئن و21 مي
2- نقشه اتنوگرافي تركيه آسيايي كه وزارت جنگ به شماره 2901 چاپ نموده است، مناطق جغرافيايي با اكثريت كردنشين را مشخص كرده است. اين نقشه توسط جمعيت سلطنتي جغرافيا تهيه شده است.
3- در مرزهاي شرقي اين منطقه نيز اكثريت كردنشين كدگذاري شدهاند
4- مرزهاي جنوب را ميتوان از جنوب غربي كوه قنديل تا شماره (13-11) با مقياس 1=1000000 و از آنجا به ملتقاي عرض 37 و طول44 و عرض37 و طول43 امتداد داد.
5- به باور من مرز جنوبي حريم كردنشين، شمال جزيره ابنعمر و شمال نصيبين را درنورديده و از شمال «رأس العين» در امتداد عرض 37 به «بيره جك» خواهد رسيد، از آنجا بسوي شمال فرات رفته سپس مرز ايالت «خربوت» را به سوي «معموره عزيز»، «بتليس» و «وان» پشت سر خواهد گذارد. بدينترتيب، ارزنجان و ارزروم، خارج از اين محدوده قرار خواهند گرفت.
6- در اين محدوده كه ايالت «دياربكر» در »آن قراردارد، چند منطقه ارمنينشين وجود دارد كه جمعيت آنها بسيار اندك است. بنابراين، نميتوان امتيازي براي آنها قائل شد... اما در مورد ديگر مناطق ارمني، اي كاش ايالت متحده آمريكا، با حمايتهاي خود، موقعيت مناسبي براي رشد ساكنان ارمني ترابوزان و ارزروم ايجاد ميكرد... ادارهي اين دو ايالت براي اكثريت ارمني كار دشواري نيست...
7- كردستان در مقطع كنوني، متأثر از دو ديدگاه سياسي است... نخست حزبي كه بدنبال حل مساله كرد و طرفدار بريتانياست... حزب ديگر طرفدار تركها و دشمن مسيحيان است... هر يك از اين دو حزب، در صورت دريافت كمكهاي خارجي ميتوانند موازنه قدرت را بسود خود تغيير دهند... از اين دو حزب، تنها ميتوانيم يكي را انتخاب كنيم. اگر قرار باشد تركيه مجدداً بر منطقه تسلط يابد، آنگاه مسأله تشكيل دولت كرد و ارمني منتفي خواهد شد.
8- هر چند كردها اكثريت ساكنان منطقه را تشكيل ميدهند، هرچند بسيار شجاع و جنگاورند و هرچند احساسات مليگرايانه آنها بسيار قوي است، اما اختلافات دروني و عدم يكپارچگي بدليل وجود كوههاي سربفلك كشيده ويژگيهاي ذاتي آنها را بياثر مينمايد. تنها يك سيستم اداري بيگانه با مركزيت «بتليس» يا «وان» ميتواند هماهنگي لازم را در ميان كردها ايجاد نمايد...
كردها اگرچه راضي به حاكميت مسيحيان نيستند، اما در ميان تمام كشورهاي بيگانه تنها قائل به پذيرش قيمومت بريتانيا هستند... جمعآوري اطلاعات و صدور قطعنامههاي گوناگون تنها بمنظور دفع وقت، ديگر گره گشا نيست.
9- تمام پيشنهادات ارائه شده را ميتوان بترتيب زير خلاصه نمود:
دو ايالت «ترابوزان» و «ارزروم» يك دولت ارمني بوجود ميآورند كه تحت قيمومت آمريكا خواهد بود... چهارايالت «دياربكر»، «نلعزيرند»، «وان» و «بتليس» دولت كردي تحت حمايت بريتانيا را تشكيل خواهند داد... تنها راه حل جانشين بازگشت قدرت تركيه به منطقه با نظارت يك كشور اروپايي خواهد بود.
10- بارديگر تكرار ميكنم تداوم حضور ما در كردستان، مصلحت نيست...
11- پيشنهاد ميكنم روز20 ژوئن ديداري از «حلب» داشته باشم تا بتوانم ميجرنوييل را ملاقات كنم با ديدن او به ديدگاه جامعتري دست پيدا خواهم كرد.
12- مطالب مطروحهي فوق، خلاصه مسائل مربوط به كردستان بودند. پيشنهادهاي تازه در واقع، يعني پذيرش غيررسمي يك دولت كردي تحت حمايت بريتانياست و يگانه راه حل جايگزين، بازگشت اقتدار تركيه به منطقه است.
13140, Political officer,
June 1919, Future of
رهبر كميته كردستان، يكبار ديگر به ديدار نماينده سامي ميرود
رهبر كميته كردستان و رئيس ميني دولت عثماني، شيخ عبدالقادر شمديناني روز 12مي يكبارديگر با نماينده سامي رفت:
«دولت بريتانيا حكومت عثماني را براي بازگشت صدها هزار تن از كردهاي تبعيدي و آواره دوران جنگ تحت فشار قرار دهد»
12468/3836 Turker,
گزارش ميجرنوييل در مورد ايالت دياربكر
متن نامه «كلنل ويلسون» به شرح زير است:
بازگشت به تلگراف مورخ11 مي، ميجرنوييل گزارش خود در مورد ايالت دياربكر را تكميل و تا15 ژوئن در حلب خواهد بود...
چند نسخه از اين گزارش براي ادارات مربوطه بريتانيا در خاورميانه ارسال شده و اهميت تحقيقي بسياري دارد، از اين رو بايد بعنوان زيربناي سياستگزاري بريتانيا در آينده منطقه مورد استفاده قرار گيرد... نوييل پيشنهاد ميكند مقام ديگري جانشين او شود تا بتواند تحقيقات خود را در ايالات «سيعرت» «بتليس» «وان» و «ارزروم» با اهداف زير ادامه دهد.
1-تخمين جمعيت ساكنان منطقه پس از جنگ
2- وضعيت كنوني اقتصادي اين شهرها و شناسايي مسيرهاي تجاري بينالنهرين
3- بررسي جنايات و خرابكاريهاي انجام شده
4- احساس و موضع كردها در برابر آرزو و امال ملي كرد
5- تحولات و نتايج تأسيس يك دولت ارمني در كردستان مركزي
6- موضع كردها در برابر بريتانيا در جنوب شرق كردستان و مسأله بازگشت آسوريها
7- مسأله بازگشت كردهاي آواره و تبعيدي به موطنشان
من شخصاً با ادامه تحقيقات نوييل موافقم. اميدوارم مقامات بالا نيز موافقت نمايند...
12789/6290 4 th June 1919 Repea fed to
يك گزارش مهم در مورد شمال غرب كردستان
سند شماره 4568/91479/14677 مورخ 7 جولاي 1919 گزارش كاپيتان سي.ايل. ولي با عنوان «نهضت ملي كرد» است. همين سند حاوي نسخهاي از نامه ژنرال كلايتون به شماره C.E.O (157) است:
ستاد كل
سپاه مصر
6 ژوئن/1919
مفتخرم نسخهاي از گزارش «كاپيتان سي ايل وولي» در مورد مناطق كردنشين را به استحضار برسانم.
امضا
جي. ايف كلايتون
فرمانده افسران سياسي
هنگام ديدار از منطقه با روساي عشاير «ميللي»، «زازا»، «كاراوار»، «كيتكان»، «بزازي»، «آلون» و روحانيون و فرماندهان حكومت و افسران سپاه تركيه و كشاورزان، مفصلاً گفتگو كردهام... اگرچه كمتر فرصت بازديد از مناطق كردنشين را بدست آوردم، اما در همين مدت كوتاه به تحليلهاي جالب توجهي دست پيدا كردم... احساسات ملي كردها بسيار نيرومند است... حتي كشاورزاني كه سربفرمان روساي عشاير هستند، چنين ويژگيهاي بارزي در خود دارند. از اين رو بايد هويت ملي كردها را بعنوان ماهيتي ريشهدار به رسميت شناخته حق تشكيل يك دولت كرد را براي ايشان قائل شد... در اينجا تحليلها و نتايج خود را مفصلاً ارائه مينمايم...
*خاك كردستان
كردستان سرزميني است كه از فارس و تفليس تا آدانا (جنوب غرب آناتولي) و از ترايوزان و ملاطيه بسوي روانداز كشيده ميشود. بدينترتيب، كردستان شامل شش ايالت خواهد شد كه موسوم به ايالت ارمني است. بخشي از كردستان نيز در روسيه و شمال ايران قرار دارد... جمعيت كردستان را حدود 13 ميليون نفر تخمين ميزنند. بكاربردن واژه «ايالات ارمني» اشتباه است چرا كه 95% ساكنان اين شش ايالت كرد، 10% ترك و بقيه غيرمسلمان هستند... كشورهاي بزرگ ميتوانند با آمارگيريهاي جامع، صمت ادعاهاي مرا دريابند. در بخش وسيعي از منطقه، كردها بجز زبان كردي، زبان ديگري نميشناسند... اين كردها ساكنان كهن منطقه و مردماني باهوش هستند. در زيركي و آگاهيهاي سياسي آنها همين بس كه يكي از كردهاي ساكن «سيفريك»، از سياستهاي دوره «گلادستون» در مورد روابط كردها و انگليسيها تحليلهاي كارشناسانه ارائه ميكرد. او از گزنفون سخن بميان آورده كردها را ساكنان اصلي آسياي صغير ميدانست...
كردها استقلال طلب بوده تمايلي به ادامهي همكاري با عثماني ندارند. آنها خواهان يك حكومت مستقل كرد هستند كه نمايندگان آن از طريق انتخابات برگزيده شده و كشور آينده آنها تحت قيمومت يك دولت اروپايي باشد...
رئيس عشيرت «ميللي» يعني «محمود بگ» مي گويد: هرگاه حكومت كردي تشكيل شود، بسياري از كارمندان ارمني در ادارات دولتي بكار گمارده خواهند شد چون آنها بر اثر دريافت كمكهاي خارجي و تأسيس مدارس، آگاهيهاي بيشتري دارند... كردها نيز پس از پشت سرگذاردن دوران آموزش، به موقعيتهاي بالاتر ارتقاء مييابند... كردها مخالفتي با ارمنيها ندارند. پيش از اين، برخي عشاير كرد به مشاركت در قتل عام ارمنيان- آنهم بر اثر تحريك عثمانيها- متهم بودند، اما اغلب قبايل كرد با پناه دادن ارمنيها ايشان را از آسيبهاي جدي مصون داشتهاند. براساس اطلاعات من عشاير «ميللي»، «آلون»، «بزازي» و «كيتكان» شمار بسياري از ارمنيها را پناه داده و آزاديهاي فراواني به آنها اعطاء كردهاند... «ميللي»ها نيز نزد ارمنيان، از محبوبيت والايي برخوردارند...
هفتهنامه «كوردستان» در آخرين شمارهي خود نوشته است شمار قربانيان كرد در حريم وان و «بتليس» از مرز چهارهزار تن گذشته است. باوجود اين كردها عاقلانه تلاش ميكنند از شكافتن زخمهاي كهن بپرهيزند... بطور كلي كردها طرفدار تأسيس يك حكومت مستقل كرد با نمايندگي اقليتها و مشاركت آنها در اركان حكومتي هستند... بديهي است كه بدليل اكثريت جمعيتي كرد، حكومت آيندهي منطقه نيز ماهيتي كردي خواهد داشت...
كردها با پيروي از رهبران خود، بدنبال فرصتي هستند تا احساسات دروني خود را از قوه به فعل درآورند و در آينده حكومت خود مشاركت كنند...
در اين ميان، عشاير كوچكي چون «آلون» و «كيتكان» نيز بدليل نزديكي به اعراب، خواستار الحاق به يك حكومت عربي هستند، اما عشيرت «بزازي» متمايل به كشور كردي هستند... بزازيها در صورت عملي نشدن كشور آيندهي كردي، خواهان باقيماندن در كنار تركيه هستند... با حركت بسوي شمال، حس استقلال طلبي و تمايل به تشكيل يك دولت كردي، تشديد ميشود. كردها در اين مناطق، مخالف دخالت بيگانه هستند... ساكنان شهرها مايل به تجارت آزاد و رونق بازرگاني بدور از سلطه عوامل بيگانه هستند... اين در حالي است كه طبقات بالا است، در بدست گرفتن بدون قيد و شرط امور، احساس ناتواني ميكنند... كردها نسبت به فرانسويها احساس خوشايندي ندارند، چون داستانهايي از حضور ناموفق آنها در بيروت شنيدهاند... كردها حكومت فرانسه را تكيهگاه سياسي قابل اعتمادي نميدانند... سران كرد با تأسيس چند دولت براساس اشتراكات قومي موافقند، اما «خليل» يكي از سران «ميللي» ميگويد: بنظر من ديدگاههاي تئوريك «وودرو ويلسون» در عين جذابيت، كمتر عملي مينمايد. يك افسر كرد نيز ميگفت: چندين جنگ جهاني ديگر بوقوع خواهد پيوست، اما آينده بسود بلشويكهاست... در نهايت، تمام كردها قائل به تصميمگيري كنگره صلح بودند و از تشكيل يك دادگاه استيناف بين المللي براي رسيدگي به اتهام حكومتهاي متجاوز حمايت ميكردند. از نظر كردها تعيين حدود و قدرت در شرايط تحت الحمايگي، امري لازم بود.
شيوههاي حكومت
اگرچه بسياري از مسائل مطروحه در حوزه شخصي دور ميزد، اما برداشت من از كردها حاكميت سيستم پدرسالاري بود كه ريشه در تاريخ اين ملت دارد و آسيبهاي فراواني به اين ملت وارد نموده است.
در مجموع اغلب كردها با تأسيس يك حكومت كردي تحت حمايت بيگانه موافق و از مشاركت ارمنيها در دولت آينده حمايت ميكردند.
سران امارتهانيز يكي «عبدالوهاب بدرخان بگ» و ديگري «محمود بگ» فرزند ابراهيم پاشا ميللي هستنند...
بهنگام گفتگوها «محمود بگ» رئيس عشيرت ميللي گفت: هرچند «بدرخاني»ها بزرگترند، اما عشيرت ما قويتر است... او در مورد پدرش سخن گفت و راجع به عشاير هوادار «ميللي» يعني «قزلباش در سيم» و... مطالبي به زبان آورد. نامبرده در پايان گفت: تصميم نهايي بعهده متفقين است و آنها ميدانند ملت، چه كسي را انتخاب خواهد كرد؟ من در برابر راي مردم، سرتعظيم فرود ميآورم...
«مستر فوريسآدام» در همان سند ميگويد:
اين گزارش بسيار مهم است، اما مرزهاي جنوبي ارمنستان، همچنانكه از سوي هيأتهاي آمريكايي و بريتانيايي تعيين شدهاند، از شمال محل سكونت عشاير «ميللي» ميگذرد كه در شرق و جنوب شرقي دياربكر قرار دارد...
اگر اين حدود و مرزهاي مورد نظر فرانسه در مورد بينالنهرين و سوريه به رسميت شناخته شوند، آنگاه اين منطقه كردنشين در حوزهي قيمومت فرانسه (در سوريه) قرار خواهد گرفت...
«مستر روبرت فانسيتارت» نيز در همان سند اشاره ميكند:
با ديدگاههاي مطروحه «مسترآدام» در سند مورخ 8/8/1919 موافقم...
در نامهي ديگري از «فانسيتارت» بعنوان «مستربوكلر» آمريكايي بتاريخ 11 جولاي 1919 با اشاره به گزارش «وولي» آمده است: «از اين نامه بوي خوشبيني به مشام ميرسد»
14677/91479/4568,
وزير هند خواستار تأسيس دو مركز براي امور كرد و ارمني شد
در سند شماره 3398/174858/25434 مورخ 17 اكتبر1918، تلگراف وزير هند به حاكم مدني در28 اكتبر 1918 آمده است:
وضعيت جديد كه پس از توافق «سربرسي كوكس» و «شريف پاشا» در فرانسه حاصل شده است، شرايط مناسبي را براي انعقاد قطعنامهاي ميان اكثريت مسلمانان كرد و اقليت ارمني فراهم آورده است... كردها و ارمنيها داراي حقوقي برابر هستند... بنابراين پيشنهاد ميكنم هيأتي از كردها و ارمنيها با مركزيت لندن و پاريس تحت سرپرستي بريتانيا تشكيل شود...
ديدگاههاي هوكارث
سند شماره 3385/ 19249 مورخ 20 نوامبر 1918 يادداشتهاي دي.جي. هوكارث راجع به آسياي غربي است:
6- ارمنستان، مجموعه ايالاتي است كه اكثريت جمعيت آن را كردهاي نيرومند تشكيل ميدهند. بدون راضي كردن كردها تأسيس ارمنستان امكانپذير نخواهد بود...
7- شمال بينالنهرين: اين قسمت را ميتوان بطور كامل جدا و حكومتي با مركزيت موصل يا اورفا تأسيس كرد. سؤال اين است: اين كشور چقدر به شمال كشيده شود؟ آن، مسألهاي است كه به كردها مربوط است. از آنجا كه كردها روش و عادات اعراب را بيشتر ميپسندند، احتمال پيوستن آنها به يك كشور عربي در آينده بيشتر است.
فرمانده
دي. جي. هوكارث
فرمانده كل- وزارت جنگ
M.I.2
PRO Fo 371/3398/174858/25434 ,
حاكم سياسي بريتانيا در بغداد ، نقشه جنوب كردستان را پيشنهاد ميكند
در همان مجموعه از اسناد3407/3785/1/ سي. ايكس/ 15/10/1918، تلگراف شماره 8744 حاكم سياسي به وزارت خارجه بريتانيا ديده ميشود:
به جهت تحولات منطقه، لازم ميدانيم حكومت بريتانيا را از وضعيت كنوني جنوب كردستان آگاه نماييم... عشاير ساكن شرق زاب كوچك، مايل به جدايي از عثماني و پذيرش قيمومت بريتانيا هستند... عشاير كوچرو مانند «دزهيي» و «جاف» نيز مايل به همكاري با انگليس هستند...
مصالح سياسي و استراتژيك حكم ميكنند زاب كوچك بعنوان مرز انتخاب شود بگونهاي آلتون كوپري و سليمانيه و پنجوين در داخل ميرودهي مورد نظر واقع گردند. حريم سليمانيه و حلبچه از امكانات بالقوهاي براي رشد برخوردارند... عوامل توليد اين دو منطقه براي صنعت و رفاه عراق بسيار مهمند. از اين عوامل، ميتوان نفت، زغال سنگ از مواد اوليه حياتي هستند
1- Ibid, 3385 / 191249 ,
2- 3407, 17437, XC/A/ 3785, 8744
شيخ محمود از بريتانيا ميخواهد كردستان را از ليست ملل آزاد شده خارج نكند
در سند شماره 3407/ 182011/69427/9351 مورخ اول نوامبر 1918، نامه حاكم سياسي به وزارت خارجه بريتانيا با عنوان «امور جنوب كردستان» آمده است: افسر سياسي در «كفري»، در تاريخ اول نوامبر 1918 در گزارشي اطلاع داده است كه دوتن از اشراف كه نمايندهي «شيخ محمود» هستند با مراجعه به نامبرده، نامهي شيخ را تسليم او كرده و ضمن پافشاري بسيار بر عقايد خود، از حكومت بريتانيا خواستهاند كردستان را از ليست ملل آزاد شده خارج نمايد. شيخ محمود در اين نامه گفته است اگر از سوي حكومت عثماني بازداشت نميشد، از هيچ تلاشي براي رهايي كردستان فروگذار نميكرد...
شيخ محمود يكي از بزرگان سليمانيه است كه در اين اواخر از سوي عثمانيها بعنوان قائم مقام منطقه برگزيده شد... نامبرده يكي از بزرگترين روساي عشاير كردستان است... «ميجرنوييل» در روزهاي آتي، همراه اين دو تن به سليمانيه عزيمت خواهد كرد...
3407/ 182011/69427/9351, XC/ A/ 3785
ديدگاههاي آرنولد توينبي در مورد كردستان و ارمنستان
آرنولد توينبي در مورد مسائل كردستان و ارمنستان ميگويد:
اگر حريم «دياربكر» را جدا و به بينالنهرين ضميمه كنيم، آنگاه جمعيت كردهاي بينالنهرين بيشتر خواهد شد. در اين حالت، بسهولت ميتوان مسأله كردها را در ارمنستان چارهسر نمود... هرگاه فرانسويان قائل به قيمومت «كيليكيا» شوند، كردها بين ايران، بينالنهرين و كيليكيا تقسيم خواهند شد...
در سند شماره 3407 / 17037/ 19 نوامبر 1918، ديدگاههاي توينبي ثبت شدهاند:
التزامات حكومت بريتانيا در برابر مناطق مورد اشاره كه در تلگراف شماره 8744 بغداد آمده است:
الف- بريتانيا در برابر «ملك حسين» متعهد است مناطق مورد نظر را به دولت آينده عربي منضم نمايد
(Independent Arab Area)
نامه «سرمك ماهون» به حسين (24/10/1915)
ب- معاهدهي همكاري انگلو- فرانسه مورخ 16/5/1916 متضمن تقسيم مناطق تحت نفوذ به دو حريم A و B است.
اين معاهده- لااقل در بينالنهرين- ضمانت اجرا ندارد. ملك حسين نيز هنوز آنچنان نيرومند نشده است كه بتواند از تصميمات آتي سرپيچي نمايد... بهمين خاطر، ما آزادانه ميتوانيم طرحي ارائه كنيم كه منطبق بر آمال ساكنان منطقه باشد...
آيندهي كردستان، وابسته به آيندهي موصل است... اگر بينالنهرين همچنان تقسيم نشده باقي بماند، معاهده ملك حسين و فرانسه بر سر عراق به جزيره ابنعمر نيز تسري خواهد يافت... اگر اتحاد مجدد بينالنهرين عملي شود و حكومت عربي تحت قيمومت بريتانيا تشكيل شود، تأسيس كردستان خودمختار، بسيار به سهولت عملي خواهد شد (مانند هند و منطقه شمال غرب)... اخيراً نظير چنين پيشنهادي از سوي «شريف پاشا» ارائه شده است...
كردستاني با اين ويژگيها نه تنها جنوب زاب كوچك را شامل خواهد شد، بلكه مناطق «رواندز»، «كلاري» و «بوتان» را تا سرحدات مرزي ارمنستان آينده در برخواهد گرفت... كردها و آسوريهاي مسيحي ساكن اين منطقه در زمان جنگ، متحمل آسيبهاي بسيار شدهاند... آسوريها يكبار در سال 1915 و بارديگر در سال 1918 و هنگامي كه تركها به سوي كردستان و غرب ايران پيشروي نمودند، با مرگ دست و پنجه نرم كردند...
لازم است آسوريها را به موطنشان بازگرداند و حكومتي چنان مقتدر تأسيس كرد كه مانع برخورد مسلمانان و آسوريها شود. كردها و آسوريها در دو سوي مرز ايران و تركيه ساكنند... آسوريها بخش عمدهي جمعيت اروميه را تشكيل ميدهند... در تهاجم 1915-1914 تركها به آذربايجان، آسوريها ناگزير از مهاجرت به قفقاز شدند... يكي از دولتهاي بيگانه بايد مسؤوليت حمايت از آسوريهاي حكاري را برعهده گيرد... از سوي ديگر نبايد در انديشه جدا كردن اروميه از ايران بود كه در هنگام جنگ، بيطرفي اختيار كرده است... يك راه حل موثر واگذاري اداره امور كردستان به ايران با مركزيت اروميه و اعطاي حكم خودگرداني به كردها تحت قيمومت يك كشور خارجي است...
توينبي در ادامه پيشنهادات خود را بترتيب زير طرح مينمايد:
الف- تسهيل شرايط براي عمران حريم اروميه
ب- اتحاد نسطوريها در دو سوي مرز
ج- دادن اطمينان خاطر به ايران در مورد مرزهاي ايران- تركيه
د- تثبيت موقعيت بريتانيا در بينالنهرين
ايجاد هماهنگي ميان كردها، ايرانيان و آسوريها پيش از عملي شدن پيشنهادات فوق، الزامي است «مستركيدستون» با اظهار نظر در مورد پيشنهادات «توينبي» ميگويد:
ارائه پيشنهادات گوناگون بسيار مفيد بوده دست ما را براي انتخاب اصلح بازخواهد گذاشت. بهتر است با متفقين و آمريكا نيز مشورت نمود... الحاق مناطق مطروحه فوق به ايران، در عمل چندان هم ساده نخواهد بود...
مستر «كي. او» نيز در مورد پيشنهادات «توينبي» ميگويد:
من با اظهارات «مستركيدستون» موافقم
مستر «بي. سي» نيز ميگويد:
پيشنهادات «توينبي» جالب و عملي است.
3407/174037/69427 (XC/A /3785) (
توينبي به انتقادات «سرمارك سايكس» پاسخ ميدهد
توينبي در تاريخ 25/10/1918 در نامهاي به انتقادات «سرمارك سايكس» پاسخ داد:
نمي دانم چرا «سرمارك سايكس» با ديدگاههاي من مخالفت ميورزد... انتقادات او بشرح زير است:
1- «مارك»، ايران و روسيه را از دستور مذاكرات خارج كرده است... در حال حاضر، شايد نتوان وارد اين بحث شد، اما به محض آنكه ايران ادعاهاي ارضي خود را در مورد مرزهاي ايران- تركيه طرح نمايد، آنگاه ميتوان مسأله كردستان و اروميه را طرح نمود.
2- نسطوريها (آسوريان): «سرسايكس» ميخواهد لبنان ديگري از نسطوريهاي «حكاري» و «جوله ميرگ» و تحت حاكميت «مارشمعون» بسازد و آنها را مستقل سازد. «سرسايكس» نميخواهد نسطوريهاي اروميه و حكاري، اتحاديهاي بوجود آورند. با اين وجود، مسأله عمران اقتصادي اروميه جايگاه والايي نزد «سرسايكس» دارد.
3- مرزهاي كردستان: «سايكس» پس از آنكه در نقشه پيشنهادي خود، كردستان ايران را از دستور خارج و حكاري را نيز مستثني نمود، مرز كردستان را در امتداد دجله (به استثناي موصل) تا دو سوي كوه «حمرين» امتداد ميدهد كه اين بمعناي تخلف آشكار از پيمان تشكيل يك حريم عربي با ملك حسين است... راه حل نهايي، گنجاندن كردستان در چارچوب يك كنفدراسيون عربي است...
4- ارمنستان: سرمارك سايكس پيشنهاد ميكند الف) يك حريم ارمني در كيليكيا تشكيل شود و ب) يك حريم كرد- ارمني در شمال شرق امپراتوري عثماني ايجاد گردد.
در اين حالت، ارمنستان روسيه نيز حريم سوم خواهد بود...
اين طرح، با نارضايي شديد ارمنيها مواجه خواهد شد چرا كه به تجزيه ارمنستان منجر خواهد گشت.
گمان ميكنم «سرمارك سايكس» در تدارك تأسيس يك دولت ارمني ملي در منطقه A و يك منطقه چند مليتي در منطقه B است. به باور من، بهترين راهحل، الحاق دو منطقه به يكديگر و تشكيل يك دولت چند مليتي تحت قيمومت كشوري خارجي است.
آرنولد توينبي و انتقاد از ديدگاههاي سرمارك سايكس
«توينبي» با انتقاد از ديدگاههاي سرمارك سايكس ميگويد:
در واقع، درخواست ارمنيها بسط قدرت يكي از كشورهاي خارجي بر تمام منطقه و فراهم آوردن شرايط مقتضي براي اعطاي حكم خودگرداني به ملتهاي منطقه در آينده است. بيگمان، پروژه سرسايكس در منطقه B ، اين امكان را براي ارمنيها در تأسيس يك دولت فراهم خواهد آورد، اما اين دولت بدليل حضور اكثريت كرد و ترك ساكن منطقه ديري نخواهد پاييد...
سرسايكس مدعي است بسياري از كردهاي منطقه B «قزلباش» هستند و امكان ذوب آنها در ارمنيها و مسيحي شدن ايشان، قوي است... بدينترتيب، تأسيس يك سيستم حكومتي در منطقه B ضروري بنظر ميرسد... ارمنيها چشم طمع به ارمنستان روسيه بعنوان حريم C نيز دوختهاند. اين منطقه اخيراً بعنوان «جمهوري ايروان»، يك حكومت مستقل تشكيل داده است، اما از آنجا كه آلمان و تركيه در تأسيس آن، نقشي اساسي ايفا نمودهاند، بهتر است بريتانيا از به رسميت شناختن آن خودداري ورزد
اي. جي. تي
25/10/1918
برخي عشاير كرد از نهضت كمالي حمايت ميكنند
در سند شماره (371) (4193) (163679) نماينده سامي در استانبول به وزارت خارجه بريتانيا آمده است:
نمايندهي سامي بريتانيا
از «آدميرال دي روبيك» به وزير خارجه «كرزن»
شماره: 2269
تاريخ: 4 دسامبر 1919
پيش از اين، بعرض رسانده بودم كه با اعلام آتش بس، عدهاي فرصت طلب، با هدف تحريك و ايجاد آشوب، تلگرافهايي بعنوان نماينده سامي و ساير مسؤولان ارسال مينمايند...
2- اخير شكايت نامهاي بدين مضمون دريافت نمودهام كه در آن، كردها نارضايي خود را از جدا شدن از تركيه اعلام و آمادگي خود را براي فداكاري در راه سرزمين مشترك ترك و كرد ابراز داشتهاند...
3- به ضميمه تلگراف حاضر، فهرست اسامي هشت عشيرت را كه چنين ادعايي طرح نمودهاند، تقديم مينمايم. در اين ميان، نام رئيس عشيرت «ملكي» (ميللي- مترجم) يعني «محمود بگ»، كه پيش از اين، نسبت به بريتانيا اظهار وفاداري نموده است، جالب توجه مينمايد... اين تلگرافها در فاصله 10 تا27 دسامبر 1919 ارسال شدهاند. آنچه ميآيد نام افراد، عشاير و محل سكونت آنهاست:
· روساي عشيرت برواري:
- كورچين رئيس عشيرت «آديان»
- حكيم رئيس عشيرت «ماكشاكير»
- مصطفي رئيس عشيرت «كياران»
- محمدرضا رئيس عشيرت «دودبران»
· شخصيتهاي جزيره:
- سيد محمود، مفتي بنام «سنجق» «سليمانيه»
- روساي عشاير
- گويان، عماديه، بيروكيان، كيوكيان و ...
· از «جارسنجق»، روسا شامل:
- ابراهيم رئيس شهرباني
- عبدالله مفتي
- مصطفي
.از «ديره» روساي عشاير
- مزريكي، آتوش، بادسيركا، اوراما، كيفارا، دوسكي.
- موسي رئيس شهرباني «حكاري»
· از نصيبين:
- روساي عشاير: بوتلان، كيجيان، ناريكي، هاويركان ازينج، ساهيكيان، آلنان، منارعلي.
- شيخ موسي از طرف «كميسيون حقوق بشر» ايالتهاي شرقي تركيه و جمعي از اشراف منطقه
· از مديات:
روساي ديرهاو، كيفوزي، دومان، صالحان، عليكيان، هاويركي، حصار، محالمي، حسن كيف، ديكشوري، كوردوجوس، كريفزن، هيزيوي...
PRO Fo371/ 4193/ 163679 (XC/A/4008) British high Commissioner, (Cont) 4 th December, 1919
تلگراف نماينده سامي بريتانيا و يادداشت رهبران كرد
سند شماره 608/95/ 7623 مورخ 16 آوريل 1919، متن تلگراف آدميرال كالسورب نماينده سامي بريتانياست كه با شماره 769 مورخ13 آوريل 1919 به وزارت خارجهي بريتانياست: وضعيت منطقه بدليل آماده شدن حكومت تركيه جهت انجام اقدام نظامي، در شرف ناآرامي است كه پيش از اين در تلگراف شماره21 مورخ12 آوريل نيز به موضوع اشاره كرده بودم... من با اين نظر كه حزب «يهكيتي و سهركهوتن» با هدف ايجاد ناآرامي در منطقه بدنبال تأسيس «جامعه اسلامي» است و با مليون مصر و هند و بلشويكها در تماس دائمي است موافقم... دستگيري فعالان سياسي اين گروه نيز در مقطع كنوني، بمصلحت نخواهد بود... بهرحال، من براين باورم كه كردها همگي دشمنان ما نيستند... در اين ميان، هستند بزرگاني چون «دكتر عبدا... جودت» و «سليمان نظيف» كه طرفدار تركيه هستند، اما وجود افرادي چون «عبدالقادر شمديناني» را هم نبايد ناديده گرفت... نامبرده بعنوان نماينده «حزب رهايي كردها» در ديدارهاي خود، همواره از كردستان مستقل طرفداري ميكند. شيخ عبدالقادر در آخرين ملاقات خود با من، از وضعيتي مشابه آنچه بريتانيا به «ملك حسين» در مورد مناطق عربي اعطا كرده است براي خود سخن مي گفت...
لازم به تذكر است كه دكتر عبدا... جودت و سليمان نظيف از پذيرش نمايندگي حزب رهايي كرد خودداري ورزيدهاند گمان ميرود ايشان تمايل چنداني به خطرپذيري در اين مورد نشان نميدهند... اما در مورد «بدرخانيان» كه در «حزب رهايي كرد» فعالانه مشاركت جسته اند، من با ترديدهايي مواجهم. هر چند در حال حاضر به آرشيو سال 1914 دسترسي ندارم، اما گمان ميكنم مشاراليهم در قيام «بتليس» كه نافرجام ماند، نقشي محوري برعهده داشتند (منظور، قيام ملاسليم و علي و شهاب الدين است). اين قيام، با سركوب شديد كردها توسط تركيه خاتمه يافت.
متشار نظامي ما كه «احمد ثريا بدرخان» را به خوبي ميشناسد، ميگويد نامبرده همواره از بريتانيا- در چه زمان جنگ و چه بس از آن- حمايت كرده است...
در حال حاضر، كردها از نظر تمايلات سياسي دو دستهاند، گروهي طرفدار بريتانيا و گروه ديگر هوادار تركها هستند. اگر حكومت عليه مداركي در اختيار دارد كه بموجب آن، عبدالقادر و بدرخانيان به تركها وابستهاند، نماينده سامي را نيز در جريان قرار دهد، چون اين مسأله بسيار مهم است: اگر عبدالقادر دوست ما باشد، موثرترين سلاح براي وارد كردن فشار بر استانبول خواهد بود. من پيشنهاد كردهام پسر او به كردستان عزيمت كند، اگرچه هنوز اقدامي صورت نپذيرفته است...
به باور من، عمليات نظامي تركيه، فايدهاي براي تركها نخواهد داشت. تنها هدف تركيه از عمليات نظامي، فراهم آوردن مقدمات لازم براي بازگشت وضعيت سابق به منطقه است... بنابراين بهتر است با تحليلي سياسي، مسائل منطقه را در نظر گرفت:
1- در مقطع كنوني، نميتوانم سلطهي سياسي قابل توجهي بر مناطق واقع در آن سوي مرزهاي نظامي اعمال كنيم.
2- بهتر است چنين وانمود كنيم كه بريتانيا به سروري تركيه بر كردستان عثماني تأكيد ميكند، اگرچه سياست حكومت عليه در مورد استقلال كردستان، تاكنون براي من روشن نشده است...
PRO Fo 608/ 95/7623, Turker and me (Constantinople Source of Kurdish Unrest), April 16 th, 1919
سند شماره (608) (95) (1931/2/2251) (6642) مورخ 19 اكتبر 1919 نيز نامه نمايندهي سامي بريتانيا «دي روبيك» است. در اين نامه آمده است:
سرورم لرد
بازگشت به تلگرافهاي شماره (1702/م) (2201) سپتامبر 1919، خلاصه يادداشت حزب دموكرات كرد را كه در 7 اكتبر دريافت نمودهام، به پيوست تقديم مينمايم.
جي. ام. دي روبيك
حزب دموكرات كرد
استانبول
شماره: 21
تاريخ: 7 اكتبر 1919
به نمايندهي سامي حكومت عليه بريتانيا
ضمن تشكر و قدرداني از جنابعالي بخاطر ارسال يادداشت 31 اگوست حزب دموكرات به حكومت عليه بريتانيا، مفتخريم يادداشت زير را نيز تقديم نماييم.
1- ما مطمئن هستيم مقامات حكومت بريتانيا با آگاهي از حضور نيروهاي ميليشيا كه اخيراً در آناتولي تأسيس شدهاند، ماهيت آنها را ميشناسند. كردها به كلي و روشنفكران كرد بالاخص، با تمام وجود در برابر هر نيرويي كه مخالف بريتانيا باشد، مقاومت خواهند كرد.
همچنانكه در يادداشت پيشين گفتيم، دشمنان ما از درون و برون تلاش ميكنند با ايجاد ناآرامي در كردستان، اين منطقه را سرزميني نشان دهند كه كانون آشوب است. آنها تمام ساعي خود را براي انحراف ملت كرد از آرزوها و آمال واقعي خود بكار بستهاند تا مقاصد پست خود را عملي سازند...
جنابعالي اين واقعيت را خوب ميدانيد كه كردها براثر وقوع جنگ جهاني اول، دچار مصائب بسيار شدند، بهمين خاطر نسبت به هر رويدادي كه آيندهاي مهم داشته باشد، سوءظن دارند، چون ميدانند اقدامات مقطعي و فاقد دورانديشي، هيچ نتيجهاي دربر نخواهد داشت... جامعه كردستان و ملت كرد در نهضتهاي آناتولي مشاركت نخواهند كرد... در اين ميان، تحركات انفرادي چند تن يا اقدامات گروهي معدود را نبايد به حساب ملت كرد گذارد. اين افراد قرباني ناداني و نفهمي خود شده متأثر از تبليغات ميليشيا به آنها پيوستهاند.
نظر حكومت بريتانيا را به نكتهاي بسيار مهم جلب مينمايم: تنها راه براي حل معضلات آسياي صغير، همانا تأسيس يك كردستان مستقل در چارچوب مرزهاي طبيعي و ملي است. در اين حالت، كردهاي ميهنپرست، تمام ساعي خود را براي بازگشت امنيت و آرامش به منطقه بكار خواهند بست. زمان آن رسيده است كه آرزوهاي ملي كرد صورت عمل بخود گيرند و در اين ميان، بريتانيا ميتواند منجي ملت كرد باشد.
2- سياست هميشگي عثمانيها زندهبگور كردن همه آرزوها و حقوق مشروع ملت كرد بود. اخلاف آنها امروز نيز از هيچ اقدامي براي نابودي ملت كرد دريغ نمي ورزند. اجازه دهيد با ذكر مثالهايي چند، از واقعيات پرده برداريم:
حكومت مركزي (در استانبول)، والي ستمگري به دياربكر فرستاده است كه مظهر تندخويي و قساوت با كردهاست... نامبرده از رسيدگي به شكايات بحق مردم خودداري ميكند... رفتارهاي بدور از انسانيت والي دياربكر را نميتوان با هيچ نوع استبدادي مقايسه نمود... عثمانيها به جنايات خود ادامه ميدهند و براي اجراي سياستهاي خود، هيچ مانعي در برابر نميبينند. دفتر هر دو تشكل «كومهلهي سهركهوتني كوردستان» و «ته عالي كوردستان» در دياربكر و سيعرت تعطيل شدهاند و همه تلاشها براي بازگشايي آنها بينتيجه مانده است... در شهر اورفا نيز مسئوولان عثماني، مانع از افتتاح دفاتر اين دو تشكل قانوني شدهاند... اما حزب دموكرات هنوز هم از سوي وزارت داخله برسميت شناخته نشده است... اينها تماماً نمونههايي از سياستهاي زور عثماني است. عثمانيها هرگونه فعاليت رسمي در دياربكر را توطئهاي عليه خود ميپندارند و شديداً به سركوب آن مبادرت ميكنند... تداوم اسارت ملت كرد، هدف نهايي عثماني است... بهمين خاطر، ما اميدوار هستيم و يقين داريم كه حكومت بريتانيا به ياري كردها خواهد شتافت...
3- حكومت عثماني تمام اقدامات خود را مصروف كمك به پناهندگان ايالت عابدين (تركهايي كه از يونان به اين منطقه پناه جستهاند) نموده است در حالي كه از اعطاي كمك به كردهايي كه به بهانهي جنگ داخلي به غرب اناتولي رانده است، خودداري ميورزد... تركها حتي در برابر بازگشت كردها به سرزمين آبا و اجدادي نيز مقاومت ميورزد... آيا اين اقدامات غيرانساني را ميتوان توجيه كرد؟
4- از حكومت بريتانيا درخواست مي كنيم با پذيرش خواستهاي ملت كرد، اميدهاي ما نسبت به انگلستان را همچنان زنده نگهدارند
دبير كل حزب دموكرات كرد
ممدوح سليم بگ
PRO Fo 608/95 (1931/ M / 2201) (6642), British high Commissioner,
يادداشت ديگر حزب دموكرات كرد به نماينده سامي بريتانيا
نماينده سامي بريتانيا در يادداشتي به وزارت امور خارجه آن كشور، با اشاره به نامه مجدد حزب دموكرات كرد ميگويد:
1- مفتخريم نسخهاي از يك يادداشت را پيشكش نمايم كه جمعيتي موسوم به حزب دموكرات كرد ارسال نموده است.
2- من تحقيقات مفصلي در مورد اين جمعيت انجام داده در فرصت مقتضي نتايج آن را تقديم خواهم نمود.
نماينده سامي
جي. ام. دي روبيك
خيابان باب العالي
31 / آگوست/ 1919
به نمايندهي سامي حكومت بريتانيا
كميتهي مركزي حزب دموكرات كرد با تقديم صميمانهترين سلامها اين يادداشت را تقديم ميكند. (از محتواي نامه اينگونه برميآيد كه اين، نخستين نامه حزب دموكرات كرد باشد و نامهي پيشين، دومين نامه اين حزب بوده است- مترجم)
تمام كردهاي روشنفكر براين واقعيت معترفند كه ملت شريف انگليس، پيشرو دول متفقين در مبارزه با دشمن بودند و جنگاوران آن، خون سرخ خود را در راه دستيابي به هدف مقدس دموكراسي و پاسداري از حقوق بشر فدا نمودند...
همچنين، اطمينان داريم كه متفقين در آينده، شرايط لازم را براي عملي شدن «دكترين ويلسون» در مورد ملت كرد عملي خواهند كرد! (دكترين ويلسون، حق تعيين سرنوشت را براي تمام خلقهاي جهان قائل شده است.)... كردها يكي از ملل تحت ستم بوده حق آزادي و رهايي دارند... در طول چهار سده اخير، ملت كرد بر اثر تلاش يكي از رهبران خود (حكيم ادريس تبليسي نويسنده كتاب شرفنامه، 1604-1543) به اتحاد عثمانيها پيوست، اما متأسفانه هيچيك از مفاد معاهده كرد- عثماني بموقع اجرا گذارده نشد... عثمانيها با ناديده گرفتن حقوق اساسي ملت كرد، ايشان را ناگزير از قيام و شورش نمود، قيامي كه نتيجه آن سركوب كردها با تمام ابراز ممكن بود... كردها زير بار ستم سنگين عثماني، هنوز نتوانستهاند به حقوق بديهي و مشروع خود دست يابند... متعاقب شورش بزرگ 1908، روشنفكران كرد براي رهايي از ستم بيگانه، هر آن چه در توان داشتند بكار بستند و قربانيهاي بسيار تقديم قيام ملت كرد نمودند... اكنون نيز جوانان روشنفكر كرد در نهايت صداقت و سرور، به پيشواز عصر آزادي و دموكراسي تحت زعامت بريتانياي كبير و متفقين آمدهاند... متأسفانه، اشراف و بزرگان كرد بعلت آنكه در عصر سياه خفقان عثماني، هيچگاه تحت حمايت معنوي بريتانيا قرار نگرفتند، در دوران جنگ نيز نتوانستند موضعي دوستانه نسبت به اين امپراتوري اتخاذ كنند... به هر حال، ما از ملت بزرگ انگليس ميخواهيم كه حقوق ملي ما را براي دستيابي به استقلال در چارچوب مرزهاي طبيعي فراموش ننمايد. پيش از اين، درخواستهاي خود را در برابر هيأت آمريكايي در كميسيون «كينگ كراين» كه «عزيز بابان» و... نمايندگان ملت كرد بودهاند، طرح نمودهايم... كردها جداي از ياري و راهنمايي بريتانيا پناه ديگري نميجويند... در اين يادداشت، بارديگر از حكومت معظم و دلسوز درخواست ميكنيم كه با برسميت شناختن استقلال كرد، آزادي سياسي ما را تأمين نمايد... جامعه كردستان به اين نتيجه مهم دست يافته است كه به تنهايي نميتواند خواستهاي خود را از قوه به فعل در آورد از اين وجود دوستي قدرتمند چون انگليس، امري الزامي است... بيگمان، حمايت انگليس از استقلال ملت كرد، نسلهاي آينده را نيز وامدار اين قدرت بزرگ خواهد كرد...
سعادت مآب:
از اين پس، يادداشتهاي حزب دموكرات كرد را تقديم شخص جنابعالي خواهيم نمود... در يادداشت حاضر، خواستهاي خود را بشرح زير تقديم ميداريم:
1- تاكنون هزاران خانوار كرد به زور به غرب آناتولي تبعيد و اسكان داده شدهاند. آنها با مرگ دست و پنجه نرم ميكنند و مكاتبات طولاني ما با عثماني جهت رسيدگي به وضع كردها بينتيجه مانده است. به نام دادپروري و انسانيت بريتانيا از شما ميخواهيم نيروهاي خود را براي رهايي كردها از ستم، آزار، گرسنگي و مرگ وارد عمل نمائيد.
2- حكومت عثماني با انكار حقوق مشروع ملي، مانع از تأسيس حزب ما ميشود و حزب دموكرات هم اكنون با تهديد سركوب مواجه است. خواهشمنديم براي پايان دادن به اين كشاكشها اقدامي عاجل بعمل آوريد...
دبير كل كميتهي مركزي حزب دموكرات كرد
ممدوح سليم بگ
Fo 68/95/6648, British High Commissioher, Istahbul, 18 th September 1919
كردستان و كرد در
اسناد محرمانه ي بريتانيا(4)
ملاقات «سربرسي كوكس» و «شريف پاشا» در «مرسيليا»
سند شماره371/3398 مورخ 3 ژوئن1918، متن گفتگوهاي سربرسي كوكس و شريف پاشا در شهر مرسيلياي فرانسه است كه در8 ژوئن1918 از سوي كوكس به عنوان «ماركسايكس» گزارش شده است:
سرورم سايكس
آنچه به عرض مي رسد گزيده گفتگوهاي من و شريف پاشاست... تصوير اين نامه را براي «شكبره» نيز ارسال نمودهام...
بي. زد. كوكس
بر اساس دستور وزارت خارجه، روز 3 ژوئن 1918 در شهر «مرسيليا» با «ژنرال شريف پاشا» ملاقات كردم. نامبرده از كردهاي عشيرت جاف در منطقه سليمانيه است، اما از دوران كودكي كردستان را ترك كرده است شريف پاشا ميگويد در يادداشت نوامبر 1914، آمادگي خود را براي همكاري با بريتانيا در مورد حل مسائل كردستان اعلام نموده است... من گفتم براي گفتگو و ارائه پيشنهادات آمادهام...
شريف پاشا گفت: من، به خاطر كرد بودن، به ملتم اهميت ميدهم... از سخنان او چنين استنباط نمودم كه تلاش او متقاعد نمودن مسئولان انگليس براي تأسيس يك كردستان مستقل و ارائه سياستهاي روشن در اين زمينه است... شريف پاشا آدرس پسر خود را كه ساكن اسكندريه در مصر و مالك اراضي بسياري در اطراف بصره است به من داد و درخواست كرد مساعدات لازم را براي سفر او به اينجا فراهم آورم.
بي.زد. كوكس
Fo 371/3398/104697/3407/3406/3416/3413/33850/3386/4368/-371/1918.
در سند شماره (371) (3398) (104095)(25434) مورخ 11 ژوئن 1918 سفير بريتانيا در پاريس «ايريل دربي» به «بالفور» آمده است: شريف پاشا با اظهار رضايت بسيار از ملاقات با كوكس، از حكومت بريتانيا به خاطر به رسميت شناختن استقلال كردها قدرداني كرد.
Fo 371/3398/104095/25434/ Pares, June 11 th 1918.
سرمارك سايكس، با تقديم يادداشتي كه در سند شماره (3398)(104617/دبليو/44) مورخ 14 ژوئن 1918 ثبت شده است ميگويد:
نميتوان زيركي مافوق تصور كردها را انكار كرد... در ميان آنها چندين شخصيت توانا وجود دارد كه در امور مدني و نظامي حكومت عثماني، سالها فعاليت نموده است... من بر اين باورم كه پروژه شريف پاشا حاوي برخي پيشنهادات قابل اجرا است. به هر حال اين پيشنهادها در خدمت سياستهاي عثماني به «اسب تروا» تبديل ميشود... اگر ارمنيها را در شمال از حق استقلال محروم كنيم تا حقوق كردها تأمين شود، اين به معناي به رسميت شناختن كردها و لزوم ايفاي نقش جديد در شمال است...
از اينرو براي عملي ساختن هر گونه سياست كردي بايد قيود احتمالي را نيز در نظر گرفت... در مورد شخصيت «شريف پاشا» مطالب قابل توجهي نميدانم. اگر فردي مقتدر باشد، موضع نظامي ما تقويت خواهد شد... از نظر من، او در حال برداشتن گامهاي نهايي براي اتحاد كردهاست... اما نبايد مشورت با «بوغوسنوبار پاشا» را در تمام مراحل، فراموش كرد.
Fo 371/ 3398/104697/W/44.
ميجرنوييل مايل است شريف پاشا به جنوب كردستان سفر كند
«ميجر نوييل» در مكاني واقع در حومه سليمانيه، تلگرافي از شريف پاشا خواست به سليمانيه سفر كند... سند شماره 371/188326 مورخ 15 ژوئن 1918، تلگراف حاكم مدني سليمانيه است:
ميجرنوييل در تلگراف 9 نوامبر گفت: «شريف پاشا» در ميان كردهاي جنوب از محبوبيت قابل توجهي برخوردار است.
«نوييل» خواستار سفر «شريف پاشا» به سليمانيه است.
Fo 371/1883/26,
ژنرال شريف پاشا از بريتانيا خواست با سفر او به استانبول موافقت شود
در سند شماره 188785/ 25434 مورخ 14 نوامبر 1918، تلگراف «لرد دربي» سفير بريتانيا در استانبول به عنوان وزارت خارجه بريتانيا ثبت شده است:
شريف پاشا براي جلب موافقت بريتانيا جهت سفر نمايندگان ويژه خود، «غالب بگ» و «عبدالرحمن بگ» به استانبول و گردآوردن اطلاعاتي چند از اين شهر، درخواست ملاقات نموده است... «شريف پاشا» نزد يكي از كارمندان سفارت گفته است اگر حكومت بريتانيا اجازه دهد پس از دريافت گزارش نمايندگانش خود شخصاً به استانبول سفر خواهد كرد...
Fo371/188785/25434.
سرمارك سايكس و آرنولد توينبياز پارهاي واقعيات تاريخي كرد ميگويد
در مجوعه اسناد 371/3398 وزارت خارجه بريتانيا، طرح توينبي و سايكس در جولاي 1918 براي كردها ديده ميشود. بخشهايي از اين طرح به دليل اذعان به برخي واقعيات تاريخي جالب توجه است:
1- هر بيگانهاي كه به كردستان سفر كرده است، پس از بازگشت تأكيد نموده است كردها هميشه آزاد بودهاند...
2- سرزميني كه در امتداد رشته كوه زاگرس كشيده شده است، از بامداد تاريخ مسكن ملت كرد بوده است...
3- ....
4- چرا كردها سروري امپراتوري عثماني را پذيرفتند؟ آيا دليلي جز مذهب داشت؟
5- ....
6- ....
7- كردها و عربها با يكديگر همكاري كنند درست مانند همكاري كردها با سرياني و ارمنيان
پس از اين چند مورد، چهار مورد ديگر با مركب و به صورت دستنويس نگاشته شده است:
اين پروژه بسيار مناسب است اما به جهت تعميق اثرات تبليغي، رفتارهاي غيرانساني عثماني عليه كردها نيز بايد لحاظ شود:
1- تبعيد كردها توسط سلطان سليم عثماني (1520-1512)
2- نابودي اقتدار امراي كرد در كردستان
3- تلاش عثماني براي نابودي كردها، ارمنيها و سنطوريها به دست يكديگر
4- اعدام و جابجايي جكعي كردها توسط «يهكيتي و سهركهوتن- اتحاد و پيروزي»
5- ايجاد اختلاف ميان عشاير كرد توسط عثماني
پنج مورد اخير توسط «مارك سايكس» به رشته تحرير درآمده است... اينها پروژه طراحي شده بريتانيا براي عصر صلح يعني پايان جنگ اول جهاني بود، اما هرگز اجرا نشد....
يادداشتي در مورد كردستان و چند شخصيت كرد
مستر «ريان»، مسئول دايره نماينده سامي بريتانيا در استانبول، در يادداشتي به ذكر برخي مسائل كردستان پرداخت:
1ـ چند روز پيش «حمدي پاشا بابان» وزير بحريه پيشين در مقالات با من، احتمال استفاده از كردها براي مقابله با حضور بلشويكها در منطقه را طرح نمود.
2- حمدي پاشا گفت بلشويكها اكنون حوزه نفوذ خود را تا مرزهاي تركيه- روسيه سابق بسط دادهاند. اين مسأله، تهديدي جدي براي سرزمينهاي جنوبي و از آن جمله، كردستان است. از اين رو بكارگيري كردها در مقابله با اين تهديد براي بريتانيا مؤثر خواهد بود... اين كار نيز از طريق اعزام شخصيتهاي برجستهاي چون «سيدعبدالقادر شمديني» و «حمدي پاشا بابان» به موصل و گفتگو با سران عشاير جهت تحريض آنها به مقابله با بلشويكها عملي خواهد بود.
3- اين، نخستين بار نيست كه چندين پيشنهادهايي طرح ميشوند. پيش از اين، «عبدالقادر» به عنوان نيرومندترين شخصيت كرد نيز از تهديد بلشويكها سخن به ميان آورده است. به گمان او همكاري بريتانيا و كردها، نهضت كمالي را تضعيف و خطر بلشويكها را خنثي خواهد كرد.
4- به«حمدي پاشا» قول دادم پيشنهادهاي او را به مسئولين انتقال دهم. به او گفتم كردها قبل از آنكه محتاج امكانات مادي باشند، نيازمند روحيهي اتحاد هستند.
5- درست است هماهنگي ميان كردها از اسكندرون تا قفقاز پايين است، اما ميتوان از آنها براي مقابله با بلشويكها استفاده كرد... هجوم بلشويكها به جنوب نيز هر آن متحمل است... من «حمدي پاشا» را به دليل آنكه متلون المزاج است زياد قبول ندارم، اما احترام بسياري براي «سيدعبدالقادر» به عنوان يك شخصيت آييني و منتفذ قائل هستم.
6- خبر ديگري كه لازم است به آگاهي برسانم اتحاد مجهز دو تشكل كردي و تأسيس يك خانه مشترك به رهبري «سيدعبدالقادر» و «امين عالي بگ بدرخان» است.
Fo 371/6346/2262,
نماينده سامي بريتانيا در استانبول «سرهورنس رمبولت» با ارسال يادداشت 29 دسامبر «ريان» به وزارت خارجه بريتانيا ميگويد:
1- يادداشت «ريان» را ارسال نمودم. از ديدگاه من، تحريك كردها در مقطع كنوني به مصلحت نيست، اما در هر حال، راهنماييهاي شما بسيار مؤثر خواهد افتاد.
2- اطلاعاتي كه از كردهاي ساكن «جزيره ابن عمر» دريافت نمودهام بسيار بيش از مطالب مندرج در يادداشت «ريان» است.
3- تهديدات گوناگون، بسترهي مساعدي براي انفجار منطقه به وجود آورده است...
4- اسنادي وجود دارند كه از تمايل بلشويكها براي هجوم به جنوب خبر ميدهند... ملك حسين در حجاز و پسرش عبدا... (پادشاه سابق اردن) و حتي ملك فيصل نيز با بريتانيا صادق نيستند... آنها تنها در انديشه بسط قدرت به بينالنهرين هستند... مصطفي كمال نيز در حال نزديك شدن به بلشويكهاست... بلشويكها با ملك فيصل و پسرانش نيز مكاتبه كردهاند... مصطفي كمال در انديشه احياي تركيه و بازگرداندن تمامي مناطق اشغالي به آن كشور است. اين طرحها نيز صد درصد مخالف مصالح بريتانياست...
عدهاي از ساكنان سرشناس بغداد و از آن جمله «فواد بگ دقتري زاده» و «رئوف بگ چادرچي» وارد استانبول شدهاند و در تدارك خدعهچيني و دسيسه هستند.
5- اگر قرار باشد كردها را وسيله خنثي نمودن اين تحركات قرار دهيم، بايد نقش مهمتري براي مردان سرشناس كرد در استانبول قائل شويم.
هورنس رمبولت
نماينده سامي بريتانيا در استانبول
Fo 371/1701/ (5/1743/11),
سمكو و موضع بريتانيا در برابر قيام او
سند شماره (371) (6347) (2262) مورخ 20 جولاي 1921، نامه محرمانه افسر سياسي بريتانيا در رانيه است:
اشاره به نامه «سمكو» به «بابكرآقاپشدر» ديدگاههاي من در مورد اين نامه به شرح زير است:
«سمكو» كه در سالهاي طول عمر خود، انقراض چند دولت و حكومت را به چشم ديده است با اشعار به اين كه حكومت فعلي، سرشت متمايزي دارد، جايگاه واقعي خود را نشناخته است. او تمايلي به از دست دادن قدرت فعلي ندارد، بنابراين بدنبال يك حامي خارجي است...
در مورد مناطق شمالي نيز گسترش پيوندهاي ما با «سمكو» مؤثرترين منافع را در برخواهد داشت... درست يا غلط، «سمكو» اكنون شهره خاص و عام بوده از او به بزرگي ياد ميشود... به نظر من، ميتوان با ياري رساندن به «سمكو» بسياري از مواضع پيش رو را پشت سر گذارد.
Fo371/ 6347/2262,
در همان سند به شماره (س/63/مورخ 20/7/1921)، نامه سمكو به «بابكرآقا» سليمانيه درج شده كه «ملاسليمان» پيك آن بوده است متن نامه به شرح زير است:
هيچ حكومت ديگري غير از بريتانيا توانايي اداره منطقه را ندارد. بلشويكها پس از پيشرويهاي مقطعي، سرانجام متوقف و ناگزير از مراجعت شدند. ايران را نيز نميتوان يك دولت مقتدر بحساب آورد. مصطفي كمال و سپاهيان او هم از بيست هزار تن تجاوز نميكنند و تبليغات او در يورش به منطقه با دو هدف صورت ميگيرد: نخست تأثير مخرب بر اتحاد عشاير و دوم جمعآوري پول و دريافت باج... نيروهاي مسلح ترك كه وارد «كانيرهش» شدهاند، هدفي جز ارعاب عشاير منطقه ندارند... من ميدانم به «فريبكاري» متهم شدهام، اما هرگز كسي حاضر به استماع سخنان من در دفاع از خود نشده است: نه اقدامات فعلي و نه عمليات پيشين من در دشمني با بريتانيا نبوده است، برعكس، من همواره تلاش كردهام پيوندهاي خوبي با حكومت بريتانيا داشته باشم. بنابراين از شما «بابكر آقا» ميخواهم در نزديكي روابط بريتانيا با ما مساعدات لازم مبذول فرماييد... من آمادهام براي گفتگو با نمايندهي حكومت، به «اشنويه» عزيمت نمايم... مطمئن هستم نقاط مشترك فراواني ميان طرفين وجود خواهد داشت...
در يادداشت ديگري به شماره (ج/61/ مورخ 29/7/1921) كه از سوي افسر بريتانيا در سليمانيه خطاب به نماينده سامي ارسال شده است ميخوانيم:
با ارزيابيهاي جانشين افسر سياسي در رانيه «كاپيتان كوك» موافق هستم ضمن آنكه توجه شما را به موارد زير جلب مينمايم:
1- نقشه منطقه تحت نفوذ سمكو در منطقه كردنشين حدفاصل ايران و تركيه بشرح زير است:
خطي طولاني از «بيرهكهپهره» در امتداد زاب بزرگ و از آنجا بسوي مرز ديلمان (سلماس) تا «خوي». از خوي به طرف جنوب تا سواحل درياچه اروميه و از آنجا تا «سولدوز» و «بانه» به استثناي سنندج و مهاباد... بيگمان، حمايتهاي معنوي بريتانيا سبب خواهد شد نامبرده حوزه اقتدار خود را تا شهرك «دزا» ]!!! مترجم[ در غرب ايران بسط دهد...
2- سيد طاها اجتمالاً در پاسخ به تقاضاي «سمكو»، با بريتانيا وارد مذاكره خواهد شد
3- ايجاد ارتباط با «سمكوي» قدرتمند، تهديد مرزهاي ما را خنثي خواهد كرد.
4- در مورد ايران نيز بايد بگويم اين كشور بخاطر از دست دادن اراضي كه عملاً نظارتي بر آنها نگران نخواهد شد...
5- در مورد «سمكو» نيز بايد گفت شخصي نيرومند و قسيالقلب است بنابراين نبايد به تمامي به او اطمينان كرد... او اگرچه ظاهراً ايرانيها را شكست داده است اما خوب ميداند تكيه كردن به عشاير بومي بعنوان تنها حامي، امري پسنديده نيست بنابراين تلاش ميكند با حكومتي چون بريتانيا وارد گفتگو شود...
از نظر من، تقويت پشتيباني معنوي نامبرده در دراز مدت، منجر به آن خواهد شد كه مجبور شويم در برابر تمام شروط او تسليم شويم...
موضع برخي روشنفكران كرد عليه قطعنامه كرد- ارمني
در سند شماره (371) (5068) (2786) نماينده سامي بريتانيا در استانبول به وزارت خارجه بريتانيا 2 مارس 1920 آمده است:
اتخاذ موضع عليه اين قطعنامه ابتدا از سوي مصطفي پاشا بابان زاده (يا ملكي) و نعيم بگ بابان زاده اغاز شد. مصطفي پاشا از روشنفكران كرد و يكي از كارمندان اسبق عثماني بوده است. نعيم بگ نيز از مردان آييني منطقه است.
Fo 371/ 5068/ 2787, 2 th March 1920
دربارهي «مصطفي پاشا» سند ديگري به شمارهي (371) (6346) (2262) و شماره محرمانه 476 ديد ميشود كه نامه نماينده سامي بريتانيا در استانبول «سرهورمن رمبولت» به وزير خارجه «ايرل كرزن» است كه در تاريخ 11مي 1921 به رشته تحرير درآمده است:
1- بازگشت به نامه محرمانه شماره (358 مورخ2 آوريل)، كاملاً روشن شده است كه يونانيها در تدارك تحريك كردها و بسيج آنها عليه كماليها در مرزهاي شرقي هستند. در اين ميان، شماري از كردهاي ميهنپرست كه سخت در پي اتونومي هستند، يونانيها را دوستان خوبي براي دشمني با كماليتها ميدانند. كماليتها نيز كه بشدت با استقلال كردها مخالف هستند، دشمني عميقي با كردهاي استقلال طلب و يونان دارند.
2- من در مورد انعقاد پيمان رسمي سران كرد با يونانيها ترديد دارم
3- مصطفي پاشا از افسران عاليرتبه عثماني بوده و اصالتاً اهل سليمانيه است. پس از جنگ، در اثر حمايت از صدراعظم «فريد پاشا» عليه كماليتها شهره شد. آخرين منصب او در حكومت عثماني، رياست دادگاه ويژه عرفي بوده نامبرده در اين پست بسيار عالي عمل نمود تا جايي كه بخاطر اقتدار فراوان، «مصطفي پاشا نمرود» لقب گرفت.
پس از فروپاشي حكومت فريد پاشا در اكتبر 1920، مصطفي پاشا دستگير شد اما با تلاش نماينده سامي تنها به هدف ماه زندان محكوم شد اما پيش از پايان دورهي محكوميت مشمول عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد. نامبرده قرار است در صورت موافقت دايره سياسي جنوب كردستان به سليمانيه بازگردد. چون در عثماني بعنوان عنصر نامطلوب شناخته شده است...
4- مصطفي پاشا مردي صادق، شجاع و بلندمرتبه، اما بسيار عصباني است... او ميتواند براي بريتانيا عنصري مفيد تلقي گردد، اما مهرياي نيست كه براي ايجاد پيوند همكاري ميان كردها و يونانيها روي او حساب كرد... نامبرده در تقاضاي بازگشت خود به سليمانيه، از بريتانيا خواسته است با سفر چند تن از افسران او نيز موافقت شود. من با پذيرش اين پيشنهاد مخالفم چرا كه موافقت با سفر او، تنها بدليل امنيت جاني بوده است و لاغير...
1- Fo 371/5068 (E 2786).
2- Fo 371/6346/2262 (E 5713/43/93) No.476, Secret
حزب استقلال كرد، يادداشتي تقديم نمايندگان متفقين نمود
سند شماره (608) (95) (434) مورخ 16 دسامبر 1918، يادداشت حزب استقلال كرد است كه در آن نارضايي ملت كرد از تجزيه اين سرزمين عنوان شده است، متن نامه بشرح زير است:
Lecairo, Le
Depuisving- Cingnal’ Europe Ecoute avec Confidence Le Recit Eemouvann De Massacre…
ما كردها اكنون در برابر انتخابي بزرگ قرار گرفتهايم... ما دشمن كساني هستيم كه چشم طمع به كردستان دوختهاند.
امضا
حزب «سهربهخويي-استقلال» كرد
دبيركل احمد ثريا بدرخان
10- Nous Protestons Energuement Conter les Pretetions… sur Le Kurdistan Comite Del Independent kurd (Signe)
Sureya Bedrkhan
Secret aire
Pro, fo 608/95/434(Political Me) (Sir Re wingate)(
ميجرنوييل: درخواست حكم خودگرداني از سوي كردها هر لحظه بيشتر ميشود
در سند شماره (371) (3385) (192142/747) مورخ 21 نوامبر 1918 آمده است:
ميجرنوييل در تلگراف خود ميگويد: تحركات كردها براي گرفتن حكم خودگرداني تحت سرپرستي بريتانيا گسترش يافته است. عشاير كرد منطقه از بريتانيا براي تأسيس اتحاد كنفدرالي، طلب ياري كردهاند.
Fo 371/3385/192142-747, November, 21 th, 1918
سران كرد درخواست خود را براي حضور يك نماينده در كنگرهي صلح مطرح ميكنند
در سند شماره (371) (3385) (192142/747) مورخ 21 نوامبر 1918 آمده است:
ميجرنوييل در تلگراف خود ميگويد: تحركات كردها براي گرفتن حكم خودگرداني تحت سرپرستي بريتانيا گسترش يافته است. عشاير كرد منطقه از بريتانيا براي تأسيس اتحاد كنفدرالي، طلب ياري كردهاند.
Fo 371/3385/192142-747, November, 21 th, 1918
سران كرد درخواست خود را براي حضور يك نماينده در كنگرهي صلح مطرح ميكنند
در سند شماره (371) (3386) (204298/747) مورخ 12 دسامبر 1918 ميخوانيم:
«ميجرنوييل» در تاريخ 8 دسامبر 1918 در تلگراف خود، تقاضاي سران كرد را به پيوست، ضميمه نموده است:
ما از حكومت بريتانيا درخواست ميكنيم شرايطي فراهم آورد تا در كنگره صلح پاريس، يك كرسي به نماينده كردها اعطا شود و اين نماينده بعنوان سخنگوي ملت كرد، پيشنهادات خود را تقديم نمايد
ميجرنوييل در تلگراف خود ميگويد:
عدهاي بازرگان كرد مايل به سرپرستي بريتانيا در كردستان هستند و سران عشاير را بدليل عدم توانايي شناخت، نادان و فاقد شعور ميخوانند...
در ذيل اين نامه، به يادداشتي بر ميخوريم كه دستخط «آرنولد توينبي» است:
اگر با حضور يك نماينده كرد در كنگره صلح پاريس موافقت كنيم، بايد خود را براي مقابله با نتايج حاصل از آن آماده نماييم.
1- در حالي كه هيچ پروژهاي براي تأسيس يك قوارهي كردي وجود ندارد، حضور يك نماينده كرد در كنگره به اعتراض ساير اقليتهاي منطقه و بويژه ارمني ها منجر خواهد شد.
2- در صورت موافقت، نمايندهي مزبور بايد از كردهاي كردستان باشد نه يكي از پاشاهاي استانبول كه تنها اصالت كردي دارد.
3- نمايندهي كردستان نبايد در مورد مسئلهي ارمنستان حقوق رأي داشته باشد. همچنين هنگام گفتگو بر سر مسئلهي ارمنستان، بايد نظر مردم كرد را نيز جويا باشد.
Fo371/3386(204298/717) (December, 12 th , 1918).
نمايندگان تشكلهاي سياسي كرد از بريتانيا ميخواهند اهميت بيشتري براي مسئلهي كردستان و كرد قائل شود
در سند شماره (371) (5086) (2607/11/44) مارس 1920، نامهي نمايندگان تشكلهاي سياسي كردستان به وزير خارجهي بريتانيا ثبت شده است:
به: پارلمان بريتانيا «مجلس عوام»
از: قسطنطنيه، 26 مارس 1920
مقام فخيم نخستوزير بريتانيا «لويد جرج»
ما امضاء كنندگان زير به عنوان نمايندگان تشكلهاي سياسي كردي و به نمايندگي از ملت كرد، نسبت به اعلاميهي 25 فوريه دولت عليه بريتانيا در مورد رهايي و آزادي ملت كرد، اظهار و قدرداني مينماييم.
ما مجدداً تكرار ميكنيم ملت كرد شايان توجه متفقين و حكومت بريتانياست و از آن دولت محترم براي بالندگي كردستان ياري ميطلبيم.
امضاء
- جانشين رئيس جمعيت مركزي كرد امين عالي
- دبير كل حزب دموكرات كرد ممدوح سليم بكر
- رئيس تشكل دانشجويان «هيوي كرد» صبري
- رئيس جمعيت «گسترش فرهنگ ملي» باقي
- نمايندهي روزنامهنگاران كرد كمال فوزي
Fo371/5068(E 2607/11/44) (March.1920).
حمدي بگ بابان و قدرداني از مقامات بريتانيا
در سند شماره (371) (608) (32978) مورخ 15 آوريل 1920 وزارت هند آمده است:
به پيوست، نسخهاي از نامه «حمدي بگ بابان» كه در تقدير از مقامات بريتانيا در كردستان به رشتهتحرير درآمده است تقديم ميگردد. همچنين يادداشت افسر سياسي سليمانيه در مورد «حمدي بگ» نيز تقديم است.
ان. بي. فولر
25 ژانويه 1920
سرورم
سپاسهاي بيشائبه من را بپذيريد، چون مديون الطاف كارمندان بريتانيا در منطقه بخاطر صدور مجوز سفر به كردستان و فراهم آوردن شرايط سهلتر از سوي ايشان هستم. همچنين از دولت بريتانيا بدليل دريافتن كردها در شرايط بسيار سخت بسيار سپاسگزارم. بيشك قامت راست كردن مجدد ملت من و رهايي از حكومت بدنام عثماني، مرهون مساعدات دولت بريتانياست. بيگمان، اتحاد اداري كردستان و بينالنهرين شاه كليد تعالي منطقه خواهد بود. اميدوارم ملت كرد در پناه ثروت و سامان ملي به ايام سعادت و خوشبختي دست يابد.
يادداشت ميجرسون درباره حمدي بگ
آنچه ميآيد خلاصه يادداشت بلند ميجرسون دربارهي حمدي بگ است:
من از آمدن حمدي بگ به سليمانيه بسيار مشعوف شدم... سخنان او در برگيرنده پيشنهادات بسيار جالبي بود... اكثر ساكنان منطقه از او بعنوان «حاكم كل منطقه كردستان» ياد ميكنند... برخي ديدگاههاي او را كه بنظر من بسيار موشكافانه است، تقديم ميكنم:
از نظرگاه حمدي بگ، بازگشت آرامش قطعي به منطقه و تثبيت آن، مستلزم اعمال قدرت يك نيروي خارجي- لااقل بمدت دوسال- است... پيشنهاد ديگر او تأسيس جادههاي بسيار براي سهولت آمد و شد است. من با ديدگاههاي او موافقم چون خواه ناخواه در آيندهاي نهچندان دور ناگزير از تأسيس يك اداره سياسي در جنوب كردستان خواهيم بود نبايد فراموش كرد كه بلشويكها و كماليتها تهديدي بالقوه محسوب ميشوند... سخنان حمدي بگ، تأييدي مجدد بر برخي ديدگاههاي من بود و آن اين كه طبقات گوناگون كرد دشمني چنداني با بريتانيا ندارند و تمام هراس آنها از آيندهاي نامشخص است... در اين ميان، وجود برخي افكار سنتي كه عمدتاً از موصل القاء ميشوند را نيز نبايد ناديده گرفت... «حمدي بگ» اميدوار است با كسب حمايت اقشار مختلف مردم كردستان و پشتيباني بريتانيا موقعيتي مناسب براي منطقه خلق كند.
البته از برخي سخنان «حمدي بگ» بوي نااميدي بمشامم خورد... نامبرده از روحانيون مذهبي روستاها هراس فراوان دارد... «حمدي بگ» شخصيتي فوقالعاده مذهبي است و من گمان نميكردم احساسات ديني در كردستان تا بدين پايه، قوي باشد... اميدوارم ترتيبي اتخاذ فرماييد تا امكان ملاقات حمدي بگ با مسئوولان بلند پايه فراهم آيد چرا كه پيشنهادات او در مورد سياست كرد در جنوب كردستان، كارشناسانه و دقيق است...
Fo 371/5068 (E 3297/11/44) (
صدراعظم از اهميت شمال كردستان در خاموش كردن آتش كماليسم خبر ميدهد
در سند محرمانه (371) (5068) (A 3398/11/14)، تلگراف «آدميرال ديروبيك» از استانبول ثبت شده است:
بازگشت به تلگراف شماره 302 و 372... يكي از پيشنهادات صدراعظم فريد پاشا براي سركوب نهضت كماليسم، يورش نيروهاي مسلح كرد به مناطق «دياربكر»، «خربوت» و «موش» است. صدراعظم مايل است براي جلب نظر «عبدالقادر شمديناني»، غالب بگ را بعنوان والي «خربوت» برگزيند، اگرچه اين طرحها تا اعلاميه نهايي كنگره صلح عملي نخواهد بود...
«فريد پاشا» از من سئوال كرد آيا اين پيشنهاد مخالف مصالح بريتانيا نيست؟
«عيدالقادر» براي اجراي اين عمليات آماده است، اما در كنار آن حاضر به معامله در مورد آرزوها و آمال ملي كرد نيست؟ هدف نهايي او رهايي از حكم عثماني، تأسيس حكومت كردستان و پذيرش حمايت بريتانيا است... من ميان ديدگاههاي فريد پاشا در مورد سركوب كماليتها و نظر قاطع عبدالقادر كه در بالا بدان اشاره رفت مردد ماندهام.
نظر اوليه من آن است كه نهضتي از كردهاي آناتولي با اقتدار منطقهاي محدود (بدون تسري آن به ساير مناطق كردنشين) پديد آيد اگرچه تأسيس اين نهضت بدليل اختلاف ديدگاه كردها در مورد كماليسم با مشكلات بسيار روبرو خواهد بود از يكسو و از سوي ديگر ايجاد هماهنگي ميان «عبدالقادر» و «فريد پاشا» امري مشكل است... با اين وجود، راي نهايي كنگره صلح پاريس، ضمانت اجراي لازم را براي حل مسأله كردها فراهم خواهد آورد.
آدميرال دي روبيك
Fo 371/5068 (E 3398/11/44)
Tel. From Admiral De Robeck,
حزب «سهربهخويي كورد» و درخواست استقلال كردستان
حزب «سهربهخويي كورد» در يادداشتي خطاب به متفقين، درخواست خود را براي تأسيس يك كردستان مستقل شامل كردستان ايران كه فارغ از هرگونه وابستگي به حكومت عثماني باشد، طرح نموده است.
Fo 371/5068 (E 2127) (14 th March 1920) from Surera Badrkhan,
عشاير كرد و تقاضاي توجه بيشتر به كردستان
در سند شماره (608) (95) (12360) مورخ 27 آوريل 1919 آمده است:
سران عشاير كرد طي درخواستي، خواهان توجه بيشتر به كردستان و ارتقاء وضعيت اجتماعي- فرهنگي منطقه شدهاند.
Fo 608/95/12306/165, 27 th April 1919, Sublime Porte, tres Confindential
صدراعظم و پيشنهاد استفاده از كردها براي دفع هجوم كماليسم
در يكي از نامههاي وزارت خارجه حكومت استانبول خطاب به نماينده سامي بريتانيا موضوع استفاده از كردها براي مقابله با يورش كماليها طرح ميشود. «مسترريان» در توضيح اين نا ميگويد:
ديروز صدراعظم عثماني اطلاع داد عشيرت «ميللي» با تمام قوا در برابر نيروهاي كمالي كه به سوي «ويران شهر» در حال پيشروي هستند، مقاومت ميكنند. اين شهر، مركز عشيرت «ميللي» است... فرماندهان تيپ13 اين درگيريها را تأييد كردهاند، صدراعظم گفت اعزام «ژنرال اسماعيل فضلي پاشا» و «سيد عبدالقادر شمديناني» به كردستان، موازنه را به سود ما تغيير خواهد داد...
ملاقات ژنرال شريف پاشا و فانسيتارت
در سند شماره (608) (95) (17280) مورخ ششم آگوست 1919 به نامه «شريف پاشا» خطاب به «مستر فانيستارات» در مورد سفر «فخري عبدي بگ» به استانبول و قريب الوقوع بودن زمان بازگشت وي نزد هيأت كردي كنگره پاريس، اشاره شده است.
Fo 608/95/17280/17280 Cherif Pash to Vansitart , August, 6 th 1919
در بهار سال 1919 شريف پاشا در هتل «كارلتون» لندن با مسئوولان بريتانيايي ملاقات و گفتگو كرد. سند شماره (5068) (A-2628) (44) متن گفتگوهاي «فانسيتارت» و «شريف» است: «فانيستارت» ميگويد پس از آنكه مذاكرات صبح امروز من با «سوكولر» به پايان رسيد، شريف پاشا به ملاقاتم آمد. اكنون مطمئن هستم او مدافع تركهاست. وقتي از او پرسيدم: «تو واقعاً نماينده چه كسي هستي؟» بسيار خشمگين شد. او از من خواست نامهاي را كه نوشته است به «خانه كردهاي استانبول» ارسال كنم.
بد نيست با فرستان اين نامه، سرانجام دريابيم «شريف پاشا» نماينده كدام گروه است؟...
Fo 371/5068 (E 2628/11/44) (Vansitart), 3 th April 1920
نماينده سامي بريتانيا وزارت خارجه كشور متبوع خود را در جريان اختلاف اعضاي خانه كردهاي استانبول قرار ميدهد
تلگراف «آدميرال روبيك» نمايندهي سامي بريتانيا در استانبول بتاريخ 16 آوريل 1920، در سند شماره(371) (5068) (A-3401) ثبت شده است:
فوري
بازگشت به تلگراف (3398)، اختلاف و دو دستگي ميان اعضاي خانه كردها در استانبول هر لحظه عميقتر ميشود.
«بدرخانيها» عبدالقادر را به انحراف از آرمانهاي ملي كرد متهم ميكنند در حالي كه عبدالقادر خواهان اتحاد كردها و خودمختاري آنها در تركيه است. عبدالقدر، اهميت چنداني به كردستان مستقل نميدهد و حاضر به دل كندن از خلافت نيست.
عبدالقادر ميگويد: در صورت همكاري بريتانيا بمحض آنكه شرايط را مناسب ببينم بدون هيچگونه ترديدي، تأسيس قواره مستقل كردي را اعلام خواهم كرد، اما در حال حاضر، اين شرايط مناسب نيست.
نماينده سامي در تلگراف خود مي گويد: عبدالقادر، انساني دلسوز و موقعيت آييني وي، اعتبار بسياري به او بخشيده است. هواداران او بيشتر مدافعان عثماني هستند...
با اين احوال، هماهنگي نمايندگان كرد در استانبول، بسيار سخت خواهد بود.
Fo 371/5068 (E 3401/11/44) Tel. From Admiral De Robeck, 16 th April 1920
كردها قرباني ناهماهنگي و عدم اتحاد هستند
در سند شماره (608) (95) (x.5828.8) مورخ 4 آوريل 1919 فرمانداري كل مصر به نماينده سامي در استانبول ميخوانيم:
با رفع تهديد تركها اختلاف ميان كردها در «جزيره ابنعمر» تشديد شده است. وادار نمودن حكومت عثماني به انجام يك عمليات تأديبي د رمنطقه «گويان» توسط تيپ 13، بازگشت آسايش و امنيت را به منطقه تضمين خواهد كرد. براي آنكه مانع از خدعه چيني حكومت عثماني شويم، حضور يك متشار بريتانيايي در كنار نيروهاي عثماني ضرورت خواهد داشت.
Fo 608/95 (x.5828.8), April 4 th 1919, to high Commissioner,
سند شماره (608) (95) (767) مورخ 13 آوريل 1919، پاسخ نماينده سامي بريتانيا در استانبول است:
بازگشت به تلگراف شماره 5828 استعداد نيروهاي عثماني براي اين عمليات نظامي بشرح زير است:
از ميان 18 فوج سرباز مستقر در «ملاطيه»، «دياربكر» و «سيعرت»، تنها 8 فوج توانايي اقدام نظامي دارند. مجموع مسلسهاي آنها12 قبضه است. بخشي از اين نيروها نيز بايد به جبهه «شرناخ»، «گويان» و «الجزيره» اعزام شوند و بخشي نيز براي قطع خطوط ارتباطي ميان شمال و جنوب، بايد به «موصل» و «نصيبين» اعزام شوند. حكومت عثماني با حضور مستشار بريتانيايي در كنار نيروها موافق است. مستدعي است جهت اتخاذ تدابير نهايي با فرماندهي دياربكر تماس حاصل نماييد.
من شخصاً به نتايج اين عمليات اميدوار نسيم. بينتيجه ماندن اين اقدام، عواقب وخيمي بدنبال خواهد داشت.
Fo 608/95/Turker, Decypher, No 767, AD MI. Calthorpe,
حكومت عثماني و اتخاذ موضع دوگانه در برابر كردها
سند شماره (608) (95) (7049) (682) مورخ 3 آوريل 1919، تلگراف نماينده سامي «آدميرال ويپ» به نماينده سامي «بينالنهرين» است:
بازگشت به تلگراف شماره (25754) (3650) مورخ 31 مارس
پسر «عبدالقادر شمديناني» براي بازگرداندن آرامش به «نصيبين» و «گويان» اعزام ميشود. «عبدالقادر» نفوذ معنوي بسياري بر عشاير كرد منطقه دارد. مستدعي است مساعدات لازم براي سفر نامبرده ايجاد شود.
Fo 608/95/7049 No. 682,
سند شماره (608) (95) (6869) تلگراف مجدد خطاب به فرمانده ايتاليا در مصر به تاريخ 10 آوريل 1919 است:
بازگشت به تلگراف شماره 3439 مورخ 26 مارس، اطلاعات تكميلي تقديم است:
اشخاص برجسته كه تحت نظارت استانبول براي خودمختاري كردها فعاليت ميكنند، افراد زير هستند:
1- شيخ عبدالقادر 2- دكتر عبدالله جودت 3- سليمان نظيف 4- بدرخاني
شايع است اين افراد مجاز به ايجاد ارتباط تلفني با «ماردين» و «دياربكر» هستند در ديدار بكر هيئتي از اشراف كرد براي گسترش دامنهي نهضت تشكيل شده است. چنين هيئتي در «ماردين» نيز در حال شكل گيري است. در مصر هم، ثريا بدرخان در تدارك فعال نمودن كردهاست.
Fo 608/95/6869 (X. 5741). (Tod. M.I). Secret,
در سند شماره (608) (95) (6869) (X 57860) مورخ 19 آوريل 1919 نيز ميخوانيم تعريف پيشنهاد شده است افسران سياسي «ديادمي و چوترك» در نيمه مي به ولايت وان اعزام شوند. مأموريت ايشان، حمايت از آسوريهاي شمال موصل هنگام مراجعت آنها به موطنشان و اشغال جزيره «ابنعمر و نصيبين» با پشتيباني نيروهاي بريتانيايي مستقر در مصر است.
Fo 608/95/6869 (x. 5786 2 nd) 19 April, Repeited to G.H.Q., Egrpt
صدراعظم به پيشواز شريفپاشا ميرود
سند شماره (608) (95) (196) (13955) مورخ 23 ژوئن 1919، حاوي متن نامه شريفپاشا به صدراعظم و قدرداني وي از پذيرايي گرم اعظم فريدپاشا اقدامات شريفپاشا عليه «اتحاد و ترقي»، علل فروپاشي دولت عثماني و راههاي وصول به آرمان ملي كرد از ديدگاه نامبرده است.
Fo 608/95/Tur Ker. ME (196) (13955), from Cherif Pasha to Damad farid Pasha, Juan, 23, 1919
نامهي يك داماد به پدرزن
سند شماره (608) (95) (105597) فرماندهي نيروي مصر به تاريخ 3 ژوئن 1919، نامه «صالح بگ» به «ژنرال شريفپاشا» از بندر اسكندريه است كه به زبان فرانسوي نگاشته شده است. صالحبگ داماد شريفپاشا و از فعالان سياسي كرد بود:
فرماندهي كل در مصر
3 ژوئن 1919
ترجمهي نامه «صالحبگ» به «شريفپاشا» به پيوست تقديم ميگردد. «صالحبگ حسني» كه در سپاه عثماني داراي درجهي «ليفتانت» بوده است فرزند «حسني پاشا» و داماد و مدير برنامههاي «شريفپاشا» است. همسر او «آمنه خانم» و در مصر ملقب به «اميره» است.
گفته ميشود «صالحبگ» در آغاز جنگ يكي از اعضاي «اتحاد و ترقي» را ترور كرده است به همين خاطر، غياباً به اعدام محكوم شده است. جي. يو. كورتني ميجر
متن نامه «صالح بگ» بشرح زير است.
پدر بزرگوارم
چهاردهم همين ماه جهت بررسي مسئله «شكور» به قاهره رفتم. در قاهره با مقاماتي چند از كشورهاي مختلف به گفتگو نشستم. يكي از آنها وزير مختار ايران بود كه در مورد ادعاهاي ارزي ايران و شكواييهاي كه غريباً براي كنگرهي صلح پاريس ارسال خواهد شد مطالبي اظهار نمود... من نسخهاي از طرح مكتوب ايران را كه تايپ شده بود از او گرفتم. همچنين در مورد عشيرت جاف نيز سخناني رد و بدل شد. «عارف بگ» نيز مراجعت نموده است. در صورت تأئيد، نامبرده را در فهرست اسامي اعضاي كرد حاضر در كنگره پاريس قرار دهيد.
Fo 608/95/ (No. 15597) (letter from Saleh Beg Husne,
عشيرت «باجهلان»
سند شماره (371) (3406)(139152) (68571) مورخ 8 ژوئن 1918 نامهي «ميجرسون» راجع به عشيرت «باجهلان» است كه در خانقين نگاشته شده است:
باجهلان:
عشيرت: جومور و قازانلو
شاخههاي جومور: سايكاوند، حاجي لار، عريبوند، شيره وند، چواركالاو، مامهوند، داودوند، جليل آقا
شاخههاي قازانلو:حاجي خليل، ولي آقا، عبدالرحمان آقا
سرانجومور: مجيد آقا، پرهيز، مبارك، جهانبخش، قادر آقا، محمد امين آقا
سران قازانلو: ولي آقا، عبدالرحمان آقا، غيدان آقا، حاجي خليل آقا
استعداد عشيرت: 1300 خانوار... مجيد آقا80 سوار، محمد امين آقا و ولي آقا هركدام400 سوار... در حال حاضر پراكنده و فاقد سلاح هستند.
محل سكونت اين عشيرت:
1- جومور: در دشت باجلان كه مرز شمالي آن، رودخانه عباسان است
در جنوب: جاده كرمانشاه
در شرق: داري ديوان و پيشيكان
در غرب: رود سيروان و آقا داغ
2- قازانلو: بخشي از آنها در دشت «كور دره» ساكنند.
شمال و غرب: رود سيروان
جنوب: بابا بيلاوي و قله مرواريد
شرق: آغ داغ
تعدادي از آنها نيز در «بييوخ» زندگي ميكنند كه منطقهاي ميان «موصل» و «زاب كوچك» است رهبر آنها «علي آقا قازانلو» است. بخشي از آنها نيز در روستاي «باجهلان» حومه كركوك زندگي ميكنند و رئيس آنها «عبدالرحمان آقا» است.
رهبر فعلي آنها (1918) مصطفي پاشا باجلاني است. نامبرده رهبري موصل و داراي تشكيلات اداري نيرومندي است. او در كنار نيروهاي بريتانيا با تركهاي عثماني جنگيد و متحمل صدمات بسياري شد. رهبري است بسيار شجاع، پاكدل، با ايمان و يك رنگ كه دوران طولاني عمر خود را به مبارزه گذرانده و سالهاي بسياري را در تبعيد و زندان به سر آورده است. در ميان تمام عشاير كرد و عرب به جوان مردي شهره است براي عملي ساختن روژه اتونومي كردستان، ميتوان به وي متكي بود. همسر او از خاندان باباً، يكي از خانوادههاي اريستوكرات كرد و از كهنترين خاندان كرمانج جنوب كردستان است. نام او «اسماء خانم» است.
تاريخ اين خاندان:
نياي بزرگ «باجهلاني»ها از كردهاي «دياربكر» است كه در حدود سال 1630 ميلادي به سوي «زهاب» مهاجرت نموده و با غلبه بر «فهلوي» زبانان منطقه، اين مكان را بعنوان محل سكونت اختيار كرده است... سلطان مراد چهارم در ازاء دو هزار سوار و ساليانه 200000 قوشيش، ادارهي امور منطقه را به او سپرد. اگرچه نياي بزرگ «باجهلاني»ها «عبدالله بگ» باجلان بود، اما لقب «پاشا» نخستينبار به «احمد پاشا باجلان» اعطاء شد. نامبرده در «باشاق» و «باشاليق» و «زهاب» با نادر شاه جنگيد. در دوران عثمان پاشا كه پدر مصطفي پاشا بود، «باجهلاني»ها موظف به مقابله با «محمد علي ميرزا» شدند اما به سبب قلت تجهيزات «زهاب» را ترك كردند و پس از آنكه هيأت «آرزوم» كه عثمان پاشا يكي از اعضاي آن بود، زعامت عثماني را پذيرفت، اين عشيرت در «خانقين» ساكن شدند و اكنون نيز در اين شهر حيات بسر ميبردند... شاخه ديگري از اين عشيرت كه به شرق آمدند، در همدان ساكن شدند. جماعتي كه در نزديك مرز سكونت پيدا كردند «دركزينلو» و ساكنان «قازاني»، «قازانلو» نام گرفتند... اعضاي اين عشيرت، همگي سني و شافعي مذهب هستند.
Fo 371/3406/13952/68571, Notes on Tribes Major E. Soane, June 8 th. 1918
شريف پاشا و گفتگو با سران دولت عثماني
سند شماره (371) (5069) (A 6067) (671) مورخ 8 ژوئن 1920 وزارت خارجه بريتانيا، متن گفتگوهاي شريف پاشا با صدراعظم و وزيرخارجه «توفيق پاشا» براي رسيدن به يك موضوع مشترك و ارائه آن به كنگره صلح پاريس در مورد آينده كردستان و تعيين خطوط مرزي منطقه خودمختار از درياچه «وان» در امتداد رودخانههاي «كارمان»، «قرهسو» تا «فرات» است.
Fo 371/CE 6067 (
سند شماره (371) (5069) (A6437) مورخ 10 ژوئن 1920 نيز تلگراف نماينده سامي بريتانيا در استانبول به وزارت هند در مورد گفتگوهاي شريف پاشا و توفيق پاشا راجع به كردستان است:
پيشنهادهاي شريف پاشا در بسياري از موارد، مشابه ديدگاههاي حكومت عثماني است.
Fo 371/ 5069 (E 6437) (
سند شماره (371) (5069) (A5569) مورخ 29 مي 1920، تلگراف جانشين حاكم بريتانيا در هند و پيشنهاد اور در مورد عضويت «ميجر نوييل» در هيأت كردستان است.
Fo 371/5069 (E 5569) (Viceroy of
سند شماره (371) (5069) (A6322/11/44) (B 4210) مورخ 10 ژوئن 1920 وزارت هند با شاره به تلگراف وزارت خارجه در 27 مي 1920 از اين وزارتخانه ميخواهد با تمديد دوره مأموريت «ميجرنوييل»، مستمري نامبرده را به وزارت هند ارسال نمايند. در اين سند از وزير خارجه خواسته شده است تاريخ دقيق شروع كار هيأت را اعلام تا آن وزارتخانه خود را براي انعقاد پيمان صلح آتي با تركيه آماده نمايد.
Fo 371/5069 (E 6322/11/44) (
اختلاف تشكلهاي كرد
در سند شماره (371) (5069) (A6148/11/44) نماينده سامي در استانبول به تاريخ 20 مي 1920 ميخوانيم:
در انتخابات «خانه كردها»، «سيد عبدالقادر شمديناني» پيروز شده است. بهمين خاطر، بدرخانيها و روشنفكران كرد در تدارك تأسيس يك تشكل كردي جديد هستند.
Fo 371/5069 (E 6148/11/44) (Admiral De Robeck), No 726 May 20 th 1920.
در سند شماره (371) (5069) (A6088/11/44) مورخ 23 مي 1920، تلگراف خانواده بدرخاني به نخست وزير بريتانيا و درخواست آنها براي بازگرداندن امارت بوتان است كه حكومت عثماني با توسل به زور در زمان «امير بدرخان» اشغال نموده است. امضا كنندگان درخواست، دكتر خالد بدرخان، خليل بدرخان و احمد ثريا بدرخان هستند.
Fo 371/5069 (E 6088/11/44), from Bedir khan family To Prime Minister, Signed J.A.C Tilley. 23 th May 192
در سند شماره (371) (5039) (A 7235) مورخ 22 ژوئن 1922، تلگراف نماينده سامي بريتانيا در استانبول به وزارت خارجه آمده است كه در آن دو تن از اعضاي خانواده بدرخاني به نمايندگي از خاندان خود، ضمن اظهار نارضايي از واگذاري قيمومت جزيره ابنعمر به فرانسه (سوريه) پيشنهاد ميكنند اين منطقه به كردستان خودمختار يا شمال موصل منضم شود تا بتوان از مفاد بند 64 پيمان «سور» به سود اين منطقه استفاده كرد...
وزارت خارجه بريتانيا نيز انجام اين كار در حوزهي مسئووليت هيأت كردستان ميداند.
Fo 371/5069 (E 7235) Tel. From Admiral De Robeck, Future Boundaries of
جامعه كرد از رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا بخاطر پذيرش حكميت كردها و ارمنيها قدرداني ميكند
در سند شماره (371) (5069) (A 7906/11/44) مورخ 28 ژوئن 1920 كه نامه نمايندهي سامي در استانبول به وزارت خارجه آن كشور است ميخوانيم:
مفتخرم جهت اطلاع، چند نسخه از اين سند را در اختيار جنابعالي قرار دهم
1- از سوي «كومهلهي كومهلايهتي كورد- جمعيت اجتماعي كرد»، در تاريخ 17 ژوئن 1920، تلگرافي براي «وودرو ويلسون» رئيس جمهور ايالات متحده ارسال شده است. در اين تلگراف از رياست جمهوري آمريكا بخاطر پذيرش حكميت كردها و ارمنيها در تركيه قدرداني شده است.
2- در نامهي مورخ17 ژوئن خطاب به كنگرهي صلح، از نهاد مزبور خواسته شده است ديدگاههاي اين تشكل در مورد حريم «جزيرهي ابنعمر» مورد امعان نظر قرار گيرد.
3- در اين نامه، همچنين به رفع اختلاف تدريجي دوشاخه «خانه كردها» در استانبول و اشتراك ديدگاه در مورد آيندهي كردستان اشاره شده است در اين سند، نامه «كومهلايهتي كورد» خطاب به «وودرو ويلسون» ثبت شده است. رهبر اين جمعيت امين عالي بدرخان و دبير كل آن، «ممدوح سليم» است:
رئيس جمهور محترم
ملت كرد از اعلام آمادگي جنابعالي براي پذيرش حكميت در مورد تعيين خطوط مرزي كرد- ارمني، بسيار مسرور است. ملت ما اين چهارده ماده را با تمام وجود پذيرفته است. ما اميدواريم حكميت شما به رهايي ملت كرد از يوغ بيگانگان بينجامد. اكنون سرنوشت اين ملت در دستان شماست. اميد است وجدان شما راهبر اين تصميم خطير تاريخي باشد. امين عالي بدرخان
ممدوح سليم
سند شماره (371) (5069) (969/م/3179) مورخ 6 جولاي 1920، تلگراف نماينده سامي در استانبول خطاب به وزير خارجه بريتانيا «ايرال كرزن» است:
سرورم
بازگشت به تلگراف شماره 930 مورخ 28 ژوئن، مفتخرم گزيده يادداشت «جمعيت كرد و كردستان» (به زبان فرانسوي) را به پيوست تقديم نمايم. جمعيت كرد و كردستان نام جديد «خانه كردها» ميباشد. اين يادداشت با امضاي سيدعبدالقادر ارسال شده است.
دي روبيك
1- Fo 371/5069 (E 706/11/44) from Admiral de robeck, No. 930, Future of Kurdistan, June 28 th 1920
2-Fo 371/5069 (969/M/3179), High Commissione,
بدرخانيها و مسأله كرد پس از جنگ جهاني اول
سند شماره (371) (5069) (A7827) مورخ 6 جولاي 1920 وزارت هند، نامه «سليمان آقاشرناخي» و درخواست او براي انتخاب يكي از اعضاي خاندان بدرخانيان به حاكميت «شرناخ» (منطقهاي در شمال شرقي جزيره ابنعمر) است.
سند شماره (371) (4116) (9928) (12142) مورخ 31 مي 1906 نامه «سراوكونوز» از استانبول خطاب به وزير خارجه بريتانيا «مستر ادوارد گري» است در اين نامه ميخوانيم:
مفتخرم به اطلاع برسانم رئيس پليس، عصر روز 22 مي 1906 در شهر استانبول كشته شد. شايعات حكايت از آن دارند كه اين اقدام با هدايت دو تن از بزرگان خاندان بدرخاني يعني «عبدالرزاق بگ» و «علي شامل پاشا» انجام شده است. مرگ رئيس پليس خشم كاخ «يولدز» را برانگيخته است.
هيأتي براي بررسي جزييات اين ترور تشكيل شده است. روز 28 مي ، مشاراليها به همراه 13 تن ديگر بازداشت و تبعيد شدند. عبدالرزاق به «مكه»، عاي شامل به «نغازي» و ديگران به «ارخبيل» تبعيد گشتهاند. «عبدالرزاق» و «علي شامل» از پسران مرحوم «بدرخان بگ» هستند. اين يكي نيز در سال 1850 به شبهجزيره كرت تبعيد شده بود. بعدها بدرخان و نود و يك تن از اعضاي اين خاندان به استانبول مراجعه و قدرت بسياري بدست آوردند. سلطان، مايل است با جلب حمايت بدرخانيها، سلطه خود را بر عشاير كرد ساكن آسياي صغير تثبيت نمايد...
«بدرخانيان» سرانجام حزب كردي قدرتمندي در پايتخت تأسيس نمودند و به كاخ عثماني راه يافتند. عبدالرزاق به قائم مقامي رئيس تشريفات سفيران برگزيده شد، علي شامل، فرماندار منطقه «سكوتاري» شد، «بدري بگ» به عضويت كابينه عثماني درآمد و چهارتن ديگر مناصب عالي پليس پايتخت را اشغال كردند. تعدادي از آنها نيز بعنوان فرمانداران ايالات كوچك، برگزيده شدند. آنها حتي تا احراز پست گارد ويژه سلطان و كاخ «يولدز» نيز پيش رفتند.
ان. آر. اوكونور
يك نسخه از روزنامه «اقدام» نيز به پيوست تقديم مي گردد.
1- Fo 371/5069 (E 7827) (Suleiman Agha Sharnakh, Jndia office, No. P 5218, July 6 th 1920.
2- Fo 371 (61/4) (9928) (12142) (South Feastern Europe), (Confidential), Sir N.O Conor to Sir Edward Grey, No 212,
كردستان و كرد
در اسناد محرمانه ي بريتانيا(5)
«كومهلهي كومهلايهتي كورد» يادداشت ديگري دربارهي حريم «جزيره ابنعمر» منتشر ميكند
سند شماره (371) (5069) (E 10718) نماينده سامي در استانبول به شماره 1172 است كه در 19 آگوست 1920 بعنوان وزير خارجه بريتانيا «ايرل كرزن» ارسال شده است:
بازگشت به نامه 28 ژوئن در مورد درخواست «كومهلايهتي كورد» راجع به نارضايي كردها از قيمومت فرانسه بر حريم «جزيره ابنعمر».
مفتخرم يك نسخه از يادداشتي را پيشكش كنم كه در 14 آگوست براي دومين بار منتشر شده است. در اين نامه، از حكومت بريتانيا بخاطر تلاش براي اعطاي خودمختاري به كردها قدرداني شده است. در يادداشت حاضر، يكبار ديگر درخواست «جمعيت» براي الحاق جزيره ابنعمر به جايگاه واقعي خود خروج آن از تحتالحمايگي فرانسه طرح شده است.
دي روبيك. نماينده سامي
Fo 371/5069 (E 1018/11/44), from Admiral De Robeck, No. 1172, 19 th August 1920.
وزارت خزانهداري بريتانيا مقداري پول براي هيأت كردستان تخصيص داد
سند شماره (371) (5069) (A 8775)، نامه وزارت خزانهداري انگليس (س 1241) مورخ 23 جولاي 1920 است كه به قلم «مستر بارستاو» نگاشته شده و بودجه تخصيصي هيأت كردستان را جهت تصويب به «مجلس كردها» فرستاده است. مخارج هيأت كردستان از سوي «مسترجون تيللي» پيشنهاد شده است.
در همين سند آمده است:
قرار شد 100000 ليره به بودجه 1921-1920 اضافه شود. اين مبلغ براي هيأتهاي تعيين خطوط مرزي و هيأت كردستان هزينه خواهد شد. بودجه تخصيصي هيأت كردستان، مصوبه سال قبل، در 31 مارس 1921 به پايان خواهد رسيد.
كي. او. مارشال
Fo 371/5069 (E 8775/11/44), from Treasury, 51241, Expences… Commission on
موضوع عشيرت شرناخ عليه كماليها
سند شماره (371) (5069) (A 10033) وزارت هند مورخ 17 آگوست 1920 نامه افسر سياسي به مسئوولان بريتانيايي است:
يادداشتي را بهمراه چندين نامه كه از «سليمان آقا» رئيس عشيرت «شرناخ» و «عبدالكريم» به دستم رسيده است، تقديم ميكنم. مهمترين مطالب مندرج در نامه مشاراليها بشرح زير است:
1-سليمان آقا» از سوي «اتحاد كنفدرالي عشاير» بجاي «عبدالرحمان آقا» منصوب شد.
2- «عاكف بگ» نيز به فرماندهي تيپ دو عثماني منصوب شد. اين مسئوليت، قبلاً در اختيار «علي بگ» بود. گويا اين عشيرت مايل است يكي از بدرخانيها قدرت را در منطقه بدست گيرد.
افسر سياسي ادامه ميدهد:
من به زباني كلي با «سليمان» سخن خواهم گفت و در مورد حسن نيت بريتانيا به او اطمينان خواهم داد. پيش از اين به «سليمان» هم گفتهام كه در مورد درخواست ايشان براي انتصاب يكي از بدرخانيها، مراتب را به اطلاع مسئوولان بلند پايه بريتانيا خواهم رساند…
همچنين نسخهاي از فتواي «شيخ الاسلام عثماني» كه عليه «مصطفي كمال» صادر شده را به او خواهم داد… بايد در مورد فرصت مناسبي كه كردها در كنگره صلح پاريس بدست آوردهاند نيز اطلاعاتي در اختيار او قرار دهم.
افسر سياسي در پايان، نامه «سليمان آقا» را ضميمه يادداشت خود كرده است:
همراه اين نامه، يكي از معتمدين خود را فرستادهام. او اهل «بتليس» و كاتب شخصي من است… مصطفي كمال كردستان و منطقه آناتولي را با خدعه چيني، فريفته است. او حكومتي موقت در آنكارا تأسيس نموده است. ما ساكنان كردستان، حاضر به پذيرش حاكميت شخصي چون مصطفي كمال نخواهيم شد كه نامردانه از پشت به حكومت عثماني خنجر زد. در حال حاضر چون رهبر جامع الشرايطي هم نداريم، كماليها توانستهاند اداره مدني و نظامي را تحت كنترل درآورند.
ملت كرد براي رهايي، بايد متحد شوند. تشكيل يك كردستان خودمختار تحت قيمومت بريتانيا تنها از اين راه ميسر خواهد شد از اينرو لازم ميدانيم يكي از سرشناسترين اعضاي خاندان «بدرخاني» كه هم اكنون ساكن استانبول هستند به «جزيره ابنعمر» عزيمت و قدرت را بدست گيرند.
«مصطفي كمال» پس از تشكيل حكومت موقت در آنكارا همه عشاير را به دشمني به حكومت بريتانيا برانگيخته است. او با تبليغات سوء تلاش ميكند جماعت بيشتري را با خود همراه كند… اما من سوگند ياد كردهام تا آخرين نفس با كماليها مبارزه كنم… حامل نامه، مطالبي را شفاها بعرض خواهد رساند.
سليمان آقا
Fo 371/5069 (E 10033) (
رؤساي عشاير و اشراف و روشنفكران جنوب كردستان بنام ملت كرد، درخواست تأسيس يك دولت كردي را مطرح ميكنند
سند شماره (371) (5069) (A 7928) وزارت هند به شماره 5237 مورخ 8 جولاي 1920 نامهي نماينده مدني به وزارت هند است. متن نامه بشرح زير ميباشد:
يادداشتي به امضاي 62 تن دريافت نمودهام كه اكثريت قريب باتفاق بزرگان جنوب كردستان را شامل ميشود. متن نامه بشرح زير است:
ما سران كرد اعلام ميكنيم هدف نهايي و آرزوي ما تأسيس يك دولت مستقل كردي تحت حمايت حكومت بريتانياست. اين دولت با دولت بينالنهرين، يك اتحاد كنفدرالي تشكيل خواهد داد و براساس حقوق مشترك در اين اتحاد، مشاركت خواهد ورزيد.
سيد محمد بيشماشبنه، سيد محمود نقيبي، نوه سيد عمر، نوه سيد حسين، رئيس پشدر قائم مقام بابكر آقا، محمود آقا رسول، قاسم پاشا محمد فواد بگ، صالح بگزاده، محمد پاشا محمد صالح، رئيس سرگولو شيخ عثمان، رئيس جاف محمد پاشازاده علي، رئيس داوده اسماعيل بگ محمد رفعت، شيخ عليزاده محمد رفعت، شيخ عليزاده محمد عارف، رئيس عشيرت «زان» درويش آقازاده علي، عبدالرحمن آقا، رستم خان، رئيس «سيده كاني» جباري سيد محمد، رئيس كويسنجاق ملا محمد، رئيس بلباس و پيران و سوراني، رئيس عشيرت آكو مامند آقا، رئيس عشاير كوچ رومنگور حسين آقا، شيخ قادر سندولان و حاكم راينه سيد محمد امين، رئيس عشيرت بالك شيخ محمد آقا، رئيس عشيرت برادوست محمد سعيد بگ، بايز پاشازاده، رئيس منگور حسين آقا، رئيس پشدر عثمان آقا رشيد، رئيس عشيرت هركي احمد خان آقا، ميراني محمد امين بگ، نماينده پيشين سليمانيه حاج ملا سعيد (نماينده: عضو انجمن- عضو پارلمان)، رئيس «دلو» ابراهيم بگ، رئيس جاف احمد بگ، رئيس جاف عثماني پاشا محمد عزت، محمد امين، كاك عبدالله آقا، عزيز آقا، محمد امين كاك عبدالكريم بگ، سيد اسماعيل سيد محمد برزنجي، برزنجي سيد محمد سيدرضا، برزنجي سيد احمدزاده سيد احمد، رئيس سانكانا صفوت آقازاده عبدالغفور، رئيس سانكانا جاسم آقازاده عبدالعزيز، رئيس عشيرت دلو كاك صالح، رئيس عشيرت دلو سليم بگ وازي، رئيس سانكانا جاسم آقا محمد رشيد، رئيس عشيرت آكوي دشت غفور خان، كدبانوي رئيس كل خورشيد بگ، آرزو سالي، احسان بگ، رئيس عشيرت ميلمهالي ميراني قادربگ- خوشناو، رئيس عشيرت ماريوب محمد رشيد، رئيس عشيرت مير ويس ميران حاتم بگ، رئيس عشيرت بارزان شيخ احمد، رئيس عشيرت شيروان احمد بگ، قادر آقا، عبدالرحمن آقا، رئيس عشيرت كردي بهروز احمد، رئيس عشيرت يان كاتراب، رئيس عشيرت شامرلي، شيخ محمد صادق سيد مصلح.
Fo 371/5069 (E 7928) (
تلاش براي بهبود وضعيت اداري جنوب كردستان
سند شماره (371) (5069) (A 8333) مورخ 10 جولاي 1920، نامه نمايندهي مدني به افسر سياسي در مورد وضعيت جنوب كردستان است. در اين نامه به ايجاد فرصت مقتضي براي كردها جهت سامان دادن به امور اداري اشاره شده است.
در همين سند، نامه افسر سياسي را بعنوان جوابيه ميخوانيم:
بازگشت به تلگراف شماره 6184 از مساعدات جنابعالي سپاسگزارم. در مورد اين مسأله، از تابستان پيش مشغول برنامهريزي براي انتصاب بهترين فرد براي اداره منطقه هستم. بايد براي افراد مستعد و هوشيار، موقعيتهاي مناسبي خلق كنيم.
در اين ميان، اگرچه افراد باهوش، بسيارند و تواناييهاي خود را در مناصب مورد نظر بخوبي نشان دادهاند اما متأسفانه پس از مدتي دچار تكبر كاذب شده چنين ميپندارند مسئووليت ميوه حرامي است كه تنها براي ايشان حلال شده است و ديگران نميتوانند بدان دستيابند. يكي از اين مردان «فايق تاپويه» است كه بعنوان مشاور ارشد واردات برگزيده شده اما به كمتر از رياست راضي نيست… در اين ميان، بيانصافي خواهد بود اگر از مرداني چون «رضا بگ»، «جمال عرفان بگ» و «عوني افندي» كه مسئووليتهاي مهمي در اختيار دارند و دچار آفت غرور نشدهاند به بزرگي ياد نكنم… همچنانكه در گزارش اداري سال 1919 نيز تأكيد نمودهام، يگانه راه براي دستيابي به مفاصد مطلوب، اصلاح ساختار اداري جنوب كردستان است… نكته ديگري كه بايد بعرض برسانم وجود دو بازرگان ثروتمند كرد بعنوان عامل توطئه عليه بريتانياست.
1- Fo 371/5069 (E 8333) (
2- Fo 371/5069 (E 8751/11) (
ديدگاههاي مستر يونگ در مورد آيندهي كردستان
سند شماره 11/44/875/E به بررسي ديدگاههاي مستر يونگ ميپردازد:
… اينها مجموعه عواملي هستند كه در نهايت به چشمپوشي از اعطاي اتونومي به كردستان خواهند انجاميد (اين نظريه پس از بروز مخالفتهايي چند از سوي برخي منتقدان كرد و حمايت آنها از نهضت كمالي طرح شده است. مترجم)
«ميجر نوييل» براي حل اين موضوع، راهحل هاي مناسبي ارائه كردهاند. او از تحولات اخير منطقه بسيار نگران است.
آنچه لازم مينمايد ادارهاي قوي است كه بتواند ظرفيت پذيرش حكم ذاتي را در خود داشته باشد. من در حال كه اينجا را ترك ميكنم هر لحظه بر اعطاي حكم خودگرداني به كردها بيشتر متعهد ميشوم…
ميجر يونگ
Fo 371/5069 (E/875/44/11), Major yong.
در «كويه» چه خبر است
سند شماره (371) (5069) (E 12457) مورخ 1920، مجموعهي مكاتباتي است كه يكي از آنها نامه شماره (24304/59/102) مورخ 19 آگوست 1920 حاكم مدني بريتانيا در مورد ديدگاههاي «ملامحمد» و گفتگوهاي او با حاكم مدني در «كويه» است.
افسر سياسي بريتانيا از «كويه» در ذيل اين نامه به طرح ديدگاههاي خود ميپردازد:
من اهميت چنداني به درخواست او در مورد انتصاب يك حاكم نميدهم. به باور من، تنها پاسخ ما اين است كه بايد در انتظار عملي شدن شروط مندرج در پيمان صلح باقي بمانيم. من تلاش كردهام با نزديك كردن تمام ديدگاهها به يكديگر، مركزيت فكري واحدي در «اربيل» بوجود آورم، اما حصول به موفقيت بسيار دشوار است. شهر «اربيل» بسيار ميانهرو است و بزرگان شهر با انتصاب يك حاكم، و وابستگي احتمالي به شريفپاشا سخت مخالفند… «اربيل» تمايل چنداني به دگرگونيهاي سريع ندارد. تعدادي از ساكنان شهر نيز كه غالباً كارمندان معزول امپراتوري عثماني پيشين ميباشند، هوادار تركها هستند اگرچه شمار آنها زياد نيست.
ملا محمد كويي و راهنمايي كنگره صلح پاريس
در سند شماره (371) (5069) (E 12457) وزارت هند به تاريخ 20 آگوست 1920، يادداشت محرمانه افسر سياسي بريتانيا در اربيل به شماره/ S.C 155/4/ مورخ 17 جولاي خطاب به حاكم مدني ديده ميشود:
در بازديد از شهر «كويه»، وضعيت سياسي شهر را مناسب و اوضاع عمومي آن را آرام ديدم. ملا محمد افندي حاكم شرع و جميل آقا قائم مقام اوست. اين دو در مورد آيندهي كردستان، مطالبي چند اظهار داشتند.
«ملا محمد افندي» از بزرگان نجباي شهر است. هر دو از مناسبترين افراد براي تأمين مصالح بريتانيا هستند… ملا محمد سخنان خود را با اين جمله شروع كرد: من گمان نميكنم اعضاي كنگره صلح پاريس آنقدر نادان باشند كه دو واقعيت زير را در نيابند:
1- نظريه اتحاد كردهاي شمال از مرز ايالت موصل، در يك حكومت مستقل، امري نامعقول است.
2- اگر اتفاق غير منتظره اي روي دهد جنوب كردستان هرگز با شمال متحد نخواهد شد.
نامبرده در ادامه گفت: ملت كرد حاضر نخواهند شد تنها استقلال بخشي از كردستان را بپذيرند. براي آنها اتحاد كردستان تحت قيمومت يك دولت خارجي ايدهآلتر است. ما مخالف تداوم حكومت عثماني بر كردستان هستيم. عثمانيها سمبل استعمار ديگر ملل هستند…
«اربيل» هم بايد به كردستان متحد بپيوندد… مخالفان اندك اين ديدگاه در «اربيل»، كاري از پيش نخواهند برد…
كردستان تحت قيمومت بريتانيا بايد يك حاكم داشته باشد… بنظر ما «حمدي بگ» مناسبترين شخصيت براي احراز اين منصب است… پايتخت ما نيز براساس انتخاب نهايي ما «اربيل» يا «سليمانيه» خواهد بود… سپردن اداره امور كردستان به كارمندان كرد نيز بايد در اولويت برنامه هاي اداري قرار گيرد…
Fo 371/5069 (E 19457) (
حاكم مدني بريتانيا در سليمانيه با ديدگاههاي ملا محمد كويي موافق است
در سند شماره (371) (5069) (E 12457)، يادداشت محرمانه ديگري به شماره S 2807/1/مورخ 4 آگوست 1920 ديده ميشود كه از سوي افسر سياسي سليمانيه براي حاكم مدني ارسال شده است. بازگشت به نامه شماره 9051 مورخ 27 جولاي 1920 جنابعالي، ضمن پوزش از شما بخاطر تأخير نسخهاي از نامه افسر سياسي اربيل به شماره 155/4 مورخ 20 جولاي را تقديم مينمايم…
در فرصت مقتضي با مفتي «اربيل» ملاقات خواهم كرد. گويا او نيز از طرفداران «ملا محمد كويي» است… ملا محمد در مورد احتمال ضعيف اتحاد كردهاي شمال از مرز موصل و اتحاد كردهاي شمال و جنوب درست گفته است.
گمان ميكنم در يادداشت شماره (B- 2707/1/1) به شرح ديدگاههاي ملا محمد پرداخته باشم… در مورد تغيير در نظام اداري، كردها تصور ميكنند هر اقدامي در شرايط كنوني، نوعي سير قهقرايي است… پيشنهاد حاكميت «حمدي بگ» نيز از تمام راهحلهاي ارائه شده معقولتر بنظر آيد… براي آنكه مخالفان را خلع سلاح نماييم، بهتر است فعلاً از حاكميت «حمدي بگ» تنها بصورت سمبليك حمايت كنيم چون عملي شذن اين موضوع، مستلزم بررسي جزييات بيشتر است… مطالب زير بايد مورد امعان نظر مسئوولان بلند پايه قرار گيرد.
1- هدف ما در مورد تأسيس يك اداره قوي و با ثبات
2- عدهاي معتقدند يك نظام اداري با ثبات، نظامي است كه با پيچيدگي و مشكل مواجه نشود.
3- حاكم كل چه كسي است و چگونه خواهد بود؟
4- چگونگي مقابله با كساني كه مخالف حاكميت بريتانيا برنظام اداري منطقه هستند. در اين مورد با ديدگاههاي ملا محمد موافقم…
اگر واقع بين باشيم و ويژگيهاي اتنوگرافي كردستان را در نظر آوريم، بايد مناطق ديگري را به اين حوزه اداري افزود… الحاق عشاير «ذرهيي» در حال حاضر ميسر نيست، اما عشيرت «شوان» را ميتوان وارد نظام اداري مورد نظر نمود…
Fo 371/5069 (E 12457/11/44) (2807/1 S) (
شواهد موجود حاكي از تأسيس يك دولت مستقل كردي در دياربكر است
در سند شماره (371) (5069) (E 14608) وزارت هند به شماره (S 8320) مورخ 23 نوامبر 1920، نامه نماينده سامي در استانبول به شماره 13987 تحت عنوان «كردستان مركزي- تركيه» ثبت شده است:
23 آگوست، افسر سابق عثماني متولد سليمانيه بنام «اديب افندي» از دياربكر به استانبول آمد. اين افسر ميگويد نهضت بزرگي در دياربكر آغاز شده است كه هدف آن بيرون راندن بيگانگان و تأسيس كردستان به سرپرستي بريتانيا است. سران نهضت نوادگان «جميل پاشا» هستند كه بزرگ ايشان يعني «اكرم بگ» در استانبول زندگي ميكند. رهبران بومي آنها يعني «قاسم بگ» و «قدري بگ» در دياربكر هستند و با «خربوت» و «بتليس» نيز در ارتباطي تنگاتنگ بسر ميبرند. آنها منتظر پاسخ شما در زمينه شروع گفتگوها با لندن هستند.
Fo 371/5069 (E 14608) (
وزير خارجه بريتانيا در 27 اكتبر 1920، تلگرافي به شماره 2860 (كردستان) بعنوان نماينده سامي در استانبول، ارسال نمود:
اخبار دريافتي حاكي از اتحاد كماليستها و بلشويكها در منطقه ارمنستان است. در صورت موافقت مردم، هر چه سريعتر فردي را به حاكميت جنوب كردستان منصوب نماييد…
پاسخ نماينده سامي به وزارت خارجه نيز در همين سند ثبت شده است:
«سركوكس» براين باور است كه افسران سياسي منطقه (جنوب كردستان) فاقد آمادگي لازم براي چنين امر خطيري هستند. اين كار مستلزم صرف وقت بيشتر و بررسي جزييات است.
1- Fo 371/5069 (E 13428/11/44) (
2- Fo 371/5069 (E 14585) (
افسر سياسي بريتانيا اربيل (كاپيتانهاي) در سال 1919 ديدگاههاي خود را بشرح زير ارائه كرده بود:
تمام اين فعاليتها حلقههايي از زنجيري را پديد ميآورند كه هدف نهايي آن حل مسأله كرد است.
Fo 371/5069 (E 12856) (
وزارت هند تأسيس كنفدراسيون كردي را راهحل مناسبي براي دفع تهديد كماليها ميداند
سند شماره (371) (5069) (E 14939) مورخ 29 نوامبر 1920 نامه وزارت هند است. از آنجا كه قرائن و شواهد موجود حاكي از يورش قريب الوقوع تركها در سال 1921 است، تأسيس يك كنفدراسيون كردي تحت سرپرستي بريتانيا اهميت عملي فراواني پيدا كرده است.
Fo 371/5069 (E 14939) (
در سند ديگري به شماره (371) (5069) (E 44//11/1516) اول دسامبر 1920 نماينده سامي در استانبول (رمبولت) ميگويد:
نميدانم موضوع مورد اشاره نوييل چيست و مأموريت او در هيأت كردستان چه خواهد بود؟ اين هيأت چهوقت تشكيل شده چه هنگام شروع بكار خواهد نمود.
Fo 371/5069 (E 15161/11/44), from Sir Rumbort,
«ميجر يونگ» در پاسخ نماينده سامي ميگويد:
من پيشنهاد ميكنم «نوييل» در بينالنهرين مشغول بكار شود. «تيلماجوس» در روزهاي اخير «سركوكس» را براي انتصاب يك حاكم كرد در جنوب كردستان تحت فشار قرار داده شد. بگمان من «كوكس» در لندن به «نوييل» گفته بود كه براي تأسيس حكومت بينالنهرين منتظر فرصت مقتضي است. حضور «نوييل» در بينالنهرين تا شروع بكار هيأت كردستان بسيار منطقي است.
ه.و.يونگ
نامه «تيللي» در 7 دسامبر 1920، موضوع «نوييل» را روشنتر توضيح ميدهد:
وزير هند ميگويد «لرد كرزن» وزير خارجه مايل است «ميجرنوييل» همچنان در كميسيون تعيين مرزهاي كردستان به فعاليت ادامه دهد.
ج. تيللي
وزارت هند- لندن
اتحاد بلشويكها و كماليستها و كنفدراسيون كردستان
در سند شماره (371) (5069) (E 15670) وزارت هند بتاريخ 16 دسامبر 1920 مسأله تهديد اجتماعي بلشويكها و كماليستها در يك اتحاد سياسي- نظامي مورد بررسي قرار گرفته است. در همين سند، سخنان «سيد طاها» نيز ثبت شده است:
سيد طاها گفته است رهبران كرد در تدارك تأسيس كنفدراسيون كردستان تحت سرپرستي بريتانيا هستند... لازم «ميجرنوييل» همچنان در بينالنهرين به فعاليت ادامه دهد تا با آگاهي از وضعيت فكري رهبران كرد، مسأله عملي شدن پيشنهاد «سيد طه» با جديت بيشتري دنبال شود...
Fo 371/5069 (E 15770) (
وزارت هند با ناديده گرفتن پيمان بلشويكها و كماليتستها از اعزام نيروي مسلح به كردستان خودداري ميكند
وزارت هند
25 دسامبر 1920
وايت هال- لندن
خيلي فوري
بنا به درخواست وزير هند، اين نامه را كه بايد به رويت وزير خارجه برسد، تقديم مينمايم.
گمان غالب آن است كه پيشنهادهاي سيد طاها موثرترين حربه براي خنثي سازي توطئه تركي- بلشويكي است، اگرچه اطلاعات دريافتي روزهاي اخير خبر از كاهش احتمال هجوم نيروي مشترك ترك- بلشويك ميدهند. جدي گرفتن موضوع از سوي كردها و تلاشهاي مضاعف براي نزديك شدن به بريتانيا موقعيت مناسبي فراهم آورده است. «سيد طاها» در گفتگوهاي خود بارها بر توافق سران كرد براي تأسيس يك كنفدراسيون كردي تحت حمايت دولت عليه تأكيد نموده است.
«لردكرزن» از ترديد «سيد طاها» نسبت به اجراي مفاد مندرج در پيمان «سور» آگاه است... «سيد طاها» معتقد است هيأت كردستان در مقطع كنوني بدون حمايت يك دولت خارجي كاري از پيش نخواهد برد... ديدگاههاي سيد طاها بسيار واقع بينانه است...
«مستر مونتاگيو» بر اين باور است كه گام نخست، عزيمت نوييل به بينالنهرين و ايجاد عميق با بزرگان كرد در مناطق اشغالي و تحريض مردم به تأسيس كنفدراسيون كردي تحت سرپرستي بريتانياست... «مستر مونتاگيو» بخاطر درخواست «سيد طاها» مبتني بر ارسال مقادير معتنابهي اسلحه نگران است...
امضا
شبكره- منشي وزير هند
Fo 371/5069 (E 15679) (
پيمان «سور» در اسناد وزارت خارجه
در جلد هجدهم به شماره 23 سالهاي 1939-1919 وزارت امور خارجه بريتانيا ميخوانيم:
به هر حال، چند مورد خاص در پيمان سور وجود دارند كه لازم است در كنگره لندن، راجع به آنها گفتگو شود. يكي از اين بندهاي ويژه، مسأله كردستان و ارمنستان است.
در نشست كنگره (كاخ سنت جيمز) لندن مورخ 25 فوريه 1921 موارد زير مورد بررسي قرار گرفت:
1- پيمان سور... ارمنستان و كردستان...
«بكر سامي» نماينده هيأت ترك و افسر سابق (اصالتاً چركس) عثماني كه وزير خارجه دولت موقت كماليها در جنگ استقلال بود گفت: هيأت ترك، ديدگاههاي خود در مورد ارمنستان و كردستان را بخوبي تشريح نموده است. آيندهي اين دو سرزمين براي تركيه از اهميت بسيار برخوردار است چون اين منطقه در شرق مرزهاي تركيه قرار دارند...
بكر سامي در ادامه گفت: در مورد مسأله كردستان بايد بگويم نماينده عالي كردها در هيأت ما حاضر است ]!!!- مترجم[.
نظر نهايي اين نماينده و همكارانش، نظر مردم كرد خواهد بود ]!!!- مترجم[
نخست وزير بريتانيا «لويد جرج» گفت: هيأت تركي مقدمتاً بايد همه بندهاي پيمان «سور» را بپذيرد باستثناي چند بند كه مربوط به ارمنستان و كردستان است.
در نشست 26 فوريه 1921، وزير خارجه بريتانيا تأكيد كرد هيأت تركي موظف به رعايت بندهاي مندرج در پيمان «سور» است و تنها بندهايي كه مربوط به ارمنستان است مورد تجديد نظر قرار خواهد گرفت... در پايان اين سند، به مطلبي ديگر اشاره شده است.
2- كردستان
«لرد كرزن» در مورد حذف مورادي از بندهاي 62 و64 پيمان سور، مايل بود سخنان «بكر سامي» را بشنود. «بكر سامي» هم كه روز پيش ادعا كرده بود نماينده كردها در هيأت تركي حاضر است گفت: مايه افتخار است كه ساكنان كردستان حق مشاركت در تمام تصميمات «انجمن ملي» را دارند و ميتوانند پنج نماينده داشته باشند...
من نيز بخاطر آنكه نماينده تامالاختيار دولت موقت تركيه هستم، خود را نماينده شرعي و قانوني كردها و تركها ميدانم.
بكر سامي در ادامه گفت: كردها هميشه فرياد زدهاند كه كردستان بخش لايتجزاي تركيه است... هر دو نژاد هدفي مشترك را در پيش گرفتهاند و علاوه بر فرهنگ مشترك، دين مشتركي نيز دارند.
The Two Races were united by a Common fecling a Common Cnlture and Common Religion
بكر سامي گفت: درست است كه پس از پايان جنگ دو گروه به رهبري «شريف پاشا» و «عبدالقادر» ادعاي استقلال نمودند، اما هيچ يك نمايندگان واقعي كردها نيستند. هدف آنها وصول به مفاصد شخصي است نه جامه عمل پوشانيدن به اهداف ملي... آنها در حال حاضر، حتي نماينده كردهاي استانبول هم نيستند... اگر هيأت عالي مايل به اعزام هيأتي به تركيه است، ما حسن استقبال ميكنيم...
بكر سامي در پايان گفت: با تمام اين احوال، اگر كردها بخواهند حكومت تركيه آماده اعطاي «حكمذاتي» به آنهاست... اما مرزهاي مندرج در بند 62 پيمان سور، منطبق بر واقعيات «اتنوگرافي» نيست چرا كه بخشهاي غربي و جنوبي ايالات «معموريه» «العزير» و «دياربكر» بويژه «سنجق سيوريك»، ترك هستند... كردها در «بتليس»، «وان» و «موصل» اكثريت جمعيت را شامل ميشوند. غالب كردها ساكن مرزهاي ايران ميباشند.
Document on British Foreigh Policy 1919-1939.Vol. B A, No.23, The Treaty of Sevres
«لرد كرزن» در پاسخ سئوالات «بكر سامي» نماينده حكومت آنكارا گفت: از رئيس هيأت آنكارا سئوالي دارم. ايشان گفتند جداي از دو ايالت «بتليس» و «وان» كه غالب ساكنان آن كرد هستند، در بقيه ايالات كردها و تركها زندگي مسالمت آميز دارند... آيا «بكر سامي» ميتواند بگويد ساير ايالاتي كه كردها اكثريت جمعيتي آن را تشكيل ميدهند، كدام ها هستند؟ آيا ميتواند بگويد تعداد نمايندگان كرد انجمن ملي آنكارا چند نفر هستند و نسبت تعداد نمايندگان كرد به نمايندگان ترك چقدر است؟
«بكر سامي» در پاسخ گفت: كار بسيار سختي است اما مطمئناً تعداد آنها كم نيست؟
«لرد كرزن» بار ديگر از «بكر سامي» پرسيد: مقصود شما از اعطاي حكم ذاتي به ايالات كردنشين چيست؟ و اين حكم، داراي چه ويژگيهايي است؟
بكر سامي در پاسخ گفت: حكم ذاتي تنها شامل ايالات كردي نيست بلكه تمام ايالات را در بر خواهد گرفت و نوعي حكومت «ادارهي غير مركز» است...
«بكر سامي» در مورد بندهاي مربوط به ارمنستان گفت: حكومت آنكارا با تأسيس يك ارمنستان مستقل موافق است...
Document on British foreign policy, 1919-1939 Vol.8 A, No. 23. The Treaty of Sevres.
بابانها خواستار استرداد اراضي غصبي خود شدند
سند شماره (371) (5069) (E 15421) نماينده سامي بريتانيا به شماره 1580 مورخ 30 نوامبر 1920 متن دو نامه «خاندان بابان» خطاب به نخست وزير بريتانياست كه در اولين نامه خانوادهي بابان طي شكواييهاي خواستار استرداد اراضي غصبي خود توسط حكومت عثماني ميشود و دومين نامه، اعلام آمادگي «فواد عزت بابان» براي خدمت در دولت كردي آينده است.
نماينده سامي بريتانيا در استانبول سررمبولت
به وزارت خارجه حكومت عليه
شماره/1520
تاريخ/20 نوامبر 1920
سرورم
مفتخرم، به پيوست، دو نامهي خاندان بابان به نخست وزير انگليس را تقديم كنم:
2- بابانها اگرچه هنوز هم خاندان بزرگي هستند، اما پس از آن كه قدرت خود را در جنوب شرق كردستان از دست داده در قلمرو عثماني قرار گرفتند، روبه افول گذاردهاند. شمار قابل توجهي از سران بابان جذب «يهكيتي و سهركهوتن- اتحاد و ترقي» شدند. معدودي از آنها نيز وارد «جامعه اسلامي» عثماني شدند كه يكي از آنها «نعيم باباني» است.
3- اما در مورد استرداد اراضي كردها كه توسط عثماني ضبط شده بود، مقامات حكومت تا پيش از انعقاد پيمان «سور» مبلغي بابت اجاره يا ماليات به بابانها ميپرداختند، اما بمحض انعقاد پيمان «سور» اين اجاره را به بهانه وضعيت وخيم اقتصادي قطع كردند... البته وزارت ماليه عثماني آمادگي خود را براي استرداد اراضي آنها اعلام نموده است.
هوارس رمبولت
استانبول
نامه نخست
به نخست وزير محترم بريتانيا
پيمان صلح تركي (پيمان سور) منعقد و حكومت تركيه بر آن گردن نهاد. موضوع سرزمين بينالنهرين كه جنوب كردستان در آن قرار دارد، در رأس تمام مسائل است. در اين منطقه، سنجق سليمانيه و كوي سنجق قرار دارند كه ملك آبا و اجدادي ماست. خاندان بابان حاكم جنوب كردستان بودهاند و شهر سليمانيه كه چندين بار عليه عثمانيها قيام كرده است، توسط «بابان»ها ساخته شده است. شهر سليمانيه همواره مركز دفاع از ملت كرد در برابر هجوم عثماني و فرس بوده است و در اين مورد، تاريخ شاهد ماست. اما بر اثر اختلاف دو امير بابان يعني «احمد پاشا» و برادرش «عبدالله پاشا»، عثمانيها فرصت را غنيمت شمرده بر جنوب كردستان مسلط شدند. عثمانيها تمامي اراضي و ملك و مال بابان را بنفع خود مصادره و ضبط كردند كه همه آنها در دفاتر وزارت ماليه عثماني ثبت شده اند. بعدها دولت عثماني وظيفه خود دانست اجاره بسيار كمي بابت مصادرهي اموال بپردازد كه اين خود نيز دليل ديگري بر صحت ادعاهاي ماست.
پولي كه به ما پرداخت ميشد از محل بودجه عمومي و تحت عنوان «محاسبه املاك مضبوطه» تصويب ميشد... اما در مقطع كنوني كه سرزمين ما از سلطه عثماني رهايي يافته و تحت قيمومت بريتانياست، استرداد اين اراضي حق مسلم ماست. ماده 240 از پيمان صلح «سور» نيز تأكيد مينمايد كه همه اراضي مضبوطه توسط امپراتوري عثماني ميبايد مسترد شوند.
بنابراين از شما ميخواهيم با مساعدات خود، زمينه بازگشت اموال ما را فراهم آوريد. سپاسهاي بيكران ما را بپذيريد.
به نمايندگي از خاندان بابان
امضاء
مصطفي ذهني پاشا حاكم پيشين حجاز
محمود مخلص بگ كنسول پيشين عثماني در سنندج پسر حمدي پاشا فواد عزت بگ نوه احمد پاشا دو امير سليمانيه
فواد ع بابان، محمود جلال الدين بگ حاكم پيشين كربلا فرزند احمد پاشا
محمد سليمان حكمت بگ نمايندهي پارلمان عثماني اهل سليمانيه
حكمت حسين شكري بگ آخرين دبير «دارالانتداب عثماني» در قاهره و نويسندهي روزنامه «ترجمان حقيقت»
نامه دوم
استانبول 28 آگوست 1920
نخست وزير محترم بريتانيا- لندن
سيادت مأب:
امضاي پيمان صلح با تركيه، ديدگاههايي چند را در مورد بينالنهرين و آينده جنوب كردستان پديد آورده است... اكنون كه بريتانيا قيمومت اين سرزمين را پذيرفته است من نوه «احمد پاشا» آخرين امير سليمانيه، مفتخرم به اطلاع برسانم آماده انجام خدمت در سرزمين خود هستم...
بنده تجارب بسياري در امور حكومتي دارم چون در عصر عثماني وابسته نظامي اين امپراتوري در سفارت آلمان بودهام اما اختلاف نظر من و انور پاشا (وزير جنگ عثماني) به كنار رفتن من منجر شد. در آغاز جنگ بعنوان افسر احتياط به استانبول بازگشتم بعنوان افسر نظارت برگزيده شدم. موقعيت خانوادگي من در كردستان، مرا به اين باور رهنمون گشته است كه مي توانم عنصر مفيدي براي آينده جنوب كردستان باشم. با اطمينان خاطر ميگويم كه به هيچ حزب يا گروه سياسي نيز وابستگي نداشتهام
فواد عزت بابان
Fo 371/5069 (E 15421) (
«سيد طاها» نكات ديگري از همكاري بلشويكها و كماليستها عليه نهضت كردستان را فاش ميكند
در سند ديگري به شماره (6805/س/6) مورخ 2 سپتامبر 1920 نامه افسر سياسي موصل به حاكم مدني را ميخوانيم:
موضوع: وضعيت مرزهاي تركيه- ايران و امكان تأسيس يك كشور مستقل براي كردها/ خلاصه ديدگاههاي سيد طاها در مذاكرات 2 سپتامبر 1920:
«ميجر برايهاي» افسر سياسي در «اربيل» با «سيد طاها» به گفتگو نشست. نامبرده از «سيد طاها» در مورد نشست اخير سران كرد به رهبري «اسماعيل آقا شكاك- سمكو» سؤال كرد. سيد طاها در پاسخ گفت: تاكنون سه نشست برگزار كردهايم كه محور اصلي آنها گفتگو بر سر تأسيس يك كردستان مستقل در مرزهاي تركيه- ايران بوده است. من نيز براي دريافت اسلحه و مهمات و آذوقه از بريتانيا نزد شما آمدهام. سيد طاها در ادامه گفت: بلشويكها و مصطفي در تلاش بلشويك كردن هر دو جمهوري آذربايجان هستند... مصطفي كمال مترصد بازگرداندن ايالات آزاد شده به حريم تركيه و دستيابي به مقاصد خود در قفقاز است. آنها ميخواهند از راه ايران و كردستان، سرزمين بينالنهرين را مجدداً اشغال كنند.
سيد طاها گفت: پيمان «انلگو- ايران» نيز از سوي ايران لغو خواهد شد چون تمام منطقه تبريز مخالف اين پيمان نامه هستند. تبريز مايل به اطلاعات از تهران نيست. آنها چنين كاري را در حكم مرگ خود ميدانند... من (افسر سياسي) بر اين باورم كه كردها هنوز هم متمايل به تركها هستند. بعنوان نمونه، يكي از فرماندهان سابق عثماني با وجود آنكه اكنون فاقد قدرت اجرايي است، اما مورد احترام ساكنان است اگرچه اين احترام، بيشتر نتيجهي ترس از آينده است... تركها از هر نشانهاي كه ملت كرد را تعريف كند، سخت بيزارند. اگر به ياري كردها نشتابيم، وضعيت آنها وخيمتر خواهد شد.
افسر سياسي در ادامه ميگويد: مصطفي كمال، اخيراً «مدحت بگ» والي وان را در مقام خود ابقاء نموده در تدارك عفو «عاكف بگ» فرماندهي تيپ دو «سيعرت» نيز هست.
«سيد طاها» معتقد است پيش از انجام هر گونه اقدامي بايد افسراني رابط در «اربيل»، «موصل» و تمام كردستان بكار گمارده شوند... بايد در اعلاميهاي، حمايت قبيلهي «بوتان» را از تأسيس كردستان مستقل اعلام كنيم. پيش از اين شايع شده بود «بوتاني»ها مخالف آن هستند...
من (افسر سياسي) در پاسخ گفتم: چنين اقدامي مستلزم دريافت فرمان از مقامات بالاست... از آنجا كه بندهاي مندرج در «پيمان سور»، تأسيس كردستان آزاد را به رسميت شناخته است، محلي براي نگراني وجود ندارد.
«سيد طاها» گفت: اگرچه پيمان سور مايه اميدواري است اما امكان تعويق آن وجود دارد.
من (افسر سياسي) گفتم: فشارهاي اروپا مانع از نفوذ بلشويكها خواهد شد... پروژه كردستان هم با عجله عملي نخواهد شد. بنظر من بهتر است ابتدا كنفدراسيوني با حضور عشاير كرد تشكيل و موقعيت كنوني تثبيت شود سيد طاها گفت: من هم با اين نظر موافقم و بهمين خاطر نزد شما آمدهام.
بنظر من (افسر سياسي) كردها ميان اتحاد بلشويسم-كماليسم و بريتانيا، ما را انتخاب خواهند نمود، اما كوتاهي ما در كمك به كردها دفاع ايشان در برابر كماليستها را متزلزل خواهد نمود.
در مورد تأسيس كنفدراسيون هم بايد بگويم جلب حمايت «عشيرت شرناخ» بسيار مهم است. آنها با انتخاب «عبدالرحمن بگ» به رياست و «سليمان بگ» به نيابت، امور داخلي خود را شخصاً بعهده گرفتهاند. اين موضوع عشاير ديگر را نيز سخت تحت تأثير قرار داده است.
اتحاد عشاير در كنفدراسيوني وسيع با هدف تأسيس كردستان مستقل
سند شماره (28770) مورخ 7 اكتبر 1920، يادداشت حاكم مدني بريتانيا به وزارت هند در لندن است كه اشاره به نامه شماره 28053 و يادداشت شماره /C.S/12/3897 مورخ 25 سپتامبر افسر سياسي «اربيل» دارد در اين سند آمده است:
سيد طاها از شانزدهم تا بيست و سوم سپتامبر در اربيل بود. با او مفصلاً گفتگو كرديم. محور اصلي مذاكرات ما آينده كردستان به استثناي سرزمينهاي اشغالي (شمال كردستان) بود.
سيد طاها گفت: نشست اخير زعماي كرد در منطقهي «شمدينان»، با حضور عشاير «تهرگهوهر»، «اروميه»، «هركي»، «حكاري»، «حيدرانلي»، «بگزاده»، «آرتوش» و... انجام گرفت. اين عشاير به هماهنگي كاملي در مورد تأسيس كردستان مستقل و درخواست همكاري از بريتانيا دست يافتهاند. نمايندگان برگزيده اين نشست براي جلب حمايت كردهاي بوتان و شمال، عازم منطقه شدهاند.
از سيد طاها پرسيدم: درخواستهاي شما براي كمك چيست؟
سيد طاها در پاسخ گفت: ابتدا بايد افسري بريتانيايي در منطقه بكار گمارد كه تسلط كافي برزبان كردي داشته و بتواند با سران عشاير وارد گفتگو شود. اين افسر لازم است در «اربيل» يا «موصل» مستقر شود اگر مناسب بدانيد در محل اقامت من سكني گزيند. درخواست ديگر من تأمين اسلحه و مهمات است... نميدانم چرا بريتانيا همواره در مورد كردها مردد است. روسيه بدين خاطر پيش افتاد كه دچار عدم اطمينان نبود... بريتانيا در مورد بياعتماديهاي خود، سرانجام متضرر خواهد شد... بريتانيا در برابر تبليغات تركها هم موضعي انفعالي داشته است. تبليغات كذب تركها و عدم پاسخ بريتانيا تأثيرات قاطعي برجاي گذارده است... من (افسر سياسي) گفتم: بريتانيا نميخواهد راساً در امور شمال كردستان دخالت كند. يك هيأت اروپايي در چهار ماه آينده وارد منطقه خواهد شد تا سرنوشت كردستان تعيين شود.
سيد طاها با ابراز ترديد در مورد اين هيأت گفت: هيأت مزبور براي تأثير گذاري بر امور منطقه، ناگزير از نيروهاي مسلح است و بدون وجود نيروهاي نظامي كاري از پيش نخواهد برد. نيروهاي نظامي ضمانت اجراي تصميمات اين هيأت بوده و سبب خواهند شد مردم بدون واهمه از تهديد آتي تركها نيات واقعي خود را اظهار كنند. در حالي كه تركها قدرت نظامي بالا دست منطقه هستند، آيا ميتوان از كردها انتظار صداقت و راستگويي در برابر هيأت اروپايي را داشت؟ لازم است هيأتي تبليغاتي براي اعلام غير رسمي تأسيس كردستان مستقل تشكيل و به نقاط مختلف سفر كند.
سيد طاها با اشاره به تهديد روزافزون بلشويكها نامه «جاويد بگ» بعنوان «اسماعيل آقا» را به من نشان دااد كه در آن از حضور سپاهيان روسيه در قفقاز و سپاه چهل هزار نفري انور پاشا سخن رفته بود. سپاهيان سرخ روسيه و سپاهيان سبز (سپاه ترك كه در سالهاي 1923-1919 با يونانيها جنگيد) آماده هجوم به كردستان هستند. كنفدراسيون كردي، يگانه راه حل مقابله با اين تهديد است و تجهيز كردهاي فاقد اسلحه و مهمات در برابر تركها و روسهاي سراپا مسلح، امري الزامي است... سيد طاها مردي دلسوز است اما در بسياري موارد راجع به بلشويكها مبالغه ميكند. هدف نهايي او تأسيس يك كنفدراسيون كردي به رهبري خودش و استفاده از كمكهاي مادي و معنوي بريتانياست.
من نميدانم چرا به درخواستهاي مكرر سيد طاها از سال پيش اهميت داده نشده است و علت تغيير اين سياستها چيست؟
در صورت صلاحديد ميتوان مهمات را غير مستقيم و از طريق عشيرت «بالك» ارسال نمود. سيد طاها مطمئن بود پيمان انگليس و ايران لغو خواهد شد و بريتانيا سرانجام به ياري كردها خواهد شتافت.
سيد طاها و «كلنل هاردو» در 20 سپتامبر در ناحيه «گوير» به گفتگو نشستند و چون اين منطقه در حوره فعاليت من نيست، اطلاع چنداني ندارم...
«سيد طاها» گفت: ما مخالف اسكان پناهجويان نيستيم و در حد توان، آنها را ياري خواهيم كرد اما اگر هجوم مسلحانهاي عليه عشاير كرد ترتيب دهند، ما ديگر كاري از پيش نخواهيم برد. پناهجويان و اهالي ايراني اروميه نميتوانند با يكديگر كنار آيند چون هر دو گروه مسلح هستند. حكومت ايران نيز فاقد هر گونه توانايي است. تبريز هم حاضر به پذيرش حكم تهران نيست...
سيد طاها در ادامه سؤال كرد: افسر بريتانيا تا چه موقع در اروميه خواهد بود و آيا مسأله 250 زن كرد كه در اسارت پناهجويان (آسوري) بسر ميبردند، بزودي مرتفع خواهد شد. من در پاسخ سؤال اخير ضمن اظهار بياطلاعي از اين موضوع گفتم: به هر حال، همكاري كردها با بريتانيا به حل نهايي مسأله كردستان منجر خواهد شد.
شريف پاشا و هيأت كردستان از ديدگاه بريتانيا
در سند شماره (608) (95) (123276) وزارت خارجه بريتانيا به آدميرال وايپ در تاريخ 3 سپتامبر 1919 آمده است:
شريف پاشا اطلاع داده است كه بعنوان رهبر كردستان مستقل برگزيده شده است و درخواست نموده كه هيأت او بهمراه هيأت بريتانيايي عازم مناطق كردنشين شود. نامبرده همچنين از حكومت بريتانيا خواسته است كمكهاي مادي و معنوي خود به كردها را آغاز كند... اما حكومت گمان ميكند سن زياد شريف پاشا و مدت طولاني حضور او در پاريس، قدرت مانور سياسي او را تقليل ميدهد، بهمين خاطر نماينده واجد شرايط ديگري به منطقه اعزام شود.
Fo 608/95 (123276/M.E. 44 A) No. 145, September 3 th 1919.
در سند شماره (5069) (E 9300) تلگراف نماينده سامي ثبت شده است:
دو عضو از خانواده بدرخاني شفاهاً در جريان قرار گرفتند كه حضور كميسيون تعيين خطوط مرزي فرصت مناسبي پديد آورده است تا كردها درخواست خود را براي خروج جزيره ابنعمر از قيمومت فرانسه و الحاق آن به كردستان مطرح نمايند. با وجود اين، نمايندهي سامي در مورد رضايت كميسيون به اين اقدام، ترديد دارد.
Fo 371/5069 (E 9300), De Robeck,
اتحاد كماليسم- بلشويسم عليه بريتانيا و فرانسه
سند شماره (S 5644) مورخ 12 نوامبر 1920 تلگراف نمايندهي سامي به اين شرح است:
اتحاد كماليسم- بلشويسم، زمينه مساعدي را براي انجام عمليات سياسي- نظامي عليه منافع بريتانيا و فرانسه بوجود آورده است. اگرچه منافع تركيه و روسيه در بلند مدت منطبق بر هم نخواهد بود، اما اتحاد كوتاه مدت آنها ممكن است به بروز مشكلاتي براي بريتانيا بينجامد. بهمين خاطر، پيشنهاد ميكنم طرحي دقيق براي بر هم زدن اين اتحاد تدوين و به اجرا در آيد. بلشويكها و كماليستها تعرضهاي محدودي عليه جزيره ابنعمر انجام دادهاند. اگر چه اين عمليات آنقدر گسترده نيست كه تهديدي ايجاد كند، اما بهرحال يك تهديد است... طرح پيشنهادي من براي ايجاد اختلاف اوليه ميان كماليسم و بلشويسم، به رسميت سناختن سروري تركيه بر آذربايجان است. جرقههاي اوليه اين طرح نيز با تأسيس يك حزب در استانبول كه اعضاي آن را افراد ميانهرو تشكيل ميدهند، زده خواهد شد... خواهشمند است ضمن بررسي، در اسرع وقت پاسخ دهيد، چون زمان سفر هيأت كردستان نزديك شده است.
Fo 371/5069/5644 (P. 8176) (13787), from the high Commissioner,
بريتانيا و كنفدراسيون كردستان
سند شماره (3616) (S 8210) مورخ 20 نوامبر 1920 تلگراف وزارت خارجه بريتانيا به نمايندهي سامي اين كشور است:
نامههاي سيد طاها و اظهارات او به دقت، كارشناسي شد. همكاري بلشويكها با ارمنستان و قريب الوقوع بودن يورش تركها در سال آينده، اهميت تأسيس يك كنفدراسيون كردي را مضاعف ميكند... خواهشمند است اعلام نظر فرماييد.
Fo 371/5069/3616 (P. 8210) (Priority a), Repeated Viceroy, 20 th November 1920
نماينده سامي در پاسخ تلگراف وزارت خارجه كه نسخهاي از آن بعنوان افسر سياسي در شمال (شماره S 8580) بتاريخ اول دسامبر 1920 ارسال شده است ميگويد:
بازگشت به تلگراف 26 نوامبر و شماره (3616):
آيا برقراري تماس با «عبدالرحمن شرناخ» و «سيد طاها» بدون آگاهي كميسيون صلح، به مصلحت خواهد بود؟ درخواستهاي مشاراليها انتصاب يك افسر سياسي در منطقه و ارسال اسلحه و مهمات است... اگر شرايط را مناسب ميدانيد، بلافاصله «نوييل» را به منطقه اعزام نماييد... آيا در مورد درخواست سران كردي و گفتگو با آنها داراي اختيارات وسيع هستم؟...
من به «اكرم جميل بگ» براي بازگشت به كردستان (ازدياربكر) رسماً اجازه دارم.
Fo 371/5069/6467 (P.8580) (Priority a) (5S), 1 th November 1920
كماليستها برخي عشاير كرد و عرب را به مقابله با بريتانيا تحريض ميكنند
در سند شماره (E 16331) (S 90650) (C 715) تلگرافي با مضمون زير آمده است: بازگشت به تلگراف شماره (5 س) در مورد عمليات كماليستها در جزيره ابنعمر به اطلاع ميرسانم كماليستها با تحريك عشاير كرد و عرب، تلاش ميكنند آنها را عليه حاكميت بريتانيا بر منطقه بشورانند... «عبدالرحمن آقاي شرناخ» و «حاجي رشيد بگ برواري» درخواست فرمانده تركها براي نشست جزيره رد كردهاند... «عبدالرحمن» تأمين اسلحه و مهمات مورد نياز عشاير كرد را امري كاملاً ضروري ميداند...
او معتقد است قريباً شورشي از سوي يكي از اعضاي بدرخانيان بر پا خواهد شد... به نظر من، اشغال نظامي جزيره ابنعمر الزامي است، اگرچه در مقطع كنوني، عملي نيست، بهمين خاطر ناگزير از انتخاب مسير آشتي جويانه هستم... از نماينده سامي در استانبول و قاهره نيز ميخواهم اخبار خانواده بدرخانيان بويژه «امين عالي» و «احمد ثريا» را مداوماً گزارش كنند.
Fo 371/5069 (16331),
كردستان و كرد
در اسناد محرمانه ي بريتانيا(6)
سندي ديگر در مورد انتخابات خانه كردها و جمعيت اجتماعي در استانبول
سند شماره (E 6143) مورخ 20 مي 1920، مربوط به انتخابات خانه كردهاي استانبول و فهرست اعضاي بدرخاني مخالف «سيد عبدالقادر شمديناني» بنام «كومهلهي كومهلايهتي كوردستان» است.
عبدالله جودت بگ پزشك و مؤسس: خربوت
شكري بگ بابان سردبير روزنامه ترجمان حقيقت: سليمانيه
شكري محمد بگ پزشك: دياربكر
جلادت بگ بدرخان نويسنده: دياربكر
اكرم جميل بگ
امين علي بگ
حسين حامي بگ اورفا
ممدوح سليم نويسنده روزنامه «ژين»: وان
نجمالدين حسين بگ :كركوك
Fo 371/5069 (E 6143/11/44), De Robeck, 725, May 20 th, 1920
دو نامه شريف پاشا و سيد عبدالقادر شمديناني به كنگره صلح پاريس
سند شماره (608) (95) (19829) مورخ 22 اكتبر 1919، دو نامه شريف پاشا و سيد عبدالقادر شمديناني، رئيس هيأت مركزي جامعه كردهاست كه به عنوان كنگره صلح پاريس نوشته شده است:
پاريس: كنگره صلح
دبير كل
23 اكتبر
كميتهي عالي كنگره صلح مفتخر است دريافت دو نامه سران كرد در مورد به آينده كردستان را به آگاهي برساند...
به «جرج كلمانسو» رئيس كنگره صلح
پاريس 22 اكتبر 1919
جناب رئيس مفتخرم دو نامه «سيد عبدالقادر افندي» عضو انجمن معمرين و نخست وزير سابق، كه اكنون رياست كميتهي مركزي جامعه كردستان را برعهده دارند پيشكش نمايم... اجازه دهيد به اين موضوع نيز اشاره كنم كه از زمان تأسيس «اتحاد و ترقي»، تمام ملتهاي ساكن در امپراتوري عثماني سابق، با «استعمار نو» مواجه گشتهاند... وظيفه انساني كنگره صلح ايجاب ميكند هر گونه اقدامي براي برقراري صلح در كردستان و رفع استعمار تركهاي كماليست انجام شود و اين كار، تنها با عدم تجزيه كردستان به دو بخش تحت قيمومت ميسر خواهد بود.
شريف
رئيس هيأت كرد
Fo 608/95/19829 (Peace Conference) (Sec. Gen), 24 th October 1919.
نامه اول
استانبول/ اكتبر 1919
جناب رئيس
شايعات موجود كه خبر از تجزيه كردستان ميدهند، هيچگاه به آشتي خاورميانه منجر نخواهد شد. كردها برخلاف «اتحاد و ترقي»، انجام هر گونه عمليات نظامي عليه متفقين را رد كردهاند. آنها از جان و مال ارمنيها به بهترين وجه ممكن حمايت كردهاند. عدالت كنگره در به رسميت شناختن اتحاد كردستان است.
سيد عبدالقادر
نامه دوم
استانبول / 20 اكتبر 1919
جناب رئيس
از زمان آتش بس (1918) حكومت عثماني تلاش مي كند با فريب افكار عمومي، خود را مدافع حقوق ملت كرد نشان دهد و سران كرد را بسوي خود متمايل كند. اما در باطن امر، خانههاي كردي را تعطيل و خواستهاي مشروع ما را ناديده گرفته است. بهمين خاطر، كميسيون تحقيق بينالمللي نخواهد توانست كاوش ةاي خود را- آنچنانكه بايد- انجام دهد. از شما درخواست ميكنم حكومت استانبول را در برآورده نمودن خواستهاي بحق ملت كرد تحت فشار قرار دهيد.
عبدالقادر
عضو مجلس معمرين
رئيس كميتهي جامعه كردستان
Fo 608/95/19829 (Peace Con ference) (Sec. Gen). 24 th October 1919.
يكي از مسئوولان بلند پايه انگليس ميگويد:
مسأله كردها و ارمنيها را نبايد از يكديگر جدا كرد
سند شماره (19025) سپتامبر 1919، يادداشت محرمانه «سرآرتورهرتزل» خطاب به وزارت هند- دايره سياسي در لندن بتاريخ 8 سپتامبر 1919 است:
يونگ عزيز
به پيوست، يادداشت «سرآرتورهرتزل» را تقديم ميكنم. ديدگاههاي «مستر مونتاگيو» در مورد اين يادداشت نيز ضميمه است.
ان.دي.واكلي
يادداشت هرتزل
مسأله ارمني، مسأله كرد است، بهمين خاطر، اتحاد يك سياست مشترك لازم است. وزارت هند، اهميت بسياري براي مسذله كرد قائل شده است و آن را جداي از موضوع ارمنيها ميداند. اما واقعيت آن است كه فاجعه كشتار ارمنيها در طول پنج دهه اخير، افكار عمومي جهان را بشدت متأثر نموده است و هر روز درخواستهاي تازهاي براي تأسيس ارمنستان مستقل طرح ميشود. اما تأسيس اين دولت با در نظر گرفتن واقعيات موجود و «حق تعيين سرنوشت»، اندكي غير محتمل بنظر ميآيد، چون ارمنيها به استثناي «كيليكيا» در ساير نقاط، در قليت بسر ميبرند و بهمين خاطر، تأسيس يك ارمنستان مستقل، در حالي كه اكثريت جمعيتي غير ارمني است. عادلانه نخواهد بود. كردها ميگويند اكثريت نبايد تابع اقليت باشد و اين ادعايي بحق است. كردها و ارمني ها در صورت رفع سلطه عثماني، زندگي مسالمت آميزي خواهند داشت اگر راه حل عادلانهاي براي آنها در نظر گرفته شود... اما راه حل چيست؟
«محمود بگ» رئيس عشيرت «مييلي» هنگام تشريح ديدگاههاي خود گفت: پس از تأسيس كردستان، طبيعي خواهد بود كه غالب مناصب اداري را ارمنيها اشغال كنند چون آگاهيهاي علمي ايشان بيشتر است اما با افتتاح مدارس و دانشگاهها و ارتقاء درجه علمي كردها، توازن تدريجي بوجود خواهد آمد...
براي حل موضوع كردها و ارمنيها ميتوان «پلان مورلي- مونتو» را كه در هندوستان و در مورد مسلمانان و هندوها اجرا شد به كار بست. در هندوستان، مسلمانان بدليل آگاهيهاي علمي- اجتماعي بيشتر، مسئووليتهاي اداري بيشتري دارند.
در حالت كلي، تأسيس يك كردستان مستقل تحت حمايت بريتانيا، فرانسه يا آمريكا بسيار مناسب است اگرچه بريتانيا به علت سابقه حضور در منطقه و تجارب بيشتر داراي اولويت است... حضور ارمني ها در ساختار اداري «كردستان»، اگرچه در كوتاه مدت موثر است اما منطبق برآرزوي بلند مدت ارمنيها براي تشكيل «ارمنستان بزرگ» نيست. با وجود اين، مشاركت ارمنيها در حكومت كردستان، عادلانه است. اگر ارمنيها حاضر به پذيرش چنين شرايطي نباشند، ديگر كسي حق آنها را مشروع نميداند...
در هر حال نبايد آرزوي ملي كردها براي تشكيل يك كردستان مستقل را عقيم گذارد...
امضا
اي.اچ
17/8/1919
Fo 608/95/19025, The Armenian and Kurdish Questions, September, 17 th 1919
كويه و شقلاوه از ديدگاه مقامات بريتانيا
سند شماره (371) (5069) (E 7877) يادداشت افسر سياسي «كويه» در مورد دستگاههاي اداري و مردم «كويه» و «شقلاوه»، مردان بزرگي زندگي ميكنند كه مسالمتجو و طرفدار آرامش هستند...
Fo 371/5069 (E 7877) (
جامعه كردستان بخاطر بندهاي مندرج در پيمان «سور» از كنگره صلح پاريس قدرداني ميكند
سند شماره (E 8555) مورخ 20 جولاي 1920، يادداشت «كومهلهي كورد و كوردستان» بعنوان كنگره صلح پاريس است كه توسط سيد عبدالقادر امضا شده است:
سپاس بيپايان ما را بخاطر پذيرش يك مبدأ اتونوميك براي ملت كرد و قائل شدن مشروعيت براي تأسيس يك كردستان مستقل كه به تعالي و بالندگي اين منطقه منجر خواهد شد را بپذيريد...
«كومهلهي كورد و كوردستان» مرزهاي شمالي مناطق كردنشين را ايالات «ارزروم»، «بتليس» و «وان» و مرز غربي را «سنجق» در ملاطيه ميداند. اميدواريم ملت كرد آزادانه در سرزمين كردستان به نشو و نما و بالندگي ادامه دهد. رئيس «كومهلهي كورد و كوردستان» عبدالقادر
Fo 371/5069 (E 8555), From De Rebeck, No 969, Future of
يادداشت شريف پاشا به نمايندگان متفقين
سند شماره (608) (95) (16585) مورخ 29 جولاي 1919، نامه شريف پاشا به «روبرت وانس سيتارت» دبير اول سفارت بريتانيا در پاريس است:
هتل استوريا
20 خيابان ديماسان-8
91: تلگرام: پاريس
29 جولاي 1919
دوست گرامي!
براي جمعبندي سخنان ديروز، يادداشتي آماده نمودهام كه درخواست ميكنم به وزير خارجه «مستربلفور» تقديم داريد. خوشحال خواهم شد كه نظر نهايي وزير خارجه را نيز به اطلاع اينجانب برسانيد، چون من بايد مراجعت نموده به درمان بيماري خود بپردازم. من دورهي درمان خود را به خاطر حضور در هيأت كردي و تداوم ارتباط با نمايندگان كنگره صلح نيمهكاره رها نمودم.
من وجود خود را فداي آرمان ملي كرد نمودهام و ميل دارم عمر باقيمانده را نيز به خدمت به ملتم بگذرانم. انتظار دارم وزير خارجه و مسئولان بلندپايهي بريتانيا يادداشت مرا با دقت تمام مورد بررسي كارشناسانه قرار دهند.
وضعيتي كه اكنون در تركيه وجود دارد، وخامت اقتصادي را به حداكثر رسانيده است. اين وضعيت، به نحو هيچكس نخواهد بود... اميدوارم اين يادداشت مورد توجه «مستر بلفور» قرار گيرد.
